ثبوت نسبت فرزندى در بارورى مصنوعى
(مسئله) گرفتن نطفهى مرد و قراردادن آن در يك رحم ساختگى و مصنوعى و تربيت آن براى ايجاد فرزند، جايز است و بعد از آن فرزند ملحق به صاحب نطفه مىگردد؟
بر حسب ظاهر اين فرزند ملحق به صاحب نطفه بوده و همهى احكام پدرى و پسرى و حتى مسئله ارث در اين مورد مترتب مىگردد، ولى اين فرزند، فرزندى است كه مادر ندارد.
* فصل دوم: تلقيح و بارورى با نطفهى شوهر
(مسئله) بارورى نطفهى زن با نطفهى شوهرش جايز است، ولى در صورتى كه شخص ديگرى غير از شوهر اين عمل را انجام دهد و اين عمل مستلزم نظر به بدن و عورت باشد، جايز نيست و در صورتى كه از اين عمل فرزندى بدست آيد، حكم ساير فرزندان را داشته و فرقى بين اين فرزند با ساير فرزندانى كه از راه طبيعى به وجود مىآيند، نمىباشد.
سؤال (279) نظر مبارك را در مسئلهى تلقيح و بارورى مصنوعى براى كسانى كه قدرت بارورى را نداشته و تلقيح به وسيله ممزوج شدن نطفهى زنى با نطفهى همسرش مىباشد، بيان فرماييد؟
(بسمه تعالى): بارورى مصنوعى به عنوان اولى خود اشكالى ندارد، ولى اگر مستلزم كشف عورت در مقابل اجنبى باشد، جايز نمىباشد و
اگر خود شوهراقدام به اين عمل نمايد، مانعى نخواهد داشت، والله العالم.
1- بارورى مصنوعى با نطفهى شوهر در حال ضرورت
سؤال (280) آيا بارور كردن نطفهى زن با نطفهى شوهرش توسط پزشك خانم در صورتى كه بدست آوردن فرزند ضرورى بوده و مستلزم كشف عورت مىباشد، جايز است؟
(بسمه تعالى): باروركردن نطفهى زن با نطفهى شوهرش به عنوان اولى اشكالى ندارد، ولى چون مستلزم كشف عورت در مقابل پزشك زن مىباشد، حرام مىباشد. بله اگر زن داراى مرضى در رحمش باشد و در اثناء مداواى مرض، پزشك عمل تلقيح را انجام دهد، مانعى ندارد، والله العالم.
2- بارورى نطفهى شوهر در حال حَرَج
سؤال (281) در صورتى كه خانمى مبتلا به مرضى است كه مانع از بارورى و حمل او شده و نطفهى شوهرش در انعقاد نطفه در رحم زن مؤثر نيست كه در نتيجه زن باردار نمىگردد. اكنون اين زن دو مشكل اساسى در زندگى دارد. يكى اينكه ممكن است شوهرش او را طلاق داده و در اين صورت اين زن فرصتى براى زندگى و ازدواج مجدد نخواهد داشت؛ زيرا نوعاً مرد ديگرى راضى به ازدواج با يك زن نازا نخواهد شد
و يا اينكه بايد به ازدواج مجدد شوهرش رضايت دهد كه اين مسئله هم براى او خيلى مشكل و ناگواراست. الف- آيا زن مىتواند اقدام به بارورى مصنوعى نموده و از اين طريق باردار گردد. آيا عمل بارورى مصنوعى كه مستلزم كشف عورت و نظر اجنبى به بدن و عورت زن مىباشد، جايز است؟
(بسمه تعالى): كشف عورت و نظر پزشك به بدن و عورت زن در مقام معالجه و مداوا مانعى ندارد و در غير اين صورت جايز نمىباشد، والله العالم.
ب- آيا از جهت حَرَج و سختى زيادى كه براى زن در جامعه پيش مىآيد و حرفهايى كه راجع به نازا بودن اين زن زده مىشود، عمل بارورى مصنوعى جايز است؟
(بسمه تعالى): جواب اين مسئله از جواب سابق معلوم گرديد، و حرفهاى مردم و حرج و سختى كه به واسطهى حرف آنها كه بر اساس جهالت و بىتوجهى به مسايل شرعى زده مىشود، حكم شرعى را تغيير نمىدهد، والله العالم.
سؤال (282) آيا براى زنى كه مقلد مرحوم آية الله خوئى مىباشد، جايز است كه در هنگام بارورى مصنوعى بدن و عورت خود را در مقابل پزشك مرد ظاهر سازد؟
(بسمه تعالى): اين عمل به نظر آية الله خوئى و ديگر فقهاى بزرگ قدس الله اسرارهم جايز نمىباشد، والله العالم.
3- بارورى با نطفهى شوهر بعد از طلاق رجعى
سؤال (283) آيا زنى كه در طلاق رجعى مىباشد، مىتواند از نطفهى شوهرش جهت عمل بارورى مصنوعى استفاده نمايد و در صورتى كه اين كار را انجام دهد، آيا دوباره به همسرى شوهرش برمىگردد، در صورتى كه اين عمل با اجازهى شوهرش باشد؟
(بسمه تعالى): بارورى با نطفهى شوهر در اثناء طلاق رجعى خالى از اشكال نمىباشد و در صورتى كه اين عمل را انجام داد، عدّهى او با وضع حمل تمام مىشود و در صورتى كه عمل بارورى با اجازه شوهر بوده و شوهر هم از اين اجازه دادن قصد رجوع به همسرش را داشته، رجوع محقق مىشود و در غير اين صورت رجوع محقق نمىشود، والله العالم.
4- بارورى با نطفهى شوهر بعد از وفات او
سؤال (284) آيا جايز است كه زن در زمان عدّه و يا بعد از آن از نطفهى شوهرش كه از دنيا رفته، استفاده نموده و به طريق بارورى مصنوعى خود را باردار نمايد. با توجه به اينكه زن اكنون به همسرى شخص ديگرى درآمده، آيا مىتواند از منى و نطفهى شوهر اول جهت
بارورى استفاده نمايد، آيا در عمل ذكر شده، اجازهى شوهر فعلى شرط مىباشد؟
(بسمه تعالى): اين عمل جايز نمىباشد؛ چون احكام زوجيت و همسرى تا زمان حيات و زندگى شوهر مترتب مىگردد، هر چند بعضى احكام مثل جواز نظر باقى مىماند، والله العالم.
سؤال (285) آيا زنى كه شوهرش از دنيا رفته، مىتواند از منى همسرش كه در بانك منى نگهدارى مىشود، جهت بارورى استفاده نمايد؟
(بسمه تعالى): اين عمل جايز نمىباشد و در صورت اتفاق اين عمل ذكر شده، شوهرى كه از دنيا رفته، پدر بچه و زن بارور شده، مادرش محسوب مىگردد؛ ولى فرزندى كه از اين طريق متولد مىگردد، از پدرش ارث نمىبرد، والله العالم.
5- بارورى مصنوعى جهت تشخيص امراض ژنى
سؤال (286) امروزه نوعى بيمارى در جوامع ظاهر شده كه به آن بيمارى تالاسمى گفته شده و به وسيله وراثت از اشخاص منتقل مىگردد، آثار اين بيمارى را مىتوان در سه چيز خلاصه نمود:
1- متولد شدن اطفال عقب افتاده كه در اصطلاح به آنها منگول گفته مىشود.
2- متولد شدن فرزندان و نوزادانى كه داراى كم خونى شديد بوده، به شكلى كه بايد پيوسته به آنها خون تزريق گردد، علاوه بر اينكه اين
نوزادان به مرور زمان مبتلا به بيمارىهاى مشكل، در بعضى از حواس خود مثل بينايى و شنوايى خواهند شد كه زندگى را بر آنان سخت و دشوار نموده و ادامهى زندگى آنان توام با درد و رنج فراوان خواهد بود.
3- نوزادانى كه از جهت خلقت ظاهرى سالمند، ولى حاوى ژن تالاسمى بوده و مىتوانند آن را به فرزندان و نسل بعد از خود انتقال دهند، آنچه كه در دو احتمال اول و دوم گفته شد، متوجه فرزندان آنها شده و آنها در معرض ابتلا هستند.
با توجه به آنچه گفته شد، علم پزشكى امروز توانايى دارد كه قبل از انعقاد نطفه در رحم مادر به شكلى طبيعى تركيبى از نطفهى مرد و زن را در محيطى خارج از رحم نگه داشته و آن را به شكل مصنوعى بارور سازد و در اولين مرحله از مراحل لقاح تعيين نمايد كه آيا ژن پدر و يا مادر حاوى مرض تالاسمى مىباشد يا خير. در اين فرض زوجين مىتوانند به راحتى پى به سلامت جسمى فرزند خود برده و از بروز هر نوع ابتلا بعد از زايمان جلوگيرى نمايند. اكنون در اين باره سؤالاتى مطرح مىگردد.
الف- آيا پزشكان متخصص در اين زمينه مىتوانند اقدام به عمل بارورى خارج رحم بنمايند يا خير؟
(بسمه تعالى): عملى كه مستلزم نظر پزشك به عورت و جسد زن گردد، جايز نمىباشد و همچنين كشف عورت در نزد پزشك جايز نبوده، مگر در مقام مداوا و معالجهى مرض، والله العالم.
ب- آيا مادر مىتواند بعد از لقاح مصنوعى در خارج رحم و بعد از اطلاع از ناقص بودن و يا مبتلا بودن جنين به تالاسمى آن را از بين برده و از آن چشم پوشى كند؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه پزشك عمل بارورى را در خارج رحم انجام داده، زن مىتواند از جاسازى آن در رحم خود جلوگيرى نمايد، چه جنين سالم باشد و چه ناقص، و شوهرش هم حق ندارد او را مجبور به جاسازى جنين در رحم نمايد، والله العالم.
ج- آيا شوهر مىتواند همسر خود را مجبور به انجام آزمايشات ذكر شده نمايد؟ و بنابر جايز بودن اجبار همسر، آيا در همهى موارد سه گانهى ذكر شده، شوهر حق اجبار دارد؟ البته در صورتى كه پزشك معالج متوجه شود كه جنين از قسم اول و يا دوم مىباشد، از قرار دادن آن به رحم همسر جلوگيرى مىكند، هرچند آن دو به آن رضايت داده باشند، آيا پزشك در صورت رضايت پدر و مادر با قرار دادن جنين مبتلا به رحم مىتواند به رضايت آنان اعتنايى نكرده و آن را در رحم قرار ندهد؟
(بسمه تعالى): جواب اين سؤال از جوابهاى قبل روشن مىشود، والله العالم.
د- آيا اصولًا عمل بارورى مصنوعى نوعى تغيير و تبديل در خلقت خداوند محسوب مىگردد؟
(بسمه تعالى): عمل ذكر شده، تغيير و تبديل خلقت خداوندى نمىباشد ومفهوم تغيير و تبديل خلقت به عنوان مثال در مواردى مثل تغيير زن و تبديل او به مرد و يا بالعكس ثابت مىباشد، والله العالم.
* فصل سوم: بارورى با نطفهى اجنبى
(مسئله) بارور ساختن زن با منى مرد اجنبى چه به واسطهى مرد اجنبى باشد و چه به واسطهى شوهر خودش باشد، جايز نمىباشد و در صورتى كه اين عمل انجام شود و زن بچه دار شود، بچه به مرد صاحب نطفه تعلق داشته و بين بچه و او همهى احكام شرعيهاى نسب؛ مانند ارث مترتب مىگردد، چون فرزند متولد از زنا از مسئلهى ارث مستثنى گرديده و اين مورد از موارد زنا محسوب نمىگردد (هر چند اين عمل حرام مىباشد) و همچنين زنى كه فرزند را بدنيا آورده، مادرش محسوب مىگردد و بين اين بچه و زنى كه او را بدنيا آورده، همهى احكام شرعيهاى نسب مترتب مىگردد و فرقى بين اين فرزند و بقيهى فرزندان مرد صاحب نطفه و زنى كه او را بدنيا آورده، نمىباشد و همچنين از قبيل همين مسئله ذكر شده است كه اگر زنى به وسيلهى عمل حرام مساحقه و يا عمل ديگر منى همسر خود را در رحم زن ديگر قرار دهد و آن زن باردار گردد، در اين صورت فرزند، به صاحب منى و نطفه ملحق مىگردد.