بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 284

سؤال (319) در بسيارى از بيمارستان‌هاى پيشرفته، پزشكان جهت به حركت درآوردن قلبى كه از حركت ايستاده، اقدام به كارى مى‌كنند كه اين كار موجب حركت قلب و كار افتادن آن مى‌باشد؛ مثل اينكه با دست خود محكم به قفسه‌ى سينه‌ى مريض فشار وارد نموده و چند مرتبه اين عمل را انجام مى‌دهند و همچنين بايد از دستگاه تنفس و سرم و داروهاى ديگرى جهت ادامه‌ى حيات مريض استفاده كنند؟

1- آيا جايز است كه پزشك دستور دهد، اين عمل را به خاطر پير بودن مريض و بى‌فايده بودن و مؤثر نبودن آن در تنفس مريض انجام ندهند؟

خوئى (قدس سرّه): در صورتى كه اين عمل در نزد پزشك راجح باشد مانعى ندارد و جايز است، والله العالم.

2- آيا پزشك در مواردى كه مريض مبتلا به سرطانى است كه در همه‌ى بدن او پراكنده شده و هرگز قابل معالجه نمى‌باشد، مى‌تواند اعمالى را كه در سؤال ذكر شده، انجام دهد؟

خوئى (قدس سرّه): در صورتى كه پزشك صلاح بداند، مانعى ندارد، والله العالم.

سؤال (320) در صورتى كه مريض مبتلا به مرگ مغزى گرديده، آيا مى‌توان دستگاه تنفس را از او جدا نمود؟


صفحه 285

(بسمه تعالى): مرگ مغزى كه مورد اصطلاح پزشكان مى‌باشد، مورد احكام مرگ شرعى نبوده و در صورتى كه برداشتن دستگاه تنفس موجب تعجيل در مرگ شخص مريض باشد، جايز نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (321) در صورتى كه شخص مبتلا به مرگ مغزى شده و براى او دستگاه تنفس مصنوعى گذاشته‌اند و از اين دستگاه فقط يك عدد موجود بوده و مريض ديگرى كه نياز به دستگاه مذكور داشته و مريضى او قابل معالجه و بهبودى است وجود دارد. آيا مى‌توان دستگاه تنفس را از مريض اول كه اميدى به بهبودى او نيست، برداشت و براى مريض دوم بكار برد؟

(بسمه تعالى): برداشتن دستگاه در فرض مذكور جايز مى‌باشد، والله العالم.

سؤال (322) در مواردى كه مريض مبتلا به مرگ مغزى شده، آيا بر اولياء او واجب است كه مخارج و هزينه‌ى استمرار معالجه و بقاء زندگى او را كه پرداخت آن برايشان سخت بوده و موجب ضرر به ورثه مى‌گردد، بپردازند؟

(بسمه تعالى): در صورتى كه اولياء شخص مريض به پزشك معالج دستور داده‌اند كه وسيله‌ى تنفس را در بدن مريض نصب كند، بايد به اين عمل ادامه داده، تا خداوند عمر مريض را پايان دهد، ولى اگر پزشكان بدون خواسته‌ى اولياء از جانب خود وسيله ذكر شده را كار گذاشته‌اند، مبلغى را كه بيمارستان در مقابل آن عمل دريافت‌


صفحه 286

مى‌كند. اگر ورثه پرداخت كرده و بيمارستان هم در اين مورد كمكى نكرد، از اموال او استثناء مى‌گردد، والله العالم.

مقصد هفتم: احكام مراجعه به پزشكان‌

* فصل اول: موارد جواز كشف عورت براى بيمار

سؤال (323) در چه حالى جايز است كه زن مريض جهت مداوا عورت خود را در نزد يك پزشك زن ظاهر سازد؟

(بسمه تعالى): در صورتى كه مريض بوده و معالجه‌ى آن متوقف بر اظهار عورت باشد، اشكالى ندارد، والله العالم.

سؤال (324) در صورتى كه پزشك مرد داراى تبحر و مهارت بيشترى از پزشك زن باشد، آيا زن مريض مى‌تواند به پزشك مرد مراجعه نمايد و در صورت جواز، آيا مى‌تواند جهت معالجه بدن خود را به پزشك مرد نشان دهد؟

(بسمه تعالى): در صورتى كه پزشك مرد داراى تبحر و خبرويت بيشترى از پزشك زن باشد، جايز است در مقام معالجه به او مراجعه شود، والله العالم.

سؤال (325) بعضى از مردها در معالجه‌ى زن‌هايشان بسيار سخت مى‌گيرند و با توجه به آنكه پزشك مرد تبحر خاص و تخصص دارد، به‌


صفحه 287

خاطر رعايت شئونات اسلامى آنان را از مراجعه به پزشك مرد منع مى‌كنند، در صورتى كه پزشك زن يا از مرد تخصص كمترى دارد و يا اصلًا در اين تخصص، پزشك زن وجود ندارد، آيا در اين صورت، شرع مقدس مانع اين كار است؟

(بسمه تعالى): از جهت شرع اگر پزشك مرد حاذق تر از پزشك زن باشد، مراجعه به پزشك مرد مانعى ندارد، والله العالم.

سؤال (326) آيا مريض مسلمان مى‌تواند براى انجام عمل جراحى كه ضرورت داشته و برطرف شدن مرض متوقف به آن است به پزشك غير مسلمان رجوع نمايد. با توجه به اينكه اين عمل مستلزم نظر به عورت مريض مسلمان مى‌باشد و آيا اين عمل با توجه به اينكه پزشك مسلمان در آن بيمارستان و يا بيمارستانهاى ديگر وجود دارد، جايز مى‌باشد؟

(بسمه تعالى): در صورتى كه نظر به عورت براى معالجه‌ى مرض باشد، كشف عورت جايز بوده و فرقى بين پزشك كافر و مسلمان نمى‌باشد، والله العالم.

1- كشف عورت و اظهار آن براى پزشك جهت رفع نازايى‌

سؤال (327) آيا نشان دادن عورت به پزشك براى معالجه و درمان نازايى جايز است؟


صفحه 288

(بسمه تعالى): در صورتى كه نازايى جهت مرض در رحم باشد كه معالجه‌ى آن متوقف بر كشف عورت براى پزشك باشد، مانعى ندارد، والله العالم.

سؤال (328) آيا نازايى براى زن از مواردى است كه در رفع آن كشف عورت در نزد طبيب جايز باشد و آيا پزشك مرد مى‌تواند زن‌هايى را كه مبتلا به اين معزل هستند، مداوا نموده و به بدن و يا عورت آنها نظر كند و در صورت حرمت آن، اگر نازايى در زن براى او سخت و مشكل باشد، آيا اين سختى مجوّز رجوع او به پزشك و نشان دادن عورت به او مى‌شود؟

(بسمه تعالى): مجرد دارو دادن و نسخه نوشتن از طرف پزشك مرد به زن نازا مانعى ندارد، اما نشان دادن عورت به پزشك نامحرم فقط در صورت مداواى مرض كه رفع آن متوقف بر كشف عورت است، جايز بوده و نازايى مرض محسوب نمى‌شود، ولى در صورتى كه نازايى به خاطر مرضى در رحم زن باشد كه مداواى آن مرض متوقف بر كشف عورت باشد، مراجعه به پزشك مرد در صورتى كه پزشك زن نباشد، مانعى ندارد، والله العالم.

سؤال (329) آيا زنى كه مبتلا به نازايى است، مى‌تواند عورت خود را به پزشك زن جهت آزمايش و تشخيص علّت نازايى نشان دهد؟


صفحه 289

(بسمه تعالى): در صورتى كه احتمال دهد نازايى به جهت وجود مرضى در رحم اوست كه مانع از حاملگى مى‌گردد و تشخيص آن متوقف بر كشف عورت در نزد پزشك زن باشد، كشف عورت مانعى ندارد، والله العالم.

سؤال (330) آيا خانمى كه چند سال از ازدواج او گذشته و هنوز حامله نشده است، مى‌تواند جهت آزمايش نزد پزشك مرد و يا زن رفته، با توجه به اينكه آزمايش مستلزم كشف عورت مى‌باشد؟

خوئى (قدس سرّه): جايز نمى‌باشد.

تبريزى (قدس سرّه): در صورتى كه از وجود مرض در رحم خود مى‌ترسد و احتمال مى‌دهد كه نازايى هم مستند به آن مرض باشد. براى تشخيص و مداواى آن مرض مى‌تواند در نزد پزشك به مقدار ضرورت كشف عورت نمايد، والله العالم.

2- كشف عورت براى پزشك جهت بچه دار شدن‌

سؤال (331) آيا كشف عورت در نزد دكترى كه متخصص نازايى مى‌باشد، جايز است و آيا فرقى بين دكترى كه خودش اين عمل را انجام مى‌دهد و يا شخص ديگرى كه به دستور پزشك متخصص اقدام به اين عمل مى‌كند، وجود دارد و در صورت جايز بودن، آيا بيشتر از يك مرتبه هم جايز است، يا فقط براى يك مرتبه جايز است؟


صفحه 290

خوئى (قدس سرّه): مجرد نازايى مريضى محسوب نشده و كشف عورت در نزد پزشك زن و يا مرد براى رفع آن جايز نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (332) آيا مراجعه زن به پزشك مرد و يا پزشك زن جهت رفع نازايى كه مستلزم نظر و كشف عورت باشد، جايز است؟

و آيا در اين مسئله فرقى بين صورت معالجه و غير آن وجود دارد، مثل صورتى كه مرضى در زن مى‌باشد كه آن مرض باعث نازايى است؟

خوئى (قدس سرّه): در صورتى كه كشف عورت به خاطر معالجه‌ى مرضى باشد كه بدون كشف عورت علاج آن ممكن نيست و شخص مريض را به سختى و مشقت انداخته، نشان دادن عورت به پزشك مانعى ندارد، والله العالم.

3- كشف عورت براى پزشك در حال ضرورت‌

سؤال (333) نشان دادن عورت به پزشك نامحرم در حال ضرورت چه حكمى دارد؟

(بسمه تعالى): در صورتى كه معالجه‌ى مرض متوقف بر كشف عورت باشد، مانعى ندارد، والله العالم.

سؤال (334) در بعضى از موارد حاملگى در بعضى از زنان، باعث عوارضى مانند خونريزى و يا پايين آمدن فشار و كم كارى كليه‌ها مى‌گردد و در بعضى از موارد اين عوارض باعث مرگ زن باردار مى‌شود.


صفحه 291

آيا زن باردارى كه داراى حالت طبيعى بوده و عوارض قبلى نداشته، ولى مى‌خواهد مطمئن شود كه در آينده مبتلا به اين عوارض نمى‌شود، مى‌تواند اقدام به عمل سونوگرافى كند با توجه به اينكه اين عمل مستلزم كشف عورت در نزد پزشك خانم مى‌باشد و در صورتى كه زن باردار احساس دردهايى مى‌كند كه بعد از مراجعه به پزشك معالج، به او توصيه شده كه عمل سونوگرافى نمايد. آيا اين عمل با توجه به آنچه گفته شد، جايز است؟

(بسمه تعالى): در صورتى كه زن باردار مريض بوده و احتمال دهد كه مريضى او به خاطر بعضى از عوارض باردارى است كه در سؤال ذكر شده، رجوع به پزشك جهت اطمينان به سلامت جسمى، جايز است.

4- كشف عورت براى پزشك به خاطر اطمينان از سلامت‌

سؤال (335) آيا كشف عورت در نزد طبيب و پزشك جهت اطمينان از سلامت جسمى، جايز است؟

(بسمه تعالى): در صورتى كه مداوا و معالجه‌ى مرض متوقف بر كشف عورت باشد، مانعى ندارد، والله العالم.