(بسمه تعالى): عمل مذكور جايز نمىباشد، مگر در صورتى كه ميت غير مسلمان باشد، والله العالم.
سؤال (433) آيا قطع نمودن عضوى از اعضاى ميت مسلمان مانند چشم او و پيوند آن به بدن كسى كه به آن نياز دارد، جايز است. اگر كسانى كه اين عمل را انجام مىدهند، ديهى آن را پرداخت نمايند، تأثيرى در حكم دارد؟
(بسمه تعالى): اين عمل در نزد ما محل اشكال بوده و كسى كه عضو را قطع كند، بايد ديه پرداخت نمايد، والله العالم.
سؤال (434) آيا مىتوان عضوى از بدن ميت را گرفته و به بدن انسان زنده پيوند زد. در صورت جواز، آيا اين حكم منحصر به حفظ حيات كسى است يا مطلقاً جايز است؟
خوئى (قدس سرّه): در صورتى كه جهت حفظ حيات مسلمان اين عمل انجام شود، مانعى نداشته و شخصى كه عضو را قطع مىكند، بايد ديه پرداخت كند.
تبريزى (قدس سرّه): در صورتى كه زندگى كسى به اين عمل توقف داشته باشد، عمل مذكور محل اشكال مىباشد و در صورتى كه متوقف نباشد، حرام است.
* فصل پنجم: پيوند عضو بدن ديوانه و بچه با اجازهى ولى آنها
سؤال (435) آيا پدر مىتواند كليهى يكى از فرزندانش را به فرزند ديگرش پيوند بزند؟
(بسمه تعالى): جايز نمىباشد، والله العالم.
سؤال (436) آيا پيوند كليهى انسان مجنون و ديوانه به بدن انسان عاقلى كه نياز به آن دارد، جايز است؟
(بسمه تعالى): جايز نمىباشد، والله العالم.
* فصل ششم: بخشيدن پوست بدن به ديگرى و احكام آن
سؤال (437) الف- حكم شرعى بخشيدن طبقهى روى پوست براى مريضانى كه مبتلا به سوختگى پوست شدهاند، در هنگام ضرورت و يا غير ضرورت چيست؟ با توجه به اين مطلب كه شخصى كه پوست خود را مىبخشد، هيچگونه ضررى از اين عمل متحمل نشده و پيوند پوست براى او خطرى نمىباشد؟
(بسمه تعالى): بخشيدن پوست بدن در صورتى كه جنايت بر نفس نباشد، مانعى ندارد، والله العالم.
ب- حكم شرعى وضو، غسل و تيمم در صورتى كه پوستى را كه پيوند زدهاند، جزء زندهاى بدن گردد، چيست و در صورتى كه به عنوان
يك عضو زنده محسوب نيامده، بلكه به شكل يك لايهى رويين بدن باشد، چه حكمى خواهد داشت؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه از خود بدن قطعهى پوستى قطع شده و به جاى ديگر بدن شخصى پيوند زده شود، آن پوست پاك مىباشد، ولى در صورتى كه پوست بدن ديگرى را قطع نموده و به بدن انسانى پيوند بزنند، پاكى و طهارت آن در نزد ما محل اشكال مىباشد. و بنابر احتياط واجب مكلف هنگام نماز بايد اول وضو گرفته و بعد از خشك شدن اعضاء در صورتى كه پوست پيوند زده شده، در اعضاى تيمم هم وجود دارد، بايد تيمم هم نمايد. و در آنچه كه ذكر شده، فرقى نمىكند، پوست داراى حس باشد و يا نباشد. بله، چون مسئله در نزد ما بنابر احتياط مىباشد، مكلف مىتواند به مجتهدى كه قايل به طهارت و پاكى اين پوست است، با مراعات شرايط رجوع، رجوع نمايد، والله العالم.
ج- بنابر دو فرض گذشته وظيفهى شخص در حال نماز چگونه است؟
(بسمه تعالى): حكم نمازگزار از جهت طهارت بدن گذشت، اما از جهت نماز، اگر كندن و رفع پوست حرجى و مشكل باشد، نماز خواندن با آن مانعى ندارد، والله العالم.
* فصل هفتم: بخشيدن خون
(مسئله) بخشيدن خون براى بيمارانى كه احتياج به آن دارند، اشكالى ندارد و دهندهى خون مىتواند در مقابل خونى كه مىدهد عوض و قيمت آن را بگيرد.
سؤال (438) در صورتى كه حيات و زندگى كسى متوقف باشد، بر اينكه به او خون بدهند و يا اينكه جزيى از بدن كسى را به او پيوند بزنند. آيا پرداخت و يا اعطاء عضو در اين موارد واجب كفايى محسوب مىگردد؟
خوئى (قدس سرّه): دادن خون براى كسى كه خون دادن براى او ضرر نداشته باشد، وجوب كفايى داشته، اما اعطاء عضو وجوبى ندارد، والله العالم.
تبريزى (قدس سرّه): بلكه اعطاء عضو در صورتى كه جنايت و ظلم بر بدن باشد، جايز نمىباشد.
سؤال (439) در مواردى كه حفظ سلامت و يا جان مريض متوقف است بر اين كه فوراً به او خون رسانده شود.
1- آيا بخشيدن خون براى حفظ جان انسان كافر جايز است؟
(بسمه تعالى): بله جايز است.
2- آيا دريافت مبلغى جهت قيمت خون از شخصى كه خون گرفته، جايز است؟
(بسمه تعالى): جايز است.
3- آيا شخص ديگرى مىتواند در مقابل خونى كه به مريض داده شده، پولى را به دهندهى خون پرداخت نمايد. با توجه به اينكه شخص پول دهنده هيچ ارتباط و نسبتى با مريض ندارد و آيا اين پول كه شخص به دهندهى خون پرداخت نموده، از صدقات محسوب گرديده و ثواب آور است؟
(بسمه تعالى): پرداخت پول به عنوان ثمن و قيمت خون جايز نمىباشد، ولى مىتواند مقدارى پول به دهندهى خون، به عنوان هديه و تقدير از خدمتى كه او به مريض محتاج نموده، پرداخت نمايد و اين عمل از كارهاى نيكى است كه خداوند به آنها ثواب مىدهد.
خون دادن در حسينيهها
سؤال (440) در بحرين يكى از مؤسسات مركزى را با نام امام زمان (ع) احداث نموده و كسانى كه مايل باشند، مىتوانند به اين مركز مراجعه و به بيماران محتاج خون بدهند. در اين مركز در روز نيمهى شعبان عدّهاى از پرستاران و پزشكان حضور پيدا نموده و اقدام به جمع آورى و گرفتن خون براى بيماران مىنمايند. در اين جمع عدهاى از پرستاران زن با حجاب وبعضى ديگر بدون حجاب و پوشش اسلامى حاضر مىشوند و در برخى موارد اين اجتماع در يكى از حسينيههاى بحرين منعقد مىشود و جماعت ذكر شده در يك حسينيه، اقدام به اين
عمل مىكنند. آيا حضور زنان بى حجاب در حسينيه كه مكان مقدّس محسوب مىگردد، جايز است؟
(بسمه تعالى): اين عمل جايز نمىباشد و اشتغال زنان بىحجاب در حسينيهها منافى با احترام اين اماكن بوده و موجب توهين محسوب مىگردد، والله العالم.
مقصد سيزدهم: احكام مبتلايان به ايدز
* فصل اول: انتقال دادن بيمارى ايدز
سؤال (441) آيا كسى كه مبتلا به يك بيمارى مسرى مىباشد (مانند بيمارى ايدز) واجب است از انتقال آن به ديگرى خود دارى كند و بنابر حرمت عمل ذكر شده، دليل بر آن چيست؟ با توجه به اينكه بيمارى ايدز كشنده مىباشد؟
(بسمه تعالى): واجب است كه مريض از انتقال اينگونه بيمارىها به ديگران جلوگيرى نمايد. چنانچه ادله حرمت ضرر زدن به ديگران و قرار دادن جان ديگران در معرض هلاكت بر اين حكم دلالت دارد، والله العالم.
سؤال (442) در صورتى كه جواب سؤال قبل جايز بودن عمل باشد، حكم صورتى كه عمداً اين بيمارى را به ديگران انتقال مىدهد و موجب
كشته شدن انسانهاى ديگر مىگردد، را بيان فرماييد؟ و اگر شخص انتقال دهنده كشته شود، چه حكمى دارد؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه شخص مبتلا قصد كشتن ديگران را داشته باشد و قبل از اينكه شخص مبتلا به ايدز بميرد. كسانى كه مريضى را به آنها منتقل كرده، از دنيا بروند، بايد شخص انتقال دهنده قصاص شود.
و در صورتى كه خود شخص مبتلا زودتر بميرد. بايد ديهى كسانى را كه به سبب انتقال او مردهاند، از اموال او بپردازند.
اما قسمت دوم سؤال: اگر مراد شخص سؤال كننده اين است كه قبل از اينكه شخص مبتلا، بيمارى را به ديگران انتقال دهد، كشتن او جايز است يا خير؟ جواب اين است كه قتل مريض مبتلا قبل از وقوع جرم و جنايت جايز نمىباشد؛ زيرا قصاص قبل از وقوع جنايت حرام است. و دفاع از نفس هم بر قتل مبتلا قبل از حصول جرم منطبق نمىگردد، والله العالم.
سؤال (443) در صورتى كه شخص مبتلا به ايدز و يا بيمارى مسرى كشندهى ديگر براى ايجاد هرج و مرج و اشاعهى فساد در جامعه بيمارى ذكر شده را عمداً انتقال داده و يا قصد انتقال آن را داشته باشد، آيا به اين عمل عنوان مفسد فى الارض اطلاق مىشود، هر چند موجب كشتن شدن كسى نشود؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه جلوگيرى از انتقال مرضش متوقف بر كشتن او باشد قتل او جايز است. بلكه اگر جنبهى دفاع از نفس باشد، واجب است. ولى آنچه در اين مسئله مشكل است، احراز توقف مىباشد و احراز اين فرض در خارج امرى است كه تحقق آن نادر است، والله العالم.
سؤال (444) در صورتى كه شخص مبتلا به مرض ايدز قصد انتقال مرض را داشته، ولى موفق به انتقال آن به ديگران نشده است وقصد او هم از انتقال اشاعهى فحشا و فساد نبوده است، حكم اين فرض چيست؟
(بسمه تعالى): اين عمل از مصاديق تجرّى بر حرام مىباشد و احكام تجرى بر آن بار مىشود و بعيد نيست به جهت قصد اذيت مردم و واقع ساختن آنها در گرفتارى، در اين فرض مستحق تعزير هم باشد، والله العالم.
سؤال (445) در صورتى كه شخصى مبتلا به ايدز باشد، آيا در هنگام ازدواج لازم است به خانمى كه مىخواهد با او ازدواج كند، مريضى خود را اعلام كند. با توجه به اينكه مريضى ايدز به طريق عمل جنسى انتقال پيدا مىكند؟
(بسمه تعالى): اين عمل جايز نمىباشد؛ زيرا موجب ضرر زدن به ديگرى و قرار دادن او در معرض هلاكت مىباشد، والله العالم.