4- خون
سؤال (61) حكم موادى كه از دهان انسان در حال عطسه به بيرون پرتاب مىشود با توجه به اينكه دندان را با طلا و يا نقره و يا با شيء خارجى ديگر پوشانده باشد و لثهها هم خونريزى دارد، چيست؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه نداند آنچه از دهان به بيرون پرتاب شده، مشتمل بر خون است، مواد و مايعات مذكوره محكوم به طهارت مىباشند و هر چيزى هم كه با مواد ذكر شده ملاقات نمايد، نجس نمىشود، والله العالم.
سؤال (62) اگر كسى بداند كه در دندان و يا دهانش خون وجود دارد، سپس شروع به شستن دندانهايش نموده و آنها را مسواك بزند و بعد از آن دوباره با دقت داخل دهان را شسته است و حتى لبهاى خود را با آب شسته تا يقين نمايد كه اثرى از نجاست در دهان و دندان و حتى لبهايش نمانده، ولى بعد از مدتى مىبيند كه مقدارى از خمير دندان در اطراف دهانش باقى مانده است. در اين صورت حوله و وسايلى كه با آنها تماس داشته، چه حكمى دارد؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه نداند آنچه در اطراف دهانش باقى مانده، مشتمل بر خون است، محكوم به طهارت بوده و تماس حوله و چيزهاى ديگر باعث نجاست آنها نمىگردد، والله العالم.
سؤال (63) خونى كه بر روى پوست خشكيده و منجمد شده است، گاهى اوقات به رنگ سياهى درآمده و گاهى اوقات تقريباً به رنگ پوست در مىآيد. آيا در اين صورت پاك مىشود، با توجه به اين كه كندن آن باعث خونريزى مىشود و در صورتى كه شك كند، آيا اين زخم همان خون سابق است يا نه، اين زخم چه حكمى دارد؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه خون و زخم استحاله شده باشد، محكوم به طهارت مىباشد، والله العالم.
سؤال (64) شخصى كه مبتلا به مرضى در بينى مىباشد و هنگامى كه بينى خود را مىشويد، مقدارى از خون خشك شده، همراه فضولات داخل بينى بيرون مىآيد. اكنون سؤال اين است كه حكم فضولات و اخلاطى كه بدون خون از فضاى بينى بيرون مىآيد، چيست؟ خصوصاً در حالى كه شخص مبتلا به آنفولانزا بوده و اخلاط زيادى از بينى او بدون خون بيرون مىآيد، ولى هنگامى كه آب را داخل بينى كرده و استنشاق مىكند، خون تازه بيرون مىآيد؟
(بسمه تعالى): اخلاطى كه از بينى بيرون مىآيد اگر همراه خون نباشد و به وسيلهى ملاقات با خون هم متغير نشده باشد، محكوم به طهارت مىباشد، والله العالم.
سؤال (65) دستگاهى كه به وسيلهى آن كره و روغن از شير گرفته مىشود. اين دستگاه را ده نفر استفاده كردهاند، به اين كيفيت كه شخص
اول شير خود را داخل دستگاه ريخته و بعد از اتمام، شير را خالى كرده و شخص دوم تا نفر دهم به همين ترتيب شيرهاى خود را داخل آن ريختهاند. بعد از مدتى وقتى كه دستگاه مذكور را براى شستشو باز كردهاند، مقدارى خون داخل آن ديده شده است. هماكنون تكليف شيرها وفرآوردهايى كه از اين دستگاه به دست آمده و معلوم نيست اين خون از شير آخرى است يا از شيرهاى ديگر، آيا همهى شيرها نجس مىشود؟
خوئى (قدس سرّه): در فرض مذكور فقط شير آخرى محكوم به نجاست مىباشد و بقيهى شيرها، همگى پاك است.
سؤال (66) آيا مواد تحليلى خون كه به تنهايى از خون جدا شده و تجزيه مىگردد مانند مولكولهاى سفيد رنگ خون يا مولكولهاى قرمز رنگ آن و يا پلاسماى خون به تنهايى محكوم به نجاست مىباشد؟ آيا عمل تحليل و جداسازى مواد تشكيل دهنده، نسبت به خون استحاله محسوب مىگردد؟ و اگر بعد از جداسازى مواد مذكور آنها را داخل كيسههاى مخصوص نموده و به جهت نياز بيماران به آنها تحويل داده شود، چه حكمى دارد؟
(بسمه تعالى): اگر بر اجزاء جدا شده و تجزيه شده، عنوان خون عرفاً صادق نباشد؛ مانند مولكولهاى سفيد رنگ و آنچه در سؤال گفته شده، محكوم به طهارت است.
5- مردار
(مسئله) جزيى كه از بدن انسان زنده جدا مىشود، حكم ميته و مردار را دارد و از حكم مذكور مواردى مانند زگيلها و جوشهايى مانند آبله و پوستهاى مختصر روى لب و زخمهايى كه هنگام بهبودى آنها رسيده و مقدار كمى از پوست كه به ريشههاى مو چسبيده و با آن جدا مىشود و مقدار مختصرى از پوست كه در هنگام خاريدن بدن جدا مىگردد و مانند اينها استثنا شده است و تمامى اين موارد استثناء شده، محكوم به طهارت است.
* فصل دوم: نجاساتى كه وجود آنها در بدن و لباس نمازگزار اشكال ندارد
اوّل: خون جراحات و زخمها و دمبلها وعوارض روى پوست در بدن و لباس نمازگزار تا زمانى كه موارد مذكور بهبود پيدا ننموده است، اشكالى براى نماز ندارد و اين حكم بنابر اقوى در صورتى است كه از بين بردن نجاست خون در بدن و يا لباس مستلزم سختى و مشقت فراوان باشد، ولى در صورتى كه مشقتى براى از بين بردن خون نباشد، از بين بردن آن از بدن و لباس واجب است و اين حكم بنابر اظهر شامل خون بواسير هم مىشود. چه بواسير ظاهر و آشكار و چه مخفى و باطن باشد و همچنين هر زخم و جراحتى، هرچند در باطن بدن بوده، ولى خون آن در خارج بدن ظاهر مىشود، مشمول حكم مذكور مىباشد.
(مسئله) همانگونه كه خون مذكور اشكالى در نماز ايجاد نمىكند. همچنين مايع زرد رنگى كه گاهى اوقات از زخم و جراحت بيرون آمده و با خون آغشته مىگردد، در بدن و در لباس نمازگزار مشكلى ايجاد نمىكند. همچنين حكم ذكر شده، شامل دارويى كه مكلف آن را بر روى زخم و جراحت مىگذارد و آن دارو با خون آغشته مىشود، مىگردد و در صورتى كه بدن عرق كرده، و عرق در موضع زخم و جراحت باشد و با خون آن ملاقات نمايد، مشمول حكم ذكر شده مىباشد و اگر محل عرق كرده، در جايى از بدن باشد كه مىتوان آن را با پارچه پوشاند و از عرق كردن آن جلوگيرى كرد. بنابر احتياط مستحب آن محل را با پارچه و يا دستمالى ببندد.
(مسئله) در صورتى كه جراحات و زخمهاى بدن متعدد باشد، ولى چون نزديك هم هستند در عرف مردم آن را يك زخم مىدانند. در اين مورد حكم يك زخم را دارد؛ بنابراين اگر مقدارى از اين زخم بهبود پيدا نمود، شستن آن تا زمانى كه همهى آن بهبود پيدا ننموده، لازم نمىباشد.
(مسئله) در صورتى كه مكلف شك كند، خونى كه در بدن و يا لباس اوست از خونى است كه در مسايل بالا ذكر شد يا خون ديگرى است، بايد از آن اجتناب نمايد.
مورد دوم: خونى كه در بدن و لباس نمازگزار كمتر از گردى درهم بغلى باشد و حكم مذكور مختص به خونى است كه خون حيوان نجس
العين و خون مردار و خون حيوانى كه خوردن گوشت آن حرام است، نباشد و در موارد مذكوره بايد از آن اجتناب گردد و بنابر احتياط واجب خون حيض و نفاس و استحاضه و مايعى كه با خون ملاقات نموده و متنجس شده است ملحق به اين خونها مىشود، و حكم خون در مسئله ذكر شده را ندارد و بايد از آن اجتناب شود.
(مسئله) در صورتى كه خون از يك طرف لباس به طرف ديگر سرايت كند. يك خون محسوب مىگردد، ولى در صورتى كه از لباس به آستر آن سرايت نمايد، دو خون محسوب مىگردد و بايد ملاحظه نمود كه اگر مجموع آنچه كه به لباس و آستر رسيده، كمتر از درهم بغلى باشد. اجتناب لازم نيست و اگر بيشتر شد، بايد از آن اجتناب نمود.
(مسئله) در صورتى كه خون به لباس رسيده و يا با چيز ديگرى مانند آن ملاقات نمايد، بايد از آن اجتناب نمود.
(مسئله) در صورتى كه در مقدار خونى كه به لباس رسيده، مردد گردد، كه آيا كمتر از درهم بغلى است يا بيشتر، بايد از آن اجتناب نمايد و در صورتى كه مقدار خون كمتر باشد، ولى مكلف شك كند كه آيا خونى است كه اجتناب از آن لازم نيست يا از خونهايى است كه بايد از آن اجتناب شود، در اين صورت اجتناب از خون مذكور لازم نمىباشد و در صورتى كه بعد از نماز بفهمد، خون مذكور از خونهايى است كه بايد از آنها اجتناب شود، خواندن دوبارهى نماز لازم نمىباشد.
(مسئله) بنابر احتياط واجب در تشخيص مقدار درهم، بايد به مقدار گردى سر انگشت سبابه اكتفا نمايد.
قسمت اول: عبادات
احكام نماز