[ترجمه ذكرهاى نماز]
ترجمه اذان و اقامه
*«اللَّهُ اكْبَرُ». خدا از همه چيز و همه كس بزرگتر است.*«اشْهَدُ ان لا الهَ الَّا اللَّهُ». گواهى مىدهم كه جز آفريدگار جهان خدايى نيست.*«اشْهَدُ انَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ». گواهى مىدهم كه محمّد صلى الله عليه و آله پيغمبر خدا است.*«اشْهَدُ انَّ عَلِياً وَلِي اللَّهِ» گواهى مىدهم كه على بن أبي طالب ولى و حجت خدا بعد از پيامبر است.*«حَيَّ عَلَى الصّلاةِ». بشتابيد به سوى نماز.*«حَيَّ عَلَى الفَلاح». بشتابيد به سوى رستگارى.*«حَيَّ عَلَى خَيرِ العَمَلِ». بشتابيد به سوى بهترين كارها.*«قَدْ قامَتِ الصَّلاةُ». نماز برپا شد.*«اللَّهُ اكْبَرُ». خدا از همه بزرگتر است.*«لا الهَ الَّا اللَّهُ». جز آفريدگار جهان خدايى نيست.
ترجمه نماز
تكبيرة الاحرام: «اللَّهُ اكْبَرُ». خداوند از هر كس و هر چيز بزرگتر است.
حمد:«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ».بنام خداوند بخشنده مهربان.*«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ».ستايش، مخصوص خدا، پروردگار جهانيان است.*«الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ».خداى بخشنده مهربان.*«مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ».صاحب روز پاداش (قيامت).*«إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ».تنها تو را مىپرستيم و تنها از تو كمك مىخواهيم.*«اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ».ما را به راه راست هدايت فرما.*«صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ».راه آنان كه به آنها نعمت دادى.*«غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِينَ».نه راه كسانى كه بر آنها خشم شده و نه گمراهان. سوره:«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ».بنام خداوند بخشنده مهربان.*«قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ».بگو اوست خداى يكتا.*«اللَّهُ الصَّمَدُ».خداى بىنياز.*«لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ».
خدايى كه فرزند ندارد و فرزند كسى نيست.*«وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ».و هيچ كسى، همتاى او نيست. ذكر ركوع: «سُبْحانَ رَبِّي الْعَظيمِ وَ بِحَمْدِهِ». خداى بزرگِ خود را منزّه مىدانم و مىستايم. ذكر سجود: «سُبْحانَ رَبِّي الْاعْلى وَ بِحَمْدِهِ». خداوندِ خود را كه از همه بالاتر است، مىستايم و پيراسته مىشمرم. تسبيحات اربعه: «سُبحانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ للَّه وَ لا الهَ الّا اللَّهُ وَ اللَّهُ اكْبَرُ». منزه است خدا، ستايش مخصوص خدا است، جز آفريدگار جهان خدايى نيست و خدا از همه بزرگتر است. تشهّد و سلام: «اشْهَدُ انْ لا الهَ الّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شريكَ لَهُ». گواهى مىدهم كه جز آفريدگار، خدايى نيست و يكتا و بىهمتاست و شريك ندارد.*«وَ اشْهَدُ انَّ مُحمّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُه». و گواهى مىدهم كه محمد صلى الله عليه و آله بنده و فرستاده خداوند است.*«اللّهُمَّ صَلِّ على مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحمّدٍ». خداوندا! بر محمد صلى الله عليه و آله و خاندان او درود فرست.*«السَّلامُ عَلَيْكَ ايُّها النَّبيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ». درود و رحمت و بركات خدا بر تو اى پيامبر.*«السَّلامُ عَلَيْنا وَ على عِبادِ اللَّهِ الصَّالِحينَ».
درود بر ما (نمازگزاران) و بر بندگان صالح خدا.*«السَّلامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ». درود بر شما و رحمت و بركات خدا بر شما.
شَكيّات نماز
[شك در نماز]
گاهى ممكن است نمازگزار در انجام جزئى از نماز شك كند؛ مثلًا نمىداند تشهد را خوانده است يا نه و يا نمىداند يك سجده بجا آورده است يا دو سجده و گاهى در تعداد ركعاتى كه خوانده است شك مىكند، مثلًا نمىداند كه مشغول ركعت سوم است يا چهارم. براى شك در نماز، احكام خاصى است كه بيان تمام موارد آن از حد اين نوشته خارج است، ولى بطور مختصر به بيان اقسام شك و احكام هر كدام مىپردازيم.
شك در اجزاى نماز
مسأله 281: اگر نمازگزار در انجام جزئى از اجزاى نماز شك كند؛ يعنى نمىداند آن جزء را بجا آورده است يا نه، اگر جزء بعدى را شروع نكرده؛ يعنى هنوز از محل آن جزء نگذشته است، بايد آن را بجا آورد. ولى اگر بعد از داخل شدن در جزء بعدى شك پيش آمده؛ يعنى از محل آن گذشته است، به چنين شكى اعتناء نمىشود و نماز را ادامه مىدهد و صحيح است.
مسأله 282: اگر بعد از انجام جزئى از نماز در صحّت آن
شك كند؛ يعنى نمىداند جزئى را كه بجا آورده، صحيح انجام شده است يا نه، در اين صورت به شك خود اعتناء نمىكند؛ يعنى بنا مىگذارد بر صحيح بودن آن و نماز را ادامه مىدهد و صحيح است.
شكهايى كه نماز را باطل مىكند
مسأله 283: اگر در نماز دو ركعتى مثل نماز صبح يا در نماز مغرب شك در شماره ركعتها پيش آيد، نماز باطل است.
مسأله 284: اگر بين يك و بيشتر از يك ركعت شك كند؛ مثلًا يك و دو يا يك و سه، نماز باطل است.
مسأله 285: اگر در نماز نداند چند ركعت خوانده، نماز باطل است.
مسأله 286: هرگاه يكى از شكهايى كه نماز را باطل مىكند پيش آيد، بايد مقدارى فكر كند و چنانچه چيزى يادش نيامد و شك باقى ماند، نماز را به هم مىزند و دوباره شروع مىكند.
مسأله 287: شكهايى كه نبايد به آنها اعتنا كرد:*شك در نماز مستحبى.*شك در نماز جماعت.*شك پس از سلام نماز.*شك بعد از گذشت وقت نماز.
مسأله 288: چنانچه طرف بيشتر شك، نماز را باطل مىكند، بايد بنا را بر كمتر بگذارد؛ مثلًا اگر در نافله صبح شك كند كه دو ركعت خوانده يا سه ركعت، بايد بنا بگذارد كه دو ركعت
خوانده و اگر طرف بيشتر شك نماز را باطل نمىكند؛ مثلًا شك كند كه دو ركعت خوانده يا يك ركعت، به هر طرف شك عمل كند، نمازش صحيح است.
مسأله 289: در نماز جماعت، اگر امام جماعت در شماره ركعتهاى نماز شك كند، ولى مأموم شك نداشته باشد و به امام بفهماند كه ركعت چندم است، امام جماعت نبايد به شك خود اعتناء كند. و همچنين اگر مأموم شك كند ولى امام جماعت شك نداشته باشد، همانگونه كه امام جماعت نماز را انجام مىدهد، او هم عمل مىكند و نمازش صحيح است.
مسأله 290: اگر بعد از سلام نماز شك كند كه نمازش صحيح بوده يا نه؛ مثلًا شك كند ركوع كرده يا نه، يا بعد از سلام نماز چهار ركعتى شك كند كه چهار ركعت خوانده يا پنج ركعت به شك خود اعتنا نكند، ولى اگر هر دو طرف شك او باطل باشد؛ مثلًا بعد از سلام نماز چهار ركعتى شك كند كه سه ركعت خوانده يا پنج ركعت، نمازش باطل است.
مسأله 291: اگر بعد از گذشتن وقت نماز شك كند كه نماز خوانده يا نه، يا گمان كند كه نخوانده، خواندن آن لازم نيست.
ولى اگر پيش از گذشتن وقت شك كند كه نماز خوانده يا نه، يا گمان كند كه نخوانده، بايد آن نماز را بخواند، بلكه اگر گمان كند كه خوانده، بايد آن را بجا آورد.
نماز احتياط
مسأله 292: در مواردى كه نماز احتياط واجب مىشود مثل
شك بين سه و چهار، بايد بعد از سلام نماز، بدون آنكه صورت نماز را بهم بزند و يا يكى از مبطلات نماز را انجام دهد برخيزد و بدون اذان و اقامه تكبير بگويد و نماز احتياط را بخواند.
مسأله 293: فرق نماز احتياط با نمازهاى ديگر:*نيّت آن را نبايد به زبان آورد.*سوره و قنوت ندارد (هر چند دو ركعتى باشد).*آهسته خوانده مىشود و احتياط واجب آن است كه «بسم اللَّه» را نيز آهسته بگويد.
مسأله 294: اگر يك ركعت نماز احتياط، واجب باشد، پس از سجدهها تشهد مىخواند و سلام مىدهد و اگر دو ركعت واجب شده باشد، نبايد در ركعت اول تشهد و سلام بخواند، بلكه بايد يك ركعت ديگر هم (بدون تكبيرة الاحرام) بخواند و در پايان ركعت دوم تشهد بخواند و سلام دهد.
كيفيت سجده سهو
مسأله 295: در مواردى كه سجده سهو واجب مىشود، مانند شك بين چهار و پنج در حالت نشسته، بايد بعد از سلام نماز، به سجده رود و بگويد: «بسم اللَّهِ و بِاللَّهِ وَ صلَّى اللَّهُ على محمّدٍ و آلِهِ» يا «بِسْمِ اللَّه وَ بِاللَّهِ اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» ولى بهتر است بگويد: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ ايُّها النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ»، بعد بنشيند و دوباره به سجده رود و يكى از ذكرهاى بالا را بگويد سپس بنشيند و تشهد و سلام را بخواند.
نماز مسافر
مسأله 296: انسان بايد در سفر، نمازهاى چهار ركعتى را دو ركعت (يعنى شكسته) بجا آورد، به شرط آنكه مسافرتش از هشت فرسخ كمتر نباشد [هشت فرسخ شرعى در حدود 45 كيلومتر است].
مسأله 297: اگر مسافر از جايى كه نمازش تمام است؛ مثل وطن، حد اقل چهار فرسخ برود و چهار فرسخ برگردد، نمازش در اين سفرهم شكسته است.
مسأله 298: كسى كه به مسافرت مىرود، زمانى بايد نمازش را شكسته بخواند كه حد اقل به مقدارى دور شود كه اذان آنجا را نشنود و ديوارهاى آنجا را نبيند و چنانچه قبل از آنكه به اين مقدار دور شود، بخواهد نماز بخواند، بايد تمام بخواند.
مسأله 299: اگر به جايى مىرود كه دو راه دارد، يك راه آن كمتر از هشت فرسخ و راه ديگر آن هشت فرسخ يا بيشتر باشد، اگر از راهى كه هشت فرسخ است برود، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر از راهى كه هشت فرسخ نيست برود، بايد نماز را چهار ركعتى بخواند؛ مثلًا اگر از وطن به روستايى مىرود كه دو راه دارد؛ يك راه چهار فرسخ است و راه ديگر سه فرسخ، اگر از راه اوّل (چهار فرسخ) برود و از همان راه برگردد، نمازش در بين راه و در آن روستا شكسته است. ولى اگر از اين