است، بايد نمازش را تمام بخواند و لازم نيست دوباره قصدِ ماندن ده روز كند.
مسأله 311: اگر مسافر از قصد ده روز برگردد: الف: قبل از خواندن نماز چهار ركعتى از قصد خود برگردد؛ بايد نماز را شكسته بخواند. ب: بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى از قصد خود برگردد؛ تا وقتى كه در آنجا هست، بايد نماز را تمام بخواند.
نماز قضا
نماز قضا، نمازى را گويند كه بعد از وقت خوانده شود.
مسأله 312: انسان بايد نمازهاى واجب را در وقت معين آن بخواند و چنانچه بدون عذر نمازى از او قضا شود، گناهكار است و بايد توبه كرده و قضاى آن را هم بجا آورد.
مسأله 313: در دو مورد بجا آوردن قضاى نماز واجب است: الف: نماز واجب را در وقت آن نخوانده باشد. ب: بعد از وقت متوجه شود نمازى كه خوانده باطل بوده است.
مسأله 314: كسى كه نماز قضا دارد، نبايد در خواندن آن كوتاهى كند، ولى واجب نيست فوراً آن را بجا آورد.
مسأله 315: قضاى نمازهاى روزانه كسى كه ترتيب قضا شدن خود را مىداند، بنا بر احتياط واجب بايد به ترتيب خوانده شود؛ مثلًا كسى كه يك روز نماز عصر و روز بعد نماز صبح را نخوانده، بايد اوّل نماز عصر و بعد از آن نماز صبح را قضا كند. كسى كه نمازى از او قضا مىشود به احتياط واجب قبل از نماز واجب بعدى بايد قضاى آن را بخواند و در اين مورد رعايت ترتيب لازم نيست.
مسأله 316: كسى كه مىداند نماز قضا دارد، ولى تعداد آنها را نمىداند؛ مثلًا نمىداند چهار تا بوده يا پنج تا، چنانچه كمتر را بخواند كافى است.
مسأله 317: اگر تعداد آنها را مىدانسته، ولى فراموش كرده
است، احتياط واجب آن است كه مقدار بيشتر را بخواند.
مسأله 318: نماز قضا را با جماعت مىتوان خواند، چه نماز امام جماعت ادا باشد يا قضا و لازم نيست هر دو، يك نماز را بخوانند؛ مثلًا اگر نماز قضاى صبح را با نماز ظهر يا عصر امام بخواند، اشكال ندارد.
مسأله 319: اگر مسافرى كه بايد نماز را شكسته بخواند، نماز ظهر يا عصر يا عشاء از او قضا شود، بايد آن را دو ركعتى بجا آورد، اگر چه در غير سفر بخواهد قضاى آن را بجا آورد.
مسأله 320: در سفر نمىتوان روزه گرفت حتى اگر روزه قضا باشد، ولى نماز قضا مىتوان بجا آورد.
مسأله 321: اگر در سفر بخواهد نمازهايى را كه در غير سفر قضا شده است بجا آورد، بايد نمازهاى ظهر و عصر و عشا را چهار ركعتى قضا كند.
مسأله 322: نماز قضا را در هر وقتى مىتوان بجا آورد؛ يعنى قضاى نماز صبح را مىتوان ظهر يا شب خواند.
نماز قضاى پدر و مادر
مسأله 323: تا انسان زنده است اگر چه از خواندن نماز خود عاجز باشد، ديگرى نمىتواند نمازهاى او را قضا كند.
مسأله 324: پس از مرگ پدر، نماز و روزههايى را كه بجا نياورده باشد، بر پسر بزرگتر او واجب است آن نماز و روزهها را قضا كند.
مسأله 325: احتياط واجب آن است كه پسر بزرگتر نماز و روزه قضاشده مادر را نيز بجا آورد.
نماز جماعت
وحدت امّت اسلامى، از جمله مسائلى است كه اسلام به آن اهميّت بسيارى داده است و براى حفظ و ادامه آن برنامههاى ويژهاى دارد؛ يكى از آنها نماز جماعت است. در نماز جماعت، يكى از نمازگزاران كه داراى ويژگى خاصى است پيشاپيش جمعيت مىايستد و ديگران در صفوفى منظم، پشت سر او و هماهنگ با او نماز را بجا مىآورند. كسى كه در اين نمازِ دسته جمعى پيشاپيش جمعيت مىايستد، «امام جماعت» است و كسى كه پشت سر او در نماز از او پيروى مىكند، «مأموم» است.
اهمّيت نماز جماعت
گذشته از آن كه در روايات زيادى براى نماز جماعت اجر و پاداش بسيارى وارد شده است، با دقّت در برخى از مسائل احكام به اهميّت اين عبادت پى مىبريم. اينك به برخى از آنها اشاره مىكنيم.
مسأله 326: شركت در نماز جماعت براى هر كس مستحب است، به ويژه براى همسايه مسجد.
مسأله 327: مستحب است انسان صبر كند كه نماز را به جماعت بخواند.
مسأله 328: نماز جماعت هر چند اوّل وقت خوانده نشود، از نماز فُراداىِ[1]اوّل وقت بهتر است.
مسأله 329: نماز جماعتى كه مختصر خوانده مىشود، از نماز فُرادايى كه آن را طول بدهد بهتر است.
مسأله 330: سزاوار نيست انسان بدون عذر، نماز جماعت را ترك كند.
مسأله 331: حاضر نشدن به نماز جماعت از روى بىاعتنايى به آن جايز نيست.
شرايط نماز جماعت
مسأله 332: هنگام برپايى نماز جماعت، شرايط زير بايد مراعات شود: 1- مأموم از امام جلوتر نايستد، بلكه احتياط واجب آن است كه كمى عقبتر بايستد. 2- جايگاه امام جماعت از جايگاه مأمومين بالاتر نباشد. 3- فاصله امام و مأموم و فاصله صفها زياد نباشد و احتياط آن است كه فاصله بيش از يك گام نباشد. 4- بين امام و مأموم و همچنين بين صفها چيزى مانند ديوار يا پرده مانع نباشد، ولى نصب پرده و مانند آن بين صفِ
[1]. نمازى كه به تنهايى خوانده شود و به جماعت خوانده نشود «نماز فُرادا» نام دارد.
مردها و زنها اشكال ندارد.
مسأله 333: امام جماعت بايد بالغ و عادل باشد و نماز را بطور صحيح بخواند.
پيوستن به نماز جماعت (اقتدا كردن)
مسأله 334: در هر ركعت، تنها در بين قرائت و در ركوع مىتوان به «امام» اقتدا كرد. پس اگر به ركوع امام جماعت نرسد، بايد در ركعت بعد اقتدا كند و اگر تنها به ركوع امام جماعت هم برسد، يك ركعت به حساب مىآيد.
مسأله 335: حالتهاى مختلف پيوستن به نماز جماعت: در ركعت اوّل 1- در ابتداى نماز يا در حين قرائت به امام جماعت اقتدا كند: مأموم حمد و سوره را نمىخواند و بقيّه اعمال را با امام جماعت بجا مىآورد. 2- در ركوع: ركوع و بقيه اعمال را با امام جماعت بجا مىآورد و حمد و سوره براى آن ركعت ساقط است. در ركعت دوّم 1- از اول ركعت دوم يا در حين قرائت: مأموم حمد و سوره را نمىخواند و با امام قنوت و ركوع و سجده را بجا مىآورد و آنگاه كه امام جماعت تشهد مىخواند، بنا بر احتياط واجب بايد به صورت نيمخيز، بنشيند[1]و اگر نماز دو ركعتى است،
[1]. به اين عمل «تَجافى» گفته مىشود.
يك ركعت ديگر به تنهايى بخواند و نماز را تمام كند. و اگر سه يا چهار ركعتى است، در ركعت دوّم كه امام جماعت در ركعت سوّم مىباشد، حمد و سوره را بخواند (هر چند امام جماعت تسبيحات بخواند) و آنگاه كه امام جماعت ركعت سوّم را تمام كرد و براى ركعت چهارم برمىخيزد، مأموم بايد پس از دو سجده، تشهد بخواند و براى خواندن ركعت سوّم برخيزد و در ركعت آخر نماز كه امام جماعت با تشهد و سلام، نماز را به پايان مىبرد، يك ركعت ديگر مىخواند. 2- در ركوع: ركوع را با امام جماعت بجا مىآورد و بقيّه نماز را همانگونه كه گفته شد، انجام مىدهد و حمد و سوره براى آن ركعت ساقط است. در ركعت سوّم 1- در حين قرائت: زمانى كه مىداند اگر اقتدا كند، براى خواندن حمد و سوره و يا حمد تنها وقت دارد، مىتواند اقتدا كند و بايد حمد و سوره يا فقط حمد را بخواند. و اگر مىداند فرصت ندارد، بنا بر احتياط واجب بايد صبر كند تا امام جماعت به ركوع رود، سپس به او اقتدا كند. 2- در ركوع: چنانچه در ركوع اقتدا كند، ركوع را با امام بجا مىآورد و حمد و سوره براى آن ركعت ساقط است و بقيه نماز را همانگونه كه قبلًا بيان شد، بجا مىآورد. در ركعت چهارم 1- در حين قرائت: حكم اقتدا در ركعت سوّم را دارد و آنگاه كه امام جماعت در ركعت آخر نماز براى تشهد و سلام
مىنشيند، مأموم مىتواند برخيزد و نمازش را به تنهايى ادامه دهد و مىتواند بطور نيمخيز بنشيند تا تشهد و سلام امام جماعت تمام شود و سپس برخيزد. 2- در ركوع: ركوع و سجدهها را با امام بجا مىآورد، (در حالى كه ركعت چهارم امام و ركعت اوّل مأموم است) و بقيه نماز را همانگونه كه گذشت، انجام مىدهد.
احكام نماز جماعت
مسأله 336: اگر امام جماعت يكى از نمازهاى يوميّه را مىخواند، هر كدام از نمازهاى يوميّه را مىتوان به او اقتدا كرد.
بنابراين اگر امام نماز عصر را مىخواند، مأموم مىتواند، نماز ظهر را به او اقتدا كند. و اگر مأموم پس از آنكه نماز ظهر را خواند، جماعت برپا شود، مىتواند نماز عصر را به ظهرِ امام جماعت اقتدا كند.
مسأله 337: مأموم مىتواند نماز قضاى خود را به نماز اداى امام اقتدا كند، هر چند قضاى نمازهاى ديگر يوميّه باشد؛ مثلًا امام جماعت نماز ظهر را مىخواند و او قضاى نماز صبح را.
مسأله 338: نماز جماعت حدّ اقل با دو نفر برپا مىشود؛ يعنى يك نفر امام و يك نفر هم مأموم، مگر در نماز جمعه و عيد فطر و عيد قربان.
مسأله 339: نمازهاى مستحبى را نمىتوان به جماعت خواند، مگر نماز طلب باران.[1]
[1]. به اين نماز «استسقاء» گفته مىشود.