بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 147

روزه‌

يكى ديگر از كارهاى واجب و برنامه‌هاى اسلام براى خودسازى انسانها «روزه» است، روزه آن است كه انسان از اذان صبح تا مغرب براى اطاعت فرمان خداوند از برخى كارها كه شرح آنها خواهد آمد، بپرهيزد.

نيّت روزه‌

مسأله 368: روزه از عبادات است و بايد براى انجام فرمان خداوند بجا آورده شود و اين همان «نيّتِ» روزه است.

مسأله 369: انسان مى‌تواند در هر شبى از ماه رمضان براى روزه فرداى آن نيّت كند و بهتر است كه شب اوّل ماه هم نيّت روزه همه ماه را بنمايد.

مسأله 370: لازم نيست نيّت روزه را به زبان بگويد، بلكه همين قدر كه براى انجام دستور خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب كارى كه روزه را باطل مى‌كند انجام ندهد، كافى است.


صفحه 148

مُبطلات روزه‌

مسأله 371: روزه‌دار بايد از اذان صبح تا مغرب از برخى كارها بپرهيزد و اگر يكى از آنها را انجام دهد، روزه‌اش باطل مى‌شود. به مجموعه اين كارها «مُبطلاتِ روزه» مى‌گويند، كه از جمله آنهاست:*خوردن و آشاميدن.*رساندن غبار غليظ به حلق.*فرو بردن تمام سر در آب.*قى كردن.*دروغ بستن به خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام.*باقى ماندن بر جنابت و حيض و نفاس تا اذان صبح.*استمنا. بجز آنچه گفته شد، كارهاى ديگرى نيز روزه را باطل مى‌كند كه براى آشنايى با آنها مى‌توانيد به رساله توضيح المسائل، مسأله 1645 صفحه 323 مراجعه كنيد.

احكام مُبطلات روزه‌

خوردن و آشاميدن‌

مسأله 372: اگر روزه‌دار عمداً چيزى بخورد يا بياشامد، روزه‌اش باطل مى‌شود.

مسأله 373: اگر كسى عمداً چيزى را كه لاى دندانش مانده‌


صفحه 149

است فرو برد، روزه‌اش باطل مى‌شود.

مسأله 374: فرو بردن آب دهان، روزه را باطل نمى‌كند، هر چند زياد باشد.

مسأله 375: اگر روزه‌دار به سبب فراموشى (يادش نيست كه روزه است) چيزى بخورد يا بياشامد، روزه‌اش باطل نمى‌شود.

مسأله 376: انسان نمى‌تواند بخاطر ضعف روزه را بخورد، ولى اگر ضعف او به قدرى است كه معمولًا نمى‌شود آن را تحمل كرد، خوردن روزه اشكال ندارد. تزريق آمپول‌

مسأله 377: روزه دار بايد از تزريق سرم و آمپولى كه به جاى غذا به كار مى‌رود خوددارى كند، ولى ساير آمپولها اشكال ندارد. رساندن غبار غليظ به حلق‌

مسأله 378: اگر روزه‌دار غبار غليظى به حلق برساند، روزه‌اش باطل مى‌شود چه غبار خوراكى‌ها باشد مانند آرد يا غير خوراكى مانند خاك.

مسأله 379: بخار غليظ و دود سيگار و تنباكو بنا بر احتياط واجب روزه را باطل مى‌كند. فرو بردن تمام سر در آب‌

مسأله 380: اگر روزه‌دار عمداً تمام سر را در آب فرو برد،


صفحه 150

بنابر احتياط واجب روزه‌اش باطل مى‌شود.

مسأله 381: اگر روزه‌دار بى‌اختيار در آب بيفتد و تمام سر او را آب بگيرد يا فراموش كند كه روزه است و سر در آب فرو برد روزه او باطل نمى‌شود، ولى همين كه فهميد بايد فوراً سر را از آب بيرون آورد. قى كردن‌

مسأله 382: هرگاه روزه‌دار عمداً قى كند، هر چند به سبب بيمارى باشد، روزه‌اش باطل مى‌شود.

مسأله 383: اگر روزه‌دار نداند روزه است يا بى‌اختيار قى كند، روزه‌اش باطل نمى‌شود.

قضا و كفّاره روزه‌

روزه قضا

مسأله 384: اگر كسى روزه ماه رمضان را به واسطه عذرى (بيمارى، سفر و ...) نگيرد، بايد بعد از ماه رمضان قضاى آن را بجا آورد. كفاره روزه‌

مسأله 385: كسى كه بدون عذر روزه خود را با يكى از مبطلات روزه باطل كند، بايد قضاى آن را بجا آورده و يكى از اين كارها را نيز انجام دهد، و اين همان كفاره روزه است:*آزاد كردن يك بَرده.


صفحه 151

*دو ماه روزه گرفتن كه سى و يك روز آن بايد پى‌درپى باشد.*سير كردن شصت فقير يا دادن يك مُدّ طعام‌[1]به هر يك از آنها. كسى كه كفّاره بر او واجب مى‌شود، بايد يكى از كارهاى فوق را انجام دهد، و چون امروزه «برده» به معناى فقهىِ آن يافت نمى‌شود، مورد دوّم يا سوّم را انجام مى‌دهد و اگر هيچ يك از اينها برايش مقدور نيست، بايد يا 18 روز روزه بگيرد و يا چند مدّ طعام (به مقدارى كه مى‌تواند) به فقير بدهد. و اگر هيچ‌كدام را نتواند انجام دهد، هر قدر از اين دو را كه مى‌تواند عمل كند و اگر آن را هم نتواند انجام دهد، بايد استغفار كند البته احتياط واجب آن است كه اگر بعداً بتواند، كفّاره را بدهد.

احكام قضا و كفّاره روزه‌

مسأله 386: لازم نيست قضاى روزه را فوراً بجا آورد، ولى بنابر احتياط واجب بايد تا رمضان سال بعد، انجام دهد.

مسأله 387: انسان نبايد در بجا آوردن كفاره كوتاهى كند، ولى لازم نيست فوراً آن را انجام دهد و اگر چند سال بر آن بگذرد چيزى بر آن اضافه نمى‌شود.

مسأله 388: اگر به سبب عذرى مانند سفر، روزه نگرفته و پس از رمضان عذر او برطرف شود و تا رمضان سال بعد عمداً

[1]. مدّ طعام تقريباً ده سير (750 گرم) گندم يا جو و مانند اينهاست.


صفحه 152

قضاى آن را بجا نياورد، بايد علاوه بر قضا، براى هر روز يك مُدّ طعام به فقير بدهد و اگر با عذر قضاى آن را بجا نياورد بنابر احتياط واجب، علاوه بر قضا بايد يك مُدّ طعام هم به فقير بدهد.

مسأله 389: اگر به سبب بيمارى نتواند روزه بگيرد و آن بيمارى تا رمضان سال بعد طول بكشد قضاى آن ساقط مى‌شود، ولى بايد براى هر روز يك مُد طعام به فقير بدهد.

روزه مسافر

مسأله 390: مسافرى كه بايد نمازهاى چهار ركعتى را در سفر دو ركعت بخواند، نمى‌تواند در آن سفر روزه بگيرد، ولى بايد قضاى آن را بجا آورد. و مسافرى كه نمازش را تمام مى‌خواند؛ مثل كسى كه شغل او سفر است، بايد در سفر روزه بگيرد.

مسأله 391: اگر روزه‌دار بعد از ظهر مسافرت كند، بايد روزه خود را تمام كند و صحيح است.

مسأله 392: اگر روزه‌دار پيش از ظهر مسافرت كند، وقتى به «حدّ ترخّص» برسد؛ يعنى به جايى برسد كه صداى اذان شهر را نشنود و ديوارهاى آن را نبيند، بايد روزه خود را باطل كند و اگر پيش از آن روزه را باطل كند، علاوه بر قضا، بنابر احتياط واجب كفّاره هم دارد.

مسأله 393: مسافرت در ماه رمضان اشكال ندارد، ولى اگر براى فرار از روزه باشد، مكروه است.


صفحه 153

مسأله 394: اگر مسافر، پيش از ظهر به وطنش برسد، يا به جايى برسد كه مى‌خواهد ده روز در آنجا بماند، چنانچه تا آن وقت، كارى كه روزه را باطل مى‌كند انجام نداده، بايد آن روز را روزه بگيرد و اگر انجام داده، روزه آن روز واجب نيست و بعداً بايد قضاى آن را بجا آورد.

مسأله 395: اگر مسافر بعد از ظهر به وطنش يا به جايى كه مى‌خواهد ده روز بماند برسد، نبايد آن روز را روزه بگيرد.

زكات فِطره‌

مسأله 396: پس از پايان يافتن ماه مبارك رمضان؛ يعنى در روز عيد فطر، بايد مقدارى از مال خود را به عنوان زكات فطره به فقير داد.

مقدار زكات فطره‌

مسأله 397: مقدار زكات فطره براى خود انسان و كسانى كه نان‌خور او هستند؛ مانند همسر و فرزند، هر نفر يك صاع (تقريباً سه كيلو) مى‌باشد.

جنس زكات فطره‌

مسأله 398: جنس زكات فطره، گندم، جو، خرما، كشمش، برنج، ذرّت و مانند اينهاست، و اگر پول يكى از اينها داده شود كافى است.


صفحه 154

خُمس‌

يكى از وظايف اقتصادى مسلمانان، پرداختن «خُمس» است كه در برخى از چيزها بايد 15 آنها را براى مصارف مشخصى به مرجع تقليد خود بپردازند.

مسأله 399: در هفت چيز، خُمس واجب است: 1- در آمد كسب. 2- معدن. 3- گنج. 4- غنائم جنگى. 5- جواهرى كه با فرو رفتن در دريا به دست آيد. 6- مال حلال مخلوط به حرام. 7- زمينى كه كافر ذِمّى‌[1]از مسلمانى بخرد.

[1]. مسيحيان و يهوديان و زردشتيانى كه با حاكم اسلامى پيمان بسته‌اند تا ماليات معينى را بپردازند و شرايط خاصى كه در كتاب‌هاى مفصل فقهى آمده، پذيرفته‌اند و در عوض، جان و مال آنها در امان است «كافر ذمّى» مى‌باشند.