زكات
يكى ديگر از وظايف مهم اقتصادى مسلمانان، پرداخت زكات است. از اهميت زكات همين بس كه در قرآن مجيد بارها پس از نماز آمده و نشانه ايمان و عامل رستگارى دانسته شده است. در روايات متعددى كه از معصومين عليهم السلام نقل شده آمده است: «كسى كه از پرداخت زكات امتناع ورزد، از دين خارج است». زكات هم مانند خمس موارد معينى دارد، يك قسم از آن هر سال در روز عيد فطر پرداخته مىشود و تنها بر كسانى كه قدرت پرداخت آن را (از نظر مالى) دارند واجب است، مسائل اين نوع از زكات در پايان بحث روزه گذشت. قسم ديگر، زكات اموال است، ولى چنين نيست كه تمام اموال مردم مشمول اين قانون باشد، بلكه تنها نُه چيز است كه زكات دارد.
مسأله 405: اموالى كه پرداخت زكات آنها واجب مىباشد
عبارت است از: گندم، جو، خرما، كشمش، شتر، گاو، گوسفند، طلا و نقره.
مسأله 406: زكات در صورتى واجب مىشود كه مورد زكات به حدّ نصاب برسد. نصاب هر يك و مقدار زكات آنها در جدول زير آمده است:
ر/ نوع مال/ نصاب/ مقدار زكات
1/ گندم/ 847 كيلوگرم/*10/ 1، در صورتى كه با آب باران و آب رودخانه آبيارى شده است*20/ 1، در صورتى كه با آب دستى و دلو و موتورپمپ آبيارى شده است.
*40/ 3، در صورتى كه با هر دو آبيارى شده است.
2/ جو/ 847 كيلوگرم/*10/ 1، در صورتى كه با آب باران و آب رودخانه آبيارى شده است*20/ 1، در صورتى كه با آب دستى و دلو و موتورپمپ آبيارى شده است.
*40/ 3، در صورتى كه با هر دو آبيارى شده است.
3/ خرما/ 847 كيلوگرم/*10/ 1، در صورتى كه با آب باران و آب رودخانه آبيارى شده است*20/ 1، در صورتى كه با آب دستى و دلو و موتورپمپ آبيارى شده است.
*40/ 3، در صورتى كه با هر دو آبيارى شده است.
4/ كشمش//*10/ 1، در صورتى كه با آب باران و آب رودخانه آبيارى شده است*20/ 1، در صورتى كه با آب دستى و دلو و موتورپمپ آبيارى شده است.
*40/ 3، در صورتى كه با هر دو آبيارى شده است.
5/ شتر/ اولين نصاب/ يك گوسفند
5/ شتر/ تا 25 شتر/ هر 5 شتر يك گوسفند
5/ شتر/ 26 شتر/ يك شتر
6/ گاو/ 30 گاو/ يك گوساله يك ساله
7/ گوسفند/ 40 گوسفند/ يك گوسفند
8/ طلا/ 15 مثقال/ 40/ 1
9/ نقره/ 105 مثقال/ 40/ 1
يادآورى: شتر، گاو و گوسفند، نصابهاى ديگرى نيز دارد كه براى آشنايى با آنها مىتوانيد به رساله توضيح المسائل، مسأله 1978 به بعد مراجعه كنيد.
احكام زكات
مسأله 407: اگر حيوان در تمام سال از علف بيابان بچرد، زكات آن واجب است. پس اگر در تمام سال يا مدّتى از آن، از علف چيده شده يا كاشته شده بخورد، زكات ندارد.
مسأله 408: زكات طلا و نقره در صورتى واجب است كه به صورت سكّهاى باشد كه معامله با آن رواج دارد، بنابراين آنچه امروزه بانوان به عنوان زيور استفاده مىكنند، زكات ندارد.
مسأله 409: پرداخت زكات از عبادات است و بايد آنچه مىپردازد به نيّت زكات و با قصد قربت باشد.
مصرف زكات
مسأله 410: مصرف زكات هشت مورد است كه مىتوان آن را در تمام يا برخى موارد آن مصرف كرد و بعضى از آن موارد بدين قرار است: فقير و مسكين. بدهكارى كه نمىتواند قرض خود را بدهد. غير مسلمانانى كه اگر به آنها زكات داده شود، به دين اسلام مايل مىشوند يا در جنگ به مسلمانان كمك مىكنند. در راه خدا؛ يعنى در كارهايى كه نفع آن به عموم مسلمانان مىرسد و آنچه براى اسلام نفع داشته باشد؛ مانند ساختن جاده، پل و مسجد.[1]
[1]. براى آشنايى با ساير موارد مصرف زكات مىتوانيد به رساله توضيح المسائل مسأله 1993 مراجعه كنيد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
احكام خريدوفروش
مسأله 411: يادگرفتن احكام معامله به مقدارى كه مورد احتياج مىباشد، واجب است.
مسأله 412: خريدوفروش آلات لهو كه فقط در حرام استفاده مىشود، حرام است.
مسأله 413: اگر چيزى را كه مىتوان استفاده حلال از آن بُرد به اين شرط بفروشد كه در حرام مصرف كنند؛ مثلًا انگور را به اين قصد بفروشد كه از آن شراب تهيه نمايند، معامله آن حرام و بنا بر احتياط واجب باطل است.
مسأله 414: خريد و فروش، نگهدارى، نوشتن، خواندن و درس دادن كتابهاى گمراهكننده حرام است، مگر زمانى كه براى هدفى صحيح باشد؛ مثلًا براى پاسخ دادن به اشكالهاى آن.
مسأله 415: فروختن جنسى كه با چيز ديگر مخلوط است، در صورتى كه آن چيز معلوم نباشد و فروشنده هم به خريدار نگويد، حرام است؛ مثلًا شير را با آب مخلوط كند و بفروشد
(اين عمل را غشّ در معامله مىگويند).
مسأله 416: در معامله بايد خصوصيات جنسى كه مورد خريدوفروش واقع مىشود معلوم باشد، ولى گفتن خصوصياتى كه گفتن و نگفتن آنها تأثيرى در ميل و رغبت مردم نسبت به آن كالا ندارد، لازم نيست.
مسأله 417: خريدوفروش دو كالاى همجنس، كه با وزن يا پيمانه مىفروشند، به زيادتر «رِبا» و حرام است؛ مثلًا يك تُن گندم بدهد و يك تن و 200 كيلوگرم گندم بگيرد. يا يك مَن برنج بدهد و يك مَن برنج و صد تومان بگيرد.
مسأله 418: مستحب است فروشنده در قيمت بين مشترىها فرق نگذارد و در قيمت جنس سختگيرى نكند و درخواست بهم زدن معامله را بپذيرد.
مسأله 419: قسم خوردن در معامله اگر راست باشد مكروه و اگر دروغ باشد حرام است.
بهم زدن معامله
مسأله 420: در برخى موارد فروشنده يا خريدار مىتوانند معامله را بهم بزنند كه از جمله آنهاست:*خريدار يا فروشنده گول خورده باشد.*در هنگام معامله توافق كردهاند كه تا مدت معينى، هر دو يا يكى از آنها بتوانند معامله را بهم بزنند؛ مثلًا هنگام خريدوفروش بگويند: هر كس پشيمان شد تا سه روز ديگر مىتواند پس بدهد.
*خريدار و فروشنده از محل معامله متفرق نشده باشند؛ مثلًا از صاحب مغازه كالايى را خريدارى كرده، قبل از آنكه آن محل را ترك كند مىتواند آن را پس دهد.*كالايى كه خريده است معيوب بوده و بعد از معامله بفهمد.*فروشنده براى كالاى خود كه خريدار آن را نديده، خصوصياتى را بيان كرده و بعداً معلوم شود آنگونه نبوده است؛ مثلًا بگويد اين دفتر 200 برگ است بعداً معلوم شود كمتر است.
مسأله 421: اگر بعد از معامله عيب مال را بفهمد و فوراً آن را بهم نزند بنابر احتياط واجب ديگر حق بهم زدن معامله را ندارد، مگر زمانى كه حكم مسأله را نمىدانسته است.
قَرض
قرض دادن از كارهاى مستحبى است كه در قرآن و روايات، راجع به آن سفارش فراوان شده است و قرض دهنده در روز قيامت پاداش بسيارى خواهد داشت.
اقسام قرض
1- مدت دار: يعنى هنگام قرض دادن مشخص شده است كه قرضگيرنده چه موقع بدهى را بپردازد. 2- بدون مدت: قرضى كه زمان پرداخت، در آن مشخص نشده است.
احكام قرض
مسأله 422: اگر قرض مدتدار باشد طلبكار نمىتواند پيش از تمام شدن آن مدت، طلب خود را درخواست كند.
مسأله 423: اگر قرض مدتدار نباشد، طلبكار هر وقت بخواهد مىتواند طلب خود را درخواست كند.
مسأله 424: اگر زمان پرداخت بدهى فرا رسيده يا قرض بدون مدت بوده و طلبكار نيز طلب خود را مطالبه نمايد، واجب است كه بدهكار در صورت توانايى بدهى خود را بپردازد و اگر به تأخير اندازد، گناه كار است.
مسأله 425: اگر قرض دهنده شرط كند كه پس از مدتى، مثلًا يك سالِ ديگر، زيادتر بگيرد و يا كارى براى او انجام دهد، رِبا و حرام است مثلًا يكصد هزار تومان بدهد و شرط كند كه پس از يك سال يكصد و بيست هزار تومان بگيرد.
مسأله 426: اگر قرض دهنده شرط نكرده باشد كه زيادتر بگيرد ولى خود بدهكار زيادتر از آنچه قرض كرده پس بدهد، اشكال ندارد، بلكه مستحب است.
امانتدارى
اگر انسان مالِ خود را به كسى بدهد و بگويد: نزد تو امانت باشد، و او هم قبول كند، بايد به احكام امانتدارى عمل كند.
احكام امانتدارى
مسأله 427: كسى كه نمىتواند از امانت نگهدارى كند، بنابر