بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 167

خودش بردارد، ولى هر وقت صاحبش پيدا شد، بنابر احتياط واجب بايد عوض آن را به او بدهد. و اگر قيمت آن كمتر از 6/ 12 نخود نقره سكه‌دار نيست و نشانه‌اى دارد كه مى‌تواند با آن صاحبش را پيدا كند، بايد تا يك هفته هر روز و بعد از آن هفته‌اى يك بار اعلام كند و چنانچه تا يك سال اعلام كرد و صاحبش پيدا نشد مى‌تواند به قصد آنكه: «هرگاه صاحبش پيدا شد به او بدهد» براى خودش بردارد يا براى او نگهدارى كند كه هر وقت پيدا شد به او بدهد و يا از طرف صاحبش صدقه بدهد، ولى احتياط مستحب آن است كه از طرف صاحبش به فقير غير سيّد صدقه بدهد.

مسأله 438: اگر مى‌داند اعلام كردن فايده ندارد و يا از پيدا شدن صاحبش نااميد است، به نحوى كه اعلام كردن بيهوده شمرده مى‌شود، اعلام لازم نيست.

مسأله 439: اگر كفش انسان را ببرند و كفش ديگرى به جاى آن مانده باشد، چنانچه مى‌داند كفشى كه مانده، مالِ كسى است كه كفش او را برده، و بداند كه عمداً برده است و راضى است كه كفشش را در عوض آن بردارند و دسترسى هم به او ندارد، در صورتى كه از پيدا شدن صاحبش مأيوس است يا برايش مشقّت داشته باشد، مى‌تواند آن را به جاى كفش خودش بردارد، ولى اگر قيمت آن كفش بيشتر از قيمت كفش خودش باشد، بايد هر وقت صاحب آن پيدا شد، زيادى قيمت را به او بدهد و چنانچه از پيدا شدن صاحبش نااميد شود، بايد زيادى قيمت را از طرف او به فقير غير سيد صدقه بدهد.


صفحه 168

مسأله 440: اگر كسى كه كفش او را برده‌اند، احتمال دهد كه عمداً كفش او را نبرده‌اند يا احتمال دهد كفشى كه مانده، مالِ كسى نيست كه كفش او را برده، و دسترسى به او نيست، بايد صاحبش را جستجو كند و چنانچه از پيدا كردن وى نااميد شود، در صورتى كه قيمت آن از 6/ 12 نخود نقره سكه دار كمتر باشد مى‌تواند براى خود بردارد و اگر بيشتر باشد بايد تا يك سال اعلان كند و بعد از يك سال بنابر احتياط واجب با اجازه حاكم شرع از طرف صاحبش به فقير غير سيّد صدقه بدهد.


صفحه 169

غَصب‌

«غصب» آن است كه انسان، به ناحق و از روى ظلم و ستم، بر اموال ديگران يا حقوق آنان مسلط شود. غصب از گناهان بزرگ است و انجام دهنده آن در قيامت به عذاب سخت گرفتار مى‌شود.

مسأله 441: اگر انسان چيزى را غصب كند، علاوه بر آنكه كار حرامى كرده، بايد آن را به صاحبش برگرداند و اگر آن چيز از بين برود، بايد عوض آن را به او بدهد.

مسأله 442: اگر چيزى را كه غصب كرده، خراب كند، بايد تفاوت قيمت آن را هم بدهد.

مسأله 443: اگر چيزى را كه غصب كرده، تغييرى در آن داده كه از اولش بهتر شده باشد؛ مثل اينكه دوچرخه غصب شده را تعمير كرده، اگر صاحب مال بگويد: آن را به همين صورت بده، بايد به او بدهد، و نمى‌تواند براى زحمتى كه كشيده مزد بگيرد، و حق ندارد آن را تغيير دهد كه مثل اولش بشود.


صفحه 170

خوردن و آشاميدن‌

خداوند بزرگ طبيعتِ زيبا و بعضى حيوانات و ميوه‌ها و سبزيجات را در اختيار انسان‌ها قرار داده است، تا از آنها براى خوردن و آشاميدن و پوشاك و مسكن و ساير نيازهاى خود استفاده كنند، ولى براى حفظ جان انسانها و سلامتى جسم و روح آنها و بقاى نسل و احترام به حقوق ديگران، قوانين و مقرراتى قرار داده است كه در اين قسمت با برخى از آنچه كه در رابطه با خوراكيها و آشاميدنى‌ها است، آشنا مى‌شويد.

مسأله 444: خوردن چيزى كه موجب مرگ مى‌شود يا براى انسان ضرر كلى دارد، حرام است.

مسأله 445: خوردن و آشاميدنِ چيز نجس حرام است.

مسأله 446: خوردن گِل حرام است.

مسأله 447: خوردن كمى از تربت سيد الشهداء عليه السلام براى شفا يافتن اشكال ندارد، ولى بهتر است كه تربت را در مقدارى آب حل نمايند تا مستهلك شود و بعد آن را بياشامد.

مسأله 448: بر هر مسلمانى واجب است مسلمان ديگرى را


صفحه 171

كه نزديك است از گرسنگى يا تشنگى بميرد، غذا و آب داده و از مرگ نجات دهد.

آداب غذا خوردن‌

مسأله 449: اين كارها در رابطه با غذا خوردن مستحب است: 1- دستها را قبل از غذا و پس از آن بشويد. 2- در اوّل غذا «بِسم اللَّه» و در پايان «الحمدُ للَّه» بگويد. 3- با دست راست غذا بخورد. 4- لقمه را كوچك بردارد. 5- غذا را خوب بجود. 6- ميوه‌ها و سبزيجات را پيش از خوردن با آب بشويد. 7- اگر چند نفر سر سفره نشسته‌اند، هر كسى از غذاى جلوى خودش بخورد. 8- ميزبان پيش از همه شروع به غذا خوردن كند و بعد از همه دست بكشد.

مسأله 450: اين كارها در رابطه با غذا خوردن مكروه است: 1- در حال سيرى غذا خوردن. 2- پرخورى (زياد غذا خوردن). 3- نگاه كردن به صورت ديگران هنگام غذا خوردن. 4- خوردن غذاى داغ. 5- فوت كردن به غذايى كه مى‌خورد. 6- پاره كردن نان با كارد.


صفحه 172

7- گذاشتن نان زير ظرف غذا و هر گونه بى‌احترامى به آن. 8- دور انداختن ميوه، پيش از آنكه كاملًا آن را بخورد.

آدابِ آب نوشيدن‌

مسأله 451: در نوشيدن آب اين امور مستحب است: 1- در روز، ايستاده آب بخورد. 2- پيش از آشاميدن آب «بِسمِ اللَّه» و بعد از آن «الحَمدُ للَّه» بگويد. 3- به سه نفس آب بياشامد. 4- پس از آشاميدن آب، حضرت امام حسين عليه السلام و خاندان و ياران او را ياد و قاتلان ايشان را لعن كند.

مسأله 452: در نوشيدن آب اين امور مكروه است: 1- زياد آشاميدن. 2- آشاميدن آب بعد از غذاى چرب. 3- با دست چپ آب نوشيدن. 4- در شب، ايستاده آب نوشيدن.


صفحه 173

احكام سر بريدن حيوان‌

مسأله 453: دستور سر بريدن حيوان آن است كه حلقوم (مجراى نفس) و مرى (مجراى غذا) و دو شاهرگ را كه در دو طرف حلقوم است و به آنها اوداج اربعه (چهار رگ) گفته مى‌شود از پايين برآمدگى زير گلو به طور كامل ببُرند و اگر آنها را بشكافند، كافى نيست.

شرايط سر بريدن حيوان‌

مسأله 454: سر بريدن حيوان (ذِبح) شش شرط دارد: 1- كسى كه سر حيوان را مى‌بُرد، مسلمان باشد. 2- سر حيوان را با ابزار آهنى ببرد. 3- هنگام بريدن، صورت، دست، پا و شكم حيوان رو به قبله باشد. 4- هنگام سر بريدن حيوان، نام خدا را ببرد و اگر تنها «بسم اللَّه» را بگويد، كافى است. 5- حيوان پس از سر بريدن حركتى بكند كه معلوم شود


صفحه 174

زنده بوده يا آنكه به اندازه معمول خون از بدنش بيرون آيد، البته اين حكم در صورتى است كه زنده بودن آن حيوان در حال ذبح مشكوك باشد و در غير اين صورت لزومى ندارد. 6- كشتن حيوان از محل سر بريدن باشد و بنا بر احتياط واجب، جايز نيست كارد را پشت گردن فرو نموده و به طرف جلو بياورد كه گردن از پشت بريده شود.

شكار با اسلحه‌

مسأله 455: اگر حيوان حلال گوشت وحشى را با شرايطى كه بيان مى‌شود، با اسلحه شكار كنند و بميرد پاك و حلال خواهد بود:*اسلحه شكار، مثل كارد و شمشير، برنده باشد يا مثل نيزه و تير، تيز باشد كه به سبب تيز بودن، بدن حيوان را پاره كند.*كسى كه حيوان را شكار مى‌كند، مسلمان باشد.*اسلحه را براى شكار به كار ببرد، پس اگر جاى ديگر را نشانه بگيرد و بطور اتفاقى به حيوان بخورد، حلال نيست.*هنگام بكار بردن اسلحه (مثلًا هنگام رها كردن تير) نام خدا را ببرد.*پس از زدن حيوان، با شتاب به سوى حيوان برود، و هنگامى به حيوان برسد، كه مُرده باشد و يا به مقدار سر بريدن آن وقت نباشد. بنابراين اگر هنوز نمرده، و وقت براى سر بريدن آن باشد ولى سر آن را نبُرد تا بميرد، حرام است.