لَمس كردن خطوط قرآن
مسأله 485: رساندن جايى از بدن به نوشته قرآن براى كسى كه وضو ندارد، حرام است.
مسأله 486: در لمس نوشته قرآنى فرقى بين آيات و كلمات، بلكه حروف و حتى حركات آن نيست.
مسأله 487: در چيزى كه قرآن بر آن نوشته شده است، بين كاغذ و زمين و ديوار و پارچه فرقى نيست.
مسأله 488: در نوشته قرآنى فرقى نيست كه با قلم نوشته شده باشد يا چاپ يا گچ و يا چيز ديگر.
مسأله 489: اگر نوشته قرآنى در قرآن هم نباشد، لمس آن حرام است. پس اگر آيهاى از قرآن در كتاب ديگرى نوشته شده باشد، بلكه اگر كلمهاى از آن در كاغذى باشد، يا نصف كلمهاى از آن از برگ قرآن يا كتاب ديگرى بريده شده باشد، بازهم لمس آن بدون وضو حرام است.
مسأله 490: موارد زير، لمس نوشته قرآن به حساب نمىآيد و حرام نمىباشد:*لمس آن از پشت شيشه يا پلاستيك.*لمس ورق قرآن و جلد آن و اطراف نوشتهها.*لمس ترجمه قرآن به هر لغتى باشد، (البته لمس اسم خداوند به هر لغتى كه باشد، براى كسى كه وضو ندارد حرام است، مانند كلمه خدا).
مسأله 491: كلماتى كه مشترك بين قرآن و غير قرآن است، مانند «مؤمن»، «الّذين» اگر نويسنده به قصد قرآن نوشته باشد
لمس آن بدون وضو حرام است.
مسأله 492: لمس خطوط قرآن بر جُنب، حرام است.
مسأله 493: انسان جُنب نبايد سورههاى سجدهدار قرآن را بخواند (تفصيل آن در مسأله 111 گذشت).
قَسم خوردن
مسأله 494: اگر كسى به يكى از اسامى خداوند عالم مانند «خدا» و «اللَّه» قسم بخورد كه كارى را انجام دهد، يا ترك كند؛ مثلًا سوگند بخورد كه دو ركعت نماز بخواند، واجب است به آن عمل كند.
مسأله 495: اگر عمداً به سوگندى كه خورده است عمل نكند، بايد كفّاره بدهد و كفّاره آن يكى از اين سه چيز است:*آزاد كردن يك برده.*سير كردن ده فقير.*پوشاندن ده فقير. و اگر هيچكدام از اينها را نتواند انجام دهد، بايد سه روز پىدرپى روزه بگيرد.
مسأله 496: كسى كه قسم مىخورد، اگر حرف او راست باشد، قسم خوردن او مكروه است و اگر دروغ باشد، حرام و از گناهان بزرگ است.
مسائل متفرقه
مسأله 497: اگر انسان به صورت كسى سيلى يا چيز ديگرى بزند، بطورى كه صورت او سرخ شود، بايد 5/ 1 مثقال شرعى طلاى سكهدار به او بدهد و اگر كبود شود 3 مثقال، و اگر سياه شود 6 مثقال، و هر مثقال شرعى 18 نخود است.
مسأله 498: اگر جاى ديگرى از بدنِ كسى را (غير از صورت) به واسطه زدن، سرخ يا كبود يا سياه كند، بايد نصف آنچه در مسأله قبل گفته شد، بدهد.
مسأله 499: كشتن حيوانى كه اذيّت مىرساند و مال كسى نيست؛ مانند مار و عقرب، اشكال ندارد.
مسأله 500: اگر چيزى را به صنعتگرى بدهند كه درست كند و صاحبش نيايد آن را ببرد، چنانچه صنعتگر جستجو كند و از پيدا كردن صاحب آن نااميد شود، بايد بنابر احتياط واجب آن را به نيت صاحبش به فقير غير سيد صدقه بدهد.
مسأله 501: ديوارى كه مال دو نفر است؛ مانند ديوار مشترك بين دو منزل، هيچكدام از آنان حق ندارد بدون اجازه
شريك ديگر آن را بسازد، يا سر تيرآهن و مانند آن را بر ديوار بگذارد يا به ديوار ميخ بكوبد، ولى كارهايى كه معلوم است شريك راضى است؛ مانند تكيه دادن به ديوار و لباس انداختن روى آن اشكال ندارد، امّا اگر شريك او بگويد: به اين كارها راضى نيستم، انجام اينها هم جايز نيست.
مسأله 502: اگر ريشه درخت همسايه در مِلك [زمين، باغ، خانه و ...] انسان بيايد، صاحب ملك مىتواند از صاحب درخت بخواهد كه ريشه درخت را برگرداند يا قطع كند و در صورتى كه صاحب درخت اين كار را نكرد، خودش مىتواند از آن جلوگيرى كند و چنانچه ضررى هم از ريشه درخت به او برسد، مىتواند از صاحب درخت بگيرد.
مسأله 503: درخت ميوهاى كه شاخه آن از ديوار باغ بيرون آمده، اگر انسان نداند صاحبش راضى است يا نه، نمىتواند از ميوه آن بچيند و اگر ميوه آن روى زمين هم ريخته باشد نمىتواند آن را بردارد.
مسأله 504: جايزهاى را كه بانك به بعضى از كسانى كه در صندوق پسانداز پول مىگذارند مىدهد، در صورتى كه شرط نكرده باشند كه چيزى بدهد و بانك براى تشويق مردم از خودش بدهد و ضرر آن به كسى نرسد، حلال است.
مسأله 505: تراشيدن ريش و ماشين كردن آن اگر مثل تراشيدن باشد، بنا بر احتياط واجب حرام است و در اين حكم تمام مردم يكساناند و حكم خدا به سبب مسخره مردم تغيير نمىكند، پس كسى هم كه تازه بالغ شده يا اگر ريش خود را
نتراشد مردم او را مسخره مىكنند، چنانچه ريش خود را بتراشد يا طورى ماشين كند كه مثل تراشيدن باشد، حرام است.
مسأله 506: استمنا كردن حرام است؛ يعنى انسان با خود كارى كند كه منى از او بيرون آيد.
مسأله 507: آوازى كه مخصوص مجالس لهو و بازيگرى است، غِنا و حرام مىباشد. و اگر نوحه يا روضه يا قرآن را هم با غنا بخوانند حرام است، ولى اگر آن را با صداى خوب بخوانند كه غنا نباشد اشكال ندارد.
مسأله 508: بازى با وسايلى كه عرفاً وسيله قمار محسوب مىشود، مثل قاب و تخته نرد حرام است، بلى وسيلهاى مثل منچ و توپ كه عرفاً وسيله قمار محسوب نمىشود، بازى با آن اشكال ندارد. شطرنج و پاسور هم اگر از وسائل قمار محسوب شود، بازى با آنها مطلقاً حرام است و الّا اشكالى ندارد.
مسأله 509: دست زدن و كف زدن در مجالس جشن و سخنرانى در غير از مساجد و حسينيهها و مشاهد، اگر براى تشويق امر مشروع (جايز) باشد و همراه با حرام ديگرى نباشد، اشكال ندارد.
يادآورى
آنچه در اين كتاب آمده تمام احكام نيست، بلكه بسيارى از قسمتهاى احكام كه در درجه اوّل نياز نوجوانان و جوانان بوده، در اين رساله آورده شده است و براى توضيح بيشتر به رساله توضيح المسائل مراجعه شود.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
خلاصهاى از زندگينامه حضرت آية اللَّه العظمى حاج شيخ محمد فاضل لنكرانى
(دامت بركاته)
ولادت
ايشان به سال 1310 شمسى در شهر مقدس قم ديده به جهان گشودند. پدر ايشان مرحوم آيت اللَّه فاضل لنكرانى «قدس سرّه» از اساتيد و علماى بزرگ حوزه علميه قم به شمار مىآمد و مادرشان از فرزندان پاك سادات بزرگوار و معروف «مبرقع» بود.
تحصيلات
پس از تحصيلات ابتدايى در سن 13 سالگى فراگيرى دانش اسلامى را در حوزه علميه قم آغاز كردند و به جهت برخوردارى از هوش و استعداد سرشار دوره مقدّمات و سطح را در مدت 6 سال به پايان رساندند و در سن 19 سالگى در درس خارج فقه و اصول استدلالى حضرت آيت اللَّه العظمى حاج آقا حسين بروجردى رحمه الله شركت نمودند و به سبب كمى سن، استعداد فراوان و فهم زياد مورد توجه طلاب و استاد بزرگوارشان قرار داشتند. دوست و هم بحث صميمى ايشان در
دوره تحصيل فرزند برومند بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران آيت اللَّه شهيد سيد مصطفى خمينى رحمه الله بودند.
اساتيد
ايشان مدّت 11 سال در درس خارج فقه و اصول آيت اللَّه العظمى بروجردى رحمه الله و 9 سال در درس حضرت آيت اللَّه العظمى امام خمينى رحمه الله شركت فرموده و از اين دو منبع سرشار علوم اسلامى بهرههاى فراوان بردند. سالها در درس فلسفه و تفسير حضرت آية اللَّه علامه طباطبايى رحمه الله حاضر شده و از اين خرمن پربركت نيز خوشههاى فراوان چيدند. استعداد فراوان و تلاش پيگير ايشان در درس سبب شد تا در سن 25 سالگى به درجه والاى اجتهاد نايل آيند و اين امر به تأييد استاد بزرگوارشان حضرت آيت اللَّه العظمى بروجردى رحمه الله رسيد.
تدريس
سالها در حوزه علميه قم دروس سطح را براى گروه بسيارى از طلاب تدريس نمودند و بيش از 25 سال است كه به تدريس خارج فقه و اصول مشغولند. برجستگى درس ايشان در حدّى است كه بيش از صدها تن از فضلاى حوزه علميّه در درس ايشان حاضر مىشوند و چندين سال است كه درس خارج فقه ايشان از صداى جمهورى اسلامى پخش مىشود و افراد بسيارى در سراسر كشور و خارج كشور از آن بهره مىبرند.