بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 24

امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد: «

وَجَدْتُ عِلْمَ النّاسِ كُلِّهِمْ فِي اربَعٍ، اوَّلُها: انْ تَعْرِفَ رَبَّك، وَ الثّانِي: انْ تَعْرِفَ ما صَنَعَ بِك، وَ الثّالِثُ: انْ تَعْرِفَ ما ارادَ مِنْك، وَ الرّابِعُ: انْ تَعْرِفَ ما يُخرِجُك مِنْ دِينِكَ»

(خصال شيخ صدوق رحمه الله باب الأربعة حديث 87). يعنى: دانش همه مردم در چهار جمله است: 1- خداشناسى 2- خودشناسى 3- وظيفه‌شناسى 4- انحراف‌شناسى. و امير مؤمنان حضرت على عليه السلام مى‌فرمايد: «خداوند پيامبران را فرستاد تا مردم را به مقتضاى فطرتشان وادارند و نعمت الهى را به ياد آنها آورند و حجت خدا را به آنها برسانند و اسرار الهى را كه در نفوس آنها پنهان است برانگيزند و آيات خدا را در زمين و آسمان به آنها نشان دهند». (نهج البلاغه، ذيل خطبه اول).

[اصول الدين‌]

توحيد

توحيد، اصل اول از اصول دين به شمار آمده است. توحيد عبارت است از اعتقاد به اين كه خداوند عالم يگانه‌اى است كه تركيب از اجزاء و صفات در او راه ندارد، كه به بعضى از ادلّه آن اشاره مى‌كنيم: چنانچه انسان به دقت در موجودات عالم نظر كند مى‌يابد كه نظم خاصى در ميان آنها برقرار است و با كمال تباين و تضادى كه بين انواع موجودات مى‌باشد و با اين كه در كمّ و كيف خلقت آنها اختلاف وجود دارد اما همه آنها مانند


صفحه 25

اعضاى يك بدن به هم مربوط و با يك قانون ثابت و يك نظام واحدى اداره مى‌شوند. و پيداست كه اين نظام واحد و ترتيب خاص جز به وحدت صانع صورت نمى‌پذيرد چنانچه خداوند در قرآن مى‌فرمايد:

وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى‌ بَعْضٍ‌(سوره مؤمنون/ 91). خداى ديگرى با خدا نيست، كه اگر چنين مى‌بود هرآينه هر خدايى با مخلوق خود به طرفى رفته (هر يك مخلوق خود را تدبير و اداره مى‌كرد) و هر يك بر ديگرى برترى مى‌جست.

(و به اين جهت نظام عالم مختل و مضمحل مى‌گشت). به عبارت ديگر، پديده‌هاى عالم هستى اگر چه داراى شكل‌هاى مختلف و حقيقت‌هاى متفاوت هستند اما در عين حال همه آنها تابع نظمى واحد و هر يك در ظرف وجودى خود مسير خاص خود را طى كرده و به اين جهت از فساد و تباهى محفوظند و اين مطلب جز با يگانه بودن پديدآورنده و ناظم آنها ممكن نيست. خداوند در قرآن كريم به اين دليل اشاره كرده و فرموده است:لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا(سوره انبياء/ 22). اگر در آسمان و زمين خدايان ديگرى جز اللَّه وجود داشت همانا خراب و فاسد مى‌شدند. آرى با اندك توجه به خود و به جانداران و كوه و صحرا، به جنگل و دريا، زمين و آسمان، خورشيد و ستارگان، شب و روز، و فصل‌هاى سال و ... و نظم حاكم بر اينها، يقين پيدا


صفحه 26

مى‌كنيم كه جهان هستى با نظام هماهنگ و شگفت انگيزش مخلوق آفريننده‌اى يكتا و بى‌همتا است، چنانچه خود به يگانه بودن خويش گواهى داده است.شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ(آل عمران/ 18). و خود، خويش را به وحدانيت و بى‌مانند بودن توصيف فرموده است:بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ*قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ*اللَّهُ الصَّمَدُ*لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ*وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ.به نام خداوند بخشنده مهربان (اى رسول ما) بگو، خداوند، يكتا و يگانه است، خدايى كه از همه عالم بى‌نياز و همه عالم به او نيازمند است، نه كسى فرزند اوست و نه او فرزند كسى است، و براى او هيچ‌گاه شبيه و مانند و همتا نبوده است. امير المؤمنين على عليه السلام به فرزندش امام حسن عليه السلام مى‌فرمايد:

اى پسرم، بدان اگر پروردگارت شريكى داشت رسولان او نيز به سوى تو مى‌آمدند، آثار ملك و قدرتش را مى‌ديدى و افعال و صفاتش را مى‌شناختى، اما او خداوندى است يكتا، همان گونه كه خويش را توصيف كرده است.[1]بلى، اين جهان را آفريدگارى است يكتا، حكيم و توانا كه هستى و بقا و گردش عالم هستى از اوست، هيچ موجودى از قدرت او خارج نيست، رحمان و رحيم و حليم است. چيزى را

[1]. وَ اعْلَمْ يَا بُنَيَّ أَنَّهُ لَوْ كَانَ لِرَبِّكَ شَرِيكٌ لَأَتَتْكَ رُسُلُهُ وَ لَرَأَيْتَ آثَارَ مُلْكِهِ وَ سُلْطَانِهِ وَ لَعَرَفْتَ أَفْعَالَهُ وَ صِفَاتِهِ وَ لَكِنَّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ كَمَا وَصَفَ نَفْسَهُ ... (نهج البلاغه صبحى صالح، ذيل نامه 31).


صفحه 27

بيهوده نيافريده و از قبيل جسم و ماده نيست، بى‌همتا و نامحدود است، به همه كس و همه چيز آگاه است، به همه عالم احاطه دارد، هميشه بوده است و خواهد بود و

به اندك التفاتى زنده دارد آفرينش را

اگر نازى كند از هم فروريزيد قالب‌ها

عدل‌

يكى از اصول مذهب شيعه اعتقاد به عدالت خداوند است، زيرا عدل يك صفت كمال مى‌باشد و خداوند تمام صفات كمال را دارا و از هر نقصى منزّه و مبرّا است، پس ظلم و بدى در كار خدا راه ندارد، چون ظلم و بدى و صفات و كردار ناشايست از نادانى و ناتوانى و نياز سرچشمه مى‌گيرد و خداوند به همه چيز دانا و به هر كارى تواناست و به هيچ چيز نياز ندارد، بنابراين مسلمان بايد معتقد باشد كه خدا عادل است و در همه كارها رعايت عدالت را فرموده است. در قرآن كريم آمده است:شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ(سوره آل عمران/ 18). يعنى: خدا خود گواهى مى‌دهد كه جز ذات مقدّس او خدايى نيست و فرشتگان و دانشمندان نيز اين چنين گواهى مى‌دهند در حالى كه خدا به عدالت ايستاده است. (يعنى در عالم به عدالت حكم مى‌كند). خلاصه به حكم عقل و از آيات و روايات به طور روشن استفاده مى‌شود كه خدا عادل است. و آنچه را آفريده با نظم و


صفحه 28

اندازه و حساب معين آفريده و در سراسر جهان هستى تعادل و توازن برقرار است، رسول خدا فرمود: «آسمان و زمين به عدالت برپاست».

جهان چون خط و خال و چشم و ابروست‌

كه هر چيزى بجاى خويش نيكوست‌

البته ما از همه جهان آگاهى نداريم و همه موجودات را بررسى نكرده‌ايم و هرگز توان بررسى نداريم ولى بر هر قسمت از جهان كه مطلع شده‌ايم در آن قسمت نظم و حساب و اعتدال را مى‌بينيم و از اينجا يقين به عادل بودن جهان آفرين پيدا مى‌كنيم. بنابراين خداوند هم در خلقت و هم در حسابرسى روز قيامت عادل است و هر پديده و هر ثواب و عقاب را در جاى خود بر اساس مصلحت و استحقاق آفريده و انجام مى‌دهد و در حق هيچ موجودى ظلم نشده و نمى‌شود و آنچه گفته مى‌شود از كاستى و زشتى و ضرر و بدى و امثال اينها، به لحاظ مقايسه اين امور است با طرف مقابلشان از فزونى و زيبايى و نفع و خوبى وگرنه هر چيزى به جاى خود و هر حالتى به موقع و در ظرف خود و در مجموعه عالم، به جا و خير محض است.

پس بد مطلق نباشد در جهان‌

بد به نسبت باشد اين را هم بدان‌

خداوند هر كس را مختار آفريده و به او عقل و خرد داده تا خوب و بد را تشخيص دهد و پيامبران را فرستاده است تا او را


صفحه 29

در تشخيص خوب و بد يارى و كمك نمايند و به سعادت و راه‌هاى خير دعوت و از كارهاى زشت و موجبات شقاوت نهى كنند و همه اينها به جا و به صلاح و خير محض است و به اين حساب چنانچه انسان راه خير را پيش گرفت مستحق ثواب است و اگر بدى و شرارت را اختيار كرد مستحق عقوبت است و خداوند بر اساس عدالت در روز قيامت نيكوكار را پاداش نيك و بد كار را متناسب با بدى و گناهش كيفر مى‌دهد و اين عين عدالت است و ذره‌اى ظلم به حساب نمى‌آيد. در قرآن مجيد فرموده است:وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً(سوره انبياء/ 47). يعنى: در روز قيامت براى پاداش مردم ترازوهاى عدالت برپا مى‌كنيم و به احدى هيچ گونه ستم نمى‌شود. و در كلمات بزرگان آمده است كه خدا فرمود: «من ظالم هستم اگر از ظالم انتقام نكشم». پس اى انسان، اى مسلمان، اى معتقد به مبدأ و معاد و اى مؤمن به ثواب و عقاب:

راحت مردم طلب آزار چيست‌

جز خجلى مايه اين كار چيست‌

مال ضعيفان به كف آورده گير

نقل يتيمان به ستم خورده گير

روز قيامت كه بود داورى‌

عذر بياور كه چه عذرآورى‌


صفحه 30

مال كسان چند ستانى بزور

غافلى از مردن و فرداى گور

نبوّت‌

از آنچه گذشت معلوم شد كه انسان در فطرت و باطن خود، خدا جو و خداخواه است و در صدد تقرب به وى مى‌باشد و لذا احساس مى‌كند كه به راهنما و هادى نيازمند است. از طرفى خداوند در طبيعت انسان‌ها غريزه‌ها و تمايلات گوناگون و چه بسا متضاد قرار داده كه اگر به كمك راه نما تعديل نشوند و اگر انسان‌ها به خود واگذار شوند، طبعاً، خود و جامعه را به فساد و تباهى سوق مى‌دهند لذا لطف الهى هم ايجاب مى‌كند براى هدايت آنها راهنمايانى تعيين كند و روا نيست خداوند حكيم و مهربان كه نيازهاى مادى و معنوى بشر را مى‌داند و راه سعادت و سلامت وى را مى‌شناسد او را به حال خود رها كند، به اين جهت راهنمايانى از جنس خود انسان و از هر جهت داراى صلاحيت براى رساندن پيام الهى مبعوث فرموده تا واسطه ميان خدا و مردم باشند و حقايق و پيام‌ها را از ناحيه خدا دريافت و به مردم ابلاغ فرمايند. و به همين منظور، طبق روايات وارده، يكصد و بيست و چهار هزار پيغمبر فرستاده كه پنج نفر آنها به عنوان پيامبران اولو العزم و داراى شريعت تازه شناخته شده‌اند: 1- حضرت نوح عليه السلام 2- حضرت ابراهيم عليه السلام 3- حضرت موسى عليه السلام‌


صفحه 31

4- حضرت عيسى عليه السلام 5- حضرت محمد صلى الله عليه و آله و ما همه آنها را پذيرفته و به همه آنها احترام مى‌گذاريم و آنان را از هر گونه گناه و لغزش و خطا مبرّا و همه را معصوم مى‌دانيم. ولى نظر بر اين كه حضرت محمد بن عبد الله صلى الله عليه و آله خاتم پيامبران و كامل كننده اديان پيشين است و آنچه از اديان پيامبران قبل بوده مورد قبول آن حضرت است و از طرفى قوانين و راهنمايى‌هاى او بهترين و كامل‌ترين قوانين است، دستورات و وظايف خود را از آن بزرگوار گرفته و به آنها معتقد و طبق آن عمل مى‌كنيم. ان شاء اللَّه.

خلاصه‌اى از زندگى پيغمبر صلى الله عليه و آله‌

حضرت محمد صلى الله عليه و آله از قبيله قريش و از خاندان هاشم است.

پدر آن حضرت، عبد الله پسر عبد المطّلب و نوه هاشم است.

مادرش آمنه خاتون دختر وهب از خاندان بنى زهره، از قبيله قريش است. عبد الله پس از ازدواج به شام سفر كرد و در بازگشت از سفر شام در مدينه وفات يافت و همانجا دفن شد. خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله پس از چند ماه از وفات پدرش عبد الله در ماه ربيع الاول سال 571 ميلادى در مكه معظمه متولد و عالم را روشن ساخت. پس از ولادت، مادرش آن حضرت را به رسم بزرگان مكه به حليمه سعديه، از قبيله بنى سعد سپرد تا وى را شير دهد. چهار سال نزد حليمه، بود پس از آن مادرش او را