بَخٍّ لَكَ يَا ابْنَ أَبي طالِبٍ اصْبَحْتَ وَ امْسَيْتَ مَولايَ وَ مَولا كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَة»؛
آفرين، آفرين بر تو باد، اى فرزند ابو طالب تو مولا و رهبر من و تمام مردان و زنان با ايمان شدى. نيز در پايان خطبه رسول خدا صلى الله عليه و آله، حسان بن ثابت با كسب اجازه از رسول خدا صلى الله عليه و آله اشعارى سرود كه يكى از اشعارش اين است:
فَقال لَهُ قُمْ يا عليّ فَانَّني
رَضِيتُكَ مِنْ بَعْدي اماماً وَ هادِياً
اين بود خلاصهاى از حديث غدير خم كه علاوه بر علماى شيعه جمع كثيرى از اهل تسنن نيز آن را در كتب خود نقل كردهاند كه به عنوان نمونه جمعى از آنها را نام مىبريم. حافظ ابو سعيد سجستانى، أبو نعيم اصفهانى، أبو الحسن واحدى نيشابورى، ابن عساكر شافعى، فخر رازى، حموينى، ابن صباغ مالكى، جلال الدين سيوطى، آلوسى، قندوزى، بدر الدين حنفى، شيخ محمد عبده مصرى و جمع كثيرى ديگر. (به الغدير علامه امينى رحمه الله مراجعه شود). لازم به يادآورى است كه اين دانشمندان سنى با اين كه خود حديث غدير را نقل كردهاند اما يا از جهت ترس و محيط و موقعيت خويش يا از جهت تعصب حديث را توجيه و يا كم اهميت جلوه داده و از آن گذشتهاند. حشرهم اللَّه مع اوليائهم و حشرنا مع اوليائنا ان شاء اللَّه تعالى. در عين حال چنانچه حديث غدير را هم توجيه و ناديده
بگيرند اما حديث اولين روز دعوت علنى رسول خدا صلى الله عليه و آله و حديث ثقلين و احاديث ديگرى كه درباره امامت امير المؤمنين عليه السلام و ساير ائمه معصومين عليهم السلام كه خودشان نقل كردهاند، همه بر آنها حجت است و با توجه به كثرت اين احاديث و تواتر آنها قابل توجيه و تأويل و چشمپوشى نيست.
لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ(سوره انفال/ 42). اسامى مبارك ساير امامان معصوم عليهم السلام (كه به جهت تلخيص حتى از اشاره اجمالى به شخصيت آنها صرف نظر كرديم) به ترتيب عبارتند از: 1- حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام 2- حضرت امام حسين عليه السلام 3- حضرت امام على بن الحسين عليه السلام 4- حضرت امام محمد باقر عليه السلام 5- حضرت امام جعفر صادق عليه السلام 6- حضرت امام موسى بن جعفر عليه السلام 7- حضرت امام على بن موسى الرضا عليه السلام 8- حضرت امام محمد بن على الجواد عليه السلام 9- حضرت امام على بن محمد الهادى عليه السلام 10- حضرت امام حسن بن على العسكرى عليه السلام 11- حضرت امام حجة بن الحسن المهدى عليه السلام كه امام دوازدهم هم اكنون زنده و از نظرها غايب است
. خدايى كين جهان پاينده دارد
تواند حجتى را زنده دارد
[1]و روزى به امر پروردگار ظهور مىفرمايد و حكومت عدل جهانى را برپا و دنيا را پر از عدل وداد مىكند.
اللهم عجل فى فرجه الشريف.
[1]
. خدايى كين جهان پاينده دارد
تواند حجتى را زنده دارد
لازم به ذكر است كه ما شيعيان همچنين معتقديم كه حضرت فاطمه عليها السلام دختر گرامى رسول خدا، همسر والاى امير مؤمنان حضرت على عليهما السلام ام الائمه و محور امامت و ولايت بوده و سرور و سيده زنان در دو جهان است. آن حضرت اسوه همه انسانها در همه زمانها است و از آنجا كه يكى از معصومين است قول و فعل و تقرير او حجت است. رضاى او رضاى خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله و غضب و سخط او غضب و سخط خدا و پيامبر است. اين عدهاى را كه نام برديم اهل بيت و عترت رسول اكرم مىباشند كه داراى اوصاف آن حضرت هستند و رسول خدا بارها سفارش آنان را فرمود و آنها را قرين قرآن قرار داد و به مردم خطاب كرد و فرمود: من در ميان شما دو چيز سنگين و نفيس به جا مىگزارم، كتاب خدا و عترت و اهل بيتم، مادام كه به اين دو متمسك شويد گمراه نشويد:
«إنّي مخلّف فيكم الثقلين: كتاب اللَّه و عترتي اهل بيتي، لن تضلّوا ما تمسّكتم بهما».
(بحار الأنوار، ج 5، ص 68، ح 1). خداوند متعال دو مسئوليت مهم و بسيار سنگين به عهده آنان گذاشته است اول: هدايت و رهبرى دينى مردم و آشنا نمودن آنان به معارف و اخلاق و قوانين دين و دنيا از متن قرآن و سنت رسول خدا و الهامات از جانب حق متعال. دوم: رهبرى سياسى و اداره نمودن جامعه و اجراى دقيق
احكام و مقررات حكومت اسلامى در تمام ابعادش.
«اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلَامَ وَ أَهْلَهُ، وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ، وَ تَجْعَلُنَا فِيهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَى طَاعَتِكَ وَ الْقَادَةِ إِلى سَبِيلِكَ، وَ تَرْزُقُنَا بِهَا كَرَامَةَ الدُّنْيَا وَ الآخِرَةِ، بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرِينَ، آمينَ يا رَبَّ العالَمين».
مجموع روايات مربوط به حضرت حجت عليه السلام
در اينجا مناسب است فهرست رواياتى كه از طريق شيعه و سنى درباره حضرت ولى عصر امام زمان عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف رسيده است بياوريم: 1- رواياتى كه مىگويند ائمه دوازده تن هستند و اول آنها على و آخر آنها مهدى است. 91 حديث. 2- رواياتى كه مىگويند مهدى از خاندان پيغمبر است.
389 حديث. 3- رواياتى كه مىگويند مهدى از دودمان على عليه السلام است. 214 حديث. 4- رواياتى كه او را از فرزندان فاطمه زهرا دانسته.
192 حديث. 5- رواياتى كه او را نهمين فرزند از اولاد امام حسين مىداند. 148 حديث. 6- رواياتى كه او را فرزند امام سجاد دانسته. 185 حديث.
7- رواياتى كه او را پسر امام حسن عسكرى مىداند.
148 حديث. 8- رواياتى كه او را امام دوازدهم و آخرين امام مىداند.
136 حديث. 9- رواياتى كه در مورد ولادت آن حضرت رسيده است.
214 حديث. 10- رواياتى كه در مورد عمر طولانى او رسيده است.
318 حديث. 11- رواياتى كه ميگويد داراى غيبت طولانى است.
91 حديث. 12- رواياتى كه بشارت به ظهور آن حضرت داده است.
657 حديث. 13- رواياتى كه مىگويد شخص مهدى جهان را پر از عدل و داد مىكند. 123 حديث. 14- رواياتى كه مىگويد دين اسلام به وسيله او جهانگير مىشود. 47 حديث. مجموع اينها دو هزار و نهصد و پنجاه و سه روايت است.
(مهدى موعود صفحه 5).
معاد
يكى ديگر از اصول اعتقادى كه مورد پذيرش و قبول همه اديان الهى و كتابهاى آسمانى است برگشتن روح به بدن و بازگشت به عالم آخرت است به اين معنا كه زندگى انسان به
واسطه مرگ خاتمه نمىيابد بلكه پس از اين جهان جهان ديگرى هست كه انسانها در آنجا پاداش و سزاى اعمال و كردار خويش را خواهند ديد. خداوند در قرآن مىفرمايد:يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً لِيُرَوْا أَعْمالَهُمْ*فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ*وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ(سوره زلزله/ 5 تا 8). يعنى: در آن روز مردم به صورت گروههاى پراكنده (از قبرها) خارج مىشوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود، پس هر كس هم وزن ذرهاى كار خير انجام دهد آن را مىبيند و هر كس هم وزن ذرهاى كار بد كرده آن را مىبيند. آرى تنها چيزى كه نفس سركش انسان را از شرارت و تعدى و تجاوز به حقوق ديگران بازمىدارد اعتقاد به معاد است، تنها امرى كه بشر را از شهوترانى و فواحش و منكرات و بدىها منع مىكند پذيرفتن روز حساب و مجازات است، تنها پليس مخفى كه در آشكار و پنهان مراقب كردار و رفتار او مىباشد همانا اعتقاد بروز جزا و دار مكافات است و در قرآن مجيد هر جا وصف ايمان و مؤمنين را مىنمايد اساس و پايه ايمان را روى دو امر (اعتقاد به مبدأ و اعتقاد به معاد) استوار فرموده و پس از آن لوازم اين ايمان كه تقوا و عمل صالح است متذكر مىشود. بلكه اعتقاد به معاد لازمه اعتقاد به مبدأ است و هر كس به مبدأ اعتراف و اقرار كند از اعتقاد به معاد ناگزير است و بر اين اساس همه اديان الهى و همه كسانى كه پيرو يكى از انبياء
هستند معاد را پذيرفتهاند. خلاصه، براهين عقلى و نقلى از آيات قرآن و روايات متواتره و ضرورت اديان بر اثبات معاد قائم است و هر كس خدا را قبول دارد معاد، يعنى حشر و نشر و حساب و ثواب و عقاب و بهشت و دوزخ را قبول دارد و همان طور كه اشاره شد آيات و روايات ايمان به خدا را ملازم با ايمان به معاد قرار داده است، اعتقاد به مبدأ و اعتقاد به معاد را قرين هم و بر يك پايه استوار فرموده است. بنابراين همان ادله و براهينى كه ما را ملزم به پذيرش چهار اصل دين نموده به طور قطع و يقين ما را ملزم به پذيرش معاد مىكند و به حكم همان ادلّه و براهين معتقد به روز قيامت مىشويم و آن را عين حكمت و عدالت پروردگار مىدانيم. آنچه در اين اوراق مورد بررسى قرار گرفت خلاصهاى از عقايد دينى، مذهبى بود و تفصيل بيشتر و آشنايى با ساير معارف دين را از كتابهاى مفصل و استدلالى به دست آوريد و بدانيد كه امير مؤمنان حضرت على عليه السلام فرموده است:
«اوّلُ الدِّينِ مَعرِفَتُهُ، وَ كَمَالُ مَعْرِفَتِهِ التَّصدِيقُ بِهِ، وَ كَمَالُ التصدِيقِ بِه توحِيدُهُ، وَ كَمَالُ تُوحِيدِهِ الاخلَاصُ لَهُ».
(نهج البلاغه، خ 1). يعنى: سرآغاز دين معرفت او است و كمال معرفتش تصديق ذات او، و كمال تصديق ذاتش توحيد و شهادت بر يگانگى او است و كمال توحيد و شهادت بر يگانگيش اخلاص است.
«اللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَك فَانَّك انْ لَمْ تُعَرِّفْني نَفْسَك لَمْ اعْرِفْ رَسُولَك، اللّهُمَّ عَرِّفِني رَسُولَك فَانَّك إنْ لَم تُعَرِّفني رَسُولَك لَمْ اعْرِفْ حُجَّتَك اللّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَك فَانَّك انْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَك ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي».
اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا بحق محمد و آله الطاهرين، و صل عليهم اجمعين. و العن اعداءهم الى يوم الدين.
بخش استفتاءات و پاسخ به سؤالات دفتر حضرت آية اللَّه العظمى فاضل لنكرانى مد ظله العالي على عطائى 17/ 3/ 1381