بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 52

واسطه مرگ خاتمه نمى‌يابد بلكه پس از اين جهان جهان ديگرى هست كه انسان‌ها در آنجا پاداش و سزاى اعمال و كردار خويش را خواهند ديد. خداوند در قرآن مى‌فرمايد:يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً لِيُرَوْا أَعْمالَهُمْ*فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ*وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ‌(سوره زلزله/ 5 تا 8). يعنى: در آن روز مردم به صورت گروه‌هاى پراكنده (از قبرها) خارج مى‌شوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود، پس هر كس هم وزن ذره‌اى كار خير انجام دهد آن را مى‌بيند و هر كس هم وزن ذره‌اى كار بد كرده آن را مى‌بيند. آرى تنها چيزى كه نفس سركش انسان را از شرارت و تعدى و تجاوز به حقوق ديگران بازمى‌دارد اعتقاد به معاد است، تنها امرى كه بشر را از شهوترانى و فواحش و منكرات و بدى‌ها منع مى‌كند پذيرفتن روز حساب و مجازات است، تنها پليس مخفى كه در آشكار و پنهان مراقب كردار و رفتار او مى‌باشد همانا اعتقاد بروز جزا و دار مكافات است و در قرآن مجيد هر جا وصف ايمان و مؤمنين را مى‌نمايد اساس و پايه ايمان را روى دو امر (اعتقاد به مبدأ و اعتقاد به معاد) استوار فرموده و پس از آن لوازم اين ايمان كه تقوا و عمل صالح است متذكر مى‌شود. بلكه اعتقاد به معاد لازمه اعتقاد به مبدأ است و هر كس به مبدأ اعتراف و اقرار كند از اعتقاد به معاد ناگزير است و بر اين اساس همه اديان الهى و همه كسانى كه پيرو يكى از انبياء


صفحه 53

هستند معاد را پذيرفته‌اند. خلاصه، براهين عقلى و نقلى از آيات قرآن و روايات متواتره و ضرورت اديان بر اثبات معاد قائم است و هر كس خدا را قبول دارد معاد، يعنى حشر و نشر و حساب و ثواب و عقاب و بهشت و دوزخ را قبول دارد و همان طور كه اشاره شد آيات و روايات ايمان به خدا را ملازم با ايمان به معاد قرار داده است، اعتقاد به مبدأ و اعتقاد به معاد را قرين هم و بر يك پايه استوار فرموده است. بنابراين همان ادله و براهينى كه ما را ملزم به پذيرش چهار اصل دين نموده به طور قطع و يقين ما را ملزم به پذيرش معاد مى‌كند و به حكم همان ادلّه و براهين معتقد به روز قيامت مى‌شويم و آن را عين حكمت و عدالت پروردگار مى‌دانيم. آنچه در اين اوراق مورد بررسى قرار گرفت خلاصه‌اى از عقايد دينى، مذهبى بود و تفصيل بيشتر و آشنايى با ساير معارف دين را از كتاب‌هاى مفصل و استدلالى به دست آوريد و بدانيد كه امير مؤمنان حضرت على عليه السلام فرموده است:

«اوّلُ الدِّينِ مَعرِفَتُهُ، وَ كَمَالُ مَعْرِفَتِهِ التَّصدِيقُ بِهِ، وَ كَمَالُ التصدِيقِ بِه توحِيدُهُ، وَ كَمَالُ تُوحِيدِهِ الاخلَاصُ لَهُ».

(نهج البلاغه، خ 1). يعنى: سرآغاز دين معرفت او است و كمال معرفتش تصديق ذات او، و كمال تصديق ذاتش توحيد و شهادت بر يگانگى او است و كمال توحيد و شهادت بر يگانگيش اخلاص است.


صفحه 54

«اللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَك فَانَّك انْ لَمْ تُعَرِّفْني نَفْسَك لَمْ اعْرِفْ رَسُولَك، اللّهُمَّ عَرِّفِني رَسُولَك فَانَّك إنْ لَم تُعَرِّفني رَسُولَك لَمْ اعْرِفْ حُجَّتَك اللّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَك فَانَّك انْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَك ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي».

اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا بحق محمد و آله الطاهرين، و صل عليهم اجمعين. و العن اعداءهم الى يوم الدين.

بخش استفتاءات و پاسخ به سؤالات دفتر حضرت آية اللَّه العظمى فاضل لنكرانى مد ظله العالي على عطائى 17/ 3/ 1381


صفحه 55

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 56

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 57

احكام جوانان‌

اجتهاد و تقليد

انسان مى‌تواند از روى «اجتهاد» يا «تقليد» به احكام دين عمل كند. اجتهاد: توانايى استنباط و استخراج احكام دين از منابع آن به ويژه قرآن و احاديث معصومين عليهم السلام است كه پس از آموختن علوم اسلامى و سعى و تلاش فراوان با عنايت الهى حاصل مى‌شود. به كسى كه داراى چنين توانايى علمى باشد «مُجتهد» مى‌گويند. «تقليد» به معناى پيروى و دنباله‌روى است و در اينجا به معناى پيروى و عمل نمودن به فتواى مجتهد مى‌باشد؛ يعنى انسان كارهاى خود را مطابق فتواى مجتهد انجام دهد.

مسأله 12: به مجتهدى كه ديگران از او تقليد مى‌كنند «مَرجع تقليد» و به كسى كه از مجتهد تقليد مى‌كند «مُقلِّد» مى‌گويند.

مسأله 13: كسى كه مجتهد نيست و نمى‌تواند احكام و


صفحه 58

دستورهاى الهى را از منابع آن بدست آورد، بايد از مجتهد تقليد كند؛ يعنى كارهاى خود را مطابق فتواى او انجام دهد.

مسأله 14: وظيفه اكثر مردم در احكام دين، تقليد است؛ چون افراد كمى هستند كه بتوانند در احكام، اجتهاد يا احتياط كنند.

مسأله 15: مجتهدى كه انسان از او تقليد مى‌كند بايد داراى شرايط زير باشد:*عادل.*زنده.*مرد.*بالغ.*عاقل.*حلال زاده.*شيعه دوازده امامى.*اعلَم از ديگران.

مسأله 16: انسان نمى‌تواند در آغاز از مجتهدى كه از دنيا رفته است تقليد كند. ليكن اگر انسان از مجتهدى تقليد كند و سپس آن مجتهد از دنيا برود مى‌تواند طبق مسأله بعد، از او تقليد كند.

مسأله 17: اگر مجتهدى كه انسان از او تقليد مى‌كرد فوت شود و او اعلم از مجتهد زنده باشد، بايد بر تقليد او باقى بماند و چنانچه مجتهد زنده اعلم از او باشد، بايد به مجتهد زنده رجوع كند و اگر مساوى باشند يا اعلميت هيچ يك معلوم نباشد


صفحه 59

مى‌تواند باقى بر تقليد ميّت باشد يا به مجتهد زنده رجوع كند.

مسأله 18: مجتهد و اعلم را از سه راه مى‌توان شناخت:*خود انسان يقين يا اطمينان پيدا كند؛ مثل آن كه از اهل علم و اهل خُبره باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد.*گواهى دو نفر عالم عادل كه مى‌توانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند به شرط آن كه دو نفر عالمِ عادلِ ديگر با گفته آنان مخالفت نكنند.*اعلم بودن او به گونه‌اى مشهور باشد كه براى انسان اطمينان حاصل شود.

مسأله 19: راه‌هاى بدست آوردن فتواى مجتهد به قرار ذيل است:*شنيدن از خود مجتهد.*شنيدن از دو نفر عادل.*شنيدن از يك نفر عادل به گونه‌اى كه از گفته او اطمينان حاصل مى‌شود.*ديدن در رساله مجتهد كه درستى آن مورد اطمينان باشد.

مسأله 20: اگر فتواى مجتهد در مسأله‌اى عوض شود، مقلّد بايد به فتواى جديد عمل كند و عمل كردن به فتواى گذشته جايز نيست، مگر آن كه فتواى اوّل موافق احتياط باشد.

مسأله 21: واجب است انسان مسائلى را كه غالباً به آنها احتياج دارد، ياد بگيرد.

فرق بين احتياط مستحب و احتياط واجب‌

مسأله 22: «احتياط مستحب» هميشه همراه با فتواست؛