«اللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَك فَانَّك انْ لَمْ تُعَرِّفْني نَفْسَك لَمْ اعْرِفْ رَسُولَك، اللّهُمَّ عَرِّفِني رَسُولَك فَانَّك إنْ لَم تُعَرِّفني رَسُولَك لَمْ اعْرِفْ حُجَّتَك اللّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَك فَانَّك انْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَك ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي».
اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا بحق محمد و آله الطاهرين، و صل عليهم اجمعين. و العن اعداءهم الى يوم الدين.
بخش استفتاءات و پاسخ به سؤالات دفتر حضرت آية اللَّه العظمى فاضل لنكرانى مد ظله العالي على عطائى 17/ 3/ 1381
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
احكام جوانان
اجتهاد و تقليد
انسان مىتواند از روى «اجتهاد» يا «تقليد» به احكام دين عمل كند. اجتهاد: توانايى استنباط و استخراج احكام دين از منابع آن به ويژه قرآن و احاديث معصومين عليهم السلام است كه پس از آموختن علوم اسلامى و سعى و تلاش فراوان با عنايت الهى حاصل مىشود. به كسى كه داراى چنين توانايى علمى باشد «مُجتهد» مىگويند. «تقليد» به معناى پيروى و دنبالهروى است و در اينجا به معناى پيروى و عمل نمودن به فتواى مجتهد مىباشد؛ يعنى انسان كارهاى خود را مطابق فتواى مجتهد انجام دهد.
مسأله 12: به مجتهدى كه ديگران از او تقليد مىكنند «مَرجع تقليد» و به كسى كه از مجتهد تقليد مىكند «مُقلِّد» مىگويند.
مسأله 13: كسى كه مجتهد نيست و نمىتواند احكام و
دستورهاى الهى را از منابع آن بدست آورد، بايد از مجتهد تقليد كند؛ يعنى كارهاى خود را مطابق فتواى او انجام دهد.
مسأله 14: وظيفه اكثر مردم در احكام دين، تقليد است؛ چون افراد كمى هستند كه بتوانند در احكام، اجتهاد يا احتياط كنند.
مسأله 15: مجتهدى كه انسان از او تقليد مىكند بايد داراى شرايط زير باشد:*عادل.*زنده.*مرد.*بالغ.*عاقل.*حلال زاده.*شيعه دوازده امامى.*اعلَم از ديگران.
مسأله 16: انسان نمىتواند در آغاز از مجتهدى كه از دنيا رفته است تقليد كند. ليكن اگر انسان از مجتهدى تقليد كند و سپس آن مجتهد از دنيا برود مىتواند طبق مسأله بعد، از او تقليد كند.
مسأله 17: اگر مجتهدى كه انسان از او تقليد مىكرد فوت شود و او اعلم از مجتهد زنده باشد، بايد بر تقليد او باقى بماند و چنانچه مجتهد زنده اعلم از او باشد، بايد به مجتهد زنده رجوع كند و اگر مساوى باشند يا اعلميت هيچ يك معلوم نباشد
مىتواند باقى بر تقليد ميّت باشد يا به مجتهد زنده رجوع كند.
مسأله 18: مجتهد و اعلم را از سه راه مىتوان شناخت:*خود انسان يقين يا اطمينان پيدا كند؛ مثل آن كه از اهل علم و اهل خُبره باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد.*گواهى دو نفر عالم عادل كه مىتوانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند به شرط آن كه دو نفر عالمِ عادلِ ديگر با گفته آنان مخالفت نكنند.*اعلم بودن او به گونهاى مشهور باشد كه براى انسان اطمينان حاصل شود.
مسأله 19: راههاى بدست آوردن فتواى مجتهد به قرار ذيل است:*شنيدن از خود مجتهد.*شنيدن از دو نفر عادل.*شنيدن از يك نفر عادل به گونهاى كه از گفته او اطمينان حاصل مىشود.*ديدن در رساله مجتهد كه درستى آن مورد اطمينان باشد.
مسأله 20: اگر فتواى مجتهد در مسألهاى عوض شود، مقلّد بايد به فتواى جديد عمل كند و عمل كردن به فتواى گذشته جايز نيست، مگر آن كه فتواى اوّل موافق احتياط باشد.
مسأله 21: واجب است انسان مسائلى را كه غالباً به آنها احتياج دارد، ياد بگيرد.
فرق بين احتياط مستحب و احتياط واجب
مسأله 22: «احتياط مستحب» هميشه همراه با فتواست؛
يعنى در آن مسأله، مجتهد علاوه بر اظهار نظر راه احتياط را هم نشان داده است و مقلّد مىتواند در آن مسأله، به فتوا و يا به احتياط عمل كند و نمىتواند به مجتهد ديگرى رجوع كند؛ مانند اين مسأله: «ظرف نجس را كه يك مرتبه در آب كُر بشويند پاك مىشود، گرچه احتياط آن است كه سه مرتبه بشويند». «احتياط واجب» همراه با فتوا نمىباشد و مقلّد مىتواند به همان احتياط عمل كند يا به فتواى مجتهد ديگر مراجعه كند، مانند اين مسأله: «احتياط آن است كه بر برگ درخت انگور، اگر تازه باشد سجده نكنند».
نشانه بلوغ و سن تكليف
بلوغ در پسر به يكى از امور زير مشخص مىشود: 1- روييدن موى خشن و زبر در زير شكم (بالاى عورت). 2- خروج منى چه در خواب و چه در بيدارى. 3- كامل شدن 15 سال قمرى كه 163 روز و 6 ساعت از 15 سال شمسى كمتر است. بلوغ دختر به يكى از امور زير مشخص مىشود: 1- روييدن موى خشن و زبر در زير شكم (بالاى عورت). 2- بيرون آمدن منى چه در خواب و چه در بيدارى. 3- تمام شدن 9 سال قمرى كه 97 روز و 22 ساعت و 48 دقيقه از 9 سال شمسى كمتر است.
طهارت
احكام نجاسات
طهارت و پاكى بدن و محيط زندگى، در اسلام داراى اهمّيت بسيارى است. انسان بايد از خوردن و آشاميدن چيزهاى نجس دورى كرده و بدن و لباسش براى «نماز» كه بهترين شيوه پرستش پروردگار عالم است، پاك باشد و بهتر است تميزترين لباس را بپوشد. بنابراين شناختن چيزهاى نجس و آموختن شيوه پاك كردن آنها نيز لازم است.
مسأله 23: همه چيز پاك است، مگر يازده چيز و آنچه بر اثر برخورد با اينها نجس شود.
مسأله 24: چيزهاى نجس عبارت است از: 1- ادرار (بول). 2- مدفوع (غائط). 3- مَنى. 4- مردار. 5- خون. 6- سگ.