يا خودش مرده باشد، «مُردار» گويند.[1]
مسأله 31: مردار حيوانى كه خون جهنده ندارد؛ مانند ماهى، پاك است.
مسأله 32: مردار حيوانى كه خون جهنده دارد، اجزاى بىروحش مانند مو و شاخ، پاك و اجزاى روحدارش؛ مانند گوشت و پوست، نجس است.
مسأله 33: تمام اجزاى بدن سگ و خوكى كه در خشكى زندگى مىكند، چه مرده و چه زنده آن نجس است.
مسأله 34: انسان مرده هر چند تازه از دنيا رفته و بدنش سرد نشده باشد (بجز اجزاى بىروح او؛ مانند ناخن، مو و دندان) تمام بدنش نجس مىباشد.
مسأله 35: هرگاه غسلهاى سهگانه ميّت تمام شد، بدنش پاك مىشود.
مسأله 36: كسى كه در راه خدا و براى حفظ اسلام مىجنگد، اگر در ميدان نبرد و معركه درگيرى كشته شود و همانجا از دنيا برود بدنش پاك است و نياز به غسل و كفن ندارد.
احكام خون
مسأله 37: خون انسان و هر حيوانى كه خون جهنده دارد؛ مانند مرغ و گوسفند، نجس است.
مسأله 38: حيوانى كه خون جهنده ندارد؛ مانند ماهى و پشه، خونش پاك است.
[1]- براى آشنايى بيشتر با چگونگى ذِبح حيوان، به مسأله 439 مراجعه شود.
مسأله 39: خونى كه در تخم مرغ وجود دارد نجس نيست و احتياط مستحب آن است كه از آن اجتناب شود.
مسأله 40: خونى كه از لاى دندان (لثه) مىآيد اگر با آب دهان مخلوط شده و از بين برود، پاك است و در آن صورت فرو بردن آب دهان هم اشكال ندارد.
نجس شدن چيزهاى پاك
مسأله 41: اگر چيز پاكى به نجسى برخورد كند و يكى از آن دو به گونهاى تَر باشد كه رطوبتش به ديگرى برسد، چيز پاك نجس مىشود.
مسأله 42: هرگاه انسان نداند چيز پاكى نجس شده يا نه، پاك است. جستجو و وارسى هم لازم نيست، هر چند بتواند نجس بودن يا پاك بودن آن را بفهمد.
مسأله 43: خوردن و آشاميدن چيز نجس حرام است.
مُطهِّرات (پاك كنندهها)
مسأله 44: مطهّرات، يعنى چيزهائى كه اشياء نجس را پاك مىكند. عمده پاك كنندهها عبارتند از: 1- آب. 2- زمين. 3- آفتاب. 4- اسلام. 5- برطرف شدن نجاست (به شرحى كه خواهد آمد).
[آب]
احكام آبها
«آب» اقسام مختلفى دارد كه شناخت آنها ما را براى بهتر ياد گرفتن مسائل مربوط به آن، كمك مىكند.
مسأله 45: آب يا «مضاف» است يا «مطلق»: آب مضاف: آبى است كه آن را از چيزى گرفته باشند؛ مانند آب سيب و هندوانه، و يا با چيزى به قدرى مخلوط شده باشد كه به آن «آب» گفته نشود؛ مانند شربت. آب مطلق: آبى است كه مضاف نباشد.
مسأله 46: احكام آب مضاف: ممكن است آب مضاف چيز كثيفى را تميز كند، ولى هرگز چيز نجس را پاك نمىكند (يعنى از مطهّرات نمىباشد). اگر با نجاست برخورد كند، نجس مىشود، هر چند نجاست كم باشد و بو يا رنگ يا مزه آب عوض نشود. وضو و غسل با آن باطل است.
اقسام آب مطلق
مسأله 47: آب، يا از زمين مىجوشد يا از آسمان مىبارد يا نه مىجوشد و نه مىبارد. آبى كه از آسمان ببارد «باران» است. آبى كه از زمين مىجوشد، اگر جريان داشته باشد؛ مانند آب چشمه و قنات «آب جارى» است و اگر بدون جريان باشد، «آب چاه» است. و آبى كه از زمين نمىجوشد و از آسمان نمىبارد، اگر به مقدارى كه در مسأله بعد خواهد آمد، باشد
«كُر» و اگر كمتر از اين مقدار باشد «قليل» است.
مسأله 48: مقدار آبى كه ظرفى را با درازا، پهنا و گودى حد اقل سه وجب و نيم پر كند يا وزن آن 419/ 377 كيلوگرم باشد، كر است.
آب قليل
مسأله 49: آب قليل به محض برخورد با نجاست، نجس مىشود، مگر آن كه با فشار به چيز نجس برسد كه در اين صورت فقط قسمتى كه با نجس برخورد كرده و بعد از آن نجس مىشود؛ مانند آب ظرفى كه از بالا بر چيز نجس ريخته مىشود، تنها آبهايى كه به چيز نجس رسيده نجس مىشود و آبهاى بالا و داخل ظرف پاك است.
مسأله 50: اگر آب قليلِ نجس به آب كر يا جارى متصل شود پاك مىگردد و احتياط واجب آن است كه آب كر يا جارى با آن مخلوط شود، مثلًا: اگر ظرف آب قليلى را كه نجس شده، زير شير آبى كه به منبع كر متصل مىباشد بگذارند و آب را بر آن باز كنند، پاك مىشود. ولى اگر بو يا رنگ يا مزه نجاست گرفته باشد، بايد به قدرى با آن مخلوط شود كه بو يا رنگ يا مزه نجاست از بين برود.
آبهاى كر، جارى و چاه
مسأله 51: تمام اقسام آبهاى مطلق، بجز آب قليل تا زمانى كه بو يا رنگ يا مزه نجاست نگرفته باشد، پاك است و هرگاه بر
اثر برخورد با نجاست، بو يا رنگ يا مزه نجاست بگيرد نجس مىشود (بنابراين، آب جارى، چاه، كر و حتّى باران در اين حكم مشتركاند).
مسأله 52: آب لولههاى ساختمانها كه متصل به منبع كر مىباشد، در حكمِ آبِ كر است.
مسأله 53: برخى از خصوصيات آب باران چنين است: اگر باران بر چيز نجسى كه عينِ نجس[1]در آن نيست، يك بار ببارد پاك مىشود. اگر بر فرش و لباسِ نجس ببارد، فشار لازم ندارد و پاك مىشود. اگر بر زمين نجس ببارد، پاك مىشود. هرگاه آب باران در جايى جمع شود، اگر چه كمتر از كُر باشد، چنانچه چيز نجسى را در حالى كه باران همچنان مىبارد، در آن بشويند، تا زمانى كه بو يا رنگ يا مزه نجاست نگرفته، پاك است.
چگونه چيزهاى نجس را آب بكشيم؟
مسأله 54: براى پاك كردن چيزهاى نجس، ابتدا بايد نجاست را برطرف كرده، سپس طورى كه در مسائل آينده خواهد آمد، آن را آب كشيد.
مسأله 55: ظرف نجس را، بعد از برطرف كردن نجاست،
[1]- «عين نجس» چيزى است كه خودبخود نجس است؛ مانند بول و خون.
اگر يك مرتبه در آب كر بشويند كافى است، ولى با آب قليل سه مرتبه بايد شست.
مسأله 56: ظرف نجس را مىتوان اين گونه آب كشيد: با آب كر: يك بار آن را در آب كُر برده و بيرون آورند. با آب قليل: آن را سه مرتبه پر از آب كرده و خالى كنند، يا سه مرتبه قدرى آب در آن ريخته و هر مرتبه آب را بطورى در آن بگردانند كه به جاهاى نجس برسد و بيرون بريزند.
مسأله 57: فرش و لباس و چيزهايى مانند آن كه آب را به خود مىگيرد و قابل فشار دادن است چنانچه با آب قليل تطهير مىكنند، بايد بعد از هر بار شستن آن را فشار دهند تا آبهاى داخل آن بيرون آيد و يا به گونهاى ديگر آبِ آن گرفته شود، البته در آب كر و جارى نيز بنابر احتياط واجب فشار دادن لازم است.
زمين
مسأله 58: اگر كفِ پا يا تهِ كفش هنگام راه رفتن نجس شود، با راه رفتن يا ماليدن پا به زمين پاك مىشود به شرط آن كه عين نجاست برطرف شود. و زمين بايد: 1- پاك باشد. 2- خشك باشد. 3- خاك، شن، سنگ، آجر فرش و مانند اينها باشد.
مسأله 59: اگر بر اثر راه رفتن يا ماليدن پا بر زمين، نجاستِ
تهِ كفش يا كفِ پا برطرف شود، پاك مىگردد، ولى بهتر است حد اقل پانزده قدم راه برود.
آفتاب
مسأله 60: آفتاب (با شرايطى كه خواهد آمد) اين چيزها را پاك مىكند:*زمين.*ساختمان و چيزهايى كه در آن بكار رفته است؛ مانند در و پنجره.*درخت و گياه.
مسأله 61: آفتاب با اين شرايط، پاككننده است: 1- چيز نجس تَر باشد به قدرى كه اگر چيزى به آن برسد تر شود. 2- با تابش آفتاب، چيز نجس خشك شود، ولى اگر مرطوب بماند، پاك نشده است. 3- چيزى؛ مانند ابر يا پرده مانع تابش آفتاب نباشد، مگر آنكه رقيق و نازك باشد و از تابش آفتاب جلوگيرى نكند. 4- آفتاب به تنهايى آن را خشك كند؛ مثلًا به كمك باد خشك نشود. 5- هنگام تابش آفتاب، نجاست در آن نباشد. پس اگر نجاست هست، پيش از تابش آفتاب برطرف كنند. 6- قسمت بيرون و درون ديوار يا زمين را يكباره خشك كند. پس اگر روى آن امروز خشك شود و درون آن فردا، تنها
روى آن پاك مىشود.
مسأله 62: اگر زمين و مانند آن نجس باشد، ولى رطوبتى نداشته باشد، مىتوان مقدارى آب يا چيز ديگرى كه سبب مرطوب شدن آن بشود، بر آن ريخته و سپس آفتاب بتابد و آن را پاك كند.
اسلام
مسأله 63: كافر كه نجس است اگر شهادتين را بگويد، مسلمان مىشود؛ يعنى بگويد:
«اشْهَدُ انْ لا اله الّا اللَّه، وَ اشْهَدُ انَّ مُحَمَّداً رسُولُ اللَّه»
و با اسلام، تمام بدن او پاك مىگردد.
برطرف شدن عين نجاست
مسأله 64: در دو مورد با برطرف شدن نجاست، چيز نجس پاك مىشود و نيازى به آب كشيدن ندارد. الف: بدن حيوان، مثلًا منقار مرغى كه غذاى نجس خورده است، هنگامى كه نجاست از منقارش برطرف شود پاك است. ب: باطن بدن، مانند داخل دهان و بينى و گوش؛ مثلًا اگر هنگام مسواك كردن از لثهها خون بيايد و در آب دهان از بين برود، داخل دهان پاك است و آب كشيدن آن لازم نيست.
ولى مسواك اگر با خون برخورد داشته باشد به احتياط واجب، نجس مىشود، هرچند داخل دهان باشد.