بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 78

مسأله 97: وضو بايد به قصد قربت انجام شود؛ يعنى براى انجام فرمان خداوند عالم وضو بگيرد و لازم نيست نيّت را به زبان آورد، يا از قلب خود بگذراند، بلكه همين مقدار كه مى‌داند وضو مى‌گيرد كافى است، بطورى كه اگر از او بپرسند:

چه مى‌كنى؟ بگويد: وضو مى‌گيرم.

مسأله 98: هرگاه وقت نماز به قدرى تنگ است كه اگر انسان بخواهد وضو بگيرد، تمام نماز يا قسمتى از آن بعد از وقت خوانده مى‌شود، بايد تيمم كند. ليكن اگر براى وضو و تيمم يك اندازه وقت لازم است، بايد وضو بگيرد.

وضوى جَبيره‌اى‌

دوايى كه بر زخم و مانند آن مى‌گذارند يا چيزى كه با آن زخم و شكستگى را مى‌بندند، «جَبيره» نام دارد.

مسأله 99: شخصى كه بر اعضاى وضويش زخم يا شكستگى است، اگر بتواند بطور معمول وضو بگيرد، بايد چنين كند؛ مثلًا روى زخم باز است و آب برايش ضرر ندارد و يا روى زخم بسته است، ولى باز كردن آن امكان دارد و آب براى آن ضرر ندارد.

مسأله 100: چنانچه زخم بر صورت يا دست است و روى آن باز است و آب ريختن روى آن ضرر دارد، بايد اطراف آن را بشويد و اگر كشيدن دست تر بر آن ضرر ندارد، دست تر بر آن بكشد.

مسأله 101: در وضوى جبيره‌اى بايد جاهايى كه شستن يا


صفحه 79

مسح آن امكان دارد بطور معمول بشويد يا مسح كند و جاهايى كه امكان ندارد، دستِ تر بر جبيره بكشد.

مسأله 102: اگر زخم يا شكستگى در جلوى سر يا روى پاها (محل مسح) است و روى آن باز مى‌باشد، چنانچه نتواند آن را مسح كند، بايد پارچه پاكى رويش بگذارد و روى پارچه را با ترىِ آب وضو كه در دست مانده، مسح كند.

مسأله 103: اگر در صورت و دستها چند جبيره باشد، بايد بين آنها را بشويد و اگر جبيره‌ها در سر يا روى پاها باشد، بايد بين آنها را مسح كند و در جاهايى كه جبيره هست، بايد به شيوه‌اى كه در جبيره بيان شد عمل كند.

مسأله 104: كسى كه در كف دست و انگشتها جبيره دارد و در موقع وضو دست تر روى آن كشيده است، مى‌تواند سر و پا را با همان رطوبت مسح كند يا از جاهاى ديگر وضو رطوبت بگيرد.

مسأله 105: اگر جبيره تمام صورت يا تمام يكى از دستها را فراگرفته باشد نيز احكام جبيره را دارد و وضوى جبيره‌اى كافى است و تيمم لازم نيست.

مسأله 106: اگر جبيره تمام پهناى روى پا را گرفته، ولى مقدارى از طرف انگشتان و مقدارى از طرف بالاى پا باز است، بايد جاهايى كه باز است روى پا را و جايى كه جبيره است روى جبيره را مسح كند.

مسأله 107: اگر جبيره بيشتر از معمول اطراف زخم را گرفته و برداشتن آن ممكن نيست، بايد به دستور جبيره عمل كند و


صفحه 80

بنابر احتياط واجب تيمم هم بكند و اگر برداشتن جبيره ممكن است، بايد آن را بردارد.

مسأله 108: اگر در جاى وضو يا غسل چيزى چسبيده باشد كه برداشتن آن ممكن نيست يا به قدرى مشقّت دارد كه نمى‌توان تحمّل كرد، بايد به دستور جبيره عمل كند.

مسأله 109: اگر جبيره نجس است يا نمى‌شود روى آن دستِ تر كشيد؛ مثلًا دوايى است كه به دست مى‌چسبد، پارچه پاكى روى آن بگذارد و دست تر روى آن بكشد.

مسأله 110: غسل جبيره‌اى مانند وضوى جبيره‌اى است، ولى بنابر احتياط واجب بايد به طور ترتيبى بجا آورده شود نه ارتماسى و حتماً بايد با دست تَر روى جبيره كشيده شود و شستن آن كفايت نمى‌كند.

چيزهايى كه بايد براى آنها وضو گرفت‌

مسأله 111: براى اين كارها انسان بايد وضو بگيرد:*براى نماز واجب (به جز نماز ميّت).*براى طواف واجب كعبه.*براى رساندن جايى از بدن به نوشته قرآن.

مسأله 112: اگر نماز يا طواف بدون وضو انجام شود، باطل است.

مسأله 113: كسى كه وضو ندارد نبايد جايى از بدن خود را به نوشته قرآن برساند، ولى ترجمه آن اشكال ندارد.

مسأله 114: كسى كه وضو ندارد خوب است جايى از بدن را


صفحه 81

به اسم خداوند به هر زبانى نوشته شده باشد، مانند: «خدا»«GOD»نرساند.

مسأله 115: براى اين كارها وضو گرفتن مستحب است:*رفتن به مسجد و حرم امامان.*خواندن قرآن.*همراه داشتن قرآن.*رساندن جايى از بدن به جلد يا حاشيه قرآن.*زيارت اهل قبور.

چيزهايى كه وضو را باطل مى‌كند

مسأله 116: چيزهايى كه وضو را باطل مى‌كند عبارت است از:*خارج شدن ادرار يا مدفوع يا باد معده و روده از انسان.*خواب، به طورى كه گوش نشنود و چشم نبيند.*چيزهايى كه عقل را از بين مى‌برد؛ مانند ديوانگى، مستى و بيهوشى.*استحاضه زنان.[1]*آنچه سبب غسل شود؛ مانند جنابت و مَسّ ميّت.

[1]- اين مسأله مربوط به بانوان است، براى توضيح بيشتر به مسأله 136 به بعد مراجعه كنند.


صفحه 82

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 83

غسل‌

گاهى براى نماز و ساير كارهايى كه بايد با وضو انجام داد، غسل واجب مى‌شود.

شيوه غسل كردن‌

مسأله 117: در غسل بايد تمام بدن و سر و گردن شسته شود، خواه غسل واجب باشد، مانند جنابت و يا مستحب، مانند غسل جمعه. به عبارت ديگر، تمام غسلها در انجام فرقى ندارند مگر در نيّت.

مسأله 118: غسل را به دو صورت مى‌توان انجام داد:

«ترتيبى» و «ارتماسى». در غسل ترتيبى، ابتدا سرو گردن شسته مى‌شود، سپس نيمه راست بدن و بعد از آن نيمه چپ. در غسل ارتماسى، تمام بدن يكباره در آب قرار مى‌گيرد.

پس براى انجام غسل ارتماسى بايد آب به قدرى باشد كه انسان بتواند تمام بدن را زير آب ببرد.


صفحه 84

شرايط صحيح بودن غسل‌

مسأله 119: تمام شرطهايى كه براى صحيح بودن وضو گفته شد[1]، در صحيح بودن غسل هم شرط است، بجز موالات. همچنين لازم نيست بدن را از بالا به پائين بشويد.

مسأله 120: كسى كه چند غسل بر او واجب است، مى‌تواند به نيّت همه آنها يك غسل بجا آورد.

مسأله 121: كسى كه غسل جنابت كرده، نبايد براى نماز وضو بگيرد، بلكه با غسل‌هاى واجب ديگر غير از غسل استحاضه متوسطه نيز مى‌تواند بدون وضو نماز بخواند، اگر چه بهتر است وضو هم بگيرد.

مسأله 122: در غسل ارتماسى بايد تمام بدن پاك باشد، ولى در غسل ترتيبى پاك بودن تمام بدن لازم نيست، بنابراين اگر هر قسمتى را پيش از غسل دادنِ همان قسمت آب بكشد، كافى است.

مسأله 123: غسل جبيره‌اى مثل وضوى جبيره‌اى است.[2]

مسأله 124: كسى كه روزه واجب گرفته، نمى‌تواند در حال روزه غسل ارتماسى انجام دهد، چون روزه‌دار نبايد تمام سر را در آب فرو برد. ولى اگر از روى فراموشى غسل ارتماسى كند صحيح است.

مسأله 125: در غسل لازم نيست تمام بدن با دست شسته شود و چنانچه با نيت غسل آب را به تمام بدن برساند، كافى است.

[1]- شرايط وضو در مسأله 70 بيان شد.

[2]- احكام وضوى جبيره‌اى در مسأله 88 به بعد بيان شد.


صفحه 85

غسل‌هاى واجب‌

مسأله 126: غسل‌هاى واجب هفت غسل است: 1- جنابت 2- ميّت 3- مس ميت 4- حيض 5- استحاضه 6- نفاس 7- و غسلى كه به سبب نذر يا قسم و مانند اينها واجب مى‌شود.

غسل جنابت‌

مسأله 127: اگر از انسان مَنى‌[1]بيرون آيد، هر چند در خواب باشد يا آميزش كند، جُنُب مى‌شود و بايد براى نماز و كارهايى كه نياز به طهارت دارد، غسل جنابت انجام دهد.

مسأله 128: اگر منى از جاى خود حركت كند، ولى بيرون نيايد سبب جنابت نمى‌شود.

مسأله 129: كسى كه مى‌داند منى از او خارج شده است و يا مى‌داند آنچه بيرون آمده منى مى‌باشد، جنب است و بايد غسل كند.

مسأله 130: اگر از انسان رطوبتى خارج شود كه نداند بول است يا منى يا غير اينها، چنانچه با شهوت و جستن بيرون آمده و بعد از بيرون آمدنِ آن بدن سست شده، آن رطوبت منى‌

[1]- منى، مايعى است كه از غدد تناسلى به سبب آميزش يا احتلام از مجراى بول خارج مى‌شود.