غسل حيض (قاعدگى)
مسأله 138: زمانى كه خونريزى قاعدگى (رِگل) قطع شود، زن بايد براى نماز و ساير كارهايى كه نياز به طهارت دارد غسل كند.
مسأله 139: خونريزى قاعدگى قبل از بلوغ اتفاق نمىافتد و اگر دخترى قبل از بالغ شدن خونى ببيند، حكم حيض ندارد.
مسأله 140: دوره قاعدگى كمتر از سه روز نيست، پس اگر جريان خون قبل از سه روز قطع شود حكم حيض ندارد.
مسأله 141: دوره قاعدگى بيش از ده روز طول نمىكشد و چنانچه خونريزى بيش از ده روز طول بكشد، تمام آن حكم حيض را ندارد.
مسأله 142: خون حيض معمولًا غليظ، گرم و پررنگ است و با فشار و كمى سوزش مىآيد.
مسأله 143: در مدت قاعدگى اين كارها بر زن حرام است: نماز و طواف كعبه. كارهايى كه بر جنب حرام است، مانند توقّف در مسجد.[1]
مسأله 144: در ايام قاعدگى نماز و روزه واجب نيست و نمازها قضا ندارد ولى قضاى روزهها را بايد بجا آورد.
مسأله 145: غسل حيض با غسل جنابت تفاوتى ندارد
[1]برخى از كارهاى ديگر نيز حرام است كه براى آشنايى با آنها مىتوانيد به رساله توضيح المسائل، مسأله 451 مراجعه كنيد، همچنين كارهايى كه بر جنب حرام است در مسأله 121 همين رساله بيان شد.
مگر در نيّت.
مسأله 146: با غسل حيض مىتوان نماز خواند، هر چند بهتر است علاوه بر غسل، وضو هم بگيرد.
غسل استحاضه
مسأله 147: يكى ديگر از خونهايى كه گاهى اوقات از رحم دختر يا زن بيرون مىآيد «استحاضه» است.
مسأله 148: خون استحاضه معمولًا زرد رنگ و سرد است و بدون فشار و سوزش بيرون مىآيد و غليظ نيست، ولى ممكن است گاهى اوقات پررنگ و گرم و غليظ باشد و با فشار بيرون آيد.
مسأله 149: خون استحاضه بر اساس كمى و زيادى آن به سه دسته تقسيم مىشود: اگر بسيار كم باشد غسل ندارد ولى وضو را باطل مىكند و اگر كم نباشد غسل نيز واجب مىشود كه جهت آشنايى با موارد آن و احكام هر يك، دخترها بايد به رساله توضيح المسائل، مسأله 394 به بعد مراجعه كنند.
غسل نفاس
مسأله 150: غسل نفاس مربوط به ولادت فرزند است و در زمان ديگرى ديده نمىشود زن پس از خونريزى زايمان بايد اين غسل را انجام دهد[1].
[1]. براى آشنايى بيشتر به مسأله 508 به بعد از رساله توضيح المسائل مراجعه كنيد.
تيمُّم
مسأله 151: در اين موارد بايد بجاى وضو و غسل، تيمم كرد:*آب نباشد و يا دسترسى به آن نداشته باشد.*آب براى انسان ضرر داشته باشد؛ مثلًا به سبب استعمال آب مرضى در او پيدا مىشود يا بيماريش شدّت مىيابد و يا دير خوب مىشود.*اگر آب را به مصرف وضو يا غسل برساند، خودش يا همسرش يا فرزندانش يا رفيقش يا كسانى كه به او مربوطند و يا هر كسى كه حفظ جانش بر او واجب است از تشنگى بميرند يا مريض شوند و يا به قدرى تشنه شوند كه تحمّل آن سخت است (حتى حيوانى كه در اختيار اوست).*بدن يا لباس او نجس است و آب بيش از تطهير و شستن آن ندارد و لباس ديگرى هم ندارد.*وقت به قدرى تنگ باشد كه اگر بخواهد وضو بگيرد يا غسل كند، تمام نماز يا مقدارى از آن بعد از وقت خوانده مىشود.
كيفيت تيمم
مسأله 152: در تيمم پنج چيز واجب است: 1- نيّت. 2- زدن كف دو دست با هم بر چيزى كه تيمم بر آن صحيح است. 3- كشيدن هر دو دست بر تمام پيشانى و دو طرف آن، از جائى كه موى سر مىرويد تا روى ابروها و بالاى بينى. 4- كشيدن كفِ دستِ چپ بر تمام پشت دست راست. 5- كشيدن كف دست راست بر تمام پشت دست چپ (انگشتان هم جزو كف دست مىباشند).
مسأله 153: براى آن كه يقين كند تمام پشت دست را مسح كرده، بايد مقدارى بالاتر از مچ را هم مسح كند، ولى مسح بين انگشتان لازم نيست.
مسأله 154: انسان بايد براى تيمم، انگشتر را از دست بيرون آورد و اگر مانع ديگرى نيز در پيشانى يا دستها وجود دارد، برطرف كند.
مسأله 155: تمام كارهاى تيمم بايد با قصد تيمم و براى اطاعت دستور خداوند انجام شود و همچنين بايد معلوم كند كه تيمم بجاى وضو است يا غسل. و اين همان نيّت تيمّم است.
چيزهايى كه تيمم بر آنها صحيح است
مسأله 156: تيمم بر خاك، ريگ، كلوخ و سنگ و گِل پخته مثل آجر، اگر پاك باشد صحيح است.
احكام تيمّم
مسأله 157: تيمّمى كه بجاى وضو است با تيممى كه به جاى غسل است، فرقى ندارد.
مسأله 158: كسى كه بجاى وضو تيمم كرده است، اگر يكى از چيزهايى كه وضو را باطل مىكند از او سر بزند، تيممش باطل مىشود.
مسأله 159: كسى كه به جاى غسل، تيمم كرده، هرگاه يكى از چيزهايى كه غسل را باطل مىكند، براى او پيش آيد تيممش باطل مىشود؛ مثلًا اگر به جاى غسل جنابت تيمم كرده، اگر دوباره جنب شود تيممش باطل مىشود.
مسأله 160: تيمم در صورتى صحيح است كه انسان نتواند وضو بگيرد يا غسل كند، بنابراين اگر بدون عذر تيمم كند، صحيح نيست و اگر عذر داشته باشد و برطرف شود؛ مثلًا آب نداشته و آب پيدا كند، تيمم او باطل مىشود.
مسأله 161: اگر به جاى غسل جنابت تيمم كند، لازم نيست، براى نماز وضو بگيرد. ولى اگر به جاى غسلهاى ديگر تيمم كند، با آن تيمم نمىتواند نماز بخواند و بايد براى نماز وضو بگيرد و اگر نتواند وضو بگيرد، بايد تيمم ديگرى به جاى وضو انجام دهد.
نماز
اهمّيت نماز
نماز مهمترين اعمال دينى است كه اگر مورد قبول درگاه خداوند عالم واقع شود، عبادتهاى ديگر نيز قبول مىگردد و اگر نماز پذيرفته نشود، اعمال ديگر نيز قبول نخواهد شد. همان طور كه اگر انسان در شبانهروز پنج نوبت خود را در نهر آبى شستشو دهد، چركى در بدنش نمىماند، نمازهاى پنجگانه هم انسان را از گناهان پاك مىكند. سزاوار است انسان نماز را در اوّل وقت بخواند. كسى كه نماز را سبك بشمارد، مانند كسى است كه نماز نمىخواند.
پيامبر اكرم (ص) فرمود: «كسى كه به نماز اهميّت ندهد و آن را سبك شمارد، سزاوار عذاب آخرت است». شايسته است نمازگزار كارهايى كه ثواب نماز را كم مىكند بجا نياورد؛ مثلًا با حالت خواب آلودگى نماز نخواند و در
نماز به آسمان نگاه نكند، بلكه كارهايى كه ثواب نماز را زياد مىكند بجا آورد؛ مثلًا لباس پاكيزه بپوشد، خود را خوشبو كند، دندانهايش را مسواك بزند و موهايش را شانه كند.
اقسام نماز
براى آشنايى با مسائل و احكام نماز، ابتدا يادآور مىشويم كه نماز يا واجب است و يا مستحب. نمازهاى واجب هم دو دستهاند؛ برخى از آنها تكليف هر روز مىباشد كه بايد در هر شبانهروز و در زمانهاى خاصى بجا آورده شود و برخى ديگر نمازهايى هستند كه گاهى اوقات به سببى خاص واجب مىشود و برنامه هميشگى و هر روز نمىباشد.
نمازهاى واجب روزانه
مسأله 162: نمازهاى هر روز، پنج نماز و مجموع آنها هفده ركعت است. نماز صبح: دو ركعت. نماز ظهر: چهار ركعت. نماز عصر: چهار ركعت. نماز مغرب: سه ركعت. نماز عشاء: چهار ركعت.
وقت نمازهاى روزانه
مسأله 163: وقت نماز صبح از اذان صبح تا طلوع آفتاب است كه در اين مدت بايد خوانده شود و هرچه به اذان صبح نزديك تر باشد بهتر است. وقت نماز ظهر و عصر از ظهر شرعى تا مغرب است كه به اندازه خواندن يك نماز چهار ركعتى در اوّل وقت مخصوص نماز ظهر و به همين مقدار كه به مغرب مانده باشد، مخصوص نماز عصر است. وقت نماز مغرب و عشاء از مغرب تا نصف شب است كه به اندازه خواندن يك نماز سه ركعتى بعد از مغرب مخصوص نماز مغرب و به اندازه يك نماز چهار ركعتى كه به نصف شب مانده است، مخصوص نماز عشا مىباشد.
ابتداى وقت نماز صبح
مسأله 164: نزديك اذان صبح از طرف مشرق سفيدهاى رو به بالا حركت مىكند كه آن را «فجر اوّل» گويند، هنگامى كه آن سفيده پهن شد، «فجر دوّم» و ابتداى وقت نماز صبح است.
ابتداى وقت نماز ظهر
مسأله 165: اگر چوب يا چيزى مانند آن را عمود بر زمين قرار دهيم، صبح كه خورشيد طلوع مىكند سايه آن به طرف مغرب مىافتد و هرچه آفتاب بالا مىآيد سايه كم مىشود، وقتى كه سايه آن به كمترين مقدار رسيد و رو به افزايش