بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 11

پيشگفتار

همه ساله هزاران انسان شيفته أهل بيت عصمت و طهارت:با قلبى سرشار از عشق و اميد، از خانه و كاشانه خود دل كنده، راهىِ اماكن زيارتى و مراقد پاك معصومان و پيشوايان الهى مى‌شوند تا روح و جان خويش را با آنان پيوند زده، زمينه را براى دستيابى به كمال و قُرب پروردگار فراهم سازند.

حضور در اين اماكن مقدس، از يك سو تجديد عهد با پيشوايان دين است، كه جملاتى چون: ( «مُحَقِّقٌ لِمَا حَقَّقْتُمْ، مُبْطِلٌ لِمَا أَبْطَلْتُمْ» و يا «سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ، مُحِبٌّ لِمَنْ أَحْبَبْتُمْ، مُبْغِضٌ لِمَنْ أَبْغَضْتُمْ»؛ آنچه را شما حق مى‌دانيد من نيز حق مى‌دانم، و آنچه را شما باطل مى‌دانيد من باطل مى‌دانم، با آن كه شما در صلح و سازش هستيد، من نيز هستم و با آن كه شما مى‌ستيزيد، من نيز سر ستيز دارم، آن كه را شما دوست داريد، دوست مى‌دارم و آن كه را شما دشمن‌


صفحه 12

داريد، من نيز دشمن مى‌شمارم.)

گوياى اين حقيقت است و از سوى ديگر، از روز مرّه گى و آلودگى به گناه فاصله گرفتن و خود را در اقيانوس رحمت و مغفرت الهى شستشو دادن و با توبه از گناه و معصيت رهيدن است.

زائر در اماكن زيارتى، قطره وجود خود را به اقيانوس رحمت حق پيوند مى‌زند و با روحى سرشار از شادى، طراوت و اميد نسبت به آينده، به خانه و كاشانه خويش بر مى‌گردد تا زندگى جديدى را آغاز كند و از آلودگى و ناپاكى دور باشد.

زائر، با اين سفر معنوى، از زندگى تكرارى و بى‌ثمر فاصله مى‌گيرد و با ارتقاى فكر و انديشه و تقويت ايمان و باورهاى دينى، با اراده‌اى استوار، موانع كمال را از سر راه بر مى‌دارد تا به حقيقتِ هستى، كه كمال مطلق است برسد:

«إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَيْكَ، وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ، حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ ...»

«خداوندا! بريدن كامل از خلق و پيوستن به خود را بر من عنايت فرما و ديده‌هاى دلمان‌


صفحه 13

را به نور توجهشان به سوى خود روشن گردان تا ديده‌هاى قلب‌ها، پرده‌هاى نور را بدرد و به مخزن اصلى بزرگى و عظمت دست يابد ...»

آرى، زيارتى كه همراه با معرفت و تحوّل نباشد، زيارت نيست و اگر زيارت تأثيرگذارى لازم را ندارد، دليلش را در فاصله گرفتن از اهداف زيارت بايد جستجو كرد.

اگر زائر به پيشوايان خود، تنها به ديده حاجت دهنده بنگرد، طبيعى است كه نمى‌تواند به اهداف زيارت دست يابد.

بنابراين اگر بتوانيم فرهنگ زيارت را در ميان امت اسلامى حاكم كنيم و پيشوايان دين را، كه الگو و واسطه فيض الهى هستند، وسيله‌اى براى رهايى خود از دام گناه و معصيت و آشنايى با ارزش‌ها و فضايل اخلاقى و انسانى بدانيم، به‌خوبى تأثير زيارت را در جامعه خواهيم ديد و اين چشمه حيات بخشِ هميشه جارى، روح اميد و نشاط و ايمان را به جامعه دينى و اسلامى ما منتقل و حيات طيبّه را به همگان هديه خواهد داد.

آداب سفر و زيارت، آماده كردن زائر براى اين هدف بزرگ است.


صفحه 14

اين آداب، به زائر مى‌آموزد كه:

- چگونه حركت كند،

- به دنبال چه هدفى باشد،

- با همراهان و همسفران چگونه رفتار نمايد،

- با پيشوايان چگونه سخن بگويد،

- و سرانجام با چه توشه‌اى باز گردد.

نگارنده در سال‌هاى گذشته توفيق يافته است اثرى با نام (آداب سفر حج) تنظيم كند و در اختيار علاقمندان قرار دهد كه- سپاس خداى را- مورد استقبال قرار گرفت و بيش از ده بار چاپ شد. اكنون با الهام از همان اثر و استفاده از مشتركات آن، كتاب حاضر (آداب سفر عتبات عاليات) را فراهم نموده، آداب زيارت حسين‌بن على8و ديگر پيشوايان مدفون در عراق را نيز به آن افزودم تا راهنماى معنوى جويندگان طريق حق و علاقمندان به مكتب اهل بيت:در اين سفر نورانى باشد.

اميد است فرهيختگان، عالمان و خوانندگان محترم، كاستى‌هاى احتمالى را همراه با پيشنهادهاى ارزشمند خود، براى ما ارسال كنند تا ان شاء اللَّه در چاپ‌هاى بعدى، مورد توجه و استفاده قرار گيرد.

مؤلف‌


صفحه 15

1- اهميت سفر از ديدگاه اسلام‌

سير و سفر با انگيزه‌هاى دينى و عقلانى از ديدگاه اسلام، امرى پسنديده و پذيرفته شده است. خداوند در قرآن كريم مردم را به سير و سفر در روى كره خاكى دعوت نموده و از آنان خواسته است تا با مسافرت به گوشه و كنار جهان، در تاريخ و سرنوشت نهايى ملّت‌ها بيانديشند و از حوادث، رخدادها و خوب و بد زندگى امت‌هاى پيشين عبرت بگيرند:

«أَوَ لَمْ يَسِيرُوا فِي اْلأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ كانُوا مِنْ قَبْلِهِمْ كانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ آثاراً فِي اْلأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَ ما كانَ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ واقٍ»[1]

«آيا در زمين گردش نكرده‌اند تا به ديده عبرت بنگرند فرجام كسانى را كه پيش از

[1]- غافر: 21


صفحه 16

آنان مى‌زيستند و پيامبران را تكذيب كردند چگونه شد. آنان بسيار نيرومندتر از اينان بودند و بناهايى كه آنها در زمين بر جاى گذاشتند، از بناهايى كه اينان دارند بسيار استوارتر بود، اما خدا آنان را به گناهانشان گرفت و هلاكشان ساخت و هيچ كس نبود آنان را از عذاب خدا نگاه دارد.»

پيشوايان معصوم:نيز مردم را به سفر رفتن تشويق كرده‌اند، در حديثى به نقل از رسول خدا6آمده است:

«لَو يَعْلَمُ النّاسُ رَحْمَةَ اللَّهِ لِلْمُسافِرِ لأَصْبَحَ النّاسُ عَلى‌ ظَهْرِ سَفَرٍ، انَّ اللَّهَ بَالْمُسافِرِ رَحيمٌ».[1]

«اگر مردم شفقت و رحمت خدا به مسافر را مى‌دانستند، همگى اقدام به مسافرت مى‌كردند، همانا خداوند به مسافران مهربان است.»

شيخ طوسى رحمه الله نيز در امالى خود مى‌نويسد: يحياى حَلّا گفت: از بُشر شنيدم كه به هم‌نشينان خود مى‌گفت:

[1]- مجموعه ورّام، ج 2، ص 33


صفحه 17

«سياحت و گردش كنيد، زيرا آب چون حركت كند پاكيزه و سالم ماند و اگر بايستد دگرگون شده و زرد مى‌شود.»[1]

گرچه هر سفرى بايد با قصد الهى و توكل بر خدا انجام شود، ليكن از مجموعه رواياتى كه در زمينه سفرهاى زيارتى نقل شده، مى‌توان به خوبى دريافت مسافر در اينگونه مسافرت‌ها، بايد با انگيزه‌اى خاص و به منظور تقويت بنيه ايمانى خود و الگوگيرى از چهره‌هاى تابناك دين و ايجاد تغيير و تحوّل روحى و اخلاقى به سفر زيارتى برود، و سفر را با انگيزه‌هاى مادّى و غير دينى آلوده نسازد تا بتواند از سفر خود بهره و نصيبى داشته باشد.

2- تعيين هدف‌

يكى از انگيزه‌هاى سفر، دستيابى به آرامش روحى و روانى و رفع اضطراب و افسردگى و نيز خستگى‌هاى جسمانى است، يكسره كار كردن و تفريح و استراحت نكردن سبب فرسودگى جسم و جان انسان مى‌شود و نشاط كارى را از او مى‌گيرد.

رسول اكرم6در آموزه‌هاى خود به بشريت، اين‌

[1]- امالى شيخ طوسى، ص 389.


صفحه 18

امر مهم را مورد توجه قرار داده و فرموده‌اند:

«سافِروُا تَصِحُّوا ...».[1]

«سفر كنيد تا تندرست شويد.»

در حديثى ديگر نيز فرمود:

«إِذا أَعْسَرَ أَحَدُكُمْ فَلْيَخْرُجْ وَ لَايَغُمَّ نَفْسَهُ وَ أَهْلَهُ».[2]

«هنگامى كه يكى از شما در مضيقه و تنگناى زندگى قرار گرفت، پس بايد [از محيطى كه در آن قرار دارد] خارج گردد و خود و خانواده‌اش را غمگين و ناراحت نكند.»

امام صادق7نيز آنگاه كه اوصاف افراد داراى ايمان كامل را بيان مى‌فرمايد، يكى از ويژگى‌هاى آنان را در يك جا نماندن و در روى زمين جابجا شدن و مسافرت كردن برشمرده و مى‌فرمايد:

«الْمُنْتَقِلَةُ دِيارُهُمْ مِنْ أَرْضٍ إِلى‌ أَرْضٍ‌[3]».

همچنين در اشعار منسوب به امير مؤمنان على7،

[1]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 115.

[2]- همان.

[3]- همان.