سلوك و خصوصيات رفتارى و سطح زندگى با يكديگر همگون هستند، در يك كاروان ثبتنام نموده و با هماهنگى مدير كاروان، آنها كه با هم سنخيت بيشترى دارند، در يك اتاق جاى گيرند. امام باقر7در اين باره فرمود:
«إِذَا صَحِبْتَ فَاصْحَبْ نَحْوَكَ، وَ لا تَصْحَبْ مَنْ يَكْفِيكَ فَإِنَّ ذَلِكَ مَذَلَّةٌ لِلْمُؤْمِنِ».[1]
«هنگامى كه با كسى همراه و همسفر شدى، پس با مثل خودت همراه شو و با آنكس كه زندگى تو را اداره مىكند همسفر مشو كه اين كار، موجب ذلت مؤمن است.»
همچنين براى اينكه زائر در جمع همراهان تحقير نشود، نبايد با كسانى كه براى او قدر و منزلتى قائل نيستند همسفر شود. امام على7در اين زمينه فرمود:
«لا تَصْحَبَنَّ فِي سَفَرِكَ مَنْ لا يَرَى لَكَ مِنَ الْفَضْلِ عَلَيْهِ كَمَا تَرَى لَهُ عَلَيْكَ».[2]
«با كسى كه در تو فضيلتى نسبت به خود احساس نمىكند و تو نيز در او فضيلتى
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 412/ 15135
[2]- كافى، ج 4، ص 286
نسبت به خود نمىبينى، در سفر همراه مشو.»
امام صادق7نيز فرمود:
«إصْحَبْ مَنْ تَتَزَيَّنُ بِهِ وَ لا تَصْحَبْ مَنْ يَتَزَيَّنُ بِكَ».[1]
«با كسى همسفر شو كه موجب افتخار و زينت تو باشد و با آنكس كه تو باعث افتخار او باشى همراه مشو.»
فردى به نام شهاب بن عبدربّه مىگويد: به امام صادق7عرض كردم:
شما از حال من آگاهيد و دست و دلبازى و بذل و بخششم را نسبت به برادران دينىام مىدانيد، آيا مىتوانم با بعضى از آنها در راه مكه همراه شوم و به آنان بذل و بخشش كنم؟ حضرت فرمود:
«اى شهاب، چنين مكن. اگر تو آنچه دارى بر آنان ببخشايى و آنان نيز در هزينه كردن زيادهروى كنند، به آنان ستم كردهاى، و [اگر تو ببخشايى] و آنان از خرج كردن خوددارى كنند، آنها را ذليل كردهاى، پس با امثال خود همسفر شو.»[2]
[1]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 412، ح 15133
[2]- همان، ص 413، ح 15137
حسين بن ابىالعلا نيز گويد:
همراه با بيست و چند مرد، به طرف مكه حركت كرديم، در ميان راه، در هر منزلى گوسفندى براى آنان قربانى مىكردم، پس زمانى كه به محضر امام صادق7شرفياب شدم، آنحضرت خطاب به من فرمود:
اى حسين، مؤمنان را خوار و ذليل مىكنى؟
گفتم: از چنين كارى به خداوند پناه مىبرم!
حضرت فرمود: به من خبر رسيده است كه در هر منزلى براى آنان گوسفندى كشتهاى!
گفتم: قصدى جز رضاى خدا نداشتم.
حضرت فرمود: آيا ندانستى در ميان همراهان تو، كسانى هستند كه دوست دارند مانند تو عمل كنند، ليكن به دليل نداشتن توانايى مالى، نمىتوانند و در نتيجه احساس كوچكى و حقارت مىكنند؟
گفتم: از خداوند طلب مغفرت مىكنم و از اين پس چنين نخواهم كرد.[1]
رعايت اين نكته اخلاقى باعث مىشود افراد كاروان و همسفران، از چشموهمچشمى و ايجاد تنشهاى روحى و اخلاقى پرهيز نموده، در محيطى
[1]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 415، ح 15142
سالم و آرام به سر ببرند و بيشتر به دنبال كسب معرفت و بهره معنوى باشند.
9- مشوّقان خوبىها
در سفرهاى زيارتى، دوستانِ ديندار و عاشقِ خداوند، در ترغيب و تشويق همراهان به عبادت و بهرهورى بيشتر از سفر، سهم مؤثر و به سزايى دارند.
گاهى شيطان زائران را وسوسه نموده، به خواب و استراحتِ بيشتر فرا مىخواند، ليكن دوست صميمى و ديندار، با رفتار و گفتار خوبِ خود، همسفران را به حركت واداشته، شيطان را در دستيابى به اهداف خود ناكام مىكند.
از اينرو، در روايات به مؤمنان توصيه شده تا دوستانى را براى خود برگزينند كه يار و ياور آنان در انجام كارهاى خير باشند. رسول خدا6فرمود:
«بهترين برادرت كسى است كه تو را به پيروى از خدا كمك نموده، از نافرمانى او بازدارد و تو را به خشنود ساختن او وادار كند.»[1]
همچنين امام على7نيز فرمود:
[1]- المحبة في الكتاب و السنه، ص 109، ح 462
«بهترين برادرت كسى است كه بهسوى خير شتاب كند و تو را نيز به دنبال خود بكشد و به نيكى فرمان دهد و بر انجام آن ياريت رساند.»[1]
بنابراين، سزاوار است زائران، همراهان خود را به حضور بيشتر در حرمها و اماكن زيارتى و خواندن قرآن و نماز و دعا و نيز كمك و يارى همسفران و ديگر امور خير تشويق نموده، خود نيز در انجام اين كارها پيشقدم گردند.
10- وصيت
يكى از مستحبات سفر، وصيت كردن پيش از سفر است. در گذشته مسافرت هميشه با خطر همراه بوده است، راههاى بد و ناهموار، دزدان مسلح، نبود بهداشت، ناامنى راهها و نداشتن امكانات مناسب بين راهى، هميشه تلفات انسانى زيادى را به دنبال داشته كه نمونههاى آن را در سفرنامهها مىتوان يافت.
در عصر حاضر نيز كه بسيارى از مشكلات گذشته حل گرديده، مسائل ديگرى از قبيل سيل و زلزله، نقص فنى هواپيماها و اتومبيلها، خطاهاى نيروى انسانى و
[1]- المحبة في الكتاب و السنه، ص 478
رانندگان هنگام رانندگى، تصادف اتومبيلها با يكديگر و با عابران پياده و ... امنيت را از انسانها در هوا و زمين سلب كرده است و هيچ مسافرى از آينده خود خبر ندارد و نمىتواند پيشبينى كند آيا سالم از سفر برمىگردد يا نه؟
از اين رو اسلام به مسافران توصيه كرده است تا پيش از سفر، وصيّتنامهاى تنظيم و مسائل خود را در آن به صورت شفاف بيان كنند تا در صورتى كه حادثهاى اتفاق افتاد، بازماندگان گرفتار مشكل نشوند.
رسول خدا6درباره اهميّت وصيّت فرمود:
«ما يَنْبَغى لِامْرَءٍ مُسْلِمٍ انْ يَبيتَ لَيْلَةً الّا وَوَصيّتُهُ تَحْتَ رأسِهِ».[1]
«بر انسان مسلمان سزاوار نيست شب سر بر بالين بگذارد مگر آن كه وصيّتنامه او زير سرش باشد.»
و در حديثى ديگر فرمود:
«مَنْ ماتَ بِغَيْرِ وَصِيَّةٍ ماتَ ميتَةً جاهليَّةً».[2]
«كسى كه بدون وصيت بميرد، به مرگ جاهلى مرده است.»
[1]- وسائل الشيعه، ج 19، ص 257
[2]- همان، ص 259
از اين رو امام صادق7به مسافران توصيه فرمود:
«مَنْ رَكِبَ راحِلَةً فَلْيوُصِ».[1]
«كسى كه بر وسيله نقليهاى سوار مىشود، بايد وصيت كند.»
نيز امام على بن موسى الرضا6به مسافران و زائران خانه خدا توصيه فرموده است:
«وَاجمَعْ اهلَكَ وَ صَلِّ رَكْعَتَين، و مجِّدِ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ، وَ صَلِّ عَلَى النَّبى6وَارْفَع يَدَيكَ الَى اللَّهِ تَعالى وَ قُلْ: اللّهُمَّ انّى اسْتَودِعُكَ اليومَ دينى وَنَفْسى وَمالى وَأهلى وَوَلَدى وَ جَميعِ جيرانى وَاخوانِنَا المُؤْمنين، الشَّاهد مِنّا وَالغائب عَنّا».[2]
«هنگام حركت، خانواده خود را جمع نموده و دو ركعت نماز بگزار و خداوند عزوجل را تمجيد كن و بر رسول اكرم6درود بفرست.
آنگاه دو دستت را به سوى خداوند بلند كرده و بگو:
بار خدايا امروز دينم، جانم، مالم، خانوادهام،
[1]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 369
[2]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 121
فرزندانم و همه نزديكان و همسايگان و برادران ايمانىام، آنان كه هستند و آنها كه حضور ندارند، همه را به تو مىسپارم.»
در روايت ديگرى هم آمده است:
«.... وَاحْسَنْتَ الوَصِيَّةَ لِانَّكَ لاتَدرى كَيفَ يَكُونُ، عَسى انْ لاتَرْجِعَ مِنْ سَفَرِكَ».[1]
«وصيتنامه را دقيق تنظيم كن، چرا كه تو از آينده خبر ندارى و نمىدانى چه اتفاقى رخ خواهد داد، شايد از اين سفر برنگردى ....»
11- غسل
مستحب است انسان پيش از رفتن به مسافرت غسل كند و هنگام غسل اين دعا را بخواند:
«بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ الّا بِاللَّهِ وَ عَلى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّه وَ الصَّادِقينَ عَنِ اللَّهِ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِم اجْمَعينَ.
اللّهُمَّ طَهِّرْ بِهِ قَلْبي وَاشْرَحْ بِهِ صَدْري وَ نَوِّر بِهِ قَبْري.
اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لِي نُوراً وَ طَهُوراً وَ حِرْزاً
[1]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 122، بحارالأنوار، ج 6، ص 333.