بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 51

صورت نياز از آن استفاده كنند. لقمان حكيم به فرزندش فرمود:

« [در مسافرت‌] با خود دارو بردار [تا در صورت نياز] هم تو و هم همسفرانت از آن بهره گيرند ...».[1]

16- نيازمندى‌هاى سفر

شايسته است مسافر برخى از نيازمندى‌هاى خود را همراه بردارد تا هنگام نياز از آن بهره گيرد. طبق نقل عايشه «رسول خدا6هرگاه به مسافرت مى‌رفت، چند چيز با خود برمى‌داشت:

1- آيينه 2- سرمه‌دان 3- شانه كوچك (مِدْرَى) 4- مسواك 5- شانه بزرگ».[2]

امّ سعد انصارى نيز گويد:

رسول خدا6در مسافرت آيينه و سرمه‌دان را از خود دور نمى‌كرد.[3]

مرحوم مجلسى رحمه الله نيز در بحارالأنوار نقل مى‌كند:

«رسول خدا6هرگاه به مسافرت مى‌رفت،

[1]- بحارالأنوار، ج 73، ص 275

[2]- محجة البيضاء، ج 4، ص 72

[3]- همان: 73


صفحه 52

شانه، مسواك و سرمه‌دان با خود برمى‌داشت.»[1]

با توجه به خصوصيات اخلاقىِ رسول خدا6، مى‌توان از اين احاديث به خوبى دريافت كه پيروان آن حضرت، بايد در مسافرت‌ها ابزار و وسايلى كه آنان را در آراسته بودن و نظم و ترتيب يارى مى‌دهد، همراه بردارند و از بى‌نظمى و آشفتگى سر و صورت و وضعيت ظاهرى خود دورى ورزند.

همچنين به نقل از امام صادق7در وصيت لقمان به فرزندش اين چنين آمده است:

«اى پسرم، شمشير و كفش و عمامه و ريسمان و مشك آب و نخ خياطى و سوزن در سفر همراه داشته باش و داروى بيشترى همراه خود بردار تا هم خود و هم همراهانت از آن استفاده كنيد و در هر كارى كه نافرمانى خدا در آن نباشد، با همسفرانت موافقت كن».[2]

مرحوم فيض نقل كرده است كه بعضى از متوكّلين و كسانى كه توكل به خداوند در وجود آنان قوى بود، در

[1]- بحارالأنوار، ج 73، ص 235

[2]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 185، ح 834


صفحه 53

سفر و وطن، قمقمه، ريسمان، سوزن و نخ و قيچى را از خود جدا نمى‌كردند و مى‌گفتند: «اين‌ها مربوط به دنيا نيست».[1]

البته آنچه در اين روايت و نظير آن آمده، نيازمندى‌هاى مسافران در آن زمان بوده و طبيعى است كه در اين دوران نيز بايد مسافر نيازمندى‌هاى اين زمان همچون: مسواك، دمپايى، قيچى، ناخن‌گير و ... را همراه داشته باشد.

17- همراه داشتن خوراكى‌

شايسته است زائران در سفرهاى زياتى، از پاكيزه‌ترين اموال خود بهره گيرند. رسول خدا6فرمود:

«از بزرگوارى مرد اين است كه هنگام رفتن به مسافرت، توشه‌اش پاكيزه باشد.»[2]

نيز امام صادق7فرمود:

«زيادى توشه و پاكيزه بودن و بخشش آن به همراهانى كه در سفر با شما هستند، از

[1]- محجة البيضاء، ج 4، ص 73

[2]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 423، ح 15160


صفحه 54

نشانه‌هاى جوانمردى است».[1]

همچنين امام سجاد7هرگاه به قصد حج يا عمره، به مكه مسافرت مى‌كرد، از بهترين و پاكيزه‌ترين خوراكى‌ها، مانند: بادام، شكر، سويق و آرد نرم الك نكرده، همراه خود برمى‌داشت.[2]

گفتنى است، خوراكى‌هايى كه مسافر همراه خود برمى‌دارد، نبايد فاسد شدنى باشد و تنها خوراكى‌هاى خشك و قابل نگهدارى در شرايط آب و هوايى مختلف، براى استفاده در سفر مناسب است.

18- همراه داشتن تربت حسينى‌

يكى از توصيه‌هاى امام صادق7به مسافران همراه داشتن مقدارى تربت امام حسين7است.

روزى از آن حضرت پرسيدند: اى فرزند رسول خدا6، همان‌گونه كه تربت قبر حسين بن على8شفاى هر دردى است، آيا ايمن‌بخش از هر ترس و نگرانى هم هست؟

امام صادق7فرمود: اگر يكى از شما بخواهد از هر ترسى در امان باشد، تسبيحى از تربت حسين7با خود

[1]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 424، ح 15162

[2]- همان، ص 423، ح 15161


صفحه 55

برگيرد و هنگام خفتن در بستر، دعاى وقت خفتن را سه مرتبه بخواند، آن‌گاه آن تربت را بوسيده، بر چشمان خود بگذارد و بگويد:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هَذِهِ التُّرْبَةِ وَ بِحَقِّ صَاحِبِهَا وَ بِحَقِّ جَدِّهِ وَ بِحَقِّ أَبِيهِ وَ بِحَقِّ أُمِّهِ وَ أَخِيهِ وَ بِحَقِّ وُلْدِهِ الطَّاهِرِينَ اجْعَلْهَا شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ كُلِّ خَوْفٍ وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ سُوءٍ».[1]

سپس آن تربت را در جيب خود گذارد. اگر در وقت عشا چنين كند تا صبحگاهان در پناه خدا خواهد بود.

همچنين در حديث ديگرى راوى گويد:

امام على بن موسى الرضا7يك بسته لباس از خراسان براى من فرستاد كه داخل آن قدرى خاك آميخته با آب (گِل) وجود داشت، از فرستاده حضرت پرسيدم، اين چيست؟ در جواب گفت:

«اين گل قبر حسين7(تربت حسينى) است.

حضرت لباس و چيزى براى كسى‌

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 427


صفحه 56

نمى‌فرستند مگر آن كه در آن تربت حسينى قرار مى‌دهد و مى‌فرمايد: اين (تربت) به اذن پروردگار باعث ايمنى و حفاظت است.»[1]

19- بدرقه مسافر

مستحب است مردم مسافر را هنگام سفر بدرقه كنند؛ چراكه مسافر در شرايط روحى خاصى به سر مى‌برد، از فرزندان و خويشان و نزديكان و زندگى و خانه و كاشانه خويش جدا مى‌شود و تا مدتى از آنان دور مى‌ماند. بدرقه مسافر و محبت نسبت به او و دعا كردن در حق او، از آلام سفر مى‌كاهد و روح مسافر را آرام مى‌كند. امام صادق7در اين باره فرمود:

«كَانَ إِذَا وَدَّعَ رَسُولُ اللَّهِ6رَجُلًا قَالَ:

أَسْتَوْدِعُ اللَّهَ دِينَكَ وَ أَمَانَتَكَ وَ خَوَاتِيمَ عَمَلِكَ وَ وَجَّهَكَ لِلْخَيْرِ حَيْثُمَا تَوَجَّهْتَ وَ رَزَقَكَ التَّقْوَى وَ غَفَرَ لَكَ الذُّنُوبَ».[2]

«رسول خدا6هر گاه با مردى خداحافظى مى‌كرد، مى‌فرمود: دين و امانتت و سرانجام كارت را به خدا بسپار و به هر كجا مى‌روى،

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 427

[2]- همان، ص 407، ح 15119


صفحه 57

خداوند خير و خوبى را به روى تو بگشايد و تقواى الهى را روزى‌ات كند و گناهانت را بيامرزد.»

و نيز در حديث ديگرى امام باقر7فرمود:

رسول خدا6هرگاه با مسافرى خداحافظى مى‌كرد، دست او را مى‌گرفت و مى‌فرمود:

«خداوند همسفران خوبى نصيبت كند و يارى تو را كامل گرداند و مشكلات سفر را بر تو آسان كند، دور را براى تو نزديك و گرفتارى‌هايت را برطرف سازد و دين و امانت و فرجام كارت را حفظ كند و راه هر خيرى را به‌روى تو بگشايد. بر تو باد به رعايت تقواى الهى. خودت را به خدا بسپار و به اميد بركت خداوند- عزّوجلّ- حركت كن».[1]

در حديث ديگرى آمده است:

رسول خدا6هرگاه با مؤمنان خداحافظى مى‌كرد مى‌فرمود:

«زَوَّدَكُمُ اللَّهُ التَّقْوَى وَ وَجَّهَكُمْ إِلَى كُلِّ خَيْرٍ وَ قَضَى لَكُمْ كُلَّ حَاجَةٍ وَ سَلَّمَ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 406، ح 15117


صفحه 58

دُنْيَاكُمْ وَ رَدَّكُمْ سَالِمِينَ إِلَى سَالِمِينَ».[1]

«خداوند بر تقواى شما بيافزايد و شما را به سوى كارهاى خير متوجه سازد، نيازهاى شما را برآورد و دين و دنياى شما را سالم بدارد و شما را به سلامت بازگرداند.»

اين سيره حسنه، جوّ معنوى خاصى در مسافر و نيز بستگان و دوستان او ايجاد مى‌كند، به شكلى كه زائر در تمامى اماكن مقدس، بدرقه‌كنندگان را ياد و دعا خواهد كرد.

امير مؤمنان و ديگر ائمه:نيز بر انجام اين سنّت پايدار بودند. آن‌گاه كه ابوذر، يار صادق و صميمى رسول خدا6توسط خليفه سوم به ربذه تبعيد گرديد، عثمان مقرر كرد تا هيچ كس اباذر را بدرقه نكند، اين خبر به امير مؤمنان على بن ابى‌طالب7رسيد، حضرت گريست آن گونه اشك روى محاسن ايشان جارى شد، سپس فرمود:

«اين چنين با صحابه رسول خدا6عمل مى‌كنند؟ اّنا للَّه‌و انا اليه راجعون»

آنگاه از جا برخاست و در حالى كه حسن و حسين8، عبداللَّه بن عباس، فضل، قثم، عبيداللَّه، عقيل‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 406، ح 15116