و عمار ياسر آن حضرت را همراهى مىكردند، به اباذر رسيد و وى را بدرقه كرد ....[1]
سپس امير مؤمنان7فرمود: با برادرتان [ابوذر] وداع كنيد؛ زيرا آنكه آهنگ سفر دارد بايد برود و بدرقهكننده بايد بازگردد، سپس هر يك از بدرقهكنندگان آنچه در دل داشت بازگو كرد. حسن بن على8به ابوذر فرمود:
«اى ابوذر، خداوند تو را بيامرزد! همانا اين قوم، تو را به رنج و بلا گرفتار كردند؛ زيرا تو جلو تعرّض آنها به دينت را گرفتى، آنان نيز دنياى خويش را از تو منع كردند. تو فرداى قيامت به آنچه آنها را جلوگيرى كردى، بسى نيازمند و از آن چه تو را منع كردند بىنيازى».
ابوذر نيز در پاسخ گفت:
«خداوند لطفش را به شما اهل بيت ارزانى دارد! من در دنيا جز شما مقصدى ندارم؛ هرگاه شمارا مىبينم، به ياد جدّتان رسولخدا6مىافتم.»[2]
[1]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 206
[2]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 406، ح 15115
بدرقه مسافر، سنّت رسول خدا6است. ابوذر درباره غزوه ذاتالسّلاسل گويد:
«رسول خدا6على7را فراخواند و همراه با سپاهى ايشان را به جنگ گسيل داشت.
سپس هنگام حركت، آن حضرت همراه با على ابن ابىطالب7بيرون آمده، على7را بدرقه كرد .... در كنار مسجد احزاب، در حالى كه على7بر اسب سفيدى سوار بود، رسول خدا6 به ايشان سفارشهايى فرمود. سپس با وى وداع و على7به سوى جبهه حركت كرد ....»[1]
20- پنهانكارى ممنوع
مرحوم فيض در آداب سفر به نقل از غزالى آورده است:
«شايسته است مسافر تمامى بار خود را مشخص نموده، آن را به رؤيت صاحب مركب برساند و با قرارداد و عقد صحيح، آن مركب را اجاره كند تا ميان آنها [در طول مسير] درگيرى رخ ندهد كه در نتيجه باعث
[1]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 207
كدورت و رنجش خاطر گردد. همچنين شايسته است از پرگويى و لجاجت با صاحب مركب پرهيز كند و روا نيست بيش از آنچه در قرار داد مشخص كرده بر آن بار زند، هر چند سبك باشد؛ زيرا هر چيزى از كم به زياد كشيده مىشود و كسى كه در اطراف منطقه ممنوعه بگردد، ممكن است در درون آن قرار گيرد (يعنى از امورى كه ورود به آن، به نزاع و اختلاف منجر مىگردد پرهيز نمايد)».[1]
21- يادآورى نعمتهاى خداوند
مستحب است مسافر هنگام سوار شدن بر مركب و وسيله نقليه، نعمتهاى الهى را به ياد آورده، از خداوند سپاسگزارى نمايد. امام صادق7فرمود:
«هنگامى كه پا در ركاب نهادى بگو:
بِسْمِاللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم، بِسْمِاللَّه وَ اللَّه اكْبَر؛ به نام خدا و خدا بزرگتر است [از آن كه به وصف درآيد] و آنگاه كه بر مركب جاى گرفتى و استقرار يافتى بگو:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِلْإِسْلامِ وَ عَلَّمَنَا
[1]- محجة البيضاء، ج 4، ص 72
الْقُرْآنَ وَ مَنَّ عَلَيْنَا بِمُحَمَّدٍ6، سُبْحَانَ اللَّهِ، سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، اللَّهُمَّ أَنْتَ الْحَامِلُ عَلَى الظَّهْرِ وَ الْمُسْتَعَانُ عَلَى الْأَمْرِ، اللَّهُمَّ بَلِّغْنَا بَلاغاً يَبْلُغُ إِلَى خَيْرٍ بَلاغاً يَبْلُغُ إِلَى رِضْوَانِكَ وَ مَغْفِرَتِكَ، اللَّهُمَّ لا طَيْرَ إِلَّا طَيْرُكَ وَ لا خَيْرَ إِلَّا خَيْرُكَ وَ لا حَافِظَ غَيْرُكَ».[1]
«سپاس خداى را كه ما را به اسلام هدايت كرد و به ما قرآن آموخت و با فرستادن رسولش محمد6بر ما منت نهاد؛ منزه است خدا، منزه است خدايى كه اين مركب را در اختيار ما نهاد و آن را مسخّر ما ساخت؛ ما توان آن را نداشتيم و همانا به سوى پروردگارمان برمىگرديم و سپاس مخصوص پروردگار جهانيان است.
بار خدايا! تو ما را بر اين مركب سوار نمودى و تو در هر كارى پشتيبان هستى. بار خدايا! ما را به جايى رسان كه به خير و خوبى منتهى گردد، بهجايى كه به آمرزش و رضوان
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 387، ح 15080.
تو برسيم. بار خدايا! هيچ امرى جز امر تو و هيچ خيرى جز خير تو و حافظ و نگهدارندهاى جز تو نيست.»
همچنين على بن ربيعه اسدى گويد:
امير مؤمنان على بن ابىطالب7بر مركب سوار شد، هنگام پا نهادن در ركاب فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ»، و پس از آن كه روى مركب استقرار يافت فرمود:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَكْرَمَنَا وَ حَمَلَنَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَ رَزَقَنَا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَ فَضَّلَنَا عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقَ تَفْضِيلًا سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ».[1]
«سپاس خداوندى كه ما را گرامى داشت و در خشكى و دريا ما را حمل نمود و از غذاهاى پاك و پاكيزه به ما روزى داد و ما را بر بسيارى از آفريدههاى خود برترى بخشيد، منزه است خدايى كه اين مركب را مسخّر ما ساخت و ما توان تسخير آن را نداشتيم.»
سپس سه مرتبه «سبحاناللَّه» و سه مرتبه «الحمدللَّه» گفت و آنگاه فرمود:
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 390
«رَبِّ اغْفِرْ لِي فَإِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ».[1]
«پروردگارا! مرا ببخش، كه گناهان را جز تو كسى نمىبخشد.»
و در ادامه فرمود:
رسول خدا6[هنگام سفر] در حالى كه من كنار او قرار داشتم، اينچنين عمل مىكرد.[2]
بنابراين شايسته است زائر هنگام حركت، لحظهاى با خود بيانديشد و نعمتهاى خداوند را به ياد آورد و پروردگار را به خاطر نعمت سلامتى، توفيق يافتن براى چنين سفر ارزشمندى، فراهم ساختن ابزار و وسايل سفر و ديگر نعمتهايى كه به او عنايت فرموده سپاس گويد كه اگر چنين كند، بر اساس آيه شريفهلَإنْ شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ، خداوند نعمتهايش را در اين سفر بر زائر افزون خواهد كرد.
22- پرهيز از عجله و شتاب
در سفر، هرگز در انجام كارها نبايد عجله كرد؛ زيرا عجله موجب مىشود كار يا به درستى انجام نشود و يا
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 390
[2]- همان، ص 390، ح 15085
داراى فضاى معنوى مناسب نباشد. رسول خدا6فرمود:
«الْأَنَاةُ مِنَ اللَّهِ وَ الْعَجَلَةُ مِنَ الشَّيْطَانِ».[1]
«تأنّى در كارها از جانب خدا و عجله از جانب شيطان است.»
مرحوم ملّا مهدى نراقى رحمه الله در تعريف عجله مىگويد:
«عجله حالتى در دل است كه به مجرّد خطور امرى در ذهن، بى درنگ و بدون تأمل درباره آن، به انجام آن اقدام كند. اين حالت از لوازم ضعف و كوچكى نفس و از درهاى بزرگ ورود شيطان به دل آدمى است كه بسيارى از مردم را از اين راه به هلاك افكنده است.»[2]
يكى از دلايل مذمّتِ عجله و شتاب، آن است كه كارها، اگر بخواهد صحيح انجام شود بايد همراه با بصيرت و معرفت باشد و اين، نياز به تأنّى و آرامش و صبر دارد. فردى كه شتابزده عمل مىكند فرصت انديشيدن در كارها را نيافته و در نتيجه كارى انجام مىدهد كه سرانجامِ آن، پشيمانى و خسران خواهد بود.
[1]- وسائلالشيعه، ج 27، ص 169
[2]- جامع السعادات، ج 1، ص 335.
امام على7فرمود:
«مَعَ الْعَجَلِ يَكْثُرُ الزَّلَلُ».[1]
«با شتابزدگى، لغزشها فراوان گردد.»
امير مؤمنان على7هنگام شهادت، به فرزند بزرگوارشان امام حسن مجتبى7فرمود:
«أَنْهَاكَ عَنِ التَّسَرُّعِ بِالْقَوْلِ وَ الْفِعْلِ».[2]
«تو را از شتاب در گفتار و كردار نهى مىكنم.»
23- حفظ دارايى و اثاثيه
مسافر بايد حافظ و نگهبان پول و اثاثيه خود باشد و در طول سفر مراقبت كند تا چيزى را گم نكند و يا در محلّى جا نگذارد. صفوان جمّال به امام صادق7عرض كرد:
«مىخواهم به حج بروم، خانواده من نيز همراه من است، نفقه سفرم را در كيسهاى گذاشته، به كمر مىبندم، [نظر شما در اينباره چيست؟]
امام صادق7فرمود:
آرى، پدرم [امام باقر7] پيوسته مىفرمود:
[1]- غررالحكم، ح 9740
[2]- امالى طوسى، ص 7