«اتَّقِ اللَّهَ حَيْثُ مَا كُنْتَ وَ أَتْبِعِ السَّيِّئَةَ الْحَسَنَةَ وَ خَالِقِ النَّاسَ بِخُلُقٍ حَسَنٍ».[1]«هر كجا بودى از خدا بترس و تقوى داشته باش، بدى را با خوبى پاسخ ده، و با مردم با اخلاق نيكو برخورد كن.»
سپس هنگامى كه با او خداحافظى كرد به وى فرمود:
«زَوَّدَكَ اللَّهُ التَّقْوَى وَ جَنَّبَكَ الرَّدَى وَ غَفَرَ لَكَ ذَنْبَكَ وَ وَجَّهَكَ إِلَى الْخَيْرِ حَيْثُمَا تَوَجَّهْتَ».[2]
«خداوند تقواى تو را افزون كند و تو را از بدىها دور دارد، گناه تو را ببخشد و به هر سو رو مىكنى، تو را به خير و خوبى راهنمايى و متمايل سازد.»
زائر در مرحله بعد بايد تمرين كند تا در برابر مشكلات و سختىها صبور و بردبار بوده، آشفته و خشمگين نشود. رسول خدا6در اين زمينه فرمود:
«خشم ايمان را تباه مىكند، چونان كه سركه
[1]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 208
[2]- همان، ص 208
عسل را خراب و فاسد مىكند.»[1]
روزى عربى بيابانى نزد رسول خدا6آمد و عرض كرد:
من مردى بياباننشينم، سخنانى جامع به من بياموز [تا راهنماى عملم باشد].
حضرت فرمود: به تو فرمان مىدهم خشمگين نشوى!
عرب سهبار سؤال خود را تكرار كرد و حضرت همان پاسخ را داد، تا آنكه آن مرد به خود آمد و گفت:
پس از اين ديگر چيزى سؤال نمىكنم؛ رسول خدا6جز به خير، مرا فرمان نداده است.[2]
سخن امام صادق7زيبايى كلام رسول خدا6را تفسير مىكند كه فرمود:
«الْغَضَبُ مِفْتَاحُ كُلِّ شَرٍّ».[3]
«خشم، كليد هر بدى است.»
بنابراين هر زائرى بايد مراقب خود باشد تا بر كسى خشم نگيرد و اگر خشمگين شد، خشم خويش را فرو بَرد و اجازه ندهد به درگيرى و خشونت مبدّل گردد.
امام صادق7فرمود:
[1]- كافى، ج 2، ص 302
[2]- همان، ص 302
[3]- همان، ص 303
«هيچ بندهاى خشم خود را فرو نبرد مگر آنكه خداوند بر عزّت او در دنيا و آخرت بيافزايد ...».[1]
و سفارش ديگر، خوشرفتارى با همسفران است.
امام صادق7فرمود:
«خويشتن را آماده ساز تا با هركس همراه مىشوى، همنشينى خوب و خوشاخلاق باشى، زبانت را نگهدار و خشمت را فرونشان، از كارهاى بيهوده و بىفايده كم كن، عفو و بخششات را براى ديگران بگستران و سخىّ و گشادهدست باش».[2]
مردى نزد رسول خدا6آمد و عرض كرد: اى رسول خدا به من سفارشى فرما. حضرت توصيههايى به او نمود، از جمله فرمود: با برادر دينىات با روى گشاده برخورد كن.[3]
يكى از اصحاب امام صادق7نيز مىگويد:
به آن حضرت عرض كردم: حدود حسن خلق چيست؟ امام7در جواب فرمود:
[1]- كافى، ج 2، ص 110
[2]- همان، ج 4، ص 286
[3]- همان، ج 2، ص 103
«اين كه بال خود را براى ديگران بگسترانى و نرمخو باشى، سخن شيرين بگويى و با برادر دينىات با خوشرويى برخورد كنى.»[1]
همچنين ابو ربيع شامى مىگويد: خدمت امام صادق7رسيدم، در حالىكه خانه پر از جمعيت بود و جمعى از اهالى خراسان و شام و ديگر نقاط جهان آنجا حضور داشتند، به شكلى كه من جايى را نيافتم تا بنشينم. سپس امام صادق7در حالى كه تكيه داده بودند، روى دوزانو نشسته، فرمودند:
«اى شيعيان آل محمد، از ما نيست آن كس كه به هنگام خشم، خود را كنترل نكند و از ما نيست آن كس كه با همنشين خود، به خوشى سخن نگويد و با همنوعان خود خوشخلقى ننمايد و با رفيقان خود رفاقت نكند و براى همسايگان خود همسايه خوبى نباشد. اى شيعيان آل محمد، از خداوند بترسيد و تا مىتوانيد تقوا داشته باشيد؛ و لاحول و لا قوة إلّا باللَّه».[2]
[1]- كافى، ج 2، ص 103
[2]- همان، ص 637
26- مهرورزى به مردم
توجه به ارزشهاى اخلاقىِ اسلام در سفر، مسافرت را بسيار شيرين و جاذبهدار مىكند. براى آنكه از هرگونه كدورتى پيشگيرى شود، زائران در برخورد با همسفران نكاتى را بايد رعايت كنند:
امام صادق7به نقل از رسول خدا7، به برخى از اين امور اشاره داشته، فرمودهاند:
«سه چيز پايههاى دوستى مرد با برادر دينى خود را محكم مىكند:
1- هميشه با خوشرويى با او برخورد كند؛
2- در مجلس هر گاه به سوى او آمد، برايش جا باز كند و او را در كنار خود بنشاند؛
3- او را به هر نامى كه خودش دوست دارد، صدا بزند».[1]
امام باقر7نيز فرمود:
«روزى يكى از اعراب بنىتميم به حضور رسول خدا6شرفياب شد و عرض كرد: يا رسولاللَّه به من سفارشى فرما.
[1]- كافى، ج 2، ص 643
حضرت ضمن سفارشهايى به او فرمود: با مردم دوستى كن و آنان را دوست بدار تا تو را دوست بدارند».[1]
27- احترام به سالخوردگان
در هر كاروانى معمولًا تعدادى از افراد سالخورده وجود دارند كه نيازمند كمك همسفران خويشاند. هنگام سوار شدن و پياده شدن از اتوبوس و رفتن و برگشتن به حرم، سزاوار است ديگر زائران، آنان را بر خود مقدم داشته، يارى دهند.
امام صادق7فرمود:
«احترام به سالخورده، احترام به خدا است».[2]
در حديثى ديگر رسول خدا6فرمود:
«هر كس، سالمندى را كه در اسلام موى خود را سپيد كرده احترام كند، خداوند او را از هراس روز قيامت آسوده سازد».[3]
[1]- كافى، ج 2، ص 642
[2]- همان، ص 658
[3]- همان.
28- سلام به همسفران
انس و علاقه ميان برادران و خواهران دينى، يكى از زيباترين هديههاى دين مقدس اسلام به مردم است. از جمله امورى كه مىتواند اين پيوند را استوار سازد، سلام كردن به يكديگر است. بنابراين در برخوردهاى داخل كاروان و نيز در ديدار با ديگر مسلمانان، سخن را با سلام آغاز كنيد. رسول خدا6فرمود:
«پيش از سخن گفتن سلام كنيد و كسى كه بدون سلام سخن را آغاز كرده، پاسخش را ندهيد».[1]
همچنين در حديث ديگرى فرمود:
«نزديكترين مردم به خدا و رسولش كسى است كه در سلام كردن پيشقدم باشد.»[2]
در سلام كردن نيز با صداى بلند سلام دهيد تا طرف مقابل صداى شما را بشنود. امام باقر7فرمود:
«خداوند، آشكار سلام كردن را دوست مىدارد».[3]
امام صادق7نيز فرمود:
[1]- كافى، ج 2، ص 644
[2]- همان.
[3]- همان، ص 645
«هرگاه يكى از شما به ديگرى سلام دهد، صدا به سلام بلند كند و نگويد: من سلام كردم، آنها جوابم را ندادند. شايد سلام كرده و آنها نشنيده باشند! هر يك از شما نيز كه جواب سلام را مىدهد، بلند جواب دهد تا مسلمانى نگويد: من سلام كردم و پاسخ من را ندادند ...».[1]
پيشوايان دينى، روش اجرايى سلام كردن را نيز به ما آموختهاند. امام صادق7فرمود:
«كوچك بر بزرگ، رهگذر بر كسى كه نشسته و آنان كه تعدادشان كم است بر كسانى كه تعدادشان بيشتر است، سلام كنند.»[2]
همچنين اگر تعدادى در مجلسى نشستهاند، آنان كه تازه به مجلس وارد مىشوند، به آنان كه قبلًا در آن مجلس حضور يافتهاند، سلام كنند.[3]
اما اگر جمعى نشستهاند و گروهى به مجلس وارد شده و سلام كنند، كافى است يك نفر آن را پاسخ دهد.[4]
[1]- كافى، ج 2، ص 645.
[2]- همان، ص 646.
[3]- همان، ص 647.
[4]- همان.