بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 78

29- لبخند به همسفران‌

زائران در طول سفر تلاش كنند تا در برخورد با همسفران، به روى آنان لبخند بزنند. امام باقر7فرمود:

«تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فِي وَجْهِ أَخِيهِ حَسَنَةٌ وَ صَرْفُ الْقَذَى عَنْهُ حَسَنَةٌ وَ مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْ‌ءٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِنْ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ».[1]

«لبخند هر مردى به روى برادر مؤمن خود حسنه است و پاداش دارد و برگرفتن خار و خاشاك از چشم او [و برداشتن مانع از سر راه او] حسنه است و خدا به چيزى محبوب‌تر از مسرور ساختن مؤمن پرستش نشده است.»

امام صادق7نيز فرمود:

«كسى از شما گمان مبرد كه اگر مؤمنى را شاد كند فقط او را خوشحال كرده، بلكه به خدا ما را شاد كرده و بلكه به خدا سوگند رسول خدا6را شادمان كرده است».[2]

[1]- كافى، ج 2، ص 188.

[2]- همان، ص 189


صفحه 79

30- كمك به همسفران‌

مستحب است مسافر به همراهان خود در طول سفر كمك كند و بار خويش را به دوش ديگران نياندازد. در حضور رسول خدا6سخن از مردى به ميان آمد و برخى گفتند:

او آدم خوبى است. سپس به اوصاف وى اشاره كرده، اظهار كردند:

او با ما به حج آمد، هر زمان در مكانى منزل مى‌كرديم، پيوسته ذاكر خدا بود و «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» مى‌گفت و آن‌گاه كه حركت مى‌كرديم، پيوسته خدا را ياد مى‌كرد و ذكر خدا مى‌گفت تا باز در منزلى ديگر فرود مى‌آمديم.

رسول خدا6فرمود:

پس چه كسى به شترش علوفه مى‌داد و غذايش را آماده مى‌كرد؟

پاسخ دادند: همه ما.

رسول خدا6فرمود: همه شما از او بهتريد![1]

پيامبر6در اين زمينه، براى اصحاب و ياران‌

[1]- مكارم‌الأخلاق، ج 1، ص 564، ح 1955؛ ميزان‌الحكمة، ح 8614


صفحه 80

خويش الگو بود. در روايت آمده است آن حضرت در سفرى به اصحاب خود فرمود تا گوسفندى قربانى كنند، يكى از مردان همراه گفت: ذبح گوسفند به عهده من؛ ديگرى گفت: پوست‌كندن آن نيز با من؛ سوّمى گفت:

قطعه قطعه كردن گوشت‌ها با من و چهارمى گفت: پختن آن نيز با من.

رسول خدا6نيز فرمود: فراهم كردن هيزم با من! اصحاب گفتند: يا رسول‌اللَّه، پدران و مادران ما فداى شما باد! نبايد شما به زحمت بيفتيد، ما به‌جاى شما كارها را انجام مى‌دهيم!

حضرت فرمود: مى‌دانم شما به جاى من انجام مى‌دهيد، ليكن خداوند عزّوجل دوست ندارد بنده‌اى را كه اگر با گروهى مسافرت كرد، گوشه‌اى بنشيند [و كار نكند]. حضرت اين سخن را فرمود و برخاست تا براى آن‌ها هيزم جمع‌آورى كند.[1]

بنابراين، گرچه هم‌اكنون كارها به مدير كاروان و كاركنان هتل‌ها واگذار گرديده، ليكن زائر نبايد خود را از فيض خدمتگزارى به همسفران محروم سازد.

امام سجاد7مسافرت نمى‌رفتند مگر با كسانى كه آن حضرت را نمى‌شناختند و از همان آغاز نيز با آن‌ها شرط مى‌كردند كه در طول سفر كار كنند و نيازهاى‌

[1]- بحارالأنوار، ج 76، ص 273، ح 31


صفحه 81

كاروان را برآورده سازند.

در سفرى كه حضرت با گروهى همراه شد، مردى آن حضرت را ديد و شناخت، سپس به كاروانيان گفت:

آيا مى‌دانيد اين مرد كيست؟ گفتند: نه.

گفت: او على بن الحسين8است!

آن جمع به‌طرف آن حضرت آمده، دست و پاى ايشان را بوسه زدند و گفتند:

فرزند رسول خدا! آيا مى‌خواستى آتش دوزخ، به دليل رفتار نادرست با شما، ما را فرا گيرد؟ و در پايان عمر به هلاكت گرفتار شويم؟ چه باعث شده تا شما اين‌چنين عمل كنيد؟

حضرت فرمود: زمانى با گروهى كه مرا مى‌شناختند همسفر شدم؛ آن‌ها به خاطر رسول خدا6بيش از حدّ به من احترام و كمك كردند و من نگران تكرار آن توسط شما بودم، بنابراين مخفى بودن كارم را بيشتر دوست دارم![1]

پيامبر6فرمود:

«كسى كه مؤمنِ مسافرى را يارى دهد، خداوند هفتاد و سه ناراحتى را از وى دفع كند و در دنيا و آخرت او را از همّ و غم پناه دهد و

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 430، ح 15177


صفحه 82

بلاى بزرگى را كه در روز اجتماع مردم‌ [فرداى قيامت‌]، با آن روبه‌رو است مرتفع سازد».[1]

در حديث ديگرى به نقل از رسول خدا6آمده است:

«كسى كه مسافر مؤمنى را در نيازى كه دارد يارى رساند، خداوند هفتاد و سه گرفتارى او را برطرف خواهد كرد، يكى از آنها در دنياست كه از همّ و غم آن رهايى خواهد يافت و هفتاد و دو گرفتارى نيز هنگام اندوه و گرفتارى بزرگ‌ [در قيامت‌] است.»

گفته شد اى رسول خدا، گرفتارى بزرگ چيست؟

فرمود:

«آن زمان كه مردم به خود مشغول و سرگرم مى‌شوند، تا آنجا كه ابراهيم خليل- درود خدا بر او- مى‌گويد:

أَسْأَلُكَ بِخُلَّتِي لَا تُسَلِّمْنِي إِلَيْهَا».[2]

در روايت ديگرى آمده است:

«گروهى كه با يكديگر به سفر رفته بودند، هنگام‌

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 430، ح 15177

[2]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 219


صفحه 83

بازگشت به رسول خدا6گفتند:

ما برتر از فلانى كسى را نديديم، او روزها را روزه مى‌گرفت و هر كجا منزل مى‌كرديم، تا هنگام حركت به نماز مشغول مى‌شد و مرتب نماز مى‌گزارد.

رسول خدا6فرمود: چه كسى كارهاى او را انجام مى‌داد و مخارج او را تأمين مى‌كرد؟

گفتند: ما

پيامبر6فرمود: همه شما از او برتريد![1]

اسماعيل خَثْعَمى مى‌گويد: به امام صادق7عرض كردم: وقتى ما [در سفر حج‌] به مكه مى‌رسيم، همراهان ما مرا نزد اثاثيه گذاشته، خود به طواف مى‌روند.

حضرت فرمود: «انْتَ اعْظَمُ اجْراً»؛ «پاداش و اجر تو از آن‌ها بيشتر است».[2]

شخص ديگرى به‌نام مُرازِم بن حكيم گويد:

با محمد بن مُصادِف همراه بودم، وقتى به مدينه رسيديم بيمار شدم، وى نيز مرتب مرا تنها مى‌گذاشت و به مسجد مى‌رفت، از او به پدرش مصادف شكايت كردم، او نيز مسأله را به امام صادق7خبر داد، حضرت براى محمد بن مصادف پيغام فرستاد و فرمود:

[1]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 219

[2]- همان.


صفحه 84

«قُعُودُكَ عِنْدَهُ أَفْضَلُ مِنْ صَلاتِكَ فِي الْمَسْجِدِ».[1]

«نشستن تو در كنار او، از نماز خواندنت در مسجد بالاتر و برتر است.»

روشن است كه اين توصيه‌ها اختصاص به حج نداشته، ديگر سفرها را هم دربر مى‌گيرد.

بنابراين زائران در طول سفر، همسفران به ويژه افراد مسن و بيمار را يارى دهند تا با اين عمل، پاداش آن‌ها مضاعف گردد.

31- ناسازگارى ممنوع‌

افراد بشر، هر چه از خوبى‌ها بهره‌مند باشند، باز ممكن است در برخى شرايط گرفتار كم‌حوصله‌گى، بهانه‌گيرى و ناسازگارى شوند و به همين دليل، هم خود و هم ديگران را ناراحت كنند. رسول خدا6در سفرى كه به حج مشرف مى‌شدند فرمودند:

«مَنْ كانَ سَيِّى‌ءُ الْخُلْقِ وَ الْجِوارِ فَلا يَصْحَبُنا».[2]

«كسى كه بد اخلاق است و به همسايه خود

[1]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 217

[2]- بحارالأنوار، ج 73، ص 273


صفحه 85

بدى مى‌كند، با ما همراه نشود.»

دليل اين سخن واضح است؛ زيرا كسى كه در وضعيت عادى كج‌خلق بوده و همسايه‌آزارى مى‌كند، هنگام سفر و برخورد با سختى‌ها و مشكلات، رفتارى به مراتب نامناسب‌تر با ديگران خواهد داشت.

على بن ابى‌طالب7كمىِ ناسازگارى با همسفران را از نشانه‌هاى جوانمردى در سفر برشمرده است.[1]

سعدى نيز گويد:

يكى خوب‌كردار خوش خوى بود

كه بدسيرتان را نكوگوى بود

به خوابش كسى ديد چون درگذشت‌

كه بارى حكايت كن از سرگذشت‌

دهانى به خنده چو گُل باز كرد

چو بلبل به صوتى خوش آغاز كرد

كه بر من نكردند سختى بسى‌

كه من سخت نگرفتمى با كسى‌[2]

روشن است كه سفر، همراه با تلخى‌ها و كمبودها است، بنابراين صبر و شكيبايى بيشترى لازم است. امام صادق7فرمود:

[1]- بحارالأنوار، ج 73، ص 266، ح 1.

[2]- بوستان سعدى: باب چهارم، ص 232.