بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 77

«هرگاه يكى از شما به ديگرى سلام دهد، صدا به سلام بلند كند و نگويد: من سلام كردم، آن‌ها جوابم را ندادند. شايد سلام كرده و آن‌ها نشنيده باشند! هر يك از شما نيز كه جواب سلام را مى‌دهد، بلند جواب دهد تا مسلمانى نگويد: من سلام كردم و پاسخ من را ندادند ...».[1]

پيشوايان دينى، روش اجرايى سلام كردن را نيز به ما آموخته‌اند. امام صادق7فرمود:

«كوچك بر بزرگ، رهگذر بر كسى كه نشسته و آنان كه تعدادشان كم است بر كسانى كه تعدادشان بيشتر است، سلام كنند.»[2]

همچنين اگر تعدادى در مجلسى نشسته‌اند، آنان كه تازه به مجلس وارد مى‌شوند، به آنان كه قبلًا در آن مجلس حضور يافته‌اند، سلام كنند.[3]

اما اگر جمعى نشسته‌اند و گروهى به مجلس وارد شده و سلام كنند، كافى است يك نفر آن را پاسخ دهد.[4]

[1]- كافى، ج 2، ص 645.

[2]- همان، ص 646.

[3]- همان، ص 647.

[4]- همان.


صفحه 78

29- لبخند به همسفران‌

زائران در طول سفر تلاش كنند تا در برخورد با همسفران، به روى آنان لبخند بزنند. امام باقر7فرمود:

«تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فِي وَجْهِ أَخِيهِ حَسَنَةٌ وَ صَرْفُ الْقَذَى عَنْهُ حَسَنَةٌ وَ مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْ‌ءٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِنْ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ».[1]

«لبخند هر مردى به روى برادر مؤمن خود حسنه است و پاداش دارد و برگرفتن خار و خاشاك از چشم او [و برداشتن مانع از سر راه او] حسنه است و خدا به چيزى محبوب‌تر از مسرور ساختن مؤمن پرستش نشده است.»

امام صادق7نيز فرمود:

«كسى از شما گمان مبرد كه اگر مؤمنى را شاد كند فقط او را خوشحال كرده، بلكه به خدا ما را شاد كرده و بلكه به خدا سوگند رسول خدا6را شادمان كرده است».[2]

[1]- كافى، ج 2، ص 188.

[2]- همان، ص 189


صفحه 79

30- كمك به همسفران‌

مستحب است مسافر به همراهان خود در طول سفر كمك كند و بار خويش را به دوش ديگران نياندازد. در حضور رسول خدا6سخن از مردى به ميان آمد و برخى گفتند:

او آدم خوبى است. سپس به اوصاف وى اشاره كرده، اظهار كردند:

او با ما به حج آمد، هر زمان در مكانى منزل مى‌كرديم، پيوسته ذاكر خدا بود و «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» مى‌گفت و آن‌گاه كه حركت مى‌كرديم، پيوسته خدا را ياد مى‌كرد و ذكر خدا مى‌گفت تا باز در منزلى ديگر فرود مى‌آمديم.

رسول خدا6فرمود:

پس چه كسى به شترش علوفه مى‌داد و غذايش را آماده مى‌كرد؟

پاسخ دادند: همه ما.

رسول خدا6فرمود: همه شما از او بهتريد![1]

پيامبر6در اين زمينه، براى اصحاب و ياران‌

[1]- مكارم‌الأخلاق، ج 1، ص 564، ح 1955؛ ميزان‌الحكمة، ح 8614


صفحه 80

خويش الگو بود. در روايت آمده است آن حضرت در سفرى به اصحاب خود فرمود تا گوسفندى قربانى كنند، يكى از مردان همراه گفت: ذبح گوسفند به عهده من؛ ديگرى گفت: پوست‌كندن آن نيز با من؛ سوّمى گفت:

قطعه قطعه كردن گوشت‌ها با من و چهارمى گفت: پختن آن نيز با من.

رسول خدا6نيز فرمود: فراهم كردن هيزم با من! اصحاب گفتند: يا رسول‌اللَّه، پدران و مادران ما فداى شما باد! نبايد شما به زحمت بيفتيد، ما به‌جاى شما كارها را انجام مى‌دهيم!

حضرت فرمود: مى‌دانم شما به جاى من انجام مى‌دهيد، ليكن خداوند عزّوجل دوست ندارد بنده‌اى را كه اگر با گروهى مسافرت كرد، گوشه‌اى بنشيند [و كار نكند]. حضرت اين سخن را فرمود و برخاست تا براى آن‌ها هيزم جمع‌آورى كند.[1]

بنابراين، گرچه هم‌اكنون كارها به مدير كاروان و كاركنان هتل‌ها واگذار گرديده، ليكن زائر نبايد خود را از فيض خدمتگزارى به همسفران محروم سازد.

امام سجاد7مسافرت نمى‌رفتند مگر با كسانى كه آن حضرت را نمى‌شناختند و از همان آغاز نيز با آن‌ها شرط مى‌كردند كه در طول سفر كار كنند و نيازهاى‌

[1]- بحارالأنوار، ج 76، ص 273، ح 31


صفحه 81

كاروان را برآورده سازند.

در سفرى كه حضرت با گروهى همراه شد، مردى آن حضرت را ديد و شناخت، سپس به كاروانيان گفت:

آيا مى‌دانيد اين مرد كيست؟ گفتند: نه.

گفت: او على بن الحسين8است!

آن جمع به‌طرف آن حضرت آمده، دست و پاى ايشان را بوسه زدند و گفتند:

فرزند رسول خدا! آيا مى‌خواستى آتش دوزخ، به دليل رفتار نادرست با شما، ما را فرا گيرد؟ و در پايان عمر به هلاكت گرفتار شويم؟ چه باعث شده تا شما اين‌چنين عمل كنيد؟

حضرت فرمود: زمانى با گروهى كه مرا مى‌شناختند همسفر شدم؛ آن‌ها به خاطر رسول خدا6بيش از حدّ به من احترام و كمك كردند و من نگران تكرار آن توسط شما بودم، بنابراين مخفى بودن كارم را بيشتر دوست دارم![1]

پيامبر6فرمود:

«كسى كه مؤمنِ مسافرى را يارى دهد، خداوند هفتاد و سه ناراحتى را از وى دفع كند و در دنيا و آخرت او را از همّ و غم پناه دهد و

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 430، ح 15177


صفحه 82

بلاى بزرگى را كه در روز اجتماع مردم‌ [فرداى قيامت‌]، با آن روبه‌رو است مرتفع سازد».[1]

در حديث ديگرى به نقل از رسول خدا6آمده است:

«كسى كه مسافر مؤمنى را در نيازى كه دارد يارى رساند، خداوند هفتاد و سه گرفتارى او را برطرف خواهد كرد، يكى از آنها در دنياست كه از همّ و غم آن رهايى خواهد يافت و هفتاد و دو گرفتارى نيز هنگام اندوه و گرفتارى بزرگ‌ [در قيامت‌] است.»

گفته شد اى رسول خدا، گرفتارى بزرگ چيست؟

فرمود:

«آن زمان كه مردم به خود مشغول و سرگرم مى‌شوند، تا آنجا كه ابراهيم خليل- درود خدا بر او- مى‌گويد:

أَسْأَلُكَ بِخُلَّتِي لَا تُسَلِّمْنِي إِلَيْهَا».[2]

در روايت ديگرى آمده است:

«گروهى كه با يكديگر به سفر رفته بودند، هنگام‌

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 430، ح 15177

[2]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 219


صفحه 83

بازگشت به رسول خدا6گفتند:

ما برتر از فلانى كسى را نديديم، او روزها را روزه مى‌گرفت و هر كجا منزل مى‌كرديم، تا هنگام حركت به نماز مشغول مى‌شد و مرتب نماز مى‌گزارد.

رسول خدا6فرمود: چه كسى كارهاى او را انجام مى‌داد و مخارج او را تأمين مى‌كرد؟

گفتند: ما

پيامبر6فرمود: همه شما از او برتريد![1]

اسماعيل خَثْعَمى مى‌گويد: به امام صادق7عرض كردم: وقتى ما [در سفر حج‌] به مكه مى‌رسيم، همراهان ما مرا نزد اثاثيه گذاشته، خود به طواف مى‌روند.

حضرت فرمود: «انْتَ اعْظَمُ اجْراً»؛ «پاداش و اجر تو از آن‌ها بيشتر است».[2]

شخص ديگرى به‌نام مُرازِم بن حكيم گويد:

با محمد بن مُصادِف همراه بودم، وقتى به مدينه رسيديم بيمار شدم، وى نيز مرتب مرا تنها مى‌گذاشت و به مسجد مى‌رفت، از او به پدرش مصادف شكايت كردم، او نيز مسأله را به امام صادق7خبر داد، حضرت براى محمد بن مصادف پيغام فرستاد و فرمود:

[1]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 219

[2]- همان.


صفحه 84

«قُعُودُكَ عِنْدَهُ أَفْضَلُ مِنْ صَلاتِكَ فِي الْمَسْجِدِ».[1]

«نشستن تو در كنار او، از نماز خواندنت در مسجد بالاتر و برتر است.»

روشن است كه اين توصيه‌ها اختصاص به حج نداشته، ديگر سفرها را هم دربر مى‌گيرد.

بنابراين زائران در طول سفر، همسفران به ويژه افراد مسن و بيمار را يارى دهند تا با اين عمل، پاداش آن‌ها مضاعف گردد.

31- ناسازگارى ممنوع‌

افراد بشر، هر چه از خوبى‌ها بهره‌مند باشند، باز ممكن است در برخى شرايط گرفتار كم‌حوصله‌گى، بهانه‌گيرى و ناسازگارى شوند و به همين دليل، هم خود و هم ديگران را ناراحت كنند. رسول خدا6در سفرى كه به حج مشرف مى‌شدند فرمودند:

«مَنْ كانَ سَيِّى‌ءُ الْخُلْقِ وَ الْجِوارِ فَلا يَصْحَبُنا».[2]

«كسى كه بد اخلاق است و به همسايه خود

[1]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 217

[2]- بحارالأنوار، ج 73، ص 273