بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 88

«هر گاه كسى وارد مجلسى شود كه تعدادى آن‌جا حضور دارند، اگر شخصى از ميان آنان، برادر دينى خود را دعوت نموده و براى وى در كنار خود جا باز كند، بايد دعوت او را بپذيرد؛ زيرا اين احترامى است كه برادر دينى او براى وى قائل شده و بدينوسيله او را گرامى داشته است. ولى اگر كسى براى وى جا باز نكرد، در مجلس بنگرد، هر كجا جاى راحتى براى نشستن بود، همان‌جا بنشيند.»[1]

33- ناديده گرفتن لغزش‌ها

در مسافرت، گاهى آگاهانه و گاهى از روى غفلت، ممكن است يكى از همسفران دچار لغزش شده، كار خلافى انجام دهد. سيره اهل بيت عصمت و طهارت:در اين زمينه آن بوده كه اين لغزش‌ها را يا ناديده مى‌گرفتند و يا با تذكّر، رفتار فرد خطاكار را اصلاح مى‌كردند. زراره از امام باقر و امام صادق8نقل كرده كه فرمودند:

«نزديك‌ترين موضع بنده به كفر آن است كه‌

[1]- بحارالأنوار، ج 72، ص 465


صفحه 89

با مردى برادر دينى باشد و لغزش‌ها و خطاهاى او را شمرده‌ [نزد خود نگه دارد] تا روزى او را به‌خاطر آن لغزش‌ها، سرزنش كند.»[1]

طبيعى است كه هر كس به دنبال كشف عيوب و خطاهاى مردم باشد، عملًا ديگران را به مقابله دعوت كرده و آنان را بر اين كار ترغيب مى‌كند و همين، موجب حرمت‌شكنى و درگيرى مؤمنان و مسلمانان با يكديگر خواهد شد. رسول خدا6فرمود:

«به دنبال كشف لغزش‌هاى مؤمنان نباشيد، زيرا هر كس به دنبال لغزش‌هاى برادر دينى خود برآيد، خداوند لغزش‌هاى او را دنبال مى‌كند و آن‌كس كه خداوند به دنبال لغزش‌هايش برآيد، او را رسوا خواهد كرد، گر چه داخل خانه‌اش باشد.»[2]

با رعايت اين نكته اخلاقى، مى‌توان در سفرهاى زيارتى، فضايى صميمى ايجاد كرد و بر شيرينى و لذّت سفر افزود، از اين رو زائران بايد با خوش‌بينى نسبت به‌

[1]- كافى، ج 2، ص 354.

[2]- همان، ص 355.


صفحه 90

يكديگر برخورد كنند و هرگز به دنبال شمردن لغزش‌هاى ديگران نباشند.

34- بازگو نكردن خاطرات تلخ‌

زندگى در سفر، جمعى و گروهى است و درنتيجه، افراد مختلف با سليقه‌ها و رفتارهاى گوناگون كنار همديگر جمع شده، چندين روز با هم زندگى مى‌كنند و به طور طبيعى اين اختلاف سليقه‌ها، گاهى منتهى به نزاع و درگيرى و كدورت مى‌شود. توصيه اهل بيت عصمت و طهارت:به زائران اين است كه با همسفران خود، جوانمردانه برخورد نموده، پس از بازگشت نيز در هيچ مجلسى، حوادث ناخوشايند سفر را براى ديگران بازگو نكنند.

امام صادق7، يكى از دلايل جوانمردى در سفر را كتمان اسرار و رازدارى همراهان پس از جدا شدن از آن‌ها ذكر مى‌كنند.[1]و در حديث ديگرى مى‌فرمايد:

«لَيْسَ مِنَ الْمُرُوءَةِ أَنْ يُحَدِّثَ الرَّجُلُ بِمَا يَلْقَى فِي السَّفَرِ مِنْ خَيْرٍ أَوْ شَرٍّ».[2]

[1]- مكارم‌الأخلاق، ج 1، ص 541، ح 1876؛ امالى مفيد، ص 44، ح 3

[2]- آثارالصادقين، ج 8، ص 492


صفحه 91

«اين از جوانمردى نيست كه انسان آن‌چه از خوب و بد در سفر ديده و با آن برخورد كرده را بازگو نمايد.»

35- جوانمردى در سفر

در سفر، زائران بايد با همسفران، جوانمردانه برخورد كنند و سختى‌ها را به جان خريده، آسايش و آرامش ديگران را بر خود ترجيح دهند.

هنگام سوار شدن به اتوبوس، هنگام صرف غذا، و در همه جا، ديگران- به خصوص كودكان و كهنسالان- را برخود مقدّم بدارند و با برخورد صحيح و اسلامى و لبخند، خستگى را از تن همسفران خويش بزدايند و به تعبير روايات، با جوانمردى برخورد كنند.

رسول خدا6تلاوت قرآن، ساختن مسجد، دوست گرفتن برادران دينى به خاطر خدا، جوانمردى در وطن، بخشيدن غذا، خوش‌خلقى و شوخى بدون معصيت را نشانه‌هاى جوانمردى در سفر دانسته‌اند.[1]

شوخى با ديگران اگر با تمسخر و يا غيبت و امثال آن همراه باشد، گناه و معصيت است، ليكن ديگران را

[1]- بحارالأنوار، ج 73، ص 266، ح 2.


صفحه 92

خوشحال نمودن و خستگى را از تن آنان زدودن، از عبادات شمرده مى‌شود. صفوان جمّال گويد:

مُعَلىّ بن خُنَيس هنگام رفتن به سفر، براى خداحافظى خدمت امام صادق7آمد. حضرت به او فرمود:

«اى مُعَلىَّ، به‌وسيله خدا عزّت را طلب كن تا خداوند به تو عزّت بخشد.»

معلّى گفت: اى فرزند رسول خدا، چگونه؟

حضرت فرمود:

«اى مُعلّى، از خداوند متعال بترس تا همه از تو بترسند. اى مُعَلّى، با بخشش به برادرانت، به آنان اظهار دوستى كن؛ زيرا خداوند بخشش را وسيله دوستى و عطا نكردن به ديگران را وسيله دشمنى قرار داده است. به خدا قسم اگر شما از من چيزى بخواهيد و آن را به شما ببخشم، براى من بهتر از آن است كه از من چيزى طلب نكنيد و من نيز آن را به شما ندهم و در نتيجه مرا دشمن بداريد.

و هر گاه خداوند عزّوجلّ به دست من خيرى جارى كند و آن به شما برسد، همان مورد پسند و ستايش خدا است.[1]

[1]- امالى طوسى، ص 304


صفحه 93

36- مدارا با بيماران‌

در مسافرت‌ها بسيار پيش مى‌آيد كه يكى از همراهان، بيمار مى‌شود و دوستانش به وى كم‌توجه يا بى‌توجهى مى‌كنند. چه‌بسا مى‌توانند او را همراه خود به زيارت ببرند، ليكن به‌دليل سختى كار، از مسؤوليت‌پذيرى خوددارى مى‌كنند. اين عمل با جوانمردى و اخلاق اسلامى در سفر سازگارى ندارد.

روزى مفضّل بن عُمَر خدمت امام صادق7آمد، امام از او پرسيد:

با چه كسى همسفر بودى؟

مفضّل گفت: مردى از برادرانم.

حضرت فرمود: او چه شد؟

گفتم: از وقتى كه وارد مدينه شده‌ام، نمى‌دانم مكان او كجاست!

امام7به من فرمود:

آيا نمى‌دانى كسى كه چهل‌گام با مؤمنى همسفر شود، خداوند در روز قيامت درباره او از وى سؤال مى‌كند؟[1]

[1]- بحارالأنوار، ج 73، ص 275


صفحه 94

همچنين امام صادق7در حديثى ديگر فرمود:

«حَقُّ الْمُسَافِرِ أَنْ يُقِيمَ عَلَيْهِ إِخْوَانُهُ إِذَا مَرِضَ ثَلاثاً».[1]

«حق مسافر آن است كه اگر بيمار شد، برادرانش تا سه روز كنار او بمانند.»

همچنين فرمود:

«هر كس در راهى با برادر دينى خود همراه شود، سپس از او پيش افتد، به اندازه‌اى كه از جلوى چشم رفيق خود پنهان گردد، به او ستم كرده است».[2]

37- حلّ مشكلات همسفران‌

گاهى در سفر، براى برخى از زائران، مشكلاتى؛ مانند گم شدن پول، بيمارى و ... پيش مى‌آيد كه شايسته است همسفران، آن‌ها را يارى دهند و مشكلاتشان را برطرف كنند. ابان بن تغلب مى‌گويد:

با امام صادق7طواف مى‌كردم، مردى از اصحاب ما پيش آمد و با اشاره از من خواست تا براى انجام‌

[1]- بحارالأنوار، ج 73، ص 273.

[2]- همان، ص 275.


صفحه 95

كارى همراه او بروم، ليكن من دوست نمى‌داشتم طواف با امام صادق7را رها كرده، او را همراهى كنم.

پس در همان حال كه طواف مى‌كردم، بار ديگر به من اشاره كرد و امام صادق7او را ديد و به من فرمود:

ابان، اين مرد تو را مى‌خواهد؟

عرض كردم: آرى.

فرمود: او كيست؟

عرض كردم: مردى از اصحاب و ياران ما است.

حضرت پرسيد: آيا با تو هم‌عقيده و هم‌مذهب است؟

عرض كردم: آرى.

حضرت فرمود: نزد او برو.

عرض كردم: طواف را قطع كنم؟

فرمود: آرى.

پرسيدم: اگرچه طواف واجب باشد؟

فرمود: آرى.

ابان مى‌گويد: با او رفتم و پس از انجام كار وى، نزد آن حضرت بازگشتم و به ايشان عرض كردم: مرا از حقى كه مؤمن به گردن مؤمن ديگر دارد باخبر ساز.

حضرت فرمود: آنان را واگذار و پاسخش را نخواه.

عرض كردم: فداى شما شوم پاسخ آن را خواهانم و