طواف را قطع كرده طواف را تكميل كند. بلكه اگر از محاذات آن ادامه دهد كفايت مىكند و صحيح است. همانطور كه مىتواند قبل از نقطهاى كه قطع شده با نيت اين كه محل قطع طواف، ابتداى تكميل طواف او باشد مشغول طواف شود.
مسأله 254- قطع طواف به جهت شركت در نماز جماعت يا خواندن نماز در وقت فضيلت آن مانعى ندارد. و اگر وقت نماز تنگ باشد واجب است طواف را قطع كند. و سپس طواف را طبق احكام قطع بجا آورد.
مسأله 255- اگر از ادامه طواف به دليلى معذور شد- مثلًا محدث يا بيهوش شد، يا نماز جماعت برقرار شد، يا مأموران حرم مشغول شستشوى
مطاف شدند- طبق احكام قطع طواف عمل كند.
مسأله 256- اگر در حال سعى يادش آمد كه طواف را ناقص انجام داده بايد سعى را رها كند و طواف را تكميل كند و پس از نماز آن، سعى را تكميل كند، و اگر طواف اول را كمتر از سه دور ونيم بجا آورده، پس از تكميل طواف به احتياط مستحب طواف را اعاده كند.
مسأله 257- كسى كه در بين سعى متوجه شود طواف را بيش از هفت دور انجام داده است، بنابر احتياط سعى را رها كند، سپس طواف و اعمال بعد از آن را اعاده كند.
مسأله 258- كسى كه پياده طواف مىكند بايد قدمها را به اختيار خودش بردارد. لذا اگر او را بىاختيار ببرند- يعنى طورى حركت دهند كه
قدم برداشتن به اختيار او نباشد- بايد برگردد واز همانجا طواف را به اختيار خود ادامه دهد.
مسأله 259- شك در دورهاى طواف موجب بطلان طواف است. بنابراين اگر قبل از رسيدن به حجرالاسود شك كند كه دور ششم است يا هفتم، يا دور هفتم است يا هشتم و ... طواف او باطل است.
مسأله 260- ظن و گمان در عدد دورها حكم شك را دارد.
مسأله 261- كسى كه در حال طواف در تعداد دورها شك كند نبايد در حال شك طواف را ادامه دهد. بلكه بايد فكر كند و اگر به يك طرف شك اطمينان پيدا كرد طبق آن عمل كند، و الّا طواف را از ابتدا شروع كند.
مسأله 262- اگر بعد از انصراف از طواف و داخل شدن در نماز طواف در تعداد دورهاى طواف شك كند به شك خود اعتنا نكند و طواف صحيح است، بلكه ظاهراً شك بعد از انصراف و قبل از داخل شدن در نماز هم همين حكم را دارد.
مسأله 263- اگر بعد از رسيدن به حجرالاسود شك كند كه هفت دور زده يا بيشتر، به شك خود اعتنا نكند، و طوافش صحيح است.
مسأله 264- اگر از گفته ديگرى اطمينان پيدا كند كه دور چندم طواف او است مىتواند طبق اطمينان خود عمل كند، ولى اگر اطمينان پيدا نكرد نمىتواند به گفته او عمل كند.
مسأله 265- كثيرالشك به شك خود اعتنا نكند،
و طبق حكم كثيرالشك در نماز عمل كند، و احتياط در اين است كه كسى را بگمارد تا تعداد اشواط را به او بگويد و طبق آن عمل كند.
شروع طواف از حجرالأسود و ختم به آن
مسأله 266- لازم است طواف را عرفاً از حجرالاسود شروع و به آن ختم كند. و با توجه به اينكه محدوده مقابل حجرالاسود نسبتاً وسيع است، لذا از هر نقطه طواف را شروع كرد صحيح است، مشروط بر اينكه در محاذات همان نقطه طواف را تمام كند. و براى تعيين محاذات از دقتهاى اهل وسواس اجتناب كند.
مسأله 267- لازم نيست كه در كنار حجرالاسود
نيت طواف كند. بلكه اگر قبل از آن قصدش اين باشد كه طواف خود را از مقابل حجرالاسود شروع مىكنم كافى است.
مسأله 268- اگر طواف را قبل از حجرالاسود شروع كند و به همانجا ختم كند طواف باطل است. اگر چه در مصداق اشتباه كند. مثلًا به گمان اينكه حجرالاسود در ركن يمانى است طواف را از آنجا شروع كند.
محدوده طواف (مطاف)
مسأله 269- طواف واجب بايد در محدوده فاصله بين كعبه و مقام ابراهيم كه 5/ 26 ذراع[1]
[1]- هر ذراع حدود نيم متر است.
است انجام شود. و چون حجراسماعيل در حكم كعبه است در آن قسمت مبدأ ديوار حجر است نه كعبه.
مسأله 270- اگر از پشت مقام ابراهيم يا روى شاذروان[1]كه جزء كعبه است طواف كند طواف او باطل است، و بايد اعاده كند.
مسأله 271- اگر بعضى از دورها را خارج از محدوده مذكور انجام دهد بايد آن دور را اعاده كند، و الّا طواف او باطل است.
مسأله 272- اگر قسمتى از يك دور را خارج از محدوده مطاف يا روى شاذروان برود بايد
[1]- پايين اطراف ديوار كعبه برآمدگى شيبدارى وجود دارد كه آن را شاذروان مىنامند.
برگردد و از همان جا طواف را در محدوده ادامه دهد. اما اگر داخل حجر اسماعيل يا روى ديوار حجر برود تدارك آن مقدار كفايت نمىكند. بلكه بايد آن دور را از نو شروع كند.
مسأله 273- اگر از روى جهل يا غفلت يا فراموشى در خارج از مطاف طواف كند طواف او باطل است، و حكم كسى را دارد كه از روى جهل يا غفلت يا فراموشى طواف را انجام نداده باشد.
مسأله 274- دست گذاشتن به ديوار كعبه و بوسيدن آن و دست گذاشتن روى ديوار حجراسماعيل در حال حركت هنگام طواف بنابر احتياط واجب جايز نيست و بايد آن مقدار را اعاده كند.