مِن عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ[1].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! شراب و قمار و بتها و ازلام- نوعى بختآزمايى-، پليد و از عمل شيطان است، از آنها دورى كنيد تا رستگار شويد.»
حديث شريف:
1- امام باقر عليه السلام مىفرمايد:
«لعن رسول اللَّه صلى الله عليه و آله في الخمر عشرة: غارسها، وحارسها
، وعاصرها، وشاربها، وساقيها، وحاملها، والمحمولة إليه، وبايعها
، ومشتريها، وآكل ثمنها»[2].
«رسول خدا صلى الله عليه و آله ده دسته را از رهگذر شراب لعنت مىكنند: [اين دستهها عبارتاند از]: نشانندههاى [درختان مواد اوّليّه] آن، نگهدارندگان آن، كسانى كه عصاره شراب را مىگيرند، كسانى كه آن را مىنوشند، ساقيان شراب، حمل كنندگان آن، كسانى كه شراب براى ايشان حمل مىشود، فروشندگان و خريداران آن و كسانى كه از بهاى آن روزى خود را تأمين مىكنند.»
2- امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
«السحت: ثمن الميتة، وثمن الكلب، وثمن الخمر...»[3].
[1]- سوره مائدة، آيه 90.
[2]- وسائل الشّيعة، ابواب الأشربة المحرّمة، باب 34، ح 1.
[3]- همان، ج 12، ابواب ما يكتسب به، باب 5، ح 5.
«اموال نامشروع [عبارتاند از]: بهاى مردار، بهاى سگ، و بهاى شراب....»
3- همچنين امام صادق عليه السلام در روايتى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل مىكنند كه:
«ثمن الخمر، ومهر البغي، وثمن الكلب الذي لا يصطاد من السحت»[1].
«بهاى شراب، و مهريّه روسپى، و بهاى سگهاى غيرشكارى از اموال نامشروع هستند.»
4- از امام موسى بن جعفر عليه السلام سؤال شد: اگر برخى از چهارپايان گلّهاى بميرند، آيا صاحب آنها مىتواند پوست آنها را بفروشد و يا دبّاغى كند و بر تن كند؟
امام عليه السلام در پاسخ فرمودند:
«لا، ولو لبسها فلا يصلِّ فيها»[2].
«نه، و اگر آن را پوشيد پس با آن نماز نخواند.»
5- همچنين آمده كه از امام صادق عليه السلام درباره فروش روغنى كه موشى در آن مرده است پرسش شد؟ پس آنحضرت در پاسخ فرمودند:
«بعه، وبيّنه لمن اشتراه ليستصبح به»[3].
[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، ابواب ما يكتسب به، باب 5، ح 7.
[2]- همان، ح 17.
[3]- همان، باب 6، ص 66، ح 4.
«آن را بفروش، و براى كسى كه آن را مىخرد توضيح بده تا از آن براى چراغ روشنايى استفاده كند.»
احكام:
معامله بر چيزهاى نجس حرام و باطل مىباشد، حال به برخى از احكام آن توجّه كنيد:
1- مُسْكِرات:
كار و فعّاليّت در عرصه مسكرات (مشروبات الكلى) به هر نحوى كه باشد، جايز نمىباشد. از همين رو توليد، حمل، خريد و فروش، انبار كردن و تبليغ كردن براى مسكرات.. و به طور كلّى هر فعّاليّت توليدى، خدماتى، تجارى و فعّاليّتهاى ديگرى از اين دست كه بگونهاى با مسكرات ارتباط پيدا كنند، حرام خواهند بود.
همچنين دراين حكم هيچ تفاوتى ميان مسكرات مايع (مشروبات الكلى) و جامد (مواد مخدّر) وجود ندارد، هر چند كه به نجاست گونههاى جامد آن قائل نباشيم.
معامله در گونههاى مختلف موادّ مخدّر رايج در عصر حاضر نيز حرام مىباشد، چه آنها بيشترين زيان را متوجّه فرد و جامعه مىكنند.
2- مردار:
معامله بر سر مردار حيواناتى كه خون جهنده دارند و همچنين معامله بر سر بخشهايى از مردار كه در حال حيات روح دارند جايز نمىباشد. امّا مىتوان چيزهاى از مردار كه در حال حيات روح ندارند
همچون مو، پشم، تخم و بخشهايى از اين دست را در صورت داشتن فايده حلال به فروش رسانيد. از اين رو داد وستد گوشت گوسفند و يا مرغى كه به طريقهاى نامشروع ذبح شده باشند جايز نيست، حال آنكه داد وستد پشم و يا پر آنها جايز مىباشد.)
3- سگ:
معامله بر سر سگ زنده اگر منفعتى در برنداشته باشد حرام مىباشد. امّا در باب سگهايى كه بر آنها منفعتى حلال و عقلائى، مترتّب است، همچون سگان شكارى، سگ گله، سگ نگهبان باغ يا خانه، سگان پليسى كه براى مقابله با جرايم و كشف موادّ مخدّر و يا براى جستجوى افراد زندهاى كه در اثر يك سانحه زير آوار ماندهاند و يا براى تعقيب تبهكاران و امورى از اين دست آموزش ديدهاند، بايد گفت كه معامله بر آنها، و فراهم كردن و نگهدارى آنها بنابر اقوى صحيح است.
4- خوك:
معامله بر سر خوك چه زنده و چه مرده و همچنين معامله بر سر گوشت و پوست و ديگر بخشهايش حرام مىباشد.
5- ديگر نجاسات
بر سر ديگر نجاسات نيز نمىتوان معامله كرد مگر اينكه چيز نجس فايده حلالى داشته باشد. از اين رو به عنوان نمونه: معامله بر سر ادرار و مدفوع جهت تهيه كود، و يا معامله بر سر خون جهت تزريق آن به فردى ديگر، و يا استفاده از آنها در آزمايشهاى علمى با اهدافى مشروع، جايز شمرده مىشود.
نكاتى ديگر:
نخست- موارد زير از حكم تحريم مستثنى شدهاند:
الف- حالتهاى شديد ناچارى كه موجب جواز امور نامشروع مىشوند. به عنوان نمونه: اگر درمان يك بيمارى سخت منحصر به استفاده از مادّه مسكر و يا مخدّر ويژهاى باشد، دادوستد آن مادّه، به اندازه ضرورت جايز خواهد بود. نكته قابل ذكر اين است كه بنابر احتياط، اينگونه معاملات بايد به اعتبار ظرف محتوى آن مادّه و يا به ازاى خدمتى كه طرف ديگر انجام مىدهد، برقرار شوند.
ب- در صورتى كه بر آن معامله مصلحتى غير حرام مترتّب باشد. مانند دستيابى و استفاده از مردار جهت انجام آزمايشات علمى در مراكز تحقيقاتى براى رسيدن به نتايجى سودمند براى جامعه.
ج- بخشهايى از بدن مردار كه در حال حيات روح ندارند، همچون مو، پشم، كرك، پر، و... در صورت داشتن فايدهاى مشروع و هدفمند.
دوّم- حرمت دادوستد محرّمات و نجاساتى كه ذكر شد، شامل معامله با كافرانى كه اين امور و موارد را حلال و يا پاك مىشمارند نيز مىشود. از همين رو به عنوان نمونه: فروش شراب، گوشت خوك، آلات قمار، و يا ابزارهاى لهو و آوازه خوانى به كافرى كه آنها را مباح و يا پاك مىشمرد نيز، جايز نمىباشد.
سوم- مىتوان بر سر آب ميوه جوشانده شدهاى كه هنوز دوسوّم آن بخار نشده، هر چند قايل به نجاست آن باشيم، معامله كرد. چه، مىتوان
در صورت ادامه جوشانيدن و بخار شدن تمام دوسوّم آن عصاره، از آن بگونهاى حلال بهرهمند شد.
چهارم- معامله بر سر ادرار و فضولات حيوانى پاك در صورتى كه فايده حلالى دربرداشته باشد، جايز شمرده مىشود، همچنانكه معامله بر سر خون در صورتى كه فايدهاى حلال دربرداشته باشد، و همچنين معامله بر سر فضولات انسانى و حيوانى نجس نيز، البتّه با كراهت دراين مورد، جايز مىباشد.
پنجم- مىتوان بر سر هر چيز نجس شده، كه قابل تطهير و پاك شدن مىباشد (همچون فرش، پارچه، ظروف و ابزارهاى نجس شده) معامله كرد. همچنين معامله بر سر چيزهاى متنجّس غير قابل تطهير، البتّه در صورتى كه استفاده از آنها متوقّف بر طهارت و پاكى آنها نباشد، (همچون سوخت نجس شده، مصالح ساختمانى نجس شدهاى كه در اماكن استفاده مىشود كه مشروط به طهارت نيست، و يا روغنهاى نجس شدهاى كه در صنعت به كار گرفته مىشوند و طهارت آنها الزامى نمىباشد و...) نيز جايز شمرده مىشود.
ششم- اگر بهرهمندى از چيز نجس شده غير قابل تطهيرى (همچون آب ميوه، روغن خوراكى و يا سركه نجس شده) تنها در صورت پاكى و طهارت آن، متصوّر باشد، دادوستد آن جايز شمرده نمىشود، مگر اينكه عرفاً بتوان براى آن استفاده حلال و هدفمند ديگرى را تعريف كرد.
از اين دست مىتوان به دادوستد روغن خوراكى نجس شده، البتّه به عنوان سوختِ چراغهاى قديم اشاره كرد.
3- غِشّ و تَدْليس[1]
قرآن كريم:
خداوند متعال مىفرمايد:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَاتَأْكُلُوا أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ...[2].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اموال يكديگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخوريد؛...»
حديث شريف:
1- امام جعفر صادق عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت مىكند كه ايشان به مردى كه خرما مىفروخت فرمود:
[1]- غِشّ در اصطلاح فقهى به معناى تقلّب در كالاى مورد معامله است و تدليس نيز با اندك تفاوتى به همين مفهوم است (با اين تفاوت كه بيشتر در يك مورد خاصّ يعنى نيرنگ در آرايش زن براى ازدواج بكار مىرود.) امّا از آنجا كه نه غشّ و نه تدليس معادل دقيق و مناسبى در فارسى ندارد لذا در ترجمه از همان الفاظ عربى استفاده شده است- مترجم.
[2]- سوره نساء، آيه 29.
«يا فلان، أما علمت أنّه ليس من المسلمين من غشّهم»[1].
«اى مرد! آيا نمىدانى آنكس كه (در معامله) با مسلمانان تقلّب كند، از مسلمانان نيست.»
2- و همچنين از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت شده است كه به زنى عطر فروش فرمود:
«إذا بعتِ فأحسني ولا تغشّي، فإنّه أتقى وأبقى للمال»[2].
«هنگامى كه عطر مىفروشى، نيكى كن و تقلّب نكن (در معامله غش نكن) كه همانا اين امر براى پاكى و بقاى مال، بهتر است.»
3- حسين بن مختار مىگويد: به حضرت صادق عليه السلام گفتم: ما كلاه مىسازيم و در درون آن پنبه كهنه قرار مىدهيم و سپس آن را بدون توضيح به خريدار، مىفروشيم. امام فرمود:
«أحبّ لك أن تبيّن ما فيها»[3].
«دوست دارم آنچه در آن است، آشكار كنى.»
4- و دربارهى همين موضوع از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده است كه ايشان در حديث مناهى فرمودند:
«ومن غَشَّ مسلماً في شراء أو بيع فليس منّا، ويُحشر يوم القيامة مع اليهود؛ لأنّهم أغشّ الخلق للمسلمين».
[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، ابواب ما يُكتسب به، باب 86، ح 2.
[2]- همان، ح 6.
[3]- همان، ح 9.