هرگز در انجام هيچ گناه و تجاوزى همكارى نكند، و خداوند او را بشدّت از اين امر نهى مىنمايد. و از بارزترين مصداقهاى همكارى در گناه و تجاوز، فروش و صادرات اسلحه و ابزار آلات و تجهيزات جنگى به دشمنان مسلمانان و يا به هر گروهى است كه مسلّح شدن آنها منجر به گسترش فساد و تباهى در زمين مىگردد.
حديث شريف:
1- در وصيّت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به حضرت على عليه السلام آمده است:
«يا عليّ، كَفَرَ باللَّه العظيم من هذه الامّة عشرة: القتّات- إلى أن قال:- وبائع السلاح من أهل الحرب»[1].
«اى على! از اين امّت ده گروه به خداوند بزرگ كافر شدند: اوّل، كسى كه دو به همزنى مىكند- تا آنجا كه فرمود- و فروشنده سلاح به دشمنانِ در حال جنگ با مسلمانان.»
2- هند سرّاج مىگويد كه از امام باقر عليه السلام سؤال كردم: خداوند شما را خير دهد، من براى اهل شام سلاح جنگى برده و به آنها مىفروختم، امّا وقتى كه خداوند مرا به راه راست هدايت كرد، بسيار ناراحت شدم و با خود گفتم: هرگز به دشمنان خداوند سلاح نمىدهم. امام به من فرمود:
«إحمل إليهم وبعهم، فإنّ اللَّه يدفع بهم عدوّنا وعدوّكم يعني الروم
، فإذا كانت الحرب بيننا فلا تحملوا، فمن حمل إلى عدوّنا سلاحاً
[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، ابواب ما يكتسب به، باب 8، ص 71، ح 7.
يستعينون به علينا فهو مشرك»[1].
«براى آنها سلاح ببر و به آنها بفروش چرا كه خداوند به وسيله آنها دشمنان ما يعنى روميان را دفع مىكند، امّا اگر جنگ آنها عليه ما بود هرگز به آنان سلاح جنگى مفروش چرا كه هركس به دشمنان ما سلاحى بدهد كه در جنگ با ما از آنها استفاده كنند، مشرك است.»
3- سرّاج مىگويد: به ابى عبداللَّه عليه السلام گفتم: من سلاح فروشم (آيا اشكالى دارد)؟ حضرت فرمود:
«لا تبعه في فتنة»[2].
«آن را در بوته فتنه مفروش.»
4- و از امام كاظم عليه السلام درباره تجارت مسلمين با مشركين سؤال شد كه چه حكمى دارد، ايشان فرمودند:
«إذا لم يحملوا سلاحاً فلا بأس»[3].
«اگر كالاى مورد معامله سلاح جنگى نيست اشكالى ندارد.»
5- محمّد بن قيس مىگويد: از ابا عبداللَّه عليه السلام پرسيدم: آيا به دو گروه از اهل باطل كه با يكديگر جنگ مىكنند مىتوان اسلحه فروخت؟
[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، ابواب ما يكتسب به، باب 8، ص 69، ح 2.
[2]- همان، ص 70، ح 4.
[3]- همان، ح 6.
آنحضرت فرمود:
«بعهما وما يكنّهما: الدرّع والخفّين ونحو هذا»[1].
«وسايل محافظت از خود (يعنى وسايل دفاعى) مانند زره، كفش جنگى ومانند اين را مىتوانى بفروشى.»
احكام:
از امور مهم در زمان كنونى كه بيش از گذشته مورد ابتلا است، تجارت اسلحه و مهمّات جنگى مىباشد. با اين وصف احكام و قوانين مربوط به اين مسئله چيست؟
1- اگر قراراداد براى صادرات اسلحه و مهمّات و تجهيزات جنگى به طرف معيّنى (حكومتها يا سازمانها و احزاب و يا افراد) باشد كه موجب يارى و تقويت جبهه باطل بر ضدّ حقّ (مانند دشمنان اسلام كه خود را براى جنگ با مسلمين آماده مىكنند) شود، جايز نيست زيرا از بارزترين مصداقهاى كمك و همكارى در گناه و تجاوز است.
2- تفاوتى دراين حكم ميان زمان جنگ يا آتش بس و صلح، در صورتى كه سپاه باطل سلاح را براى حمله به مسلمين انبار مىكند، نيست.
3- در حرمت همكارى با جبهه باطل، شرط نيست كه صادر كننده سلاح اين كار را با قصد كمك به انجام گناه و تجاوز انجام دهد، بلكه
[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، ابواب ما يكتسب به، باب 8، ص 70، ح 3.
همينكه عرفاً صدق كند كه با آنها همكارى داشته كافى است، حتّى اگر هم او اين عمل را با هدف و قصد همكارى انجام نداده باشد.
4- فروش و صدور آلات جنگى به مسلمانان در صورتى كه آن را بر ضدّ دشمنانِ غير مسلمان (و نه مسلمانان) بكار گيرند جايز است.
5- فروش سلاح به هر دو جبهه باطل به شرط آنكه سبب گسترش جنگ و فساد نشود، جايز است. مانند فروش اسلحه دفاعى يا حفاظتى كه موجب توازن قدرت دوطرف مىشود.
6- اگر جنگ بين دو جبهه باطل باشد، كه هر دو طرف با مسلمانان پيمان عدم تجاوز بستهاند فروش اسلحه و تجهيزات هجومى به هر دو طرف جايز نيست، امّا فروش سلاحها و ابزار دفاعى اشكال ندارد.
7- فروش اسلحه به افراد و گروههايى كه به افراد بىگناه تجاوز مىكنند، و يا مانند جنايتكاران و باندهاى توزيع مواد مخدّر و مافيا و شبكههاى تروريستى و شبيه به آن، حيات اجتماعى را در معرض خطر قرار مىدهند، جايز نيست.
7- كار اقتصادى بوسيله ديگر محرّمات
قرآن كريم:
خداوند متعال مىفرمايد:
1-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِن عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ[1].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! شراب و قمار و بتها و ازلام [نوعى بختآزمايى]، پليد و از عمل شيطان است، از آنها دورى كنيد تا رستگار شويد.»
2-... فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ[2].
«... از بتهاى پليد اجتناب كنيد، و از سخن باطل بپرهيزيد.»
3-وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا
[1]- سوره مائدة، آيه 90.
[2]- سوره حجّ، آيه 30.
اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ[1]
«... و (همواره) در راه نيكى و پرهيزگارى باهم تعاون كنيد. و (هرگز) در راه گناه و تعدّى همكارى نكنيد و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد كه مجازات خدا شديد است!»
4-وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ[2].
«و بعضى از مردم سخنان بيهوده را مىخرند تا مردم را از روى نادانى، از راه خدا گمراه سازند و آيات الهى را به استهزاء گيرند؛ براى آنان عذابى خوار كننده است.»
5-وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُوا بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقاً مِن أَمْوَالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ[3].
«و اموال يكديگر را بباطل (ونا حقّ) در ميان خود نخوريد. و براى خوردن بخشى از اموال مردم به گناه، (قسمتى از) آن را (به عنوان رشوه) به قضات ندهيد، در حالى كه مىدانيد (اين كار، گناه است.)»
6-وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُوا الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيَمانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمانُ وَلكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ...[4]
[1]- سوره مائدة، آيه 2.
[2]- سوره لقمان، آيه 6.
[3]- سوره بقرة، آيه 188.
[4]- سوره بقرة، آيه 102.
«و (يهود) از آنچه شياطين در عصر سليمان بر مردم مىخواندند پيروى كردند و سليمان هرگز (دست به سحر نيالود؛ و) كافر نشد؛ ولى شياطين كفر ورزيدند؛ و به مردم سحر آموختند...»
حديث شريف:
1- از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت شده است كه فرمود:
«إنّ اللَّه تعالى بعثني هدىً ورحمة للعالمين، وأمرني أن أمحو المزامير والمعازف والأوتار والأوثان وامور الجاهليّة- إلى أن قال-: إنّ آلات المزامير شراءها وبيعها وثمنها والتجارة بها حرام»[1].
«همانا خداوند متعال مرا به عنوان هدايتگر و رحمتى بر عالميان برانگيخت. و مرا امر كرد تا نيها، وسايل نوازندگى، تارها، بتها و تمام امور مربوط به جاهليّت را نابود كنم- تا آنجا كه فرمود: همانا خريد و فروش وبهاى وسايل نوازندگى و تجارتش حرام است.»
2- و در باره پولهاى جعلى مفضّل بن عمر جعفى روايت مىكند كه امام صادق عليه السلام با ديدن آنها فرمودند:
«اكسرها، فإنّه لا يحلّ بيع هذا ولا إنفاقه»[2].
«آن را از بين ببر، زيرا معامله با آن و بكارگيرى آن در دادوستد حرام است.»
3- و صابر مىگويد: از ابا عبداللَّه عليه السلام درباره حكم شخصى پرسيدم كه
[1]- مستدرك الوسايل، كتاب التّجارة، ابواب ما يُكتسب به، باب 79، ح 16.
[2]- وسائل الشّيعة، ج 12، ابواب الصّرف، باب 10، ص 473، ح 5.
خانهاش را به كسى اجاره داده است كه در آن شراب مىفروشد، ايشان فرمود:
«حرام أجره»[1].
«درآمد حاصل از اجاره آن حرام است.»
4- و عمرو بن حريث روايت مىكند كه از ابا عبداللَّه عليه السلام پرسيدم:
آيا مىتوان درخت توت را به كسى كه با آن صليب و بت درست مىكند فروخت؟ فرمود:
«لا»[2].
«خير.»
5- و عمر بن اذينه روايت مىكند كه: به ابى عبداللَّه عليه السلام نامهاى نوشتم و از ايشان درباره مردى سؤال كردم كه درخت مو دارد؛ آيا مىتواند انگور و خرما را به كسى بفروشد كه مىداند با آن شراب و مسكرات درست مىكند؟ ايشان فرمود:
«إنّما باعه حلالًا في الإبان الذي يحلّ شربه أو أكله، فلا بأس ببيعه»[3].
«فروش آن به هنگامى كه نوشيدن و خوردن آن حلال بوده، صورت گرفته است، لذا اشكال ندارد.»
[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، ابواب ما يكتسب به، باب 39، ص 125، ح 1.
[2]- همان، باب 41، ص 127، ح 2.
[3]- همان، باب 59، ص 169، ح 5.