«العبادة سبعون جزء أفضلها طلب الحلال»[1].
«عبادت، هفتاد جزء است كه برترين آنها بدست آوردن مال حلال است.»
2- اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايد:
«إنّ اللَّه يحبّ المحترف الأمين»[2].
«همانا خداوند پيشهور امانتدار را دوست دارد.»
3- امام موسى كاظم عليه السلام مىفرمايد:
«من طلب الرزق من حلّه ليعود به على نفسه وعياله كان كالمجاهد في سبيل اللَّه»[3].
«هركس روزى را از راه حلال جستجو كند تا براى خود و زن و فرزندش فراهم نمايد، همچون مجاهد در راه خدا خواهد بود.»
4- امام صادق عليه السلام را گفتند: مردى مىگويد: در خانه مىنشينم و به نماز و روزه مشغول مىشوم و پروردگارم را عبادت مىكنم، و امّا روزيم، فراخواهد رسيد، پس امام صادق عليه السلام فرمودند:
«هذا أحد الثلاثة الذين لا يُستجاب لهم»[4].
«اين، يكى از آن سه دستهاى است كه دعايشان پذيرفته نخواهد شد.»
[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، كتاب التّجارة، ابواب مقدّماتها، باب 4، ص 11، ح 6.
[2]- همان، ص 13، ح 14.
[3]- همان، ص 11، ح 4.
[4]- همان، باب 5، ص 14، ح 2.
5- از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمودند:
«نِعم العون على تقوى اللَّه الغنى»[1].
«بهترين يارى رسانِ پرهيزگارى، بىنيازى است.»
6- امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
«لا خير فيمن لا يحبّ جمع المال من حلال يكفّ به وجهه، ويقضي به دينه، ويصل به رحمه»[2].
«خيرى نيست در كسى كه گردآورى مال از راه حلال را براى بىنياز شدن و پرداخت بدهكاريها و صله رحم خود دوست نمىدارد.»
7- همچنين مىفرمايد:
«ليس الزهد في الدنيا بإضاعة المال ولا تحريم الحلال، بل الزهد في الدنيا أن لا تكون بما في يدك أوثق منك بما عند اللَّه عزّ وجلّ»[3].
«زهد در دنيا نه به تباه ساختن مال است و نه به تحريم امور حلال، بلكه زهد در دنيا آن است كه به آنچه در دست دارى مطمئنتر از آنچه نزد خداست نباشى.»
8- امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
«من أراد التجارة فليتفقّه في دينه ليعلم بذلك ما يحلّ له ممّا يحرم
[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، كتاب التّجارة، ابواب مقدّماتها، باب 6، ص 16، ح 1.
[2]- همان، باب 7، ص 19، ح 1.
[3]- همان، باب 8، ص 20، ح 2.
عليه، ومن لم يتفقّه في دينه ثمّ اتّجر تورّط الشبهات»[1].
«هركس بخواهد كارهاى بازرگانى كند، پس مىبايست در دين خود تفقّه كند تا آنچه را كه بر او حلال است از آنچه حرام است، باز شناسد، و هركس بدون تفقّه در دين به بازرگانى (و كار اقتصادى) بپردازد، در شبههها گرفتار خواهد شد.»
احكام:
1- دست يازيدن به فعّاليّتهاى اقتصادى و بدست آوردن روزى براى بىنيازى از مردم، در شريعت اسلامى در زمره مستحبّات مؤكّد شمار مىشود. به ويژه اگر با هدف ايجاد گشايش براى خانواده، و يا انجام مسئوليّتهاى اجتماعىاى چون انفاق در راه خدا و يا اعمال خير صورت گيرد.
2- انسان نمىتواند به بهانه زهد، فعّاليّتهاى اقتصادى را وانهد، چرا كه آنچه در نزد شريعت پسنديده مىباشد، وجود توازن ميان شئون مادّى و رويكردهاى اخروى مىباشد. آنگونه كه از احاديث برمىآيد، فعّاليّتهاى معتدل دنيوى اگر از رهگذر ابزارها و اهدافى مشروع صورت پذيرند خود مقدّماتى براى سعادت در جهان آخرت به شمار مىروند.
3- گاهى بدست آوردن روزى واجب مىشود، همچون وقتى كه زندگى فرد و يا افراد تحت تكفّل شرعى فرد، فلج شود و يا بدست
[1]- همان، ابواب التّجارة، باب 1، ص 283، ح 4.
نياوردن روزى موجب وانهادن امور واجب توسط وى شوند.
4- اگر فعّاليّت اقتصادى از رهگذر ابزارهاى نامشروع (چون فعّاليّت در زمينه مُسْكرات (نوشيدنيهاى الكلى)، مواد مخدّر، موادّ غذايى فاسد و يا گوشتهاى حرام)، و يا با اهدافى نامشروع (چون فعّاليّت اقتصادى براى زيان رساندن به ديگران، و يا تخريب اقتصاد در بازار مسلمانان) صورت پذيرد، آن فعّاليّت اقتصادى نامشروع خواهد بود.
5- چهبسا برترين گونه كسب درآمد، سودمندترين آنها براى فرد و جامعه باشد كه بىگمان با توجّه به شرايط زمان و مكان تغيير مىكند.
از همين رو كشاورزى در شرايط و سرزمينهاى ويژه، و بازرگانى در شرائط ديگر، و همچنين توليد صنعتى در شرايط ديگرى مىتوانند در زمره برترين اعمال درآمد زا به شمار روند.
6- در روايات آمده كه كار كشاورزى، نزد خدا محبوبتر است و اين دليلى است بر استحباب كار كشاورزى، ولى براى شناخت برترى كار كشاورزى، ديگر جوانب را نيز بايد در نظر گرفت.
7- هركس كه به فعّاليّتهاى اقتصادى (چه بازرگانى، توليدى و يا صنعتگرى) اشتغال دارد مىبايست تلاش خود را بر كسب روزى از راههاى حلال و با استفاده از ابزارهاى مشروع متمركز كند، و از خطر سودجوئى بدون توجّه به مشروعيّت آن، بر حذر باشد. نزديك نشدن به مرزهاى حرام و دورى كردن از ابزارهاى نامشروعِ كسب درآمد مستلزم شناخت احكام شرعى فعّاليّتهاى اقتصادى مىباشد. از همين رو يادگيرى
اين احكام به اندازه نياز براى فعّالان امور اقتصادى واجب مىباشد.
8- براى شناخت احكام شرعى فعّاليّتهاى اقتصادى، واجب نيست كه فعّالان اقتصادى به اجتهاد شخصى و پژوهش در منابع احكام شرعى بپردازند، بلكه جايز است- همچون عرصه عبادات- از راه تقليد درست از فقيه جامعالشّرايط به اين احكام دست يابند.
2- امور پسنديده در عرصه كسب روزى
قرآن كريم:
1-قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ وَمَا أَنفَقْتُم مِن شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ[1].
«بگو: پروردگارم روزى را براى هركس بخواهد وسعت مىبخشد، و براى هركس بخواهد تنگ (و محدود) مىسازد، و هر چيزى را (در راه او) انفاق كنيد، عوض آن را مىدهد (و جاى آن را پر مىكند)، و او بهترين روزى دهندگان است.»
2-رِجَالٌ لَّاتُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ[2].
«مردانى كه نه تجارت و نه معاملهاى آنان را از ياد خدا و برپاداشتن نماز
[1]- سوره سبأ، آية 39.
[2]- سوره نور، آيه 37.
و اداى زكات غافل نمىكند، آنها از روزى مىترسند كه در آن، دلها و چشمها زير و رو مىشود.»
حديث شريف:
1- از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در حجّة الوداع نقل شده كه طىّ خطبهاى فرمودند:
«ألا إنّ الروح الأمين نفث في روعي أنّه لا تموت نفس حتّى تستكمل رزقها، فاتّقوا اللَّه وأجملوا في الطلب، ولا يحملنّكم استبطاء شيء من الرزق أن تطلبوه بمعصية اللَّه، فإنّ اللَّه تبارك وتعالى قسّم الأرزاق بين خلقه حلالًا، ولم يقسّمها حراماً، فمن اتّقى اللَّه وصبر أتاه اللَّه برزقه من حلّه، ومن هتك حجاب الستر وعجّل، فأخذه من غير حِلّه، قصّ به من رزقه الحلال وحوسب عليه يوم القيامة»[1].
«همانا روحالأمين [جبرئيل] بر دل من اينگونه دميد كه تا روزىِ كسى كامل نگردد آن فرد نخواهد مُرد، پس تقواى الهى پيشه كنيد و خواستهها را خلاصه كنيد، مبادا كُند يافتن چيزى از روزى، شما را به خواست آن از راه گناه وادارد. چه، همانا خداوند تبارك و تعالى روزى را ميان آفريدههايش به حلال قسمت كرده، نه به حرام، پس هركس تقواى الهى پيشه كند و شكيب ورزد خداوند روزى او را از حلال خواهد داد، و هركس پرده درى و شتاب كند، پس آن [روزى] را از راه غير حلالش بدست آورد، از روزى حلال او كاسته خواهد شد و در روز قيامت از آن [روزى]، از او پرسش
[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، كتاب التّجارة، ابواب مقدّماتها، باب 12، ص 27، ح 1.
خواهد شد.»
2- روايت شده كه مردى كالايى براى فروختن داشت و بر آن قيمتى معيّن ساخته بود. او كالاى خود را به هركس كه در برابر قيمت آن سكوت مىكرد به همان قيمت مىفروخت و قيمت را براى كسانى كه چانه مىزدند و از خريدن آن كالا سرباز مىزدند افزايش مىداد. روايت شده كه امام صادق عليه السلام درباره اين مرد چنين فرمودند:
«لو كان يزيد الرجلين لم يكن بذلك بأس، فأمّا أن يفعله بمن أبى عليه وكايسه، ويمنعه من لم يفعل، فلا يعجبني إلّاأن يبيعه بيعاً واحداً»[1].
«اگر قيمت را براى هر دو مرد افزايش مىداد، اشكالى وجود نداشت، امّا اينكه قيمت را براى كسانى كه چانه مىزنند و از خريد امتناع مىكنند افزايش دهد و براى كسانى كه در برابر قيمت سكوت مىكنند افزايش ندهد مرا خوش نمىآيد مگر اينكه آن را يكسان بفروشد.»
3- امام صادق عليه السلام همچنين مىفرمايد:
«أيّما مسلم أقال مسلماً بيع ندامة، أقاله اللَّه عزّ وجلّ عثرته يوم القيامة»[2].
«هر مسلمانى قرارداد فروشى را كه دستخوش پشيمانىِ (طرف مقابل) قرار گرفته است فسخ كند، خداوند عزّ وجلّ لغزش او را روز قيامت
[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، كتاب التّجارة، ابواب آداب التّجارة، باب 11، ص 295، ح 1.
[2]- همان، باب 3، ص 287، ح 4.