نياوردن روزى موجب وانهادن امور واجب توسط وى شوند.
4- اگر فعّاليّت اقتصادى از رهگذر ابزارهاى نامشروع (چون فعّاليّت در زمينه مُسْكرات (نوشيدنيهاى الكلى)، مواد مخدّر، موادّ غذايى فاسد و يا گوشتهاى حرام)، و يا با اهدافى نامشروع (چون فعّاليّت اقتصادى براى زيان رساندن به ديگران، و يا تخريب اقتصاد در بازار مسلمانان) صورت پذيرد، آن فعّاليّت اقتصادى نامشروع خواهد بود.
5- چهبسا برترين گونه كسب درآمد، سودمندترين آنها براى فرد و جامعه باشد كه بىگمان با توجّه به شرايط زمان و مكان تغيير مىكند.
از همين رو كشاورزى در شرايط و سرزمينهاى ويژه، و بازرگانى در شرائط ديگر، و همچنين توليد صنعتى در شرايط ديگرى مىتوانند در زمره برترين اعمال درآمد زا به شمار روند.
6- در روايات آمده كه كار كشاورزى، نزد خدا محبوبتر است و اين دليلى است بر استحباب كار كشاورزى، ولى براى شناخت برترى كار كشاورزى، ديگر جوانب را نيز بايد در نظر گرفت.
7- هركس كه به فعّاليّتهاى اقتصادى (چه بازرگانى، توليدى و يا صنعتگرى) اشتغال دارد مىبايست تلاش خود را بر كسب روزى از راههاى حلال و با استفاده از ابزارهاى مشروع متمركز كند، و از خطر سودجوئى بدون توجّه به مشروعيّت آن، بر حذر باشد. نزديك نشدن به مرزهاى حرام و دورى كردن از ابزارهاى نامشروعِ كسب درآمد مستلزم شناخت احكام شرعى فعّاليّتهاى اقتصادى مىباشد. از همين رو يادگيرى
اين احكام به اندازه نياز براى فعّالان امور اقتصادى واجب مىباشد.
8- براى شناخت احكام شرعى فعّاليّتهاى اقتصادى، واجب نيست كه فعّالان اقتصادى به اجتهاد شخصى و پژوهش در منابع احكام شرعى بپردازند، بلكه جايز است- همچون عرصه عبادات- از راه تقليد درست از فقيه جامعالشّرايط به اين احكام دست يابند.
2- امور پسنديده در عرصه كسب روزى
قرآن كريم:
1-قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ وَمَا أَنفَقْتُم مِن شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ[1].
«بگو: پروردگارم روزى را براى هركس بخواهد وسعت مىبخشد، و براى هركس بخواهد تنگ (و محدود) مىسازد، و هر چيزى را (در راه او) انفاق كنيد، عوض آن را مىدهد (و جاى آن را پر مىكند)، و او بهترين روزى دهندگان است.»
2-رِجَالٌ لَّاتُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ[2].
«مردانى كه نه تجارت و نه معاملهاى آنان را از ياد خدا و برپاداشتن نماز
[1]- سوره سبأ، آية 39.
[2]- سوره نور، آيه 37.
و اداى زكات غافل نمىكند، آنها از روزى مىترسند كه در آن، دلها و چشمها زير و رو مىشود.»
حديث شريف:
1- از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در حجّة الوداع نقل شده كه طىّ خطبهاى فرمودند:
«ألا إنّ الروح الأمين نفث في روعي أنّه لا تموت نفس حتّى تستكمل رزقها، فاتّقوا اللَّه وأجملوا في الطلب، ولا يحملنّكم استبطاء شيء من الرزق أن تطلبوه بمعصية اللَّه، فإنّ اللَّه تبارك وتعالى قسّم الأرزاق بين خلقه حلالًا، ولم يقسّمها حراماً، فمن اتّقى اللَّه وصبر أتاه اللَّه برزقه من حلّه، ومن هتك حجاب الستر وعجّل، فأخذه من غير حِلّه، قصّ به من رزقه الحلال وحوسب عليه يوم القيامة»[1].
«همانا روحالأمين [جبرئيل] بر دل من اينگونه دميد كه تا روزىِ كسى كامل نگردد آن فرد نخواهد مُرد، پس تقواى الهى پيشه كنيد و خواستهها را خلاصه كنيد، مبادا كُند يافتن چيزى از روزى، شما را به خواست آن از راه گناه وادارد. چه، همانا خداوند تبارك و تعالى روزى را ميان آفريدههايش به حلال قسمت كرده، نه به حرام، پس هركس تقواى الهى پيشه كند و شكيب ورزد خداوند روزى او را از حلال خواهد داد، و هركس پرده درى و شتاب كند، پس آن [روزى] را از راه غير حلالش بدست آورد، از روزى حلال او كاسته خواهد شد و در روز قيامت از آن [روزى]، از او پرسش
[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، كتاب التّجارة، ابواب مقدّماتها، باب 12، ص 27، ح 1.
خواهد شد.»
2- روايت شده كه مردى كالايى براى فروختن داشت و بر آن قيمتى معيّن ساخته بود. او كالاى خود را به هركس كه در برابر قيمت آن سكوت مىكرد به همان قيمت مىفروخت و قيمت را براى كسانى كه چانه مىزدند و از خريدن آن كالا سرباز مىزدند افزايش مىداد. روايت شده كه امام صادق عليه السلام درباره اين مرد چنين فرمودند:
«لو كان يزيد الرجلين لم يكن بذلك بأس، فأمّا أن يفعله بمن أبى عليه وكايسه، ويمنعه من لم يفعل، فلا يعجبني إلّاأن يبيعه بيعاً واحداً»[1].
«اگر قيمت را براى هر دو مرد افزايش مىداد، اشكالى وجود نداشت، امّا اينكه قيمت را براى كسانى كه چانه مىزنند و از خريد امتناع مىكنند افزايش دهد و براى كسانى كه در برابر قيمت سكوت مىكنند افزايش ندهد مرا خوش نمىآيد مگر اينكه آن را يكسان بفروشد.»
3- امام صادق عليه السلام همچنين مىفرمايد:
«أيّما مسلم أقال مسلماً بيع ندامة، أقاله اللَّه عزّ وجلّ عثرته يوم القيامة»[2].
«هر مسلمانى قرارداد فروشى را كه دستخوش پشيمانىِ (طرف مقابل) قرار گرفته است فسخ كند، خداوند عزّ وجلّ لغزش او را روز قيامت
[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، كتاب التّجارة، ابواب آداب التّجارة، باب 11، ص 295، ح 1.
[2]- همان، باب 3، ص 287، ح 4.
پاك خواهد كرد.»
4- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«غفر اللَّه لرجل كان قبلكم، كان سهلًا إذا باع، سهلًا إذا اشترى
، سهلًا إذا قضى، سهلًا إذا استقضى»[1].
«خداوند مردى را كه پيش از شما بود و به هنگام فروش، خريد، قرض دادن و به هنگام وصول قرض خود از ديگران، آسانگير بود، مورد آمرزش قرار مىدهد!»
5- امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
«اميرمؤمنان، على عليه السلام بر زنى گذر كرد كه مقدارى گوشت از قصّاب خريدارى كرده بود و مىگفت: بر آن بيفزاى. پس اميرمؤمنان على عليه السلام فرمودند: بر گوشت وى بيفزاى زيرا اين كار بركت كار تو را زيادتر خواهد كرد.[2]»
6- و همچنين مىفرمايد:
«لا يكون الوفاء حتّى يميل الميزان»[3].
«تاوقتى (فروشندگان) بر ترازو نيفزايند، وفا كردنى در كار نخواهد بود.»
7- امام صادق عليه السلام همچنين در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل كردهاند كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به يكى از همنشينانشان فرمودند:
[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، كتاب التّجارة، ابواب آداب التّجارة، باب 42، ص 332، ح 3.
[2]- همان، باب 7، ص 290، ح 1.
[3]- همان، ص 291، ح 3.
«جزاك اللَّه من خليط خيراً، فإنّك لم تكن ترد ربحاً ولا تمسك ضرساً»[1].
«خداوند تو را بخاطر نيكى همنشينيت پاداش دهد، چرا كه هرگز سودى را (هر چند كم باشد) پس نزدهاى و هيچگاه در معامله سختگيرى نكردهاى.»
8- امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
«من ذكر اللَّه عزّ وجلّ في الأسواق غفر اللَّه له بعدد أهليها»[2].
«هركس در بازارها خداوند را ياد كند، خداوند به تعداد اهالى آن او را مورد آمرزش قرار مىدهد.»
9- در فقه امام رضا عليه السلام اينگونه آمده است:
«وإذا كنت في تجارتك، وحضرت الصلاة فلا يشغلك عنها متجرك
، فإنّ اللَّه وصف قوماً ومدحهم فقال:
رِجَالٌ لَّاتُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ،
وكان هؤلاء القوم يتّجرون، فإذا حضرت الصلاة تركوا تجارتهم وقاموا إلى صلاتهم، وكانوا أعظم أجراً ممّن لا يتّجر فيصلّي»[3].
«اگر در حال تجارت بودى و وقت نماز فرارسيد پس كارِ بازرگانى، تو را از نماز باز ندارد، چرا كه خداوند گروهى را وصف كرده و ستايش مىكند و مىگويد: مردانى كه نه تجارت و نه معاملهاى آنان را از ياد خدا غافل
[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، كتاب التّجارة، ابواب آداب التّجارة، باب 13، ص 296، ح 2.
[2]- همان، باب 19، ص 2 و 3، ح 1.
[3]- مستدرك الوسائل، كتاب التّجارة، ابواب آداب التّجارة، باب 11، ح 1.
نمىكند. اين گروه از مردم به بازرگانى مشغول بودند، پس هر گاه وقت نماز فرامىرسيد، بازرگانى خود را رها مىكردند و براى نماز برمىخاستند، پاداش ايشان از كسانى كه تجارت نمىكنند و نماز مىخوانند بزرگتر است.»
احكام:
نخست: برگرفتن راه و روش اجمال و بىتكلّفى در كسب روزى، امرى مستحبّ و پسنديده بشمار مىرود. مفهوم «اجمال»- آنگونه كه از روايات برمىآيد- عبارت است از:
1- اهتمام به درخواست روزى حلال، و نه حرام.
2- زيان نرساندن و به مشقّت و سختىهاى بزرگ نينداختن خود براى كسب روزى بيشتر.
3- واننهادن ديگر اوامر الهى چه واجب و چه مستحبّ، به خاطر زياده خواهى در طلب دنيا.
دوّم: روايات، اصل تساهل و تسامح را در فعّاليّتهاى اقتصادى، به ويژه به هنگام داد و ستد با ديگران مورد تأكيد قرار مىدهند. به طور كلّى توجّه انسان به كسب درآمد و سود نبايد برخوردارى وى از اخلاق نيكو را تحت تأثير قرار دهد. برخى مصاديق «تساهل و تسامح» در داد و ستد عبارتاند از:
1- فسخ قرارداد در صورتى كه يكى از طرفين معامله پشيمان شده باشد، و قبول لغو قرارداد در صورت درخواست يكى از طرفين، هر چند درخواست او بدون دليل واضحى باشد.