بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 50

نه از فريب خبرى هست و نه از تقلّب. چه‌بسا بزرگداشت اداى حقّ پيمانه، به مفهومى فراتر از بزرگداشت حقوق مردم دلالت مى‌كند، چرا كه در زمره احترام به قوانين اجتماعى و عدم مخالفت با آنها بر مبناى مصلحتى شخصى به شمار مى‌رود. از سويى احترام به حقوق و پايبندى به موازين آن، به صورت فطرى و اجتماعى، امرى نيكو شمرده مى‌شود، و همچنين برترين فرجام فردى و اجتماعى، به شمار مى‌رود. چه، در صورت حاكميّت فضاى تقلّب در يك جامعه، آن جامعه دچار فاجعه‌اى مى‌شود كه رهايى از آن ناممكن مى‌نمايد، از سوى ديگر فرد متجاوز به حقوق ديگران در چنين فضايى مى‌بايست از به تاراج رفتن حقوق خود نيز بيمناك باشد.

3- خداوند همچنين مى‌فرمايد:

وَإِلَى‌ مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْباً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِن إِلهٍ غَيْرُهُ وَلَا تَنْقُصُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ إِنِّي أَرَاكُم بِخَيْرٍ وَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ مُحِيطٍ* وَيَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ‌[1].

«و بسوى (مدين) برادرشان شعيب را (فرستاديم)، گفت: اى قوم من خدا را پرستش كنيد، كه جز او، معبود ديگرى براى شما نيست پيمانه و وزن را كم نكنيد (و دست به كم‌فروشى نزنيد) من (هم اكنون) شما را در نعمت مى‌بينم، (ولى) از عذاب روز فراگير، بر شما بيمناكم* و اى قوم من پيمانه و وزن را با عدالت، تمام دهيد و بر اشياء (و اجناس) مردم، عيب نگذاريد،

[1]- سوره هود، آيات 84 و 85.


صفحه 51

و از حقّ آنان نكاهيد و در زمين به فساد نكوشيد.»

رهيافت:

قرآن كريم دراين آيات وضع بسامان اقتصادى قوم شعيب را كه پس‌از چندى به فساد اقتصادى دچار شد، يادآور مى‌شود. در واقع شعيب پيامبر عليه السلام ايشان را از پايان كار فساد اقتصادى بر حذر مى‌داشت و ايشان را به پرستش خدا و التزام به آموزه‌هاى آسمانى فرامى‌خواند و ايشان را از پرستش دارائيهاى زوال يافتنى و همچنين از كوچك شمردن سنجه‌هاى مورد اطمينان همه، چون پيمانه و ترازو نهى مى‌كرد. چه، در صورت وفادار نماندن به پيمانه و ترازو و كاهيدن از حقّ آنها، سازمان اجتماعى، خود تهديه به زوال خواهد شد، كه اين زوال نيز به نوبه خود به تباهى و فساد روابط موجود ميان انسانها و انحطاط نيكيها و نعمتهاى الهى منجر خواهد شد.

حديث شريف:

1- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد:

«من باع واشترى فليحفظ خمس خصال، وإلّا فلا يشترين ولا يبيعن: الربا، والحلف، وكتمان العيب، والحمد إذا باع، والذمّ إذا اشترى»[1].

«هركس خريد و فروش مى‌كند، مى‌بايست از پنج ويژگى دورى گزيند، در غير اين صورت نه خريد كند و نه كالايى بفروشد. [آن پنج ويژگى‌

[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، كتاب التّجارة، ابواب آداب التّجارة، باب 2، ص 284، ح 2.


صفحه 52

عبارت‌اند از]: ربا، سوگند يادكردن (در معامله)، پنهان نمودن عيب كالا، مدح كالا در صورت فروش آن و بدگويى از يك كالا در صورت خريد آن.»

2- امام كاظم عليه السلام مى‌فرمايد:

«ثلاثة لا ينظر اللَّه إليهم؛ أحدهم رجل اتّخذ اللَّه بضاعة، لا يشتري إلّا بيمين، ولا يبيع إلّابيمين»[1].

«خداوند بر سه دسته نظر (لطف و رحمت) نمى‌كند: يكى از آنها كسى است كه خدا را كالايى شمرده و چيزى نمى‌خرد مگر با سوگند و چيزى نمى‌فروشد مگر با سوگند.»

3- روايت شده كه برخى از ياران امام صادق عليه السلام به ايشان عرض داشتند: مردى با نيّت تمام و كمال دادن پيمانه، نمى‌توانست به درستى كالا را پيمانه كند. امام عليه السلام فرمودند:

«فما يقول الذي حوله؟».

«آنان كه در اطراف وى قرار دارند چه مى‌گويند؟»

راوى مى‌گويد: مى‌گويند پيمانه را تمام و كمال نمى‌دهد، پس امام فرمودند:

«هذا ممّن لا ينبغي له أن يكيل»[2].

«او از كسانى است كه نمى‌بايست پيمانه كنند.»

4- از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت شده كه ايشان از فروش كالا در فاصله‌

[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، كتاب التّجارة، ابواب آداب التّجارة، باب 25، ص 309، ح 2.

[2]- همان، باب 8، ص 292، ح 1.


صفحه 53

زمانى ميان سپيده دم و طلوع خورشيد، نهى مى‌كردند.[1]

5- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‌فرمايند:

«لا يحتكر الطعام إلّاخاطئ»[2].

«تنها نادرستكاران به احتكار مواد غذايى مى‌پردازند.»

6- در حديث ديگرى آمده كه اميرمؤمنان على عليه السلام از احتكار در شهرها نهى مى‌كردند.[3]

7- روايت شده كه امام صادق عليه السلام از پدران بزرگوارشان عليهم السلام در حديث مناهى (يعنى: امور نهى شده) از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل كرده‌اند، كه ايشان از دخالت در كار خريد و فروش برادران مسلمان (به منظور برهم زدن آن، و يا بهره بردارى از آن به سود خود) نهى كردند.[4]

8- هشام بن حكم مى‌گويد: در زير سايه‌اى مشغول فروش پارچه سابرى‌[5]بودم كه ابوالحسن امام موسى بن جعفر عليه السلام سوار بر مركب بر من گذر كرد، پس به من فرمود:

«يا هشام، إنّ البيع في الظلال غشّ، والغشّ لا يحلّ»[6].

[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، كتاب التّجارة، ابواب آداب التّجارة، باب 12، ص 295، ح 2.

[2]- همان، باب 27، ص 314، ح 8.

[3]- همان، ح 9.

[4]- همان، باب 49، ص 338، ح 3.

[5]- گونه‌اى پارچه است.

[6]- همان، باب 58، ص 342، ح 1.


صفحه 54

«اى هشام! فروش در زير سايه تقلّب محسوب مى‌شود، و تقلّب‌[1]حلال نمى‌باشد.»

احكام:

نخست: بكارگيرى روشهايى كه امكان دارد به تقلّب، كم‌فروشى و يا ديگر امور نامشروع در چارچوب دادوستد و يا به طور كلّى قراردادها منجر شود مكروه و ناپسند است. برخى از اين روشها عبارت‌اند از:

1- تعريف فروشنده از كالاى مورد فروش و بدگويى مشترى از كالاى در حال خريد. لازم به ذكر است كه كراهت اين مورد در ديگر قراردادها ومبادلات نيز جارى مى‌باشد.

2- به درستى سوگند خوردن، در حين معامله؛ زيرا هركس به سوگند خوردن راست عادت كند احتمال مى‌رود كه رفته رفته سوگند دروغ نيز از او سرزند كه اين كار از محرّمات قطعى است.

3- عرضه و يا فروش كالا در مكان و يا شرايطى كه موجب پوشيده شدن عيبهاى كالا شوند؛ عرضه كالا در زير نور شديدى كه موجب پوشيده شدن نقاط ضعف كالا مى‌شود و يا فروش كالا، به دور از نور كه موجب پوشيده شدن عيبهاى كالا مى‌شود و كارهايى از اين دست از اين جمله‌اند.

4- اگر كسى وزن كردن، پيمانه كردن، اندازه‌گيرى مساحت‌

[1]- هرجا دراين كتاب از واژه (غشّ) استفاده شده يابه (فريب) ويابه (تقلّب) برگردانده شده است- مترجم.


صفحه 55

و يا شمارش كالا را به درستى نداند، مكروه است آن را انجام دهد.

دوّم: پيروى از روشهاى اقتصادى پيچيده‌اى كه امكان دارد به ديگران زيان رساند، مكروه و ناپسند است. برخى از اين روشها عبارت‌اند از:

الف- وارد شدن در قراردادهاى در حال انعقاد ميان ديگران، و تلاش براى بهره‌بردارى از آن به سود خود.

ب- احتكار كالاها، البتّه بجز موارد احتكارى كه حرام شمرده مى‌شوند.

سوم: فروش كالا در فاصله زمانى سپيده دم تا طلوع آفتاب (بين‌الطّلوعين) مكروه است. چه‌بسا اختصاص اين ساعات از روز به دعا و ياد خدا، كراهت فروش كالا را دراين فاصله زمانى موجب شده باشد.


صفحه 56

4- حلال و حرام در عرصه فعّاليّتهاى اقتصادى‌

قرآن كريم:

وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ* الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ* وَإِذَا كَالُوهُمْ أَو وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ* أَلَّا يَظُنُّ أُولئِكَ أَنَّهُم مَبْعُوثُونَ* لِيَوْمٍ عَظِيمٍ* يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ‌[1].

«واى بر كم‌فروشان* آنان كه وقتى براى خود پيمانه مى‌كنند، حقّ خود را بطور كامل مى‌گيرند* امّا هنگامى كه مى‌خواهند براى ديگران پيمانه يا وزن كنند، كم مى‌گذارند* آيا آنها گمان نمى‌كنند كه برانگيخته مى‌شوند،* در روزى بزرگ،* روزى كه مردم در پيشگاه پروردگار جهانيان مى‌ايستند.»

رهيافت:

برخى از مردم تنها خود را بر حقّ مى‌دانند، و بر همين مبنا با ديگران به دادوستد مى‌پردازند. از همين رو تقلّب مى‌كنند، از اموال ديگران‌

[1]- سوره مطفّفين، آيات 1- 6.


صفحه 57

مى‌دزدند و به حقوق ديگران دست اندازى مى‌كنند. نشانه اين دسته، آن است كه به هنگام گرفتن حق خود از مردم، آن را تمام و كمال از مردم مى‌گيرند، ولى به هنگام اداى حقّ ديگران از آن كم مى‌گذارند. اين عمل همان كم‌فروشى است. پس واى بر ايشان چرا كه منصفانه عمل نمى‌كنند.

در واقع رسالتهاى الهى همواره با تمام گونه‌هاى فساد اقتصادى در جوامع به مبارزه پرداخته‌اند، كه كم‌فروشى يكى از بدترين گونه‌هاى آن مى‌باشد.

ولى پرسش اينجاست كه آيا فساد اقتصادى تنها در كم‌فروشى در وزن و پيمانه خلاصه مى‌شود يا ايندو تنها مثالهايى هستند براى مفهومى فراگيرتر؟ در پاسخ بايد گفت كه تقلّب، احتكار، سوء استفاده از نيروى فرودستان، بهره‌كشى از ثروت سرزمينها و كشورهاى مختلف، اخّاذى و ديگر روشهاى نامشروع كسب درآمد، همه و همه از گونه‌هاى مختلف فساد اقتصادى مى‌باشند.

2- خداوند متعال مى‌فرمايد:

أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ* وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ* وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ‌[1].

«حق پيمانه را ادا كنيد (و كم‌فروشى نكنيد)، و ديگران را به خسارت نيفكنيد* و با ترازوى صحيح وزن كنيد* وحق مردم را كم نگذاريد، و در زمين تلاش براى فساد نكنيد.»

[1]- سوره شعراء، آيات 181- 183.