مىدزدند و به حقوق ديگران دست اندازى مىكنند. نشانه اين دسته، آن است كه به هنگام گرفتن حق خود از مردم، آن را تمام و كمال از مردم مىگيرند، ولى به هنگام اداى حقّ ديگران از آن كم مىگذارند. اين عمل همان كمفروشى است. پس واى بر ايشان چرا كه منصفانه عمل نمىكنند.
در واقع رسالتهاى الهى همواره با تمام گونههاى فساد اقتصادى در جوامع به مبارزه پرداختهاند، كه كمفروشى يكى از بدترين گونههاى آن مىباشد.
ولى پرسش اينجاست كه آيا فساد اقتصادى تنها در كمفروشى در وزن و پيمانه خلاصه مىشود يا ايندو تنها مثالهايى هستند براى مفهومى فراگيرتر؟ در پاسخ بايد گفت كه تقلّب، احتكار، سوء استفاده از نيروى فرودستان، بهرهكشى از ثروت سرزمينها و كشورهاى مختلف، اخّاذى و ديگر روشهاى نامشروع كسب درآمد، همه و همه از گونههاى مختلف فساد اقتصادى مىباشند.
2- خداوند متعال مىفرمايد:
أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ* وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ* وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ[1].
«حق پيمانه را ادا كنيد (و كمفروشى نكنيد)، و ديگران را به خسارت نيفكنيد* و با ترازوى صحيح وزن كنيد* وحق مردم را كم نگذاريد، و در زمين تلاش براى فساد نكنيد.»
[1]- سوره شعراء، آيات 181- 183.
رهيافت:
ظاهراً روابط ميان اصحاب ايكه [كه شهرى نزديك مدين بود] روابطى مبتنى بر فساد بوده است. ايشان به جاى هميارى در امر توليد، در زمين به فساد مىپرداختند و به حقوق يكديگر دستاندازى مىكردند، بگونهاى كه در پيمانه كردن به يكديگر زيان مىرساندند، و در وزن كردن از چارچوب عدل خارج مىشدند. از همين رو پيامبر ايشان حضرت شعيب عليه السلام ايشان را به شدّت از اين اعمال نهى كرد و دستور داد تا حقّ پيمانه را ادا كنند و به عدل و قسط، كالاها را وزن كنند.
3- خداوند مىفرمايد:
قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ[1].
«بگو: پروردگارم امر به عدالت كرده است، و توجّه خويش را در هر مسجد (و به هنگام عبادت) به سوى او كنيد و او را بخوانيد، در حالى كه دين (خود) را براى او خالص گردانيد (و بدانيد) همان گونه كه در آغاز شما را آفريد، (بار ديگر در رستاخيز) باز مىگرديد.»
4-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَاتَأْكُلُوا أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِنْكُمْ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيماً[2].
[1]- سوره اعراف، آيه 29.
[2]- سوره نساء، آيه 29.
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اموال يكديگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخوريد مگر اينكه تجارتى با رضايت شما انجام گيرد. و خودكشى نكنيد خداوند نسبت به شما مهربان است.»
5-وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَغُلَّ وَمَن يَغْلُلْ يَأْتِ بِما غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَايُظْلَمُونَ[1].
« (گمان كرديد ممكن است پيامبر به شما خيانت كند؟ در حالى كه) ممكن نيست هيچ پيامبرى خيانت كند و هركس خيانت كند، روز رستاخيز، آنچه را در آن خيانت كرده، با خود (به صحنه محشر) مىآورد، سپس به هركس، آنچه را فراهم كرده (و انجام داده) است، به طور كامل داده مىشود، و (به همين دليل) به آنها ستم نخواهد شد (چرا كه محصول اعمال خود را خواهند ديد).»
رهيافت:
خداوند دراين سه آيه مردم را به عدالت كه مبناى استوار قوانين قراردادها و معاملات تجارى است، فرامىخواند، و از هر آنچه با عدالت ناسازگار باشد، نهى مىكند. مانند: خوردن اموال يكديگر از راههاى نامشروع، كه مىتوان آن را بر بسيارى از اعمال درآمد زاى حرام به ويژه ربا، منطبق ساخت، و خيانت در اموال مردم، رشوه، دزدى و ديگر اعمالى از اين دست.
[1]- سوره آل عمران، آيه 161.
6-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَايَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهاً وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَكْرَهُوا شَيْئاً وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً[1].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! براى شما حلال نيست كه از زنان، از روى اكراه (و ايجاد ناراحتى براى آنها،) ارث ببريد و آنان را تحت فشار قرار ندهيد كه قسمتى از آنچه را به آنها دادهايد (از مهر)، تملّك كنيد مگر اينكه آنها عمل زشت آشكارى انجام دهند. و با آنان، به طور شايسته رفتار كنيد و اگر از آنها، (به جهتى) كراهت داشتيد، (فوراً تصميم به جدايى نگيريد) چهبسا چيزى خوشايند شما نباشد، و خدا خير فراوانى در آن قرار مىدهد.»
7-وَإِنْ أَرَدتُّمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَاراً فَلَا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَاناً وَإِثْماً مُبِيناً[2].
«واگر تصميم گرفتيد كه همسر ديگرى به جاى همسر خود انتخاب كنيد، ومال فراوانى (بعنوان مهر) به او پرداختهايد، چيزى از آن را پس نگيريد آيا براى باز پس گرفتن مهر زنان، به تهمت و گناه آشكار متوسّل مىشويد.»
8-إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْماً إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَاراً وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيراً[3].
«كسانى كه اموال يتيمان را به ظلم و ستم مىخورند، (در حقيقت،) تنها آتش مىخورند، و به زودى در شعلههاى آتش (دوزخ) مىسوزند.»
[1]- سوره نساء، آيه 19.
[2]- سوره نساء، آيه 20.
[3]- سوره نساء، آيه 10.
رهيافت
يكى از نفرتانگيزترين گونههاى مال حرام، مال حاصل از بهره كشى است، و يكى از نفرتانگيزترين گونههاى بهرهكشى، بهرهكشى از دستههاى فرودستى است كه توانايى دفاع از خود را ندارند. اين آيات نيز به عنوان نمونه، به دودسته از فرودستانى كه گاه طعمه بهرهكشان مىشوند، يعنى زنان و يتيمان، اشاره مىكنند. از همين رو خداوند، به ناحقّ خوردنِ اموال ايشان، و دست اندازى بىدليل به حقوق ايشان را به شدّت نهى مىكند.
حديث شريف
1- از رسول اكرم صلى الله عليه و آله روايت شده كه ايشان در خطبه وداع خود چنين فرمودند:
«يا أيّها النّاس! إنّما المؤمنون اخوة، ولا يحلّ لمؤمن مال أخيه إلّا عن طيب نفس منه»[1].
«اى مردم! همانا مؤمنان با يكديگر برادرند، و مال برادر مؤمن بر ديگر مؤمنان حلال نيست مگر با رضايت وى.»
2- امام صادق عليه السلام از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت مىكنند كه فرمودند:
«إنّ الروح الأمين جبرئيل أخبرني عن ربّي أنّه لن تموت نفس حتّى تستكمل رزقها، فاتّقوا اللَّه وأجملوا في الطلب، واعلموا أنّ الرزق رزقان:
فرزق تطلبونه ورزق يطلبكم، فاطلبوا أرزاقكم من حلال، فإنّكم إن
[1]- وسائل الشّيعة، ج 3، كتاب الصلاة، أبواب مكان المصلّي، باب 3، ص 425، ح 3.
طلبتموها من وجوهها أكلتموها حلالًا، وإن طلبتموها من غير وجوهها أكلتموها حراماً، وهي أرزاقكم لا بدّ لكم من أكلها»[1].
«همانا روح الامين، جبرئيل از پروردگارم به من چنين خبر رساند كه كسى نمىميرد تا اينكه روزيش كامل شود، پس تقواى الهى پيشه كنيد و در طلب روزى زيادهروى نكنيد، و بدانيد كه روزيها دو گونهاند: نخست روزىاى كه شما درپى آن مىرويد و دوّم روزىاى كه به سوى شما مىآيد، پس روزيهاى خود را از راه حلال بدست آوريد، چرا كه اگر آنها را از راه صحيح بدست آوريد، به صورت حلال خواهيد خورد، و اگر آنها را از راههاى نادرست بدست آوريد، به گونه حرام خواهيد خورد، و به هر حال آن روزى شماست و ناگزير از خوردن آن هستيد.»
3- همچنين پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايند:
«إنّ أخوف ما أخاف على امّتي هذه المكاسب الحرام، والشهوة الخفيّة، والربا»[2].
«آنچه بيشتر از همه مرا بر امّتم ترسان مىكند اين كسب درآمدهاى حرام، شهوت پنهانى و ربا مىباشد.»
4- امام صادق عليه السلام مىفرمايند:
«ليس بوليّ لي من أكل مال مؤمن حراماً»[3].
«هركس به حرام مال مؤمنى را بخورد، از پيروان من نيست.»
[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، كتاب التّجارة، أبواب مقدّماتها، باب 12، ص 29، ح 8.
[2]- همان، ابواب ما يكتسب به، باب 1، ص 52، ح 1.
[3]- همان، ص 53، ح 2.
5- از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمودند:
«شرّ المآكل أكل مال اليتيم ظلماً»[1].
«به ستم مال يتيم را خوردن، بدترينِ خوردنهاست.»
6- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به مرد خرمافروشى فرمودند:
«يا فلان، أما علمت أنّه ليس من المسلمين من غشّهم؟»[2].
«اى فلانى! آيا نمىدانى هركس مسلمانان را فريب دهد از ايشان نيست؟»
7- امام صادق عليه السلام مىفرمايند:
«من غشّنا ليس منّا»[3].
«هركس ما را فريب دهد از ما نيست.»
8- همچنين مىفرمايند:
«نهى النبيّ صلى الله عليه و آله أن يُشاب اللبن بالماء للبيع»[4].
«پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آميختن آب به شير را براى فروش نهى كردند.»
9- امام باقر عليه السلام مىفرمايند:
«مرّ النبيّ صلى الله عليه و آله في سوق المدينة بطعام، فقال لصاحبه: ما أرى طعامك إلّاطيباً، وسأله عن سعره، فأوحى اللَّه عزّ وجلّ إليه أن يدسّ
[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، كتاب التّجارة، ابواب ما يكتسب به، باب 70، ص 181، ح 3.
[2]- همان، باب 86، ص 208، ح 2.
[3]- همان، ح 1.
[4]- همان، ح 4.
يده في الطعام، ففعل، فأخرج طعاماً رديئاً، فقال لصاحبه: ما أراك إلّا وقد جمعت خيانة وغشّاً للمسلمين»[1].
«پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در بازار شهر به غذايى گذر كردند، پس به صاحب آن گفتند: غذاى تو را نيكو مىبينم، و از بهاى آن پرسيدند، پس خداوند عزّ وجلّ به ايشان وحى كرد كه به آن غذا دست برد، پس ايشان نيز انجام دادند، پس [از آن ميان] غذايى فاسد بيرون كشيدند، پس به صاحب آن غذا گفتند: تورا نمىبينم مگر اينكه خيانت وفريب را براى مسلمانان گردآوردهاى.»
10- همچنين در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمودند:
«لا تناجشوا»[2].
«قيمت كالا را در مزايده بالا نبريد در حاليكه نمىخواهيد آن را بخريد.»
احكام:
اصل در تجارت (به معنى عامّ كلمه كه دادوستدهاى بازرگانى- خريد وفروش-، فروش خدمات و صنعت را شامل مىشود) در صورت وجود رضايت دو طرف قرارداد و همچنين وقوع قرارداد در چارچوب احكام شريعت، آزادى كامل افراد در آن مىباشد. ضرورت حلال بودن موضوع قرارداد (يعنى بها و كالا)[3]از جمله نمونههاى احكام شريعت است.
پس اگر موضوع قرارداد حرام باشد، مانند فروش آنچه خدا حرام ساخته،
[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، كتاب التّجارة، ابواب ما يكتسب به، ب 86، ص 209، ح 8.
[2]- همان، ابواب آداب التّجارة، باب 49، ص 337، ح 4.
[3]- (ثمن و مثمن).