بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 105

احكام:

1- خداوند اجازه داده تا انسان هر آنچه را كه روى زمين وجود دارد مورد استفاده خود قرار دهد وانسانها نمى توانند استفاده از آنها را برخود يا ديگران حرام كنند وحركت وفعّاليت بشرى را اسير قيد وبند سازند.

2- هر غذاى پاكيزه اى، حلال است. در واقع دين، تنها آنچه را كه در نصوص ومتون ويژه تعيين شده يا بدان اشاره شده، حرام مى شمرد.

3- خداوند متعال، تنها خوردنيهايى را كه در آيات قرآن حرام شمرده شده اند، حرام كرده وبه جز آنها، تمام خوراكيها حلال وپاكيزه اند. واگر در احاديث وسنّت، خوردن برخى چيزها حرام دانسته شده، اين حرمت، حرمتى تنزيهى است، نه تشريعى. به عبارت ديگر از حرمت در اينجا كراهت استفاده مى شود نه حرمت، البته فقها در اين نكته با يكديگر اختلاف نظر دارند.

اكنون به تشريح اين بينشهاى سه گانه مى پردازيم:

الف- بهره بردارى از آنچه در زمين قرار دارد

خداى متعال مى فرمايد:

الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَ سَلَكَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجاً مِنْ نَبَاتٍ شَتَّى «طه، 53».

«همان خداوندى كه زمين را براى شما محل آسايش قرار داد، وراه هايى در آن ايجاد كرد، واز آسمان، آبى فرستاد كه با آن، انواع گوناگون گياهان را «از خاك تيره» برآورديم».

رهيافت وحى:

هر كسى حق دارد از نعمتهايى كه خداوند متعال در زمين براى انسان فراهم آورده، بهره بردارى كند وبه هر راهى كه خداوند بدون تفاوت گذاشتن ميان افراد بشر، براى انسانها قرار داده، برود وآزادانه از آنچه در دل زمين يا روى آن قرار دارد يا در زمين به بندگان روزى داده، استفاده كند، همچنانكه انرژى به دست آمده از آتش نيز متعلّق به تمام بشريت است.


صفحه 106

احكام:

1- جايز نيست دولت، جامعه، گروه، دسته يا شخصى از افراد بشر مانع بهره مندى مردم از نعمتهاى زمين، شامل زمينهاى كشاورزى، آبهاى روان، چراگاهها يا معادن آشكار وپنهان زمين شود.

2- مردم مى توانند هر قدر كه مى خواهند از منافع زمين بهره مند شوند، بدان شرط كه ديگران را از اين منافع محروم نسازند، زيرا منافع خدادادى زمين متعلّق به گروه خاصّى نيست، بلكه متعلق به همه است.

3- جامعه مى تواند براى سامان بخشى به امر بهره مندى از منابع طبيعى، قوانينى را وضع كند، به شرطى كه در اين قوانين حق هيچكس به دليل تأمين منافع خاص ديگران، ضايع نشود. در واقع بايد در وضع چنين قوانينى به مقدار ضرورت بسنده كرد، چرا كه ايجاد اخلال در آزاديهاى بنيادين انسان تنها به اندازه ضرورت، جايز است.

4- جايز نيست راههاى حركت انسانها در زمين را چه با اهداف اقتصادى «همچون تجارت وسرمايه گذارى كشاورزى وصنعتى» صورت گيرد، چه به قصد سياحت، آموزش يا هدايت شدن، بر روى ايشان بست، مگر در مواقعى كه ضرورتى بسيار مهم در بين باشد.

ب- روزى حلال وپاكيزه‌

خداى متعال مى فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ «بقره، 172».

«اى كسانى كه ايمان آورده ايد از نعمتهاى پاكيزه اى كه به شما روزى داده ايم، بخوريد وشكر خدا را به جا آوريد، اگر او را پرستش مى كنيد».

رهيافت وحى:

آيات كريمه قرآن به ما دستور مى دهند تا از روزى حلال وپاكيزه خداوند بخوريم واز پليديها دورى گزينيم.


صفحه 107

احكام:

1- خداوند متعال تنها روزى هاى پاكيزه را حلال كرده وخوردنيهاى پليد را حلال نكرده است. حال پرسش اينجاست كه چه چيز معيار تمييز ميان خوردنيهاى پاكيزه وخوردنيهاى ناپاك وپليد است؟

2- پاره اى از خوردنيهاى پاكيزه وبرخى از خوردنيهاى ناپاك وپليد را وحى براى ما مشخّص كرده است، پاره اى ديگر نيز بدون هيچ اختلافى نزد انسانها شناخته شده اند «مانند پليد بودن فضولات انسانى» ودر پاره اى ديگر انسانها ديدگاههاى متفاوتى با يكديگر دارند، پس:

الف: در مورد آن خوردنيهايى كه شرع پاكى وناپاكيشان را معين كرده، بايد به وحى مراجعه كرد.

ب: در مورد آنهايى هم كه عرف بشر معيارى در پاكى وناپاكيشان به دست مى دهد، بايد به همان عرف عامّى كه مورد اتفاق همگان است رجوع كرد.

ج: در موارد اختلافى نيز صاحبان عرفهاى گوناگون، هر يك به عرف خود بازگشته، هر آنچه را در عرف خود پاك يافتند، بخورند واز هر آنچه ناپاك وپليد يافتند دورى گزينند.

ج: آداب غذا خوردن‌

در احاديث وروايات پيامبراكرم (ص) واهل بيت (عليهم السلام) توصيه هاى فراوانى درباره غذاخوردن آمده، كه اكثرا به جهات زير بازميگردند:

1- نيت درغذا خوردن وآنچه به پرهيزكارى وتزكيه نفس مربوط مى شود.

2- هدف از غذا خوردن وآنچه با سلامت وتوان انسان مرتبط است.

3- بُعد اجتماعى تغذيه.

4- بُعد اقتصادى تغذيه.

در آنچه خواهد گذشت به گوشه اى از اين جهات ونصوصى كه درباره آنها وارد شده است اشاره اى خواهد شد:


صفحه 108

نخست: تغذيه، پرهيزگارى ونيكوكارى‌

1- هر خواست ونيتى عمل انسان را به رنگى درمى آورد، رنگ عمل مؤمنان نيز نيت وخواست نيكو است. از اين رو نيت وخواست مؤمنان از غذا خوردن نيز چيزى جز پيشه كردن تقوى واطاعت اوامر الهى نيست:

قُلْ إِنَّ صَلَاتِى وَ نُسُكِى وَ مَحْيَاىَ وَ مَمَاتِى لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ «انعام، 162».

بگو:" نماز وتمام عبادات من وزندگى ومرگ من، همه براى خداوند پروردگار جهانيان است.»

2- كتاب الهى پرهيز از غذا خوردن را نفى مى كند، زيرا نمى توان بر غذا خوردنى كه جهت نيرو گرفتن براى پرستش خدا صورت مى گيرد، خرده گرفت:

لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُوا إِذَا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَ آمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَ أَحْسَنُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ «مائده، 93».

«بركسانى كه ايمان آورده واعمال صالح انجام داده اند، گناهى در آنچه خورده اند نيست، اگر تقوا پيشه كنند وايمان بياورند واعمال صالح انجام دهند، سپس تقوا پيشه كنند وايمان آورند، سپس تقوا پيشه كنند ونيكى نمايند وخداوند، نيكوكاران را دوست مى دارد».

3- مؤمنان خوردن غذا را با نام خدا شروع مى كنند وبا حمد وسپاس الهى به پايان مى برند، امام صادق (ع) در اين باره مى فرمايند:

«إذا وُضِعَ الطعامُ فَسَمّوا، فإنّ الشيطان يقول لأصحابه: أخرجوا فليس لكم فيه نصيب، ومن لم يُسمِّ على طعامه، كان للشيطان معه فيه نصيب».[1]

«هرگاه غذا آورده شد به نام خدا شروع كنيد، چون «در اين هنگام» شيطان به ياران خود مى گويد: بيرون رويد، شما را در آن «غذا» سهمى نيست وهركس بر سر غذا نام خدا را ياد نكند، شيطان با وى در غذا خوردن سهيم خواهد شد».

4- همچنين مؤمنان بر سرغذا وپايان آن به دعا مى پردازند. پيامبر اكرم (ص) هرگاه دست مباركشان را به سوى غذا مى بردند، مى فرمودند:

«بسم الله، بارك لنا فيما رَزَقتَنا وعليك خَلَفُه»

. «به نام خدا، ما را در آنچه روزيمان كردى بركت ده وطعامى جايگزين اين طعام بفرما».

[1]- مستدرك الوسائل، ج 3 كتاب الاطعمه والاشربه، ابواب آداب المائده، ص 92، باب 49، ح 4.


صفحه 109

از امام صادق (ع) نيز نقل شده كه پس از غذا خوردن مى فرمود:

«الحمدُ لله الذى أطعَمَنا فى جائعين، وسقانا فى ظمآنين، وكسانا فى عارين، وهدانا فى ضالين، وحملنا فى راجلين، وآوانا فى ضاجعين، واخدمنا فى عانين، وفضّلنا على كثير من العالمين.».[1]

«سپاس خدايى را كه ما را درميان گرسنگان روزى داد، ودر ميان تشنگان سيراب ساخت، ودر ميان برهنگان پوشانيد ودر ميان گمراهان هدايت كرد ودر ميان پيادگان حمل كرد ودر ميان غوغاييان پناه داد ودر ميان رنج كشيدگان ما را خدمتكار داد و بر بسيارى از مردم جهان برترى بخشيد.»

5- از آنجا كه خوان غذا در معرض تبديل شدن به وسيله اى براى فخر فروشى وغرور قرار دارد، مؤمنان بر سر آن همچون بندگان مى نشينند تا غرور وتعصّب وخودخواهى را در خود بشكنند. امير مؤمنان حضرت على (ع) در اين باره مى فرمايند:

«فَتَأسَّ بنبيك الأطهر الأطيب (ص)»

«پس به پاكترين ونيكترين پيامبر خود كه درود خدا بر او وآلش باد تأسى جوييد».

تا اينكه فرمودند:

«ولقد كان (ص) يأكلُ على الأرض، ويجلس جلسةَ العبد، ويخصف بيده نعلَه، ويُرقِّع بيده ثوبَه، ويركب الحمار العارى ويردف خلفه»[2]

«پيامبر اكرم (ص) بر روى زمين غذا مى خوردند وچونان بندگان مى نشستند وبا دست خود بركفش ولباسشان وصله مى زدند وبر الاغ بى پالان سوار مى شدند وكسى را نيز در پس خويش بر روى مركب مى نشاندند»

6- مؤمنان نعمت هاى الهى از جمله نان، گندم وجو را احترام مى كنند واز بى احترامى به آنها پرهيز دارند. در اين باب از حضرت امام صادق (ع) درباره خواندن نماز بر روى خروار گندم سؤال شد، آن حضرت از اين كار نهى كردند. پس ديگر بار پرسيده شد: اگر بر روى پشت بام دانه هاى گندم را پهن كرده باشند چه بايد كرد؟ آن حضرت درپاسخ فرمودند:

[1]- همان، باب 52، ص 593، ح 6 و 7.

[2]- همان، باب 8، ص 83، ح 1.


صفحه 110

«لايُصلّى على شى‌ء من الطعام، فإنمّا هو رزق الله لخلقه ونعمته عليهم، فعظّموه ولاتهاونوا به، فإنّ قوماً ممن كان قبلكم وَسَّعَ الله عليهم فى أرزاقهم، فاتخذوا من الخبز النقى مثل الأفهار فجعلوا يستنجون به، فابتلاهم الله عزوجل بالسنين والجوع فجعلوا يتتبعون ما كانوا يستنجون به فياكلونه، وفيهم نزلت هذه الآيه:

وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ «النحل، 112.»

«نمى توان بر چيزى از خوراكيها نماز گزارد.، زيرا روزى خدا براى آفريده ها ونعمت او بر ايشان است، پس «غذاها را» بزرگ داريد وآنها را خوار نداريد، چه خداوند به يكى از گروههايى كه پيش از شما زندگى مى كردند، در روزى وسعت بخشيد، «رفاه آنجا به جايى رسيد كه» اجسام كوچكى از خمير نان درست مى كردند وبا آنها بدن خود را از غائط پاك مى كردند، پس خداوند ايشان را به خشكسالى وگرسنگى دچار ساخت، به طوريكه به جستجوى همان مواد غذايى آلوده مى پرداختند واز همانها تغذيه مى كردند ودر موردشان اين آيه نازل شد: «خداوند (براى آنان كه كفران نعمت مى كنند) مثل زده است: منطقه آبادى كه امن وآرام ومطمئن بود وهمواره روزيش از هرجا مى رسيد، اما به نعمتهاى خدا ناسپاسى كردند وخداوند به خاطر اعمالى كه انجام مى دادند، لباس گرسنگى وترس را بر اندامشان پوشانيد».

7- بدينسان روح وروان مؤمنان از طعام لذت مى برد. از همين رو ايشان نيز خداوند را پيش از خوردن، در اثناى خوردن وپس از آن بر غذايى كه مى خورند وبر تندرستى وآرامشى كه بديشان ارزانى داشته سپاس مى گويند وهمچنين نعمتهايى را كه خداوند به ايشان ارزانى داشته، ولى براى ديگران فراهم نياورده، به ياد مى آورند وبراى آنها نيز خداوند را سپاس مى گويند.

دوم: تغذيه، لذت وتندرستى‌

چه بسا اصطلاح «گواراى وجود» يا «نوش جان»[1]كه به هنگام غذا خوردن به كار مى رود، نياز انسان به لذّت زودهنگام وتندرستى پس از آن را نشان مى دهد. در واقع هر كس بايد غذاى خود را به دقّت برگزيند؛ نخست، به اين دليل كه از غذا بهره اى‌

[1]- در زبان عربى هنيئاً مريئا- مترجم‌


صفحه 111

گرفته شود وغذا، چون حيوانات، بى هدف وتنها براى پركردن شكم وانجام وظايف فيزيولوژيكى خورده نشود ودوم، به اين دليل كه در آينده به واسطه اين غذا تندرستى وتوان ونشاط انسان تأمين شود.

بدينسان مؤمنان در انتخاب اصل غذا، چيدمان سفره وظروف غذا بدون اينكه به ورطه تجمل گرايى يا اسراف گرفتار آيند، تنوّع، آراستگى وزيبايى را رعايت مى كنند:

1- مؤمنان با دست راست غذا مى خورند، چرا كه شرف واحترام هر كس متعلق به دست راست اوست. در اين باره از امام جعفر بن محمد عليهما السلام روايت شده كه فرمودند:

«لا يأكل الرجل بشماله ولايشرب بها ولايتناول بها إلا من علة.».[1]

«انسان با دست چپ نه چيزى مى آشامد ونه چيزى مى خورد مگر اينكه بيمارى اى در ميان باشد».

2- مؤمنان دسته جمعى با خانواده يا دوستان وبرادرانشان به خوردن غذا مى پردازند، زيرا غذاخوردن به صورت دسته جمعى دلنشين تر وگواراتر است. پيامبر اكرم (ص) مى فرمايند:

«أحبُ الطعام إلى الله ما كَثُرَت عليه أيدى المؤمنين.»

«دوست داشتنى ترين غذا در نزد خدا آن است كه مؤمنان بيشترى در آن سهيم شوند».

وهمچنين از اميرمؤمنان (ع) روايت شده كه فرمودند:

«أكثرُ الطعام بركةً ما كَثُرَت عليه الأيدى.».[2]

«با بركت ترين غذا آن است كه دستان بيشترى به سويش دراز شود».

3- مؤمنان از خوردن غذا در بازارها خوددارى مى كنند، چه، پيامبر اكرم (ص) مى فرمايند:

«الأكل فى السوق دناءة

.»[3]

[1]- مستدرك الوسائل، ج 3، ص 83، أبواب آداب المائده، باب 10، ح 2.

[2]- همان، باب 12، ص 84، ح 5 و 6.

[3]- همان، باب 77، ص 98، ح 1.


صفحه 112

«خوردن غذا در بازار، از فرومايگى است».

4- مؤمنان از خوردن غذاى داغ امتناع مى ورزند. از امير مؤمنان على (ع) روايت شده كه فرمودند:

«أُتى النبى (ص) بطعام حار جداً، فقال (ص): ما كان الله لِيُطعمنا النار، اقروه حتى يسكن «ظ» فإن الطعام الحار جداً ممحوق البركة، للشيطان فيه شرك.»[1]

«غذاى بسيار گرمى براى پيامبر (ص) آورده شد، پس «پيامبراكرم» (ص) فرمودند: خداوند ما را از آتش اطعام نمى كند، آن را نگه داريد تا سرد شود.، زيرا غذاى بسيار گرم بى بركت است، «و» شيطان در آن سهمى دارد.»

همچنين امير مؤمنان (ع) مى فرمايند:

5- غذا خوردن مؤمنان به نيكوترين وجه است. از امام صادق (ع) نقل شده كه آن حضرت به يكى از يارانشان كه با ايشان هم غذا شده بود، فرمودند:

«يُعرف مودّةُ الرجل لأخيه بجَودة أكله، وأنه لَيُعجبنى الرجل يأكل من طعامى فَيُجيد فى الأكل، يسرّنى بذلك.».[2]

«دوستى كسى نسبت به برادرش از نيكويى غذا خوردنش مشخص مى شود، مرا خوش مى آيد كه وقتى كسى از غذاى من مى خورد، آن را به وجهى نيكو بخورد، «زيرا»، با اين كار مرا خوشحال خواهد كرد».

آموزه هاى ديگرى در لذّت بردن از غذاهاى پاكيزه نيز وجود دارد كه جملگى در اين گفته الهى جمع شده اند:

قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِى أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِىَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِى الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ «اعراف، 32»

«بگو: چه كسى زينتهاى الهى را كه براى بندگان خود آفريده وروزيهاى پاكيزه را حرام كرده است. «بگو»: اينها در زندگى دنيا، براى كسانى است كه ايمان آورده اند، «اگرچه ديگران نيز با آنها مشاركت دارند، ولى» در قيامت، خالص «براى مؤمنان» خواهد بود. اين گونه آيات «خود» را براى كسانى كه آگاهند، شرح مى دهيم.»

[1]- همان، باب 81، ص 98، ح 1.

[2]- همان، باب 22، ص 86، ح 1.