بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 126

تواند بدون اينكه متحمّل سختى يا زيانى شود گليم خود را از آب بيرون كشد. در ادامه به برخى آموزه هايى كه در اين باب وارد شده اشاره خواهد شد:

الف- مستحب است انسان با توجه به توان ووسع خود، ميزان غذايش را تنظيم كند. از امام صادق (ع) در اين باره نقل شده كه:

«ليس فى الطعام سرف»

[1]«در غذا نبايد اسراف كرد.»

ب- معمولا مهمانيها به ابزارى براى به سختى افتادن ميزبانان بدل شده اند، حال آنكه اسلام از اين امر نهى مى كند ودر واقع مستحب است كه مهمان، ميزبان را به سختى نيندازد. از امام حسين (ع) روايت شده كه فرمودند:

«دعا رجل أميرالمؤمنين على بن ابى طالب، فقال له: أجبت على أن تضمن لى ثلاث خصال، قال: وما هى يا أميرالمؤمنين؟ قال: أن لاتدخل علىّ شيئاً من خارج، ولا تدخر عنى شيئاً فى البيت ولا تجحف بالعيال، قال: ذلك لك، فأجابه على‌

(ع).»[2]

«مردى اميرمؤمنان على بن ابيطالب را به منزل خود خواند، «آن حضرت» به وى فرمودند: به شرط اين كه سه چيز را درباره اين دعوت تضمين كنى، دعوتت را اجابت مى كنم، مرد گفت: آن سه شرط چيستند يا اميرالمؤمنين؟ آن حضرت فرمود: اينكه براى من چيزى از بيرون نياورى، وچيزى از آنچه در خانه هست از من دريغ نكنى، واينكه به خانواده خود ستم نكنى، آن مرد گفت: آن سه شرط را فراهم مى آورم، پس على (ع) دعوت وى را پذيرفتند».

از سويى مستحب است مهمان، آنچه را كه ميزبان برايش آماده مى كند، ناچيز نشمارد. از پيامبر اكرم (ص) در اين باره نقل شده:

«ومن احتقر ما يقرب إليه أخوه لم يزل فى مقت الله يومه وليلته».[3]

«وهركس آنچه را كه برادرش به او تقديم مى كند، كوچك شمارد، شب وروز مورد غضب خدا خواهد بود»

همچنين مستحب است كه ميزبان از آنچه مى آورد شرمسار نشود. از رسول خدا نقل شده كه فرمودند:

[1]- همان، باب 24، ص 87، ح 1.

[2]- همان، باب 19، ص 85، ح 1.

[3]- همان، باب 18، ص 85، ح 1.


صفحه 127

«أكرم اخلاق النبيين والصديقين والشهداء والصالحين التزاور فى الله، وحق على المزور أن يقرِّب إلى أخيه ما تيسَّر عنده ولو لم يكن إلا جرعة من ماء، فمن احتشم أن يقرب إلى أخيه ما تيسَّر عنده، لم يزل فى مقت الله يومه وليلة.».[1]

«شريف ترين اخلاق پيامبران وصديقان وشهدا وشايستگان، ديدار كردن با ديگران براى خداست، وحقى است برگردن ميزبان كه براى برادرش از هر آنچه دارد چيزى آماده وبه وى تقديم كند، هرچند جرعه اى آب باشد. پس هركس از اينكه از هرآنچه دارد چيزى براى برادرش آماده كند، شرمسار شود، روز وشب مورد خشم خدا خواهد بود.»

ج- جايز نيست كسى غذايى بيش از توان خود فراهم كند تا بدان وسيله رياكارى وشهرت طلبى نمايد. پيامبر اكرم (ص) مى فرمايند:

«من أطعم طعاماً رئاء وسعمة، أطعمه الله من صديد جهنّم، وجعل ذلك الطعام ناراً فى بطنه حتى يقضى بين الناس يوم القيامة.».[2]

«هركس از روى ريا وبراى كسب اعتبار اطعام كند، خداوند او را از چرك جهنم اطعام خواهد كرد، وآن غذا را تا روز قيامت كه ميان مردم داورى مى كند، به آتشى در شكمش تبديل مى نمايد.»

د- گاهى سهل انگارى در بهره بردن از خوراكى ها منجر به اسراف مى شود. از اين رو اسلام آموزه هايى را درباب اهميت دادن به غذا بيان مى دارد. يكى از اين آموزه ها ناپسند بودن دور انداختن ميوه «وساير مواد غذايى» قبل از استفاده كامل از آنهاست.

روايت شده كه امام صادق (ع) در خانه خود به ميوه اى ناتمام كه در گوشه اى افتاده بود برخوردند، آن حضرت خشمگين شده وفرمودند:

«ما هذا؟ إن كنتم شبعتم، فإن كثيراً من الناس لم يشبعوا، فأطعموه من يحتاج إليه.».[3]

«اين چيست؟ اگر سير شده ايد، «بدانيد» كه بسيارى از مردم هنوز سير نشده اند. پس آن را به كسى كه بدان نيازمند است بدهيد.»

همچنين مستحب است با آوردن نان بر سرسفره منتظر چيز ديگرى نمانده، وشروع به خوردن كنيم. از اميرمؤمنان على (ع) روايت شده كه فرمودند:

[1]- همان، باب 17، ص 85، ح 3.

[2]- همان، باب 30، ص 88، ح 1.

[3]- همان، باب 61، ص 94، ح 1.


صفحه 128

«أكرموا الخبز، فإن الله تبارك وتعالى أنزل له بركات السماء، قيل: وما إكرامه؟ قال: إذا حضر لم ينتظر به غيره.».[1]

«نان را تكريم كنيد وبزرگ داريد، زيرا خداوند تبارك وتعالى براى آن بركاتى از آسمان فرو فرستاده است، گفته شد: چگونه نان را تكريم كنيم؟ امام فرمودند: هرگاه فراهم آمد منتظر چيز ديگرى نمانيد.»

همچنين مستحب است قرص نان را كوچك گرفت. از پيامبر اكرم (ص) در اين باره روايت شده كه:

«صغروا رغافكم، فإن مع كل رغيف بركة».[2]

«قرصهاى نان خود را كوچك كنيد زيرا با هر قرص نان بركتى همراه است.»

احترام نان نيز از مستحبات است. از اميرمؤمنان روايت شده كه فرمودند:

«من وجد كسرة خبز ملقاة على الطريق، فأخذها فمسحها ثم جعلها فى كوّة، كتب الله له حسنة، والحسنة بعشر أمثالها، فإن أكلها كتب الله له حسنتين مضاعفتين.».[3]

«هركس تكه نانى را كه در راه افتاده بيابد، وآن را برگيرد و تميز كند ودر روزنه اى قرار دهد، خداوند براى او حسنه اى مى نويسد، كه هر حسنه ده برابر مى شود، واگر آن تكه نان را بخورد، خداوند براى او دو حسنه مضاعف مى نويسد.»

از خدا مى خواهيم تا ما را براى تفقّه در دين وبهره مندى از آموزه هاى آن كه به جسم وجان زندگى مى بخشند، موفق گرداند.

[1]- همان، باب 73، ص 98، ح 1.

[2]- همان، باب 76، ص 98، ح 1.

[3]- همان، باب 69، ص 95، ح 1.


صفحه 129

احكام خانه ومسكن‌

درآمد:

با نگاه به آيات قرآنى مى توان اهداف مهم سكنى گزينى را در موارد ذيل خلاصه كرد:

1- مصون ماندن به واسطه خانه از تجاوز ديگران به حريم جان، مال وناموس.

2- دور شدن از انظار عمومى، پوشاندن عورتها «وامور خصوصى»، نگهدارى از اسرار، خلوت كردن با خود وخانواده به ويژه با آنانكه دل با وجودشان آرام مى گيرد.

3- به وجود آمدن بسترى سالم براى هميارى وهمبستگى و برخوردارى از گذران زندگى اى مشترك ميان فرزندان يك خانواده.

4- پيراستگى ودور ماندن از بديها وگناهان، وبرخوردار شدن از فضايى دور از ريا وشهرت طلبى واز شلوغى و نگاه ديگران براى خلوت كردن با خدا از راه ذكر وعبادت.

در واقع خانه ومسكن يك مؤمن «وهمچنين شهر يا روستايى كه آن را در بر مى گيرد» بسترى است براى به كار بستن بسيارى از احكام شرعى همچون امنيت، حفظ ونگهدراى، پرهيزگارى، هميارى، نيكوكارى، پيراستگى وذكر خدا ومانند اينها.

با نگاه به آيات ورواياتى كه به برخى از آنها اشاره خواهد شد، در مى يابيم كه مسكن نمونه، مسكنى است كه اين شرايط را براى ما فراهم مى آورد:

1- استحكام ومصونيت در برابر خطرها.

2- وسعت، هواى پاك، نور خورشيد.

3- پوشيدگى وآرامش.

4- زيبايى وآراستگى.

5- سادگى ودورماندن از اسراف.

6- جاى مناسب.

7- ذكر خدا وپيراستگى.

8- سود وبركت.


صفحه 130

9- هميارى ومهربانى.

10- جايگاهى براى علم آموزى وتربيت.

11- آموزه هاى والا.

در آنچه خواهد آمد به تفصيل درباره اين احكام سخن خواهيم راند:

1- استحكام ومصونيت‌

خداوند متعال مى فرمايد:

وَ اذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاءَ مِنْ بَعْدِ عَادٍ وَ بَوَّأَكُمْ فِى الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِهَا قُصُوراً وَ تَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيُوتاً فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللَّهِ وَ لَا تَعْثَوْا فِى الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ «اعراف/ 74»

«به خاطر آوريد كه شما را جانشين قوم «عاد» قرار داد ودر زمين مستقر ساخت، كه در دشتهايش، قصرها براى خود بنا مى كنيد ودر كوه ها، براى خود خانه ها مى تراشيد بنابراين، نعمتهاى خدا را متذكر شويد ودر زمين به فساد نكوشيد.»

رهيافت وحى:

همانگونه كه پيش از اين در سخن از احكام حفظ وپاس دارى گفته شد، محافظت از جان شرعاً وعقلًا امرى واجب است، از اين رو اهتمام به استحكام واصول ايمنى بنا، در امر ساخت وساز نيز ضرورى است. البته اين ضرورت در موارد گوناگون ومتناسب با خطرات احتمالى با شدت وضعف همراه است «يعنى گاهى واجب وگاهى امرى مستحب شمرده مى شود». از اين رو در شرايطى كه احتمال وقوع خطر، بالا وخطر مرگ را در پى داشته باشد، پايبندى به اصول ايمنى واستحكام بنا واجب وسهل انگارى در آنها حرام است. مثلًا اگر كسى در يك منطقه زلزله خيز خانه اى سست بنياد بسازد، به گونه اى كه از ديدگاه عرف، خود را در معرض خطر مرگ قرار داده باشد، اين كار وى حرام است. اما در صورتى كه احتمال وقوع خطر كم يا ضعيف باشد، مجهز شدن به وسايل ايمنى در برابر آن امرى مستحب وحفظ نكردن خود از آن خطر، امرى مكروه شمرده مى شود.


صفحه 131

احكام:

امروزه كه عوامل واسباب مرگ وهلاكت بيش از پيش گوناگون شده اند، ضرورى است كه به امر استحكام وايمن سازى ساختمان ها نيز بيش از پيش اهتمام ورزيم. آنچه خواهد آمد تنها اشاره اى است به برخى مصاديق پايبندى به اين ضرورت، كه خواست ما از بيان اين نمونه ها تنها توضيح اين قاعده كلى يعنى ضرورت ايمن سازى بناها در ساخت وساز است. حال به اين نمونه ها توجه كنيد:

1- بايد براى هر ناحيه، معيارهاى ويژه اى براى ساخت وساز در نظر گرفت. معيارهايى كه علاوه بر نيازسنجى استحكام ساختمان ها، عمر مفيد آنها را نيز در هر منطقه تعيين كنند. همچنين بايد اين اطلاعات را به گونه اى سامان داد كه در دسترس ساكنان هر منطقه قرار گيرند. در واقع سخن از تفاوت ميزان نيازمندى به استحكام بناها در مناطق گوناگون است، زيرا اين نياز سنجى در مناطق كوهستانى با مناطق هموار، ودر مناطق خشك با مناطق مرطوب، ودر خاكهاى سخت با خاكهاى سست متفاوت است، كه تشخيص اين امر از وظايف شهردارى هر منطقه خواهد بود.

2- يكى از موارد استحكام سازه هاى ساختمانى، ايمن سازى بناها در برابر زلزله ورانش زمين است. در اين صورت اگر با منطقه اى زلزله خيز مواجه باشيم بايد قوانين شديدتر وقاطع ترى را در ساخت وساز وانواع مصالح مورد استفاده، به كار گيريم.

3- اگر كشورى در معرض وقوع جنگهاى گوناگون باشد، بايد علاوه بر سامان دهى به قوانين ساخت وساز، قوانين ديگرى در زمينه حفاظت در برابر از حملات هوايى وموشكى نيز وضع شود. مى توان به عنوان نمونه، به الزام ساخت پناهگاههاى كافى وكمك به كسانى كه چنين امكانى برايشان فراهم نيست، از بودجه دولت، اشاره كرد.

4- همچنين بايد براى لوله كشيهاى آب وگاز وبرق كشى منازل قوانينى در جهت ايمنى اهالى خانه، به ويژه كودكان در نظر گرفت.


صفحه 132

5- يكى از نمونه هاى چنين قوانينى، قوانين مربوط به اطفاى حريق است كه در آنها بايد الزام تعبيه خروجى ها ونردبانهاى اضطرارى براى فرار از محل حادثه، ويا تعبيه نشانه هاى كافى براى هدايت مردم در زمان وقوع حوادث غير مترقبه ومانند اينها پيش بينى شده باشد.

6- يكى ديگر از راههاى ايمن سازى، تعبيه حفاظ دور پشت بامهاى مورد استفاده مردم وهمچنين تعبيه ميله هاى حفاظتى در پنجره ها ودر دو سوى پله هاى داخلى خانه ودر نتيجه ايمن سازى ساكنين از همه خطرات احتمالى است.

2- وسعت، نور خورشيد، هواى پاك‌

خداى سبحان مى فرمايد:

وَ تَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَتْ تَزَاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَ إِذَا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ وَ هُمْ فِى فَجْوَةٍ مِنْهُ ذلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِيّاً مُرْشِداً «كهف، 17»

«و «اگر در آنجا بودى» خورشيد را مى ديدى كه به هنگام طلوع، به سمت راست غارشان متمايل مى گردد وبه هنگام غروب، به سمت چپ، وآنها در محل وسيعى از آن «غار» قرار داشتند، اين از آيات خداست. هركس را خدا هدايت كند، هدايت يافته وهركس را گمراه گذارد، هرگز ولى وراهنمايى براى او نخواهى يافت.»

احكام:

1- از سياق آيه 17 سوره كهف به ضرورت برخوردارى از هواى پاك ونور آفتاب در خانه پى مى بريم. اين آيه بيان مى دارد كه اصحاب كهف به درون يك غار كوهستانى پناه بردند، «اين در حالى است كه پاكى هوا يكى از مشخصه هاى چنين مناطقى است» ونور خورشيد به هنگام طلوع وغروب بر آنان مى تابيد. «كه همين تابش خورشيد بود كه گرماى كافى را براى سالم ماندن بدنهاى ايشان در برابر تهاجم ميكروبها فراهم مى آورد.»


صفحه 133

2- احاديث بسيارى از معصومين روايت شده كه ما را به وسعت، پاكيزگى ونظافت خانه فرا مى خوانند، واين كه خانه بايد جايگاهى براى تندرستى وسلامتى، نيكى ونيك خواهى باشد.

حال از اين اصول وارزشها، مى توان احكام فرعى جديدى را، متناسب با نيازهاى عصر حاضر را استخراج كرد، كه برخى از آنها عبارتند از:

الف: امروزه، استفاده از سوختهاى جديد به ويژه استفاده از فراورده هاى نفتى ما را گرفتار آلودگى محيط زيست كرده است. از اين رو ما بايد خانه هاى خود را تا حد توان دور از كانونهاى آلودگى برگزينيم. همچنين بايد كارخانه هاى گوناگون، به ويژه كارخانه هاى سيمان وكودهاى شيميايى ومانند اينها را نيز كه موجب آلودگى شديد محيط زيست مى شوند، دور از مناطق مسكونى احداث كرد.

ب: زندگى امروزين، زندگى در شهرهاى بزرگ وپرجمعيت وزندگى در شهرهايى پر از ساختمان ها وبرجهاى مرتفع است. از اين رهگذر اگر فاصله ضرورى ميان ساختمان ها را مورد توجه قرار ندهيم، بيگمان فرزندانمان را از فوايد تابش نور خورشيد محروم خواهيم ساخت. بنابراين بايد ساختمان ها را طورى طراحى كنيم كه مانع تابش نورخورشيد كه در شريعت اسلام يكى از پاك كننده ها به شمار مى رود، نشوند.

ج: خطرات آلودگى هاى صوتى هم كمتر از خطرات آلودگى هوا نيست، از اين رو بايد در حد توان از آلودگيهاى صوتى نيز بكاهيم تا از زندگى آرام وراحتى برخوردار شويم.

3- پوشيدگى وآرامش‌

خداى متعال مى فرمايد:

وَ قَرْنَ فِى بُيُوتِكُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ «احزاب، 33»

«ودر خانه هاى خود قرار وآرام گيريد، وهمانند زينت نمايى روزگار جاهليت پيشين، زينت نمايى نكنيد ...»

ومى فرمايد:وَ إِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعاً فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ «احزاب، 53»