«پيامبر (ص) فرمودند: اگر مردى به هنگام خروج از خانه بسم الله گويد، فرشتگان به او مى گويند: تو سلامتى. واگر بگويد: «لاحول ولا قوة إلا بالله»، فرشتگان به او مى گويند: در پناه خدا خواهى بود، واگر بگويد: برخدا توكل مى كنم، فرشتگان به وى مى گويند: محفوظ خواهى بود».
آداب خواب وشب زنده دارى:
1- در اين باب از امام صادق (ع) از پدر بزرگوارشان (ع) حديثى اينگونه نقل شده:
«قال رسول الله
(ص)
: لاسهر إلا فى ثلاث: متهجد بالقرآن، وفى طلب العلم، أو عروس تُهدى إلى زوجها»
[1].
«رسول خدا (ص) فرمودند: شب بيدارى تنها براى سه امر اشكالى ندارد: «نخست» شب زنده دارى براى خواندن قرآن، «دوم» در طلب علم ودانش آموختن، «سوم» در شبى كه عروسى به نزد شوهرش برده شود.»
2- جابربن عبدالله در روايتى مى گويد: پيامبر خدا (ص) فرمودند:
«قالت ام سليمان بن داود لسليمان
(ع)
: إياك وكثرة النوم بالليل، فإن كثرة النوم تدع الرجل فقيراً يوم القيامة.».[2]
«مادر سليمان بن داوود به سليمان (ع) گفت: از زياد خوابيدن در شب برحذر باش، زيرا خواب زياد انسان را در روز قيامت تهيدست وا مى نهد.»
3- از حضرت امام صادق (ع) روايت شده كه فرمودند:
«قال رسول الله
(ص)
: أول ما عصى الله تبارك وتعالى بست خصال: حب الدنيا، وحب الرياسة، وحب الطعام، وحب النساء، وحب النوم، وحب الراحة.».[3]
«رسول خدا (ص) مى فرمايند: نخستين بار از رهگذر شش ويژگى از فرمان خداوند سرپيچى شد: حب دنيا، حب رياست، حب غذا، زن دوستى، خواب دوستى وآسايش دوستى.»
4- اميرمؤمنان (ع) مى فرمايند:
«لا ينام المسلم وهو جنب، ولا ينام إلا على طهور، فإن لم يجد الماء فليتيمم بالصعيد، فإنّ روح المؤمن تُرفع إلى الله تبارك وتعالى فيقبلها ويبارك عليها، فإن كان أجلها قد
[1]- همان، ص 178، ح 3.
[2]- همان، ص 179- 180، ح 3.
[3]- همان، ص 180، ح 5.
حضر جعلها فى كنوز رحمته، وإن لم يكن أجلها قد حضر بعث بها مع أمنائه من ملائكته فيردّونها فى جسدها.»[1]
«مؤمن با حال جنابت نمى خوابد، وتنها با پاكيزگى مى خوابد، واگر آبى نيابد بايد با خاك پاك تيمم كند، زيرا «هنگام خواب» روح مؤمن به سوى خدا، بالا برده مى شود پس خداوند آن را مى پذيرد وآن را متبرك مى سازد، اگر اجل او فرا رسيده باشد، آن را در گنجهاى رحمتش قرار مى دهد، واگر اجل او فرا نرسيده باشد آن روح را با فرشتگان پاسدار وى مى فرستد تا ايشان آن روح را به بدنش بازگردانند».
به چه هنگام خوابيدن درست است؟
1- خواب پيش از طلوع آفتاب از ناپسندترين خوابهاست، تا اين اندازه كه در حديثى از امام صادق (ع) آمده كه:
«قال رسول الله (ص): ما عجّت الأرض إلى ربها كعجيجها من ثلاثة: من دم حرام يُسفك عليها، أو اغتسال من زنا، أو النوم عليها قبل طلوع الشمس.»
«پيامبر خدا (ص) فرمودند: زمين هيچگاه مانند اين سه حالت به سوى خدا فرياد نمى زند وقتى كه خونى به ناحق برآن ريخته شود، واز زنا غسلى به عمل آيد، وخوابى پيش از طلوع آفتاب صورت پذيرد».
2- همچنين خواب بعد از نماز مغرب وپيش از نماز عشا نيز كراهت دارد. از اميرمؤمنان (ع) در اين باب نقل شده كه فرمودند:
«النوم بين العشائين يورث الفقر، والنوم قبل طلوع الشمس يورث الفقر.».[2]
«خواب بين نماز مغرب وعشا وهمچنين خواب پيش از طلوع آفتاب موجب فقر مى شود».
3- خواب پس از عصر آنچنان كه از روايت امام صادق (ع) برمى آيد از حماقت است. آن حضرت مى فرمايند:
«قال رسول الله
(ص):
النوم من أول النهار خرق، والقائلة نعمة، والنوم بعد العصر حمق، وبين العشائين يحرم الرزق.».[3]
[1]- همان، ص 182، ح 2.
[2]- همان، ح 2.
[3]- همان، ص 185، ح 6.
«رسول خدا (ص) فرمودند: خواب درا بتداى روز نشانه نادانى وكودنى است، وخواب قيلوله «نيمروز» نعمت، وخواب پس از عصر از حماقت، وخواب بين نماز مغرب وعشا روزى را از بين مى برد».
4- زمان بسيار مناسب براى خواب در روز خواب پيش از ظهر يا قيلوله است.
از امام زين العابدين (ع) روايت شده كه ايشان نماز صبح را مى خواندند وتا طلوع آفتاب در سجده گاه خود به تعقيبات مى پرداختند، سپس برمى خاستند ونماز طولانى اى را شروع مى كردند، سپس كمى مى خوابيدند وبعد از بيدار شدن مسواك مى خواستند ودندانهاى خود را مسواك مى كردند وپس از آن صبحانه طلب مى كردند.[1]
چگونه بخوابيم؟
1- اسلام، خوابيدن بر روى شكم را مكروه مى شمرد وبه ديگر صورت هاى خواب فرا مى خواند. شامى در خبرى از اميرمؤمنان (ع) درباره گونه هاى مختلف خواب پرسش كرده است. امام (ع) نيز اينگونه پاسخ گفته اند:
«النوم على اربعة اصناف: الانبياء تنام على أقفيتها مستلقية، وأعينها لاتنام متوقعة لوحى ربها عزوجل، والمؤمن ينام على يمينه مستقبل القبلة، والملوك وابناؤها على شمائلها ليستمرئوا ما يأكلون، وإبليس وإخوانه وكل مجنون وذى عاهة ينامون على وجوههم منبطحين.».[2]
«خواب چهارگونه است: پيامبران به پشت مى خوابند، در حاليكه چشمهايشان به انتظار وحى پروردگار عزوجل به خواب نمى رود، مؤمنان بر دست راست خود ورو به قبله مى خوابند، پادشاهان وفرزندانشان بر دست چپ خود مى خوابند تا آنچه مى خورند هضم كنند، ابليس وبرادران او وديوانگان وآفت زدگان نيز به رو وبر روى شكم خود مى خوابند».
2- همچنين مستحب است پيش از خواب بر رختخواب خود دست بكشيم تا از نبود حشره يا اجسام مضر مطمئن شويم وخدا را با دعايى كه از امام صادق (ع) از پدر بزرگوارشان نقل شده بخوانيم. آن حضرت مى فرمايند:
[1]- همان، ص 186، باب 42، ح 2.
[2]- همان، ص 187، باب 43، ح 4.
«قال النبى
(ص)
: إذا آوى أحدكم إلى فراشه فليمسحه بطرف إزاره، فإنه لايدرى ما يحدث عليه، ثم ليقل: اللهم إن أمسكت نفسى فى منامى فاغفرلها، وإن أرسلتها فاحفظها بما تحفظ به عبادك الصالحين.».[1]
«پيامبر (ص) فرمودند: هركسى از شما كه به رختخواب خود رفت با گوشه اى از لُنگ «يا لباس» خود بر آن بكشد، زيرا نمى داند چه بر سرش خواهد آمد، سپس بگويد: خداوندا اگر جانم را در خواب ستاندى پس بر آن ببخشاى، واگر آن را بازگرداندى، آن را آنچنان كه بندگان شايسته خود را حفظ مى كنى حفظ كن».
3- خواب پيش از شستن دست از چربى نيز كراهت دارد. از پيامبر اكرم (ص) نقل شده كه فرمودند:
«لايبيتن أحدكم ويده غمرة، فان فعل فأصابه لمم الشيطان فلا يلومنَّ إلا نفسه.».[2]
«كسى از شما شب را با دست چرب نخوابد. اگر اينگونه خوابيد وبه دامهاى شيطان گرفتار آمد، كسى جز خودش را ملامت نكند».
4- همچنين تنها خوابيدن در خانه يا در پشت بام بدون حفاظ نيز مكروه است. از پيامبراكرم (ص) نقل شده كه فرمودند:
«إن الله كره النوم فى سطح ليس بمحجّر.»
«خداوند خوابيدن در پشت بامى كه حفاظ ندارد را مكروه كرده است».
وهمچنين مى فرمايد:
«من نام على سطح غير محجّر فقد برئت منه الذمة، وكره أن ينام الرجل فى بيت وحده.».[3]
«عواقب خوابيدن در پشت بام بدون حفاظ با خود شخص است. همچنين مكروه است كسى تنها در خانه بخوابد».
5- هركس ناچار شود تنها در جايى بخوابد، دعاى روايت شده از حضرت اباالحسن (ع) را بخواند:
«من بات فى بيت وحده أو فى دار أو فى قرية وحده، فليقل: اللهم آنس وحشتى وأعنّى على وحدتى.».[4]
[1]- همان، ص 186، ح 2.
[2]- همان، ص 187، ح 9.
[3]- همان، ح 7.
[4]- همان، باب 44، ص 201، ح 18.
«هركس به تنهايى در خانه يا ده يا شهرى بخوابد. بگويد: خداوندا در وحشتم انيسم باش ودر تنهايى ام مرا يارى كن».
6- در پايان، سخن را با اشاره به آداب پيامبر اكرم (ص) در وقت خوابيدن عطرآگين ميكنيم.
الف: روايت شده كه پيامبر (ص) بر حصيرى مى خوابيدند وزيرانداز ديگرى زير خود نمى نهادند وهرگاه كه مى خواستند به رختخواب بروند وبخوابند مسواك مى كردند، ووقتى به رختخواب مى رفتند، بر دست راست خويش مى خوابيدند ودست راست خود را زيرگونه راست خويش مى نهادند ومى فرمودند:
«اللهم قنى عذابك يوم تبعث عبادك.»
«خداوندا مرا در روزى كه بندگانت را برمى انگيزى، از كيفر خود در امان دار».
ب: آن حضرت وقتى به رختخواب مى رفتند، اذكار وادعيه گوناگونى بر زبان مبارك جارى مى ساختند، مثلا مى فرمودند:
«اللهم إنى أعوذ بمعافاتك من عقوبتك، وأعوذ برضاك من سخطك، وأعوذ بك منك، اللهم إنى لا أستطيع أن ابلغ فى الثناء عليك ولو حرصت، أنت كما أثنيت على نفسك.»
«خداوندا من از عقوبتت به بخششت، واز غضبت به خشنوديت، واز خودت به خودت پناه مى برم. خداوندا من هرچه تكاپو كنم نمى توانم به مرتبه ثناگويى تو دست يابم، تو آنگونه اى كه خود ثنا گفتى».
وهمچنين به هنگام خواب مى فرمودند:
«بسم الله أموت وأحيا وإلى الله المصير، اللهم آمن روعتى، واستر عورتى، وأدِّ عنّى أمانتى.»
«با نام خدا مى ميرم وزنده مى شوم وپايان كار به سوى خداست، خداوندا وحشت مرا آرامش بخش، وزشتيها وكاستيهاى مرا بپوشان، وامانتهاى مرا بپرداز».
ج: همچنين آن حضرت به هنگام خواب آية الكرسى را تلاوت مى كردند ومى فرمودند:
«أتانى جبرئيل فقال يا محمد إن عفريتاً من الجن يكيدك فى منامك فعليك بآية الكرسى.»
«جبرئيل نزد من آمد وگفت: اى محمد در خواب جنى بد انديش بر ضدّ تو توطئه چينى مى كند، پس آية الكرسى را بخوان.»
د: امام باقر (ع) مى فرمايند:
«ما استيقظ رسول الله
(ص)
من نوم قط إلا خر لله عزوجل ساجداً.»
«رسول خدا (ص) از خوابى بيدار نمى شدند مگر اينكه پس از آن براى خداوند عزوجل به سجده مى افتادند».
ه-: همچنين روايت شده كه آن حضرت تنها در صورتى مى خوابيدند كه پيش از خواب مسواك خود را بالاى سر مباركشان قرار داده باشند ومى فرمودند:
«لقد امرت بالسواك حتى خشيت أن يكتب على»
«چنان به مسواك كردن امر شده ام كه ترسيدم بر من واجب گردد».
ز: همچنين به هنگام بيدار شدن مى فرمودند:
«الحمد لله الذى احيانى بعد موتى إن ربى لغفور شكور»
«سپاس خدايى را كه پس از مرگم به من زندگى بخشيد، همانا پروردگارم آمرزنده وسپاسگذار است».
همچنين مى فرمودند:
«اللهم إنى أسألك خير هذا اليوم ونوره وهداه وبركته وطهوره ومعافاته، اللهم إنى أسألك خيره وخير ما فيه وأعوذ بك من شره وشر ما بعده.».[1]
«خداوندا من نيكى ونور وهدايت وبركت وپاكى وبخشش اين روز را از تو خواستارم، خداوندا من نيكى اين روز ونيكى آنچه در آن است را از تو خواستارم واز شر آن وشر پس از آن به تو پناه مى برم».
[1]- بحارالانوار، ج 73، ص 201- 22، ح 19.
احكام تندرستى و سلامتى
درآمد:
حيات طيبه «زندگى پاك» يكى از ارزشهاى ايمان است ويكى از پايه هاى آن هم عافيت است كه با پيش گيرى، درمان وآرامش روانى محقق مى شود.
برخى مولفه هاى پيش گيرى عبارتند از دورى جستن از پليدى وروى آوردن به پاكيزگى وهمچنين زياده روى نكردن در خوردن وآشاميدن ودور ريختن ناپاكيها وگزينش پاكيها.
اما در زمينه درمان، مى توان روزه گرفتن وبرپا داشتن نماز وبه جا آوردن فريضه حج وهمچنين درمان جستن از عسل را در زمره درمانها شمرد.
از سويى آرامش روحى- روانى، انسان را از بسيارى از بيماريها دور مى سازد ودر درمان بسيارى از بيماريها سهيم است.
نخست: احكام تندرستى
از برخى نصوص بر مى آيد كه حيات خجسته از مؤلفه هاى ايمان است كه عافيت «تمام وكمال» يكى از پيامدهاى آن خواهد بود. بايد گفت عافيت امرى چند بُعدى است كه رعايت برخى ابعاد آن واجب والزامى ورعايت پاره اى ديگر نيكو ومستحب است. حال به احكام ابعاد گوناگون عافيت توجه كنيد:
الف: ساده ترين بعد عافيت شرايطى است كه وجود وزندگى انسان وسلامت اعضاى بدن به آنها منوط است كه رعايت اين بعد امرى واجب به شمار مى رود.
ب: بُعدى كه در آن، انسان خود را از ترس وارد آمدن زيانى سنگين همچون ضعف عمومى يا ايجاد كاستى بزرگى در يكى از نيروهاى اصلى انسان، مثلًا در شنوايى، بينايى يا نيروى جنسى، ايمن مى سازد، كه چه بسا آن هم واجب باشد.
ج: بُعد مراقبت از سلامت عمومى، كه نپرداختن به آن امكان دارد زيان هاى عظيمى چون انتشار بيماريهاى واگيردار وكشنده ومانند اينها را به همراه داشته باشد كه پرداختن به اين بُعد نيز امرى الزامى است.
د: بُعدى كه در آن جامعه از حمله بيمارى هاى غير كشنده اى كه البته امكان دارد به خاطر ضعف عمومى برخى مبتلايان، آنها را به كام مرگ بكشانند، ايمن مى شود، مثلًا پيشگيرى از انتشار بيمارى آنفلوانزا يكى از مصاديق آن است، چه بسا در برخى شرايط واجب بنمايد.
ه-: برخوردارى از بالاترين سطح پيشگيرى ومراقبت نيز، كه در آن سطح انسان در برابر بسيارى از بيماريها ايمن مى شود امرى مستحب به نظر مى رسد مگر اينكه به حكم حاكم شرع واجب شود.
حال به موشكافى در اين ابعاد پنج گانه مى پردازيم:
1- حفظ جان واعضا
خداى متعال مى فرمايد:
مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ «نحل، 97»
«هركس كار شايسته اى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حياتى پاك زنده مى داريم، وپاداش آنها را بهترين اعمالى كه انجام مى دادند، خواهيم داد.»
رهيافت وحى:
دين اسلام ما را به برخوردارى از حيات طيبه «زندگى پاك» فرا مى خواند، در اين راستا پروردگارمان به ما دستور داده تا اگر پيامبرش ما را به آنچه حياتمان مى بخشد فرا خواند، از او فرمان بريم، خواسته شايستگان هم برخوردارى از حياتى نيكو در دنيا وآخرت است، ووسيله رسيدن به آن عمل صالح است. بايد گفت عافيت يكى از شرط هاى برخوردارى از اين حيات طيبه است.
احكام:
1- بى شك نابود كردن زندگى، قتل نفس واز كار انداختن اعضا وقواى جسمانى، جملگى اعمالى حرام محسوب مى شوند.