بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 195

ونبايد چيزى ما را از انس گرفتن به آنها مانع شود مگر اين كه خداى ناخواسته آنان موجب فريفتگى وآزمايش ما شوند.

احكام:

1- ما مسلمانان بايد از متلاشى شدن نظام خانواده برحذر باشيم وهرچه بيشتر به نقش خانواده در تربيت عقلانى وعاطفى كودكان اهتمام ورزيم، در همين راستا بايد گفت كه مهمترين قاعده ثبات نظام خانواده، دوست داشتن فرزندان است، واين كه ايشان را زينت وگلهاى زندگيمان محسوب كنيم.

2- والدين بايد به فرزندان خود خدمت كنند، زيرا اين كار آينده پدر ومادر را تضمين مى كند، به گونه اى كه فرزندان وامى را كه از والدين خود در دوران كودكى مى گيرند به هنگام نياز پدر ومادر به ايشان باز خواهند گردانيد.

3- بايد نقش فرزندان را در زندگى خانوادگى و در محيط خانواده نهادينه كنيم، تا بتوانند چونان سدى محكم در برابر چالشهاى زندگى تاب آورند. تلاش براى همانندسازى رفتار پدران وفرزندان از مصاديق اين مفهوم به حساب مى آيد.

4- فرزند دارى مسؤوليتى خطير است، كه بايد با توكل بر خدا وبا اطمينان واميد، اين مسؤوليت سنگين را متقبل شد. اين مسؤوليت در سه بعد نمود مى يابد:

مسؤوليت جسم، مسؤوليت خرد، مسؤوليت دل.

الف: مسؤوليت جسم:

1- پدران بايد خوراك، پوشاك، مسكن، دارو وديگر وسايل محافظت ونگهدارى از فرزندان را براى ايشان فراهم آورند وبه رشد جسمانى ايشان اهتمام ورزند.

2- در سطح جامعه نيز هر نسل بايد براى رفاه حال نسلهاى آينده برنامه ريزى كند. بنابراين نمى توان منابع زيرزمينى محدودى همچون نفت ويا جنگلهاى طبيعى وثروتهاى گوناگون موجود در آنها شامل گياهان وحيات وحش را متعلق به‌


صفحه 196

يك نسل دانست، از اين رو زياده روى واسراف در استفاده از منابع عمومى بدون اين كه به آيندگان بينديشيم، جايز نيست.

ب: مسؤوليت عقل:

نخست: پدران بايد مسائل سودمند در دين فرزندان ومسائلى را كه فرزندان در آينده براى پيدا كردن راهشان در زندگى بدانها نيازمندند را بديشان بياموزند.

دوم: بايد پدران محوريّت آموزش خود به فرزندان را آموزشهاى عقيدتى، اخلاق، احكام وآداب اجتماعى قرار دهند.

احاديث شريف مصاديقى تفصيلى، در امر تربيت به دست مى دهند، كه ما را به موارد آموزشى ضرورى براى فرزندان رهنمون مى سازند.

حال به برخى از اين احاديث توجه كنيد:

1- امام صادق (ع) مراحل تربيت فرزندان را اينگونه بيان مى دارند:

«دع إبنك يلعب سبع سنين، ويُؤدَّب سبعاً، وألزمه نفسك سبع سنين، فإن أفلح، وإلا فإنه لاخير فيه».[1]

«بگذار فرزندت هفت سال بازى كند، وهفت سال آداب را بياموزد، وهفت سال ديگر را او را «در مسائل زندگى» با خود همراه كن، پس اگر رستگار شد «كه خوب»، وگرنه در آن فرزند خيرى نيست».

2- فراهم آوردن شرايط مناسب ودورنگاه داشتن فرزندان از لغزشگاههاى شيطان كه به تدريج ايشان را به تباهى مى كشاند از جمله افقهاى تربيت فرزندان است كه يكى از مصاديقش جدايى افكندن ميان دختران وپسران به هنگام خواب است. امام باقر (ع) مى فرمايند:

«يُفرَّق بين الغلمان والنساء فى المضاجع إذا بلغوا عشر سنين.».[2]

«هرگاه پسران به ده سال رسيدند بايد جاى خواب ايشان را از جاى خواب زنان جدا كرد».

3- همچنين بايد دختران را از مظانّ تحريكات جنسى دور نگاه داشت. در روايتى از امام صادق (ع) اين گونه نقل شده كه فرمودند:

[1]- بحارالانوار، ج 19، ص 95، ح 40.

[2]- همان، ص 96، ح 47.


صفحه 197

«إذا بلغت الجارية ست سنين فلا تقبّلها، والغلام لايقبّل المرأة إذا جاز سبع سنين.».[1]

«هرگاه دختر بچّه اى به شش سال رسيد او را نبوس، وهمچنين هرگاه پسر بچه اى از هفت سال گذشت زن را نبوسد».

4- همچنين در روايات از نزديكى كردن پدر ومادر با هم در حضور كودكان نهى شده واين كار از برانگيزاننده هاى كودك به زنا، دانسته شده است.

5- از آنچه گذشت آشكارا مى توان حكم ديدن فيلمهاى منافى عفت در خانه ودر ميان اعضاى خانواده، وهمچنين نگاه به تصاوير منافى عفّت، ويا انجام اعمال تحريك برانگيز پيش چشم كودكان، را دريافت.

6- خانه اى پاك آن است كه صبح وشام در آن ياد خدا كنند، وبه هنگام اذان از آن صداى اذان بلند شود، ودر آن قرآن تلاوت شود.

ج: مسؤوليت دل:

احساسات پاك وپسنديده در دل افراد پديدار مى شود، حال اگر پدر ومادر خود سرچشمه دوستى پاك باشند، فرزندان ايشان نيز بر مبناى دوستى ومحبت رشد خواهند كرد؛ وچه فضيلتى برتر از محبّت است، وآيا مگر دين چيزى جز محبّت است؟ محبّت پروردگار ومحبّت اولياء خدا، ومحبّت ودوست داشتن عمل صالح.

1- در روايات منقول از حضرات معصومين (عليهم السلام) توجه زيادى به مسئله عواطف واحساسات وآنچه دلها را از عقده ها پاك مى سازد، شده است. نقل شده كه پيامبر اكرم (ص) روزى حسنين عليهم السلام را بوسيدند، پس اقرع بن حابس گفت: من ده پسر دارم ولى تا به حال هيچ يك از آنها را نبوسيده ام. پس پيامبر اكرم (ص) فرمودند:

«ما علىَّ إن نزع الله الرحمة منك ...».[2]

«اگر خداوند مهربانى را از تو دور كرده است، مسؤوليتى متوجه من نيست».

2- براى اين كه كودكانمان دچار عقده هاى روانى نشوند، اسلام به ما دستور مى دهد تا عاطفه خود را به يكسان ميان فرزندانمان تقسيم كنيم. در حديثى اينگونه آمده كه:

[1]- بحار الانوار، ج 101، ص 92، ح 17.

[2]- همان، ح 16.


صفحه 198

«إعدلوا بين أولادكم، كما تحبون أن يعدلوا بينكم فى البر واللطف.».[1]

«ميان فرزندانتان به عدالت رفتار كنيد، همانگونه كه دوست داريد ميان شما در لطف وبخشش به عدالت رفتار كنند».

3- آموزه هاى دينى، والدين را به بردن هديه به خانه وخشنود ساختن فرزندان از اين طريق تشويق مى كنند.

از پيامبر اكرم (ص) روايت شده كه فرمودند:

«من دخل السوق فاشترى تحفة فحملها إلى عياله، كان كحامل صدقة إلى قوم محاويج؛ وليبدء بالإناث قبل الذكور، فإنه من فرّح ابنة فكأنما أعتق رقبة من ولد إسماعيل، ومن أقر بعين إبن فكأنما بكى من خشية الله، ومن بكى من خشية الله أدخله جنات النعيم.».[2]

«هركس وارد بازار شود وارمغانى براى خانواده اش از بازار ببرد، همچون كسى است كه صدقه اى به نزد گروهى نيازمند ببرد؛ پس «اگر اين كار را كرد» هديه دادن را از دختران آغاز كند، چه هر كس دخترى از فرزندانش را شاد كند همانند آن است كه بنده اى از فرزندان اسماعيل را آزاد كرده باشد، وهركس چشم پسرى از فرزندانش را روشن سازد، همانند آن است كه از ترس خدا به گريه افتاده باشد، وهركس از خشيت الهى بگريد، خداوند او را به بهشتهاى پر نعمت داخل خواهد كرد».

4- در اسلام از كتك زدن كودكان به عنوان وسيله اى براى تربيت ايشان نهى شده، وبراى اين كار تنها به دورى جستن از كودكان آنهم در يك مدت كوتاه بسنده شده است.

امام كاظم (ع) در پاسخ كسى كه از فرزند خود شكايت نزد آن حضرت آورده بود، فرمودند:

«لا تضربه، واهجره ولاتطل.».[3]

«او را مزن، و «تنها» از او دورى گزين و «اين كار را» به درازا مكشان».

5- نبايد بر عليه فرزند خود دعا كرد. امام صادق (ع) در اين باره مى فرمايند:

«أيما رجل دعا على ولده أورثه الفقر».[4]

«هركس عليه فرزندش دعا كند «اين كار» به تنگدستى او خواهد انجاميد».

[1]- همان، ح 16.

[2]- بحارالانوار، ج 101، ص 94، ح 35.

[3]- همان، ح 51.

[4]- همان، ح 77.


صفحه 199

4- فرزندان، وسيله آزمايش‌

خداى متعال مى فرمايد:

وَ اعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَ أَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ «انفال، 28».

«وبدانيد اموال واولاد شما، وسيله آزمايش است، وبراى كسانى كه از عهده امتحان برآيند، پاداش عظيمى نزد خداست».

رهيافت وحى:

از آنجا كه شهوتها وخواسته هاى اين جهانى در چشم مردم آراسته شده اند، و پيروى از شهوتها، خرد را مى پوشاند وعقل را در هاله اى از اميال وخواسته ها فرو مى برد، از اين جهت فرزندان نيز بوته آزمايشى براى مردم محسوب مى شوند، وچه بسا يكى از آنها نادانسته دشمن پدر ومادر خود باشد.

احكام:

بوته آزمايشى كه فرزندان براى هر كس فراهم مى آورند سه گونه است: آسان ترين آنها آن است كه پدر ومادر در جستجوى روزى فرزندان به حرام افتند، ديگرى آن است كه از روى محبت راه وروش فاسد فرزندان را پيش روى خود قرار دهند، وسخت ترين آنها آن است كه فريفته فرزندان خود شده، ودر برابر حق احساس، خود بزرگ بينى كند.

در آنچه خواهد آمد به خواست خدا به بينشها احكام اين سه گونه خواهيم پرداخت:

الف: روزى حلال، موفقيت در آزمايش‌

محبت فرزندان، محبّتى مشروع است، ولى امكان دارد به ابزارى براى انجام فعل حرام بدل شود. اين كه كسى بپندارد مسؤوليت او نسبت به فرزندان دست يازيدن به هر درآمد حرامى را توجيه مى كند، ونداند كه سيركردن فرزندان از راه حرام چيزى جز خيانت به ايشان محسوب نمى شود، وبه همين خاطر گوشت وخون فرزندانش را با حرام درآميزد وهمين لقمه هاى حرام، در آينده فرزندانش را به كژ روى وتباهى فرا خواند، از اين دست محبّتهاى بى جاست.


صفحه 200

از اين نكته مى توان احكام شرعى ذيل را استنباط كرد:

1- انسان بايد دورانديشى در معاش را از ياد نبرد ودر گذران زندگى راهى ميانه برگيرد. هركس بايد از اسراف وريخت وپاش دورى گزيند وميان دخل وخرجش توازن برقرار سازد، تا به حرام ناچار نشود.

2- انسان بايد بر فعّاليت وتلاش خود در جهت كسب روزى بيفزايد، تا سربار مردم نشود واز مايملك آنها بى نياز شود، ودر نهايت از لغزشگاههاى حرام دور بماند.

3- مؤمنان بايد خشنودى الهى ونه رضايت زن وفرزند را فراروى خود قرار دهند. در واقع نبايد به خاطر خشنودى زن ويا فرزندان، از رضايت پروردگار وروزى رسانمان غافل شويم. از اين رو بايد به كارهاى شبهه ناك نزديك نشويم وبه كارهاى نامشروع دست نيازيم ودر اين امر از خداى متعال استعانت جوييم.

ب: پرهيزگارى در پيوندها

مؤمنان در پيوند خود با خانواده تنها تقواى الهى را معيار قرار مى دهند، ودوستى ايشان نسبت به زن وفرزند، ايشان را از دايره اطاعت الهى خارج نمى سازد. از اين رو مؤمنان، دشمن خدا را هرچند كه پدر ويا فرزندشان باشند دشمن مى دارند.

از اين حقيقت احكام زير را مى توان دريافت:

1- نمى توان در كار دين از كسى كه خدا به پيرويش دستور نداده، پيروى كرد، بلكه در شناخت دين بايد تنها به خداوند وسپس عقل تكيه زد، و نمى توان راه وروش خانواده را اگر فاسد باشد فرا روى خود قرار داد.

2- نبايد فريضه نهى از منكر را در محيط خانواده به فراموشى سپرد، چرا كه اين فراموشى امكان دارد به تأثيرپذيرى از ايشان بينجامد. از اين رو بايد در فضاى خانواده، ابتدا با زبان واگر ممكن نبود در دل، از كارهاى ناپسند اعضاى خانواده تبرّى جست، تا در شمار ايشان محسوب نشد.

3- هرچه فضاى خانه وخانواده از مسير دين دورتر شود ما نيز بايد راه خود را بيش از پيش از راه خانواده جدا كنيم ومدارا وراه آمدن با ايشان را به كنارى نهيم،


صفحه 201

چه، درصورت مدارا وسهل انگارى امكان دارد خطر رسوخ تدريجى انديشه ورفتار ايشان دامنگير ما شود.

ج: راه دور ماندن از كبر وسركشى‌

غرور وسركشى پنهان در دل هركس وجود دارد، كه گاهى به ثروت تعلق مى گيرد وگاهى به قدرت. در واقع هرگاه بشر خود را بى نياز يابد ويا به قدرتى دست يابد به سركشى روى خواهد آورد. ما براى اين كه به واسطه فرزندانمان در دام كبر وسركشى گرفتار نياييم، نبايد مراقب خود باشيم وهمواره گذرا بودن ثروت وقدرت «دارائى وفرزندان» را به ياد آوريم، زيرا آن دو ماندگار نيستند، وچنانچه آن دو بمانند ما ماندگار نخواهيم بود، ودر روز قيامت نه ثروت انسان براى او سودى مى بخشد ونه فرزندان او.

از اين نكته مى توان احكام زير را استنباط كرد:

1- با شنيدن حرف حق، بايد دربرابر حق سر فرود آوريم وبدون توجه به دارايى وفرزندانمان به پيروى از آن همت گماريم، چه، بيشتر مردم از آنجا كه دارايى وفرزندان وديگر امور دوست داشتنى خود را فرا روى خود قرار مى دهند، از رهگذر خواسته ها وهواهاشان به گمراهى كشيده مى شوند.

2- بايد از نزديك مراقب اعمال ورفتار فرزندان خود باشيم، واگر فريفته دنيا شدند ويا به گمراهى تمايل يافتند، بايد پيش از آنكه از نظر عاطفى تحت تاثير آنان قرار گيريم به سرعت در برابر افعالشان به يك موضع گيرى مناسب بپردازيم، از اين رهگذر بايد ايشان را به كارهاى خوب فرا خوانيم واز منكرات نهى كنيم، واگر نپذيرفتند بايد به اندازه اى كه از حق دور شده اند از ايشان دورى گزينيم، تا در افعالشان شريك ايشان محسوب نشويم.

3- از آنجا كه فضاى فرهنگى خانواده نزديك انسان است، واين فضا معمولا خواستها وعلايق مشتركى را ميان اعضاى خانواده نهادينه مى كند كه گاهى آميخته به تعصبات جاهلى است، به ويژه آنچه با مسائل اجتماعى مرتبط است؛ از اين رو انسان بايد از چنين فضايى برحذر باشد، سخنان را بشنود وتنها بهترين‌


صفحه 202

آنها را برگزيند. به عبارت ديگر نبايد تمام نظرات خويشاوندان خود را كوركورانه وبدون سنجيدن آنها بپذيرد.

سخن آخر اين كه فرزندان از سويى نعمتند واز سويى مسؤوليت آورند واز سويى ديگر بوته آزمايش. از اين رو مؤمنان بايد براى انجام وظايفشان در قبال فرزندان از خداوند متعال استعانت جويند.