بخورد كفايت نمى كند، زيرا رضاع ناميده نمىشود ودر چنين موردى نبايد احتياط ترك گردد.
شرط سوم- شيرخوارگى پيش از گرفتن كودك از شير
شرط است كه شير خوارگى در دو سال صورت پذيرد، اما اگر كودكى پس از تمام شدن دو سال شير بخورد محرميت ميان او ودايهاش پديد نمى آيد، زيرا در روزهاى از شير گرفتن بوده است.
اين شرط نيست كه عمر فرزند نسبى دايه كمتر از دو سال باشد، ولى بهتر است در مورد دايه احتياط رعايت شود، چنانكه بهتر است درباره كودكى كه از شير ستانده شده وسپس از زن مرضعهاى شيرخورده است، اگر چه قبل از تمام شدن دوسال باشد با احتياط عمل شود، واقوى عدم لزوم عمل به اين احتياط در هر دو مورد است. بدين ترتيب اگر خوردن آخرين نوبت شير پيش از آن كه كودك به دوسال برسد تمام شود محرميت ايجاد مى گردد ودر غير اين صورت خير.
ملاك دوساله شدن هم گذشت بيست وچهار ماه از سن كودك شير خواره است، نه آغاز يا پايان سال هجرى.
شرط چهارم- شير يك مرد
مرد «يعنى شوهر» محور احكام شيرخوارگى است وشير، از آن اوتلقى مى شود ومحرميت زمانى تحقق مى يابد كه شير از آن يك مرد باشد اگرچه زنها متعدد باشند، ولى در مقابل اگر مردان متعدد باشند حتى اگر زن شيرده يكى باشد محرميت تحقق نمى پذيرد. توضيحات اينشرط به اين قرار است:
1- زهرا همسر جعفر است كه پسرى به نام هادى را شير داده ورقيه همسر دوم جعفر دختر بچهاى را به نام اسماء شير داده است. پسهادى نمىتواند با اسماء ازدواج كند، زيرا هر دو، از شيرى كه از آن يك مرد «يعنى جعفر» بوده تغذيه كردهاند اگر چه سخن از دو زن شيرده در ميان است.
2- سپس جعفر همسرش زهرا را طلاق مى دهد وزهرا با مرد ديگرى ازدواج مى كند واز شير خود- كه پس از ازدواج دوم وحاملگى از همسر جديد روان
گشته- دختر بچهاى را به نام هاجرتغذيه مى كند آيا هادى مى تواند با هاجر ازدواج كند؟
آرى زيرا شير از آن مرد است ودر اين جا اگر چه زن شير ده- درهر دو مورد- يكى بيشتر نيست، ولى سخن از دو مرد در ميان است.
3- زهرا از همسر دوم خود دخترى را به نام صديقه به دنيا مىآورد. آيا جايز است هادى كه زهرا او را شير داده است با صديقه ازدواج كند؟
خير، جايز نيست، زيرا فرزندان نسبى زهرا بر كسانى كه او شيرداده حرام هستند، ولى در صورت اختلاف همسر، فرزندان رضاعى آن زن، محرم همديگر نمى شوند.
مفهوم احتياط در رضاع
در برخى از فروع گذشته به «احتياط» توصيه كرديم. مفهوم احتياط در اين جا چيست؟
احتياط يعنى ترك ازدواج با كسانى كه ترديد داريم كه با فرد، پيوندى رضاعى دارند ولى- از طرف ديگر- نبايد به آن دختر نگاه كند وپوشش شرعى بايد رعايت شود. پس دختر از نظر ازدواج احتياطاً محرم اين پسر تلقى مى شود واز نظر نگاه كردن، بيگانه.
ايجاد محرميت در رضاع
رضاع وشير خوارگى، ميان كودك وشيردهاش ونيز بين او وهمسرزن شيرده، پيوندى همچون پيوند نسبى برقرار مى سازد، واين كودك بطور كامل فرزند آن دو است. بدين ترتيب محرميت از طريق اين دوبه نزديكان سرايت مى كند. پس مادرِ زن شيرده جده او، وخواهرشخاله او، وخواهر پدر، عمه او مى گردد، واگر طفل شيرخوار مؤنث باشد برپسران نسبى زن شيرده محرم مىشود، وبر پسران نسبى ورضاعى شوهر «بنا به تفصيلى كه گذشت» نيز محرم مى گردد. و نيز بر برادر زن شيرده «زيرا دايى او است» ونيز بر برادرِ مرد «زيرا عموى او مىشود».
معيار آن است كه به جاى كلمه «رضاع» كلمه «نسب» را قراردهيم وسپس ببينيم آيا پيوند خويشى محكوم به عنوان محرمى است كه ما او را در رضاع نيز محرم قرار مى دهيم، واگر در نسب چنين نيست در رضاع نيز نخواهد بود. پس اگر مادر نسبى محرم
است، مادر رضاعى نيز محرم خواهد بود واگر خواهر، عمه وخاله نسبى محرم هستند، همين خويشان از طريق رضاع نيز محرم مىباشند. زنى كه پدر نسبى من با او ازدواج كند بر من حرام مى شود وبه همين ترتيب اگر پدر رضاعى من با زنى ازدواج كند، آن زن نيز بر من حرام مى شود، وزن پسر رضاعى من بر من حرام است چنان كه زن پسر نسبى من بر من.
اما خواهر برادر نسبى من، غير محرم است اگر ميان من وآن زن پيوندى جز آن نباشد، همچنين خواهر برادر رضاعى من.
ومادر برادر نسبى من محرم است نه از آن نظر كه مادر برادر من است، بلكه از اين نظر كه يا مادر من نيز هست يا زن پدر من مىباشد، بنابراين مادر برادر رضاعى من بر من محرم نيست.
اگر من وپسر عمويم از يك زن شير خورديم آيا مادر او بر من محرم مى شود؟ او محرم نيست، زيرا در شريعت عنوان محرمى با نام «مادربرادر» نسبى وجود ندارد تا رضاعى او محرم به شمار آيد.
حكم خواهران رضاعى فرزند
1- بيشتر فقهاى ما گفتهاند جايز نيست، مردى با خواهران رضاعى پسرش ازدواج كند، زيرا آنها به منزله دختران او مىباشند.
ولى برخى از فقها اين امر را جايز مى دانند، زيرا اينان در اصلشرع داخل در عنوان تحريمى نسبى نيستند، ولى احتياط همان است كه فقهاى مشهور گفتهاند.
2- تفاوتى نيست ميان فرزندان صاحب شير «مرد» كه پدر رضاعى پسرش گشته است، بين اين كه فرزندان نسبى يا رضاعى اوباشند.
3- اما فرزندان زن شيرده، آن دسته از آنان بر پدر كودك شير خوارمحرم هستند كه فرزندان نسبى زن شيرده باشند نه فرزندان رضاعى او.
4- باكى نيست اگر مرد با خواهر رضاعى خواهر خود يا خواهر رضاعى برادر خود ازدواج كند همچنانكه در نسبى آن اشكالى نيست، پس اگر پدر من با زن مطلقهاى ازدواج كند كه دخترى از همسرنخست خويش دارد آيا من مىتوانم با آن دختر ازدواج كنم؟
آرى، زيرا او عليرغم اينكه ممكن است خواهر برادر من شود ولىارتباطى خويشاوندى با من ندارد، چون، نه مادر او مادر من است ونه پدر او پدر من. پس ازدواج با او براى من جايز است، حكم رضاعى او نيز چنين است زيرا خويشاوندى رضاعى پايينتر از نسبى است.
حكم شير خوارگى پس از ازدواج
چون شيرخوارگى دقيقاً همچون نسب موجب محرميت است، پس زناشويى گذشته را باطل مىكند همان طور كه از زناشويى آينده مانع مىگردد، اين حكم مسائلى دارد كه ذيلًا بيان مىشود:
1- اگر مردى با دختركى شيرخوار ازدواج كند، سپس مادر، يا مادر بزرگ، ويا خواهر، ويا زن پدر ويا زن برادرش با شير آن دو، او را طبق شرايط شرعى تغذيه كند ازدواجش با او باطل مى شود، زيرا اين دختر با شير خوردن از مادر او خواهر رضاعى، و با شير خوردن ازمادر بزرگ پدرى يا مادر بزرگ مادرى او به عمه يا خالهاش بدل شدهاست، وبا شير خوردن از خواهرش به دختر خواهر او تبديل شدهاست، وبا شير خوارگى اين كودك از زن پدرش تبديل به خواهر پدرىاش گشته است، وبا تغذيه از شير همسر برادرش به دختر برادرش بدل شده است، وهمان گونه كه اين عناوين در نسب موجب محرميت مىشود، در رضاع نيز محرميت را در پى دارد.
2- اگر مردى با دختركى شيرخوار، ازدواج كند وهمسر او آن دختر را شير دهد، هر دو براى هميشه بر او حرام مىشوند، در صورتيكه به همسر اول، كه همسر كوچك را شير داده، دخول كرده باشد، چون كه در اين صورت، دخترك شير خوار، دختر همسرى مىگردد كه اينمرد با او همبستر شده، در حاليكه همسر اولى مادر همسرش گشته، ومادر همسر به طور ابدى بر شوهر حرام مى شود، در صورتيكه «ربيبه» يعنى دختر همسر، به شرط همبستر شدن با مادرش، حرام مى شود.
آداب ومستحبات شيرخوارگى
1- شايسته است كه زنان را از آن كه كودكان مختلف مردم را بىهيچ يادداشت وثبتى شير دهند، منع كرد زيرا ممكن است فراموش كنند كه به چه كسى شير دادهاند ومردم در حرام بيافتند.
2- پيوند رضاعى موجب حرمت ازدواج وحليت نگاه كردن مىشود، ولى ميان طرفهاى رضاع موجب ارث بردن نمىگردد، بلكه بايد بايكديگر با نيكى رفتار كنند واگر كودك شير خواره از طرف مادر يتيم است شير دادن او از سوى يك خانواده موجب مىشود او همچون عضوى از اعضاى آن خانواده گردد.
3- مستحب است كه مادر، كودك خود را با شير خويش تغذيهكند، زيرا شير او قابل جايگزينى نيست، واگر بترسد از ندادن شير زيانى به طفل مى رسد، دادن شير بر او واجب مىشود.
4- مدت شير دادن دو سال كامل است ومادر بايد مدت آن را كامل كند، مگر آن كه بترسد زيانى به خود وارد شود.
5- مادر مىتواند براى شير دادن به فرزند خود از پدر فرزند اجرت بطلبد، ولى اگر مزدى كه او خواست بيش از مزد معمول باشد پدر مىتواند براى فرزندش زن شيرده ارزانترى فراهم كند.
6- شايسته است پدر ومادر پيرامون از شير گرفتن فرزند با يكديگر رايزنى ومشورت كنند.
7- اگر پدرى مىخواهد زن شيردهى براى فرزندش برگزيند بهتراست بهترين را انتخاب كند ونسبت به عقل، دين، رفتار، اخلاق، زيبايى وسلامتى او از بيماريها توجه داشته باشد كه شير اثر وضعىدارد.
8- مكروه است كه زنى يهودى يا مسيحى را براى شير دادن برگزيند، واولى عدم اختيار زن مجوسى وناصبى براى شيردادن است مگر به هنگام اضطرار، وهمچنين كسى كه شيرش از روسپيگرى باشد.
9- فقها مىگويند از آن جا كه همسر برادر محرم انسان نيست وگاهى در يك خانه زندگى مىكنند، وهمين موجب مىشود در نگاهكردن به سختى افتند، لذا
شيوهاى را پيشنهاد مىكنند تا اين سختى ازميان برود، وآن اين است كه برادر با كودكى شير خوار ازدواجكند «به طور مؤقت، يا به طور دائم ولى بعداً او را طلاق دهد» وسپس همسر برادر او، اين شيرخواره را «در مدّت عقد» با شيرشتغذيه كند به گونهاى كه موجب انتشار حرمت گردد، در اين صورت زن برادر، مادر رضاعى همسر او مىگردد كه به اين ترتيب براى هميشه محرم او خواهد بود.
10- ثابت نمودن رضاع با راههاى شرعى وعقلايى ديگرى صورت مىپذيرد، همچون اعتراف وحصول يقين وآنچه اطمينان را موجب شود ونيز شهادت دو عادل ونظاير آن.
11- اخيراً شاهد آن هستيم كه رحم به اجاره گرفته مىشود، بطوريكه نطفه تلقيح شده زن وشوهر در رحم زنى بيگانه قرار مىگيرد وكودك در رحم غير از مادر رشد مىيابد. آيا اين نيز همان حكم رضاع را دارد به اين اعتبار كه كودك در طول چند ماه از آن زن تغذيهكرده تا آن كه عرفاً مادر او تلقى مىشود يا آن كه چنين نيست وآن زن نيز همچون ديگر زنان بيگانه است؟
احوط واقوى آن است كه اين زن مادر رضاعى به شمار مىآيد واحكام رضاع بر او بار است واللَّه العالم.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل ششم: بينشهاى قرآنى پيرامون معاشرت
چگونه يك خانواده اسلامى سعادتمند را برپا كنيم وچگونه پيوند ميان مرد وزن را به بهترين شكل سامان بخشيم؟
براى پاسخ به اين پرسش بياييد در آيات قرآن ژرف بينديشيم، باشد كه به بينشهاى دينى در پيوند ميان زن ومرد وبر پا كردن خانوادهاى بر پايه مودت ورحمت راه يابيم.
ما اين بينشهاى قرآنى را به تفصيل با عناوين زير بيان مى كنيم:
1- دوست داشتن زنان.
2- پيوند زناشوئى.
3- رفتار پسنديده.
4- رفتار جنسى.
5- حقوق مالى.
1- دوست داشتن زنان
خداوند مى فرمايد:
1- زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَ الْبَنِينَ وَ الْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعَامِ وَ الْحَرْثِ ذلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ[1].
«محبت امور مادّى، از زنان وفرزندان واموال هنگفت از طلاونقره واسبهاى ممتاز وچهار پايان وزراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است؛ «تا در پرتو آن آزمايش وتربيت شوند؛» ولى اينها «در صورتى كه هدف نهايى آدمى را تشكيل دهند،» سرماية زندگى پست «مادى» است؛ وسرانجام نيك «وزندگى والاء جاويدان» نزد خداست.»
[1]- سوره آل عمران، آيه 14.