بسمه تعالى: اگر به خاطر گفتهى پزشكان از عمل زناشويى ترس داشته باشد و احتمال ابتلاء به ايدز را بدهد، مىتواند از عمل مقاربت جلوگيرى كند، والله العالم.
سؤال (497) در صورتى كه در سؤال سابق زن اطمينان به ابتلاء به ايدز داشته باشد، چه تكليفى دارد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه زن اطمينان دارد كه در صورت نزديكى مبتلا به ايدز مىشود، مىتواند از نزديكى جلوگيرى نموده و در فرض ذكر شده، استحقاق نفقه را هم دارد، والله العالم.
سؤال (498) بنابر فرض سابق، آيا مرد در صورتى كه ترس ابتلاء به ايدز را داشته باشد، مىتواند با همسرش نزديك كند؟
بسمه تعالى: اگر احتمال ابتلاء به ايدز را بدهد، هرچند به گفتهى طبيب و پزشك حاذق باشد، جايز نمىباشد كه با زوجهاش نزديكى نمايد، والله العالم.
احكام مهر
سؤال (499) در صورتى كه زن و شوهر در هنگام عقد ازدواج توافق كنند كه نصف از مهر معجل بوده و نصف ديگر مؤخر و زمان دار باشد و مدت آن را هم بيان نكنند، آيا زمانبندى كردن مهر توسط زوجين صحيح مىباشد و در صورت جواز تا چه مدتى مىتوانند، مهر را زمان گذارى كنند؟
بسمه تعالى: تعيين نكردن زمان و مدت در مهر مانعى ندارد و هر وقت كه مرد توان پرداخت مهر را داشته باشد، زن حق مطالبهى مهر را دارد، والله العالم.
سؤال (500) اگر مهريهاى كه زمان پرداخت آن رسيده 30 مثقال طلا باشد، آيا زوج
مىتواند در بين اقسام طلا ارزانترين نوع آن را تهيه نموده و به زن، به عنوان مهر بدهد؟
بسمه تعالى: پرداخت از ارزانترين نوع از طلا در صورتى كه در عرف به آن طلا گفته شود، مانعى ندارد، والله العالم.
سؤال (501) در بين مردم بحرين متعارف است كه زن با شوهر خود در مسئلهى مهريه به سه شكل شرط مىكند. اول به اين شكل است كه به شوهر شرط مىكند كه هر وقت من مهريهام را خواستم، بايد پرداخت نمايى. شكل دوم اين است كه مشروط به طلب خود و قدرت شوهر مىنمايد و در شكل سوم مشروط به اين مىكند كه هر وقت شوهر خواست به اختيار خود طلاق دهد، پرداخت نمايد. كدام يك از اين سه شكل شرعاً صحيح مىباشد؟
بسمه تعالى: مقيد نمودن پرداخت مهر به زمان توانايى شوهر صحيح مىباشد. همچنين مقيد نمودن آن به زمان قدرت شوهر و طلب زن هم مانعى ندارد، ولى مقيد نمودن پرداخت مهر به طلاق اختيارى شوهر خالى از اشكال نمىباشد؛ زيرا در صورت توان شوهر از پرداخت مهر بر زن، مطالبهى مهر در صورتى كه با آن براى حج مستطيع مىشود، واجب مىگردد، والله العالم.
ثابت شدن مهر به تدليس
سؤال (502) مردى كه با خانمى ازدواج نموده و آن خانم مبتلا به بيمارى صرع مىباشد، در حالى كه مرد متوجهى اين مريضى زن نبوده و بعد از آنكه با زن تماس جنسى داشته، متوجه گرديده است. شوهر هم اكنون مىخواهد
اين خانم را طلاق دهد. آيا بايد مهر تعيين شده در ضمن عقد را پرداخت كند، با توجه به اينكه پدر اين خانم متوجهى مريضى دخترش بوده، ولى عمداً به شخص خواستگار نگفته است و مريضى او را يك مريضى ناچيز و مختصر مطرح كرده، در حالى كه اين خانم وقتى كه حال صرع پيدا مىكند، قابل كنترل نبوده و هر چه در دست دارد، پرتاب مىكند؟
بسمه تعالى: شوهر بايد همهى مهر را بدهد، هرچند پدر دختر در اين مورد تدليس نموده باشد، زيرا شوهر به بقاء نكاح و ازدواج تا مدتى راضى بوده و بعد از آن ارادهى طلاق نموده است، والله العالم.
اجازهى شوهر در خارج شدن زن از منزل
سؤال (503) شوهرى كه همسر خود را از صلهى ارحام مانند ديدن پدر و اقوامش منع نموده و او را در صورت تماس با اقوامش تهديد به طلاق نموده است، تكليف شرعى اين شخص را بيان فرمائيد؟ آيا مىتواند به منزل اقوام خود بدون اجازهى شوهر برود؟
بسمه تعالى: اطاعت شوهر در غير از صورت تمكين جنسى و خارج شدن از منزل اعتبارى ندارد و صلهى ارحام و يا ديدن والدين مستلزم خروج از منزل نمىباشد، بلكه مقدار واجب آن با رساندن سلام به وسيله شخص ديگر و يا نامه نوشتن و يا تماس تلفنى حاصل مىشود، والله العالم.
سؤال (504) آيا زن مىتواند از خانه بدون اجازهى شوهر خارج شود؟ آيا جايز نبودن آن منحصر است به صورتى كه منافات با حق شوهر داشته باشد يا اينكه حرمت خروج از منزل بدون اجازهى شوهر مطلق مىباشد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه خارج شدن از منزل منافى حق شوهر بوده و زن در
خارج شدن عذر شرعى نداشته باشد، خروج جايز نمىباشد و در غير اين صورت بنابر احتياط واجب، بايد از شوهرش اجازه بگيرد، والله العالم.
سؤال (505) خروج از منزل بدون اجازهى شوهر جايز نمىباشد. آيا در صورتى كه زن به خاطر خارج نشدن از منزل مبتلا به بعضى از بيمارىهاى روحى و جسمى مىشود و در برخى موارد ديده مىشود بعضى از شوهران با استفاده از اين حكم شرعى محيط خانه را به شكل زندانى براى زنان خود نموده و به هيچ وجه اجازهى خروج به زنان خود را نمىدهند، آيا در اين شرايط خروج از منزل بدون اجازهى شوهر جايز است؟
بسمه تعالى: خروج از منزل بدون اجازهى شوهر بنابر احتياط جايز نبوده، مگر در صورتى كه خارج نشدن زن موجب حرج و مشقت براى زن باشد، در اين صورت خروج مانعى ندارد، والله العالم.
سؤال (506) آيا زن مىتواند بدون اجازهى شوهر از منزل خارج شود و مقدار واجب حقوق مرد بر زن غير از تمكين جنسى را بيان فرمائيد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه خارج شدن زن از منزل بدون اجازهى شوهر به جهت ضرورت شرعى باشد مانعى ندارد و در موارد ضرورت و احتياج عرفى بنابر احتياط واجب اجازه بگيرد. اطاعت از زوج و شوهر در مورد تمكين جنسى و برطرف كردن حاجات شوهر مثل تهيهى غذا و شستن لباس و كارهاى متعارف در منزل واجب مىباشد، والله العالم.
سؤال (507) در صورتى كه شوهر به همسر خود اجازهى خروج از منزل و رفتن به منزل پدرش را بدهد، آيا براى دفعات بعدى هم نياز به اجازهى او مىباشد يا اينكه بايد براى هر مرتبه اجازه مستقل بگيرد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه اجازهى شوهر به شكلى است كه شامل دفعات
بعدى هم مىشود، نيازى به اجازهى جديد نمىباشد، والله العالم.
سؤال (508) آيا انجام بعضى از مستحبات مانند رفتن به عمره و يا حج مندوب و يا روزهى مستحبى بدون اجازهى شوهر جايز است؟
بسمه تعالى: در حج و عمره مستحب در صورتى كه منافات با حق شوهر داشته باشد، بايد اجازه بگيرد. ولى در روزهى مستحبى در صورتى كه منافات با حق زوج نداشته باشد و شوهر مطالبهى تمكين نكند، مانعى ندارد، والله العالم.
احكام نفقه
سؤال (509) مقدار نفقهى واجب كه بر عهدهى شوهر مىباشد، چه اندازه بوده و معناى نفقه را بيان فرماييد؟
بسمه تعالى: نفقهى واجب، مسكن و منزل مناسب با شأن زوجه و همسر و تهيهى لباس مناسب براى او در تابستان و زمستان و معالجهى مريضى او و مانند اين امور كه متعارف و شايستهى شأن زن است، مىباشد، والله العالم.
سؤال (510) آيا معالجه و درمان مريضى كه منجر به فوت همسر و يا فرزند نمىشود، بر شوهر واجب است؟
خوئى (قدس سرّه): در صورتى كه مريضى خطرناك بوده و شوهر هم توان پرداخت هزينهى آن را دارد، واجب است.
تبريزى (قدس سرّه): و همچنين در صورتى كه ترك معالجه باعث مريض شدن و يا عليل شدن آنها در آينده باشد، بر شوهر در صورت توان پرداخت هزينهى معالجه واجب است، والله العالم.
سؤال (511) در صورتى كه زوجه به خاطر ابتلاء به مريضى خاصى نياز به غذاى متفاوتى دارد، آيا بر شوهر تهيهى اين غذا لازم است؟
خوئى (قدس سرّه): در صورتى كه توان تهيهى آن را داشته باشد، واجب است.
سؤال (512) اگر شوهر از پرداخت نفقهى واجبهى زن خوددارى كند، زن مىتواند از اموال او به مقدار نفقهى او بدون اجازه بردارد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه شوهر از پرداخت نفقه خود دارى كرده و زن هم نياز به نفقه داشته باشد، مىتواند به مقدار نفقه با اجازهى حاكم شرع از مال شوهر بردارد، والله العالم.
سؤال (513) زنى كه شوهر او فرارى بوده و اين زن نياز به نفقه و هزينهى زندگى دارد، آيا شخصى كه به شوهر اين زن بدهى دارد، مىتواند از بدهى خود به همسر مرد فرارى كمك كند؟
بسمه تعالى: ما به شخص بدهكار اجازه مىدهيم كه به مقدار نفقهى لازم زن، از بدهى خود به زن و بچههاى او كمك كند، والله العالم.
سؤال (514) در صورتى كه شوهر در تصرفات مالى خود سفيهانه عمل نموده، به شكلى كه در اول ماه حقوق خود را خرج امور غير ضرورى و يا قرض دادن به اشخاص متعدد كرده و در آخر ماه ديگر چيزى براى رفع نياز زن و بچه خود ندارد، در اين صورت زن مىتواند از اموال شوهر بدون اجازهاش برداشته و در آخر ماه جهت رفع نياز خود و بچههايش و اصلاح امور خانواده مصرف نمايد؟
بسمه تعالى: خرج حقوق در موارد غير ضرورى كه در سؤال گفته شده، موجب انطباق شرعى سفى بر شوهر نمىشود و در فرض ذكر شده، اگر زن مىتواند مقدارى از حقوق او را با اجازهى او گرفته و براى آخر ماه نگه
دارد، مىتواند اين كار از انجام دهد. در غير اين صورت اگر زن به خاطر مخارج غير ضرورى شوهر در آخر ماه به حرج و مشقت و سختى مىافتد، مىتواند مقدارى از حقوق يا مال ديگر شوهر را برداشته، ولى اگر مىخواهد در آخر ماه تصرف در آن مال كند، بايد از شوهر اجازه بگيرد، والله العالم.
مسكن زوجه و همسر
سؤال (515) آيا در اين زمان زن حق داشتن مسكن مستقل را داشته، به شكلى كه از زندگى كردن با مادر شوهر و يا پدر شوهر به شكل مشترك خوددارى كند؟
بسمه تعالى: زن استحقاق داشتن منزلى را كه در عرف جامعه براى هر زنى تهيه مىشود دارد، والله العالم.
سؤال (516) در صورتى كه شوهر جهت زندگى با همسرش منزل نسبتاً وسيعى را كه با برادرش در آن شريك است تهيه نموده، ولى همسر از زندگى در آن خوددارى مىكند و مىگويد بايد براى من مسكن مستقل قرار دهى، با توجه به اينكه شوهر از اول به همسر خود در ضمن عقد گفته است كه منزل مسكونى من مشترك مىباشد؟
بسمه تعالى: زن حق امتناع از زندگى در منزل ذكر شده را ندارد، مگر در صورتى كه در ضمن عقد ازدواج شرط سكنى و منزل مستقل نموده باشد، ولى در صورتى كه در ضمن عقد شرط نكرده و مسكن ذكر شده هم هر چند شراكتى باشد، ولى مناسب حال زوجه باشد، حق خوددارى از زندگى در آن را ندارد، والله العالم.
سؤال (517) مردى كه با خانمى ازدواج نموده و با همسرش شرط كرده كه با او و به همراه پدر و مادر او زندگى نمايد و زن هم قبول نموده است، ولى بعد از مدتى از ازدواج منزل شوهر را ترك كرده و به شوهر مىگويد كه من توان زندگى با پدر و مادر تو را نداشته و بايد براى من منزل مستقلى تهيه كنى، ولى شوهر توان تهيهى مسكن مستقل را نداشته و به همسرش گفته، اگر به خانه برنگردى تو را طلاق مىدهم، آيا در اين فرض زن حق مطالبهى مسكن مستقل را دارد؟ اگر طلاق واقع شود، آيا زن مستحق تمام مهريه مىباشد با توجه به اينكه زن موافق با طلاق نمىباشد؟
بسمه تعالى: اگر زندگى زن با خانوادهى شوهر براى او حرجى و مشقت ساز باشد مىتواند از همسر مطالبهى منزل مستقل كند و در غير اين صورت بايد به خانهى شوهرش برگشته و در صورتى كه طلاق واقع شود، زن مستحق تمام مهريه مىباشد، والله العالم.
سؤال (518) مردى كه در منطقهاى كار مىكند، ولى همسرش در منطقهى ديگرى است، اكنون مرد مىخواهد در منطقهى محل كار، همسر ديگرى انتخاب نمايد در اين بين همسر اول مىگويد، اگر ازدواج مجدد نمودى، بايد محل زندگى مرا به محل كارت منتقل نمايى، آيا حق چنين مطالبهاى را دارد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه مسكن همسر اول مناسب او نبوده و براى او حرجى و مشقت ساز باشد، حق مطالبهى منزل در منطقهى كار شوهر را دارد، والله العالم.
سؤال (519) در صورتى كه زن و فرزندانش با شوهر در منطقهى كارى شوهر ساكن مىباشند، ولى شوهر مىخواهد آنان را به زادگاه خويش منتقل نموده و آنجا را براى زندگى آنان مناسب مىداند، آيا زن مىتواند از اين