بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 292

ديده مى‌شود كه زن و مرد به اين ازدواج اصرار داشته و ولى دختر مى‌گويد ازدواج بايد نزد يكى از علماى شيعه باشد و در اين اثناء خوددارى علماء از اجراى عقد باعث وقوع معصيت مى‌شود، لطفاً نظر مبارك را بيان نمائيد؟

بسمه تعالى: آنچه كه مشهور علماى شيعه فرموده‌اند با ملاحظه حكم اولى مسئله است، ولى در صورتى كه عناوين ديگرى بر اين موضوع مترتب شود، ممكن است حكم اين مسئله از كراهت مبدل به حكم ديگرى شود، مثل اينكه ملاحظه فرزندان زن شيعه شود كه در اين ازدواج دين فرزندان و مذهب آنان به انحراف كشيده شده و باعث جدايى آنان از مذهب اهل‌بيت (عليهم السلام) مى‌شود، در اين فرض لازم است كه به امرى اقدام نكند كه باعث جدايى فرزندانش از اهل بيت (عليهم السلام) شود.

سؤال (711) مردى سنّى از زن شيعه‌اى كه از شوهرش طلاق گرفته، خواستگارى نموده و از او خواسته كه اقدام به ازدواج مسيار نمايند، اين ازدواج طبق آنچه كه خود اهل سنت مى‌گويند عبارت از اين است كه به توافق زن و مرد نامه‌اى نوشته شده و در محكمه‌ى اهل سنت به قاضى و يا مسئول آن محكمه با حضور دو شاهد تحويل داده مى‌شود و ثبت مى‌گردد. اكنون اين زن و مرد در مسئله‌ى ما اقدام به اين ازدواج نموده، ولى دو نفر شاهد هنگام عقد را نگرفته‌اند، بلكه يكى از دو شاهد برادر زن بوده و در مذهب اهل سنت هم شهادت برادر زن مقبول نمى‌باشد، اكنون سؤال اين است كه آيا اين ازدواج واقع شده است، آيا ازدواج زن شيعه با مرد سنّى جايز مى‌باشد؟

بسمه تعالى: در صورتى كه زن شيعه از شوهر شيعه‌اش طلاق گرفته و طلاق او


صفحه 293

هم شرعى بوده است و يا اينكه از يك مرد سنّى طلاق صحيح گرفته است، مى‌تواند بعد از اتمام عدّه با مرد ديگرى ازدواج كند، ولى ازدواج بايد به عقد صحيح و با لفظ شرعى مخصوص انشاء شود و ازدواج زن شيعه با مرد سنى، هرچند عقد با الفاظ صحيح انشاء شود، محل اشكال است. اين نوع ازدواج عقايد زن را در خطر انحراف قرار مى‌دهد، والله الموفق.

سؤال (712) زنى كه در عدّه‌ى ازدواج موقت بوده و در اثناء آن اقدام به ازدواج موقت ديگرى كرده است، مدت عقد دوم يك ماه بوده و شوهر گفته است كه بعد از يك ماه او را به عقد دايم خود درمى‌آورد، آنان به يك محكمه سنّى رفته، ولى قصد زن اجراء نكاح دايم نبوده است، اكنون سؤال اين است كه اگر عقد اجرا شده در محكمه‌ى سنّى طبق موازين مذهب شيعه باشد، آيا اين زن شوهردار محسوب مى‌گردد؟

بسمه تعالى: در اجراء عقد شيعه بودن عاقد معتبر نمى‌باشد و چون مرد دومى كه قصد ازدواج با او را دارد، در اثناء عدّه‌ى اول اقدام به ازدواج نموده و دخول هم محقق شده، زن بر مرد دوم حرام ابدى مى‌شود، والله العالم.

تعارض حق زن با پدر و مادر

سؤال (713) در مورد تعارض خواسته‌ى زن با خواسته‌ى پدر، خواسته‌ى كدام مقدم مى‌باشد؟ مثلًا اگر زن از مرد بخواهد چيزى بخرد، ولى پدر از خريد آن مخالفت نمايد؟

خوئى (قدس سرّه): اگر آنچه كه همسر از شوهرش مطالبه مى‌كند جزء نفقه‌ى واجب او باشد يا اينكه از حقوق زن باشد، بايد خواسته‌ى همسر را مقدم‌


صفحه 294

بدارد و اگر از اين امور نباشد، نبايد پدر و مادر را غضبناك نمايد، والله العالم.

سؤال (714) اگر مادر به فرزندش بگويد بايد همسرت را طلاق بدهى، آيا اطاعت او در اين صورت واجب است و در صورتى كه بگويد اگر همسرت را طلاق ندهى، عاق من مى‌باشى، آيا وظيفه دارد كه طلاق بدهد؟

خوئى (قدس سرّه): اطاعت مادر در اين مسئله واجب نمى‌باشد و كلامى هم كه از مادر ذكر شده، اعتبارى ندارد، والله العالم.

سؤال (715) اگر مادر بگويد كه اگر همسرت را طلاق ندهى، شيرم بر تو حرام باشد، آيا وظيفه‌ى شرعى به طلاق پيدا مى‌شود؟

بسمه تعالى: اطاعت مادر در اين امور لازم نمى‌باشد، والله العالم.

اجازه‌ى پدر در خروج از منزل‌

سؤال (716) آيا بر دخترى كه هنوز ازدواج نكرده، لازم است در هنگام خروج از منزل از پدرش اجازه بگيرد؟

خوئى (قدس سرّه): اجازه گرفتن از پدر لازم نمى‌باشد، ولى اگر پدر تشخيص دهد كه خروج از منزل باعث فساد دختر مى‌شود، مى‌تواند از خارج شدن او بدون اجازه جلوگيرى كند، والله العالم.


صفحه 295

احكام طلاق‌

طلاق بائن‌

شروط صحت طلاق‌

احكام طلاق‌

احكام عدّه‌

طلاق حاكم شرعى‌

رجوع و احكام آن‌

وكالت دادن در طلاق‌

مسايل متفرقه طلاق‌

طلاق خلعى‌


صفحه 296

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 297

طلاق بائن‌

سؤال (717) شخصى كه همسرش را بدون نزديكى با او طلاق داده است و بعد از مدتى گفته، طلاق داده شده باطل بوده و تو الآن همسر من هستى، ولى از باب احتياط يك بار ديگر با تو عقد ازدواج مى‌خوانم و براى بار ديگر عقد ازدواج خوانده، زن هم به خاطر سادگى و ساده لوحى قبول نموده، ولى بعداً متوجه شده كه مرد او را گول زده و مورد خدعه قرار داده است، آيا در اين فرض ازدواج دوم صحيح مى‌باشد؟

بسمه تعالى: عقد دوم صحيح بوده، ولى گول زدن و فريب دادن زن كار حرامى است و زن به خاطر عقد جديد مستحق مهر جديد مى‌باشد و در اين مسئله اگر مرد در عقد دوم در مهر چيز ناچيزى قرار داده و يا در عقد اول و دوم چيز ناچيزى قرار داده است، زن در عقد دوم مستحق مهرالمثل مى‌باشد نه آنچه كه در ضمن عقد دوم مهر قرار داده است، والله العالم.

سؤال (718) مردى كه دختر باكره‌اى را به عقد خود درآورده، سپس با اختيار خودش قبل از آنكه با او نزديكى كرده باشد، او را طلاق داده است، ولى بعد از مدتى مى‌گويد تو الآن هم زن من مى‌باشى و طلاق من به خاطر عصبانيت باطل بوده است، ولى از باب احتياط يك بار ديگر مى‌خواهم تو را به عقد جديد خود درآورم، او مجدداً عقد را خوانده است بعد از اين واقعه برادر اين دختر متوجه‌ى قضيه شده و بين اين دختر و همسرش نزاع‌


صفحه 298

افتاده است و زن مى‌گويد من تمايل به ازدواج با اين مرد را ندارم. اكنون با توجه به اينكه اين مرد به اين زن دخول ننموده است، آيا عقد دوم صحيح مى‌باشد؟ آيا زن مى‌تواند با مرد ديگرى ازدواج كند؟

بسمه تعالى: اگر طلاقى كه در سؤال ذكر شده از روى قصد و اراده و اختيار محقق شده، صحيح بوده و مجرد غضب و عصبانيت آن را باطل نمى‌كند، بنابراين عقد دوم با وجود همه‌ى شرايط كه يكى از آن‌ها اجازه‌ى پدر مى‌باشد، صحيح بوده و زن نمى‌تواند بدون تحقق طلاق با مرد ديگرى ازدواج كند و مستحق مهرى است كه در عقد دوم قرار داده شده، مگر در صورتى كه قبل از دخول طلاق بگيرد كه مستحق نصف مى‌شود، والله العالم.

سؤال (719) مردى كه بكارت همسرش را با انگشت زايل نموده است و الآن مى‌خواهد او را طلاق دهد، آيا بايد تمام مهر را بدهد يا اينكه به خاطر عدم تحقق دخول نصف مهر ثابت مى‌شود؟

بسمه تعالى: بله بايد تمام مهر را بدهد، والله العالم.

شروط صحت طلاق‌

شرط بودن صيغه در تحقق طلاق‌

سؤال (720) آيا طلاق احتياج به اجازه‌ى حاكم شرع دارد يا اينكه به مجرد يادگيرى صيغه و استعمال الفاظ صحيح آن كافى است؟

خوئى (قدس سرّه): در طلاق اجازه‌ى حاكم شرع نياز نمى‌باشد و كسى كه صيغه‌ى طلاق را دانسته و معناى آن را هر چند اجمالًا مى‌داند، مى‌تواند آن را جارى كند، والله العالم.


صفحه 299

سؤال (721) شخصى كه با زنى ازدواج نموده و قبل از نزديكى بين آن دو اختلاف شده و مرد زن را رها نموده است. با توجه به جهل به مسئله‌ى شرعى، شوهر اقدام به طلاق ننموده و به گمان اينكه در فرض مذكور نيازى به طلاق نمى‌باشد، از هم جدا شده‌اند و بعد از مدتى زن اقدام به ازدواج نموده و داراى فرزند مى‌باشد، آيا ازدواج دوم صحيح مى‌باشد؟ آيا مرد اول دوباره مى‌تواند به زن رجوع نموده و او را عقد نمايد؟

بسمه تعالى: ازدواج دوم باطل مى‌باشد و زن به مرد دوم حرام ابدى مى‌گردد و در زوجيت مرد اول باقى مانده است، والله العالم.

* سه طلاقه كردن زن‌

سؤال (722) مردى كه با زنى سنّى ازدواج نموده و او را به يك لفظ واحد سه طلاق كرده است، وقتى كه خواسته به آن زن رجوع كند زن از تمكين ممانعت نموده و مى‌گويد بايد يك نفر ديگر مرا به عقد خود در آورده و بعد از طلاق گرفتن از او با تو ازدواج كنم، آيا شوهر مى‌تواند او را مجبور به آنچه كه مى‌خواهد، نمايد؟

خوئى (قدس سرّه): شوهر مى‌تواند آن زن را به آنچه كه از او مى‌خواهد مجبور نمايد و عقيده و مذهب آن زن نمى‌تواند مانع از مرد باشد، والله العالم.

سؤال (723) با توجه به مسئله‌ى قبلى، اگر مرد سنّى بوده و زن شيعه باشد و مرد در لفظ واحد زن را سه طلاقه كند و بعد بخواهد رجوع كند، آيا رجوع براى او جايز است يا اينكه زن بر او حرام شده است؟

خوئى (قدس سرّه): در اين حالت زن مرد را ملزم مى‌كند به امتناع نمودن از ازدواج، تا اينكه شوهر ديگرى او را به عقد خودش در آورد.