بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 300

شرط عدالت شهود در طلاق‌

سؤال (724) آيا عدالت معتبر در شروط طلاق، عدالت واقعيه مى‌باشد يا ظاهريه؟ اگر فسق شهود طلاق در واقعه‌اى معلوم گردد، آيا مى‌توانم آن زن را به عقد ديگرى درآورم؟

خوئى (قدس سرّه): بله آنچه در شهود معتبر مى‌باشد عدالت واقعيه مى‌باشد و عدالت ظاهرى، طريق براى احراز آن است و با علم به فسق شهود و عقد بر زن مطلّقه جايز نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (725) آيا مى‌توان صيغه‌ى طلاق را در بين گروهى كه بعضى از آنان عالم به مسايل شرعيه و بعضى ديگر جاهل مى‌باشند، جارى كرد؟ با توجه به اينكه اگر از شوهر و يا وكيل او بپرسند، آيا حاضرين را عادل مى‌دانى يا نه، در جواب مى‌گويد بله يا مردد مى‌شود يا اينكه بعضى را مى‌شناسد و بعضى ديگر را نمى‌شناسد؟

خوئى (قدس سرّه): اگر عدالت دو نفر از اين جماعت را بداند، مى‌تواند در حضور آنان صيغه‌ى طلاق را جارى نمايد، والله العالم.

ب: آيا واجب است كه از عدالت همه‌ى آن جماعت سؤال و جستجو كند؟

خوئى (قدس سرّه): وظيفه‌ى شخص طلاق دهنده احراز عدالت دو نفر شاهد در طلاق مى‌باشد و اگر در هنگام طلاق عدالت آن دو نفر محرز باشد، بعد از طلاق نيازى به فحص و جستجو نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (726) اگر شوهر دو نفر شاهد در طلاق يا يكى از آن دو را فاسق بداند، ولى آن دو خود را عادل بدانند، آيا طلاق نسبت به اين زوج واقع مى‌شود؟

خوئى (قدس سرّه): طلاق در نزد شوهر صحيح نمى‌شود، والله العالم.


صفحه 301

سؤال (727) آيا دو نفرى كه خود را فاسق مى‌دانند، مى‌توانند شاهد در طلاق باشند؟ آيا لازم است كه فسق خود را بيان كنند؟

خوئى (قدس سرّه): جايز نيست كه شاهد طلاق باشند ولى لازم نيست كه اقرار و اعتراف به فسق خود نمايند، والله العالم.

سؤال (728) اگر شخصى را جهت اجراى صيغه‌ى طلاق وكيل نمايند و وكيل هم در حضور عدّه‌اى صيغه‌ى طلاق را جارى سازد، ولى موكل در حال اجراء صيغه‌ى طلاق شهود حاضر را عادل نداند، آيا اين طلاق صحيح مى‌باشد؟

بسمه تعالى: اين طلاق در صورتى صحيح است كه موكل شهود را عادل بداند، ولى در صورتى كه شك در عدالت آنان داشته باشد، بايد عمل وكيل را حمل بر صحت نمايد، والله العالم.

سؤال (729) آيا عادل بودن شهود در هنگام اجراء صيغه‌ى طلاق فقط در نزد شخص طلاق دهنده و يا وكيل او معتبر است يا اينكه عدالت مطلقاً شرط صحت طلاق مى‌باشد؟

خوئى (قدس سرّه): بايد عدالت دو شاهد در نزد شخصى كه اجراء صيغه‌ى طلاق مى‌كند، محرز شود. چه آن شخص خودش صيغه‌ى طلاق را جارى كند و يا اينكه شخص ديگرى را وكيل نمايد، والله العالم.

سؤال (730) اگر تنها وكيل در اجراء صيغه‌ى طلاق دو شاهد را عادل دانسته، ولى شوهر آن دو نفر را عادل نمى‌داند، آيا شوهر مى‌تواند به اين طلاق اكتفا نمايد و آيا در صورت شك شوهر در عدالت دو شاهد، حكم تغييرى مى‌كند؟

خوئى (قدس سرّه): بله طلاق در صورت جهل شوهر به عدالت دو شاهد صحيح مى‌باشد، ولى در صورت علم به عادل نبودن دو شاهد، طلاق براى شوهر


صفحه 302

صحيح نمى‌شود، والله العالم.

سؤال (731) اگر شخص طلاق‌دهنده و يا وكيل او بگويد من دو نفر شاهد را عادل مى‌دانم، در حالى كه او معناى عدالت و شروط تحقق آن را نمى‌داند، آيا طلاق او صحيح مى‌باشد؟

بسمه تعالى: در صورتى كه دو شاهد در واقع عادل باشند، طلاق صحيح بوده، هرچند شخص طلاق دهنده معنا و مفهوم عدالت و شروط آن را نداند، والله العالم.

سؤال (732) الف: اگر وكيل در نزد دو نفر شاهد طلاق را جارى نموده، ولى شوهر هر دوى آنان يا يكى از آنان را فاسق مى‌داند و اين مسئله را شوهر نمى‌دانسته و بعد از گذشت مدتى اطلاع پيدا نموده است، آيا اين طلاق واقع شده صحيح مى‌باشد؟

خوئى (قدس سرّه): طلاق ذكر شده باطل است، ولى اگر شوهر بعد از طلاق ادعاى فسق شهود را نمايد، بايد آن را با بيّنه ثابت كند، والله العالم.

ب: طبق مسئله‌ى قبلى وظيفه‌ى زنى كه او را طلاق داده‌اند، در صورتى كه با مرد ديگرى ازدواج نموده، چيست؟

خوئى (قدس سرّه): اگر طلاقى كه واقع شده، در واقع باطل بوده، اين زن در زوجيت و همسرى شوهر اولش باقى است و نسبت به مرد دوم در صورتى كه با او نزديكى كرده، حرام ابدى مى‌شود. ولى به حسب ظاهر اگر شوهر بعد از طلاق ادعاى فسق شهود را نمود، حرف او اثرى ندارد، مگر در صورتى كه ادعاى خود را ثابت نمايد. بنابراين بدون اثبات شوهر طلاق ظاهراً صحيح مى‌شود، والله العالم.

تبريزى (قدس سرّه): أ- به جواب مرحوم آقاى خوئى (قدس سرّه) بايد اين عبارت اضافه شود:


صفحه 303

بله در صورتى كه مرد قبل از تمام شدن عدّه‌ى طلاق رجعى ادعا كند كه زن همراه او مى‌باشد اين ادعا رجوع به زوجه محسوب مى‌گردد.

اشتراط طهر و پاكى در زنى كه او را طلاق مى‌دهند

سؤال (733) اگر بعد از مدتى جدايى از زن و بدون جستجو از پاكى و يا حايض بودن زن او را طلاق دهد، آيا طلاق واقع شده صحيح مى‌باشد؟

خوئى (قدس سرّه): در صورتى كه استعلام و جستجو از زن ممكن بوده و اين عمل ترك شده، طلاق باطل است، مگر اينكه بعد از طلاق ثابت شود كه طلاق واجد همه‌ى شرايط بوده است، والله العالم.

سؤال (734) آيا طلاق زنى كه با او نزديكى شده و در مجلس طلاق هم حاضر نمى‌باشد، ولى شوهر مى‌داند كه از پاكى و طهرى كه با او نزديكى كرده، خارج شده و هنگام طلاق در طهر و پاكى است كه در آن نزديكى با او نشده است، صحيح مى‌باشد؟

بسمه تعالى: بله در صورتى كه شوهر بداند كه از پاكى مقاربت به پاكى ديگرى منتقل شده، مى‌تواند در صورتى كه زن حايض نباشد، او را طلاق دهد، والله العالم.

سؤال (735) يكى از شروط صحت طلاق آن است، زنى كه با او نزديكى شده، در حال طلاق حايض نباشد، با توجه به اين مسئله اگر زنى را كه ادعا كرده، حايض نمى‌باشد طلاق بدهند، ولى بعداً بگويد كه من در هنگام طلاق حايض بودم، در اين صورت ادعاى دوم او مسموع است؟

خوئى (قدس سرّه): ادعاى دوم اين زن اثرى ندارد، مگر در صورتى كه با بيّنه ثابت كند كه در حال طلاق حايض بوده و در غير اين صورت بايد طبق ادعاى‌


صفحه 304

اولش عمل نمايند، والله العالم.

سؤال (736) آيا زن را مى‌توان بدون سؤال از حال او، نسبت به حايض بودن طلاق داد و در صورتى كه اين زن دو مرتبه طلاق داده شده و بين آن دو ده روز فاصله شده، به صورتى كه يقين داريم كه در طهر و پاكى مى‌باشد، آيا در اين فرض هم استعلام و فحص از حال او لازم است؟

خوئى (قدس سرّه): در فرض مذكور مانعى ندارد، والله العالم.

سؤال (737) اگر زنى وضع حمل نموده و بعد از وضع حمل به مدت 7 ماه عادت ماهيانه نشده است، اكنون شوهر اين زن مى‌خواهد او را طلاق دهد و در خلال اين 7 ماه هم با او نزديكى نموده است، طلاق اين زن چگونه است؟

بسمه تعالى: حكم اين زن، حكم زن مضطربه مى‌باشد، يعنى شوهر اين زن بايد سه ماه بدون نزديكى با آن زن صبر نموده و بعد از گذشت اين زمان او را طلاق دهد و زن بايد بعد از طلاق سه ماه عدّه نگه دارد، والله العالم.

سؤال (738) در صورتى كه مرد با زنش در حالى كه حايض است، نزديكى نموده، آيا مى‌تواند بعد از اتمام حيض و پاكى بعد از حيض او را طلاق دهد يا اينكه بايد صبر كند تا اينكه دوباره حيض ديده و در پاكى كه با او نزديكى نكرده، طلاق دهد؟

بسمه تعالى: در فرض مذكور طلاق صحيح نمى‌باشد، بلكه بايد شوهر صبر كند تا اينكه زن دوباره حيض ديده و بعد از اتمام حيض و وارد شدن به ايام پاكى، او را طلاق دهد، والله العالم.


صفحه 305

احكام طلاق‌

سؤال (739) آيا زن و شوهر به مجرد اينكه به همديگر علاقه‌اى پيدا نكردند مى‌توانند اقدام به طلاق نمايند و به شكلى كلى طلاق در چه صورتى رجحان دارد؟

بسمه تعالى: در صورتى كه نتوانند در زندگى توافق پيدا كرده و ديگران هم نتوانند آن دو را به توافق برسانند، مى‌توانند اقدام به طلاق نمايند، والله العالم.

سؤال (740) خانمى بعد از آنكه اقدام به ازدواج نموده، بعد از گذشت دو هفته متوجه شده كه با شوهرش توافق لازم براى زندگى را ندارد، او درخواست طلاق نموده است مستدعى است بيان فرمائيد كه اين زن مستحق چه مقدار از مهر مى‌باشد و آيا مصارفى را كه زن براى مجلس عروسى پرداخت نموده، مى‌تواند از شوهر مطالبه كند؟

بسمه تعالى: اختيار طلاق به دست شوهر مى‌باشد و اگر زن از شوهر درخواست طلاق كند، مى‌تواند شوهر را با بخشيدن مهر و يا مبلغ بيشترى به طلاق راضى سازد و در صورت طلاق شوهر بايد نصف مهر را به زن پرداخته و نسبت به آنچه كه در عروسى مصرف شده، ضامن نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (741) در صورتى كه زنى را سه طلاقه نموده و بعد از مدتى شوهر ادعا كرد كه يكى از طلاق‌ها فاقد شرط صحت بوده و طلاق باطل واقع شده است. البته زن هم مرد را در اين ادعا تصديق نموده است. آيا مرد مى‌تواند بعد از طلاق سوم به اين زن رجوع نمايد با توجه به اينكه زن هنگام وقوع طلاق، هر سه طلاق را صحيح مى‌دانسته است و بعد از آن شوهر را در باطل بودن يكى از سه طلاق تأييد نموده است؟


صفحه 306

خوئى (قدس سرّه): در مفروض سؤال چون زن و شوهر هر دو اتفاق بر بقاى زوجيت دارند، اثرى براى اقرار قبلى نمى‌باشد.

سؤال (742) در صورتى كه طلاق به جهت فقدان يكى از شروط آن باطل باشد ولى زن مطلّقه بعد از تمام شدن عدّه‌ى طلاق، دوباره با همسرش اقدام به خواندن عقد موقت نموده است و بعد از تمام شدن يك حيض به خاطر جهل به مسايل شرعى اقدام به ازدواج موقت با مرد ديگرى نموده و بعد از گذشت يك حيض با مرد سومى عقد موقت خوانده است و هر سه مرد با اين زن نزديكى كرده‌اند. آيا شوهر اين زن مى‌تواند دوباره اين زن را به عقد خويش درآورد. آيا مرد دوم و يا سوم مى‌توانند با اين زن ازدواج شرعى داشته باشند؟

بسمه تعالى: با توجه به باطل بودن طلاق عقد موقتى كه بر زن واقع شده، چه توسط شوهر و يا مرد ديگر، باطل مى‌شود و اين خانم با توجه به باطل بودن طلاق، همسر شوهرش محسوب شده و در نكاح او باقى است و دو مرد ديگر در صورتى كه با او نزديكى كرده‌اند، زن بر آنان حرام ابدى مى‌شود هرچند در اين عمل جاهل به حكم شرعى بوده‌اند و مرد اول كه شوهر زن بوده، مى‌تواند بدون عقد به همسر خود رجوع نمايد البته مرد قبل از رجوع به همسرش بايد صبر كند تا آنكه عدّه‌ى طلاق زن سپرى شود، والله العالم.

سؤال (743) در صورتى كه زن در محكمه، طلاق بائن و يا خلعى و يا مبارات داده شود. آيا شوهر در صورت رجوع به زن مطلّقه بايد عقد جديد بخواند؟

خوئى (قدس سرّه): در صورتى كه طلاق داراى شرايط شرعى بوده است. در صورت رجوع شوهر بايد قبل از آن اقدام به عقد نمايد، والله العالم.


صفحه 307

طلاق در نزد مذاهب ديگر

سؤال (744) در صورتى كه شخص سنّى همسرش را سه طلاقه كرده و بعد از مدتى از روى قصد و اعتقاد يا براى آنكه بتواند به همسرش رجوع نمايد شيعه شده است، آيا در اين فرض با توجه به آنكه اين طلاق در مذهب شيعه باطل مى‌باشد، مى‌تواند به همسرش رجوع نمايد؟

خوئى (قدس سرّه): بله در صورت ذكر شده مى‌تواند به همسرش رجوع نمايد، والله العالم.

سؤال (745) مردى سنّى همسرش را كه او هم سنّى بوده، سه طلاقه نموده است. قاضى سنّى با توجه به مذهبى كه دارند حكم به جدايى آن دو نموده و رجوع مجدد شوهر به همسرش را منوط به محلل دانسته است و اين زن و مرد هم اكنون شيعه شده‌اند. آيا طلاق‌هايى كه واقع شده، باطل و بى‌اثر مى‌گردد؟

بسمه تعالى: در صورتى كه حقيقتاً شيعه شده‌اند و تشيّع آنان صورى و اسمى نباشد بر نكاح اولشان باقى بوده و در رجوع مرد به همسرش نيازى به عقد جديد نمى‌باشد البته اين مسئله در صورتى است كه طلاق‌هاى واقع شده جامع شروط طلاق در نزد شيعه نباشند، والله العالم.

سؤال (746) زن شيعه‌اى اقدام به ازدواج با مردى سنّى نموده و يكى از قاضيان سنّى عقد ازدواج را جارى ساخته است. اكنون اين مرد مدتى است كه زن شيعه را رها كرده و به شهر ديگرى رفته است. مدت سه سال است كه اين زن بى‌نفقه باقى مانده است بعد از اين مدت او به يك قاضى سنّى مراجعه نموده و درخواست طلاق داده است، قاضى هم طبق شروط مذهبشان زن شيعه را طلاق داده است. آيا اين طلاق صحيح مى‌باشد. آيا راهى براى‌