طلاق بائن
سؤال (717) شخصى كه همسرش را بدون نزديكى با او طلاق داده است و بعد از مدتى گفته، طلاق داده شده باطل بوده و تو الآن همسر من هستى، ولى از باب احتياط يك بار ديگر با تو عقد ازدواج مىخوانم و براى بار ديگر عقد ازدواج خوانده، زن هم به خاطر سادگى و ساده لوحى قبول نموده، ولى بعداً متوجه شده كه مرد او را گول زده و مورد خدعه قرار داده است، آيا در اين فرض ازدواج دوم صحيح مىباشد؟
بسمه تعالى: عقد دوم صحيح بوده، ولى گول زدن و فريب دادن زن كار حرامى است و زن به خاطر عقد جديد مستحق مهر جديد مىباشد و در اين مسئله اگر مرد در عقد دوم در مهر چيز ناچيزى قرار داده و يا در عقد اول و دوم چيز ناچيزى قرار داده است، زن در عقد دوم مستحق مهرالمثل مىباشد نه آنچه كه در ضمن عقد دوم مهر قرار داده است، والله العالم.
سؤال (718) مردى كه دختر باكرهاى را به عقد خود درآورده، سپس با اختيار خودش قبل از آنكه با او نزديكى كرده باشد، او را طلاق داده است، ولى بعد از مدتى مىگويد تو الآن هم زن من مىباشى و طلاق من به خاطر عصبانيت باطل بوده است، ولى از باب احتياط يك بار ديگر مىخواهم تو را به عقد جديد خود درآورم، او مجدداً عقد را خوانده است بعد از اين واقعه برادر اين دختر متوجهى قضيه شده و بين اين دختر و همسرش نزاع
افتاده است و زن مىگويد من تمايل به ازدواج با اين مرد را ندارم. اكنون با توجه به اينكه اين مرد به اين زن دخول ننموده است، آيا عقد دوم صحيح مىباشد؟ آيا زن مىتواند با مرد ديگرى ازدواج كند؟
بسمه تعالى: اگر طلاقى كه در سؤال ذكر شده از روى قصد و اراده و اختيار محقق شده، صحيح بوده و مجرد غضب و عصبانيت آن را باطل نمىكند، بنابراين عقد دوم با وجود همهى شرايط كه يكى از آنها اجازهى پدر مىباشد، صحيح بوده و زن نمىتواند بدون تحقق طلاق با مرد ديگرى ازدواج كند و مستحق مهرى است كه در عقد دوم قرار داده شده، مگر در صورتى كه قبل از دخول طلاق بگيرد كه مستحق نصف مىشود، والله العالم.
سؤال (719) مردى كه بكارت همسرش را با انگشت زايل نموده است و الآن مىخواهد او را طلاق دهد، آيا بايد تمام مهر را بدهد يا اينكه به خاطر عدم تحقق دخول نصف مهر ثابت مىشود؟
بسمه تعالى: بله بايد تمام مهر را بدهد، والله العالم.
شروط صحت طلاق
شرط بودن صيغه در تحقق طلاق
سؤال (720) آيا طلاق احتياج به اجازهى حاكم شرع دارد يا اينكه به مجرد يادگيرى صيغه و استعمال الفاظ صحيح آن كافى است؟
خوئى (قدس سرّه): در طلاق اجازهى حاكم شرع نياز نمىباشد و كسى كه صيغهى طلاق را دانسته و معناى آن را هر چند اجمالًا مىداند، مىتواند آن را جارى كند، والله العالم.
سؤال (721) شخصى كه با زنى ازدواج نموده و قبل از نزديكى بين آن دو اختلاف شده و مرد زن را رها نموده است. با توجه به جهل به مسئلهى شرعى، شوهر اقدام به طلاق ننموده و به گمان اينكه در فرض مذكور نيازى به طلاق نمىباشد، از هم جدا شدهاند و بعد از مدتى زن اقدام به ازدواج نموده و داراى فرزند مىباشد، آيا ازدواج دوم صحيح مىباشد؟ آيا مرد اول دوباره مىتواند به زن رجوع نموده و او را عقد نمايد؟
بسمه تعالى: ازدواج دوم باطل مىباشد و زن به مرد دوم حرام ابدى مىگردد و در زوجيت مرد اول باقى مانده است، والله العالم.
* سه طلاقه كردن زن
سؤال (722) مردى كه با زنى سنّى ازدواج نموده و او را به يك لفظ واحد سه طلاق كرده است، وقتى كه خواسته به آن زن رجوع كند زن از تمكين ممانعت نموده و مىگويد بايد يك نفر ديگر مرا به عقد خود در آورده و بعد از طلاق گرفتن از او با تو ازدواج كنم، آيا شوهر مىتواند او را مجبور به آنچه كه مىخواهد، نمايد؟
خوئى (قدس سرّه): شوهر مىتواند آن زن را به آنچه كه از او مىخواهد مجبور نمايد و عقيده و مذهب آن زن نمىتواند مانع از مرد باشد، والله العالم.
سؤال (723) با توجه به مسئلهى قبلى، اگر مرد سنّى بوده و زن شيعه باشد و مرد در لفظ واحد زن را سه طلاقه كند و بعد بخواهد رجوع كند، آيا رجوع براى او جايز است يا اينكه زن بر او حرام شده است؟
خوئى (قدس سرّه): در اين حالت زن مرد را ملزم مىكند به امتناع نمودن از ازدواج، تا اينكه شوهر ديگرى او را به عقد خودش در آورد.
شرط عدالت شهود در طلاق
سؤال (724) آيا عدالت معتبر در شروط طلاق، عدالت واقعيه مىباشد يا ظاهريه؟ اگر فسق شهود طلاق در واقعهاى معلوم گردد، آيا مىتوانم آن زن را به عقد ديگرى درآورم؟
خوئى (قدس سرّه): بله آنچه در شهود معتبر مىباشد عدالت واقعيه مىباشد و عدالت ظاهرى، طريق براى احراز آن است و با علم به فسق شهود و عقد بر زن مطلّقه جايز نمىباشد، والله العالم.
سؤال (725) آيا مىتوان صيغهى طلاق را در بين گروهى كه بعضى از آنان عالم به مسايل شرعيه و بعضى ديگر جاهل مىباشند، جارى كرد؟ با توجه به اينكه اگر از شوهر و يا وكيل او بپرسند، آيا حاضرين را عادل مىدانى يا نه، در جواب مىگويد بله يا مردد مىشود يا اينكه بعضى را مىشناسد و بعضى ديگر را نمىشناسد؟
خوئى (قدس سرّه): اگر عدالت دو نفر از اين جماعت را بداند، مىتواند در حضور آنان صيغهى طلاق را جارى نمايد، والله العالم.
ب: آيا واجب است كه از عدالت همهى آن جماعت سؤال و جستجو كند؟
خوئى (قدس سرّه): وظيفهى شخص طلاق دهنده احراز عدالت دو نفر شاهد در طلاق مىباشد و اگر در هنگام طلاق عدالت آن دو نفر محرز باشد، بعد از طلاق نيازى به فحص و جستجو نمىباشد، والله العالم.
سؤال (726) اگر شوهر دو نفر شاهد در طلاق يا يكى از آن دو را فاسق بداند، ولى آن دو خود را عادل بدانند، آيا طلاق نسبت به اين زوج واقع مىشود؟
خوئى (قدس سرّه): طلاق در نزد شوهر صحيح نمىشود، والله العالم.
سؤال (727) آيا دو نفرى كه خود را فاسق مىدانند، مىتوانند شاهد در طلاق باشند؟ آيا لازم است كه فسق خود را بيان كنند؟
خوئى (قدس سرّه): جايز نيست كه شاهد طلاق باشند ولى لازم نيست كه اقرار و اعتراف به فسق خود نمايند، والله العالم.
سؤال (728) اگر شخصى را جهت اجراى صيغهى طلاق وكيل نمايند و وكيل هم در حضور عدّهاى صيغهى طلاق را جارى سازد، ولى موكل در حال اجراء صيغهى طلاق شهود حاضر را عادل نداند، آيا اين طلاق صحيح مىباشد؟
بسمه تعالى: اين طلاق در صورتى صحيح است كه موكل شهود را عادل بداند، ولى در صورتى كه شك در عدالت آنان داشته باشد، بايد عمل وكيل را حمل بر صحت نمايد، والله العالم.
سؤال (729) آيا عادل بودن شهود در هنگام اجراء صيغهى طلاق فقط در نزد شخص طلاق دهنده و يا وكيل او معتبر است يا اينكه عدالت مطلقاً شرط صحت طلاق مىباشد؟
خوئى (قدس سرّه): بايد عدالت دو شاهد در نزد شخصى كه اجراء صيغهى طلاق مىكند، محرز شود. چه آن شخص خودش صيغهى طلاق را جارى كند و يا اينكه شخص ديگرى را وكيل نمايد، والله العالم.
سؤال (730) اگر تنها وكيل در اجراء صيغهى طلاق دو شاهد را عادل دانسته، ولى شوهر آن دو نفر را عادل نمىداند، آيا شوهر مىتواند به اين طلاق اكتفا نمايد و آيا در صورت شك شوهر در عدالت دو شاهد، حكم تغييرى مىكند؟
خوئى (قدس سرّه): بله طلاق در صورت جهل شوهر به عدالت دو شاهد صحيح مىباشد، ولى در صورت علم به عادل نبودن دو شاهد، طلاق براى شوهر
صحيح نمىشود، والله العالم.
سؤال (731) اگر شخص طلاقدهنده و يا وكيل او بگويد من دو نفر شاهد را عادل مىدانم، در حالى كه او معناى عدالت و شروط تحقق آن را نمىداند، آيا طلاق او صحيح مىباشد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه دو شاهد در واقع عادل باشند، طلاق صحيح بوده، هرچند شخص طلاق دهنده معنا و مفهوم عدالت و شروط آن را نداند، والله العالم.
سؤال (732) الف: اگر وكيل در نزد دو نفر شاهد طلاق را جارى نموده، ولى شوهر هر دوى آنان يا يكى از آنان را فاسق مىداند و اين مسئله را شوهر نمىدانسته و بعد از گذشت مدتى اطلاع پيدا نموده است، آيا اين طلاق واقع شده صحيح مىباشد؟
خوئى (قدس سرّه): طلاق ذكر شده باطل است، ولى اگر شوهر بعد از طلاق ادعاى فسق شهود را نمايد، بايد آن را با بيّنه ثابت كند، والله العالم.
ب: طبق مسئلهى قبلى وظيفهى زنى كه او را طلاق دادهاند، در صورتى كه با مرد ديگرى ازدواج نموده، چيست؟
خوئى (قدس سرّه): اگر طلاقى كه واقع شده، در واقع باطل بوده، اين زن در زوجيت و همسرى شوهر اولش باقى است و نسبت به مرد دوم در صورتى كه با او نزديكى كرده، حرام ابدى مىشود. ولى به حسب ظاهر اگر شوهر بعد از طلاق ادعاى فسق شهود را نمود، حرف او اثرى ندارد، مگر در صورتى كه ادعاى خود را ثابت نمايد. بنابراين بدون اثبات شوهر طلاق ظاهراً صحيح مىشود، والله العالم.
تبريزى (قدس سرّه): أ- به جواب مرحوم آقاى خوئى (قدس سرّه) بايد اين عبارت اضافه شود:
بله در صورتى كه مرد قبل از تمام شدن عدّهى طلاق رجعى ادعا كند كه زن همراه او مىباشد اين ادعا رجوع به زوجه محسوب مىگردد.
اشتراط طهر و پاكى در زنى كه او را طلاق مىدهند
سؤال (733) اگر بعد از مدتى جدايى از زن و بدون جستجو از پاكى و يا حايض بودن زن او را طلاق دهد، آيا طلاق واقع شده صحيح مىباشد؟
خوئى (قدس سرّه): در صورتى كه استعلام و جستجو از زن ممكن بوده و اين عمل ترك شده، طلاق باطل است، مگر اينكه بعد از طلاق ثابت شود كه طلاق واجد همهى شرايط بوده است، والله العالم.
سؤال (734) آيا طلاق زنى كه با او نزديكى شده و در مجلس طلاق هم حاضر نمىباشد، ولى شوهر مىداند كه از پاكى و طهرى كه با او نزديكى كرده، خارج شده و هنگام طلاق در طهر و پاكى است كه در آن نزديكى با او نشده است، صحيح مىباشد؟
بسمه تعالى: بله در صورتى كه شوهر بداند كه از پاكى مقاربت به پاكى ديگرى منتقل شده، مىتواند در صورتى كه زن حايض نباشد، او را طلاق دهد، والله العالم.
سؤال (735) يكى از شروط صحت طلاق آن است، زنى كه با او نزديكى شده، در حال طلاق حايض نباشد، با توجه به اين مسئله اگر زنى را كه ادعا كرده، حايض نمىباشد طلاق بدهند، ولى بعداً بگويد كه من در هنگام طلاق حايض بودم، در اين صورت ادعاى دوم او مسموع است؟
خوئى (قدس سرّه): ادعاى دوم اين زن اثرى ندارد، مگر در صورتى كه با بيّنه ثابت كند كه در حال طلاق حايض بوده و در غير اين صورت بايد طبق ادعاى
اولش عمل نمايند، والله العالم.
سؤال (736) آيا زن را مىتوان بدون سؤال از حال او، نسبت به حايض بودن طلاق داد و در صورتى كه اين زن دو مرتبه طلاق داده شده و بين آن دو ده روز فاصله شده، به صورتى كه يقين داريم كه در طهر و پاكى مىباشد، آيا در اين فرض هم استعلام و فحص از حال او لازم است؟
خوئى (قدس سرّه): در فرض مذكور مانعى ندارد، والله العالم.
سؤال (737) اگر زنى وضع حمل نموده و بعد از وضع حمل به مدت 7 ماه عادت ماهيانه نشده است، اكنون شوهر اين زن مىخواهد او را طلاق دهد و در خلال اين 7 ماه هم با او نزديكى نموده است، طلاق اين زن چگونه است؟
بسمه تعالى: حكم اين زن، حكم زن مضطربه مىباشد، يعنى شوهر اين زن بايد سه ماه بدون نزديكى با آن زن صبر نموده و بعد از گذشت اين زمان او را طلاق دهد و زن بايد بعد از طلاق سه ماه عدّه نگه دارد، والله العالم.
سؤال (738) در صورتى كه مرد با زنش در حالى كه حايض است، نزديكى نموده، آيا مىتواند بعد از اتمام حيض و پاكى بعد از حيض او را طلاق دهد يا اينكه بايد صبر كند تا اينكه دوباره حيض ديده و در پاكى كه با او نزديكى نكرده، طلاق دهد؟
بسمه تعالى: در فرض مذكور طلاق صحيح نمىباشد، بلكه بايد شوهر صبر كند تا اينكه زن دوباره حيض ديده و بعد از اتمام حيض و وارد شدن به ايام پاكى، او را طلاق دهد، والله العالم.