آيا بين پنجاه سال تا شصت سال زن بايد بنابر احتياط واجب در صورتى كه شوهرش او را در طهر و پاكى كه با او نزديكى نكرده، طلاق داد، عدّه نگه دارد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه مرد زنش را بين پنجاه تا شصت سالگى طلاق داد و زن هم خون داراى صفات حيض مىديده است، بايد عدّهى طلاق نگه دارد.
گذشت زمان عدّه در منزل شوهر
سؤال (780) زنى كه شوهرش او را از منزلش بيرون كرده و شخصى را وكيل نموده كه آن زن را طلاق رجعى دهد. آيا زن بايد به منزل شوهرش برگشته و عدّهى طلاق را در منزل او به پايان رساند؟
بسمه تعالى: در صورتى كه شوهر، زن را قبل از طلاق از منزلش بيرون كرده، بايد بعد از طلاق او را به منزل برگرداند چنانچه بر زن لازم است كه در زمان عدّه به منزل شوهرش برگردد، والله العالم.
احكام عدّهى وفات
سؤال (781) طبق آنچه كه در شرع مقدّس بيان شده، خارج شدن زنى كه در عدّهى وفات مىباشد از منزل، مكروه مىباشد. آيا اين حكم شامل زنهاى پير و يا خانمهاى جوان هم مىشود؟ آيا زن در حال مذكور مىتواند براى صلهى ارحام و يا عيادت مريض از منزل خارج شود؟
بسمه تعالى: در كراهت خروج زن در زمان عدّهى وفات فرقى بين پير و جوان نمىباشد چنانچه حكم كراهت شامل مواردى كه در سؤال ذكر شده
مىگردد، والله العالم.
سؤال (782) زنى كه شوهرش از دنيا رفته، آيا در زمان حداد مىتواند در مجالس ائمه (عليهم السلام) چه مجالس عزادارى و يا مجالس ميلاد شركت كند؟
بسمه تعالى: خروج از منزل به خاطر شركت در اين مجالس مانعى ندارد ولى بهتر آن است كه هنگام شب از منزل خارج شود، والله العالم.
سؤال (783) در بعضى از مناطق زمانى كه در عدّهى وفات به سر مىبرند در آخرين روز از عدّه چراغهاى خانه را خاموش كرده و در فضاى تاريكى به سر مىبرند اين گروه بعد از اتمام نماز مغرب از محل خود خارج شده و براى اتمام عدّه غسل مىكند. آيا اين عمل جايز است؟
بسمه تعالى: اگر اين عمل را به عنوان عدّه محاسبه مىكنند جايز نبوده و تشريع محسوب مىگردد و خروج از عدّه هم نيازى به غسل ندارد، والله العالم.
طلاق توسط حاكم شرع
سؤال (784) خانمى كه حدود 20 سال از ازدواج او مىگذرد و از اين ازدواج داراى دو دختر شده است، شوهر اين خانم مردى بدرفتار و لاابالى بوده و از شرب خمر و اعمال حرام ابايى ندارد. اين زن به همين جهت از همسرش جدا شده و او هم هيچگونه نفقه و مخارج زندگى براى زن و دخترانش نمىدهد. اكنون با توجه به اينكه زندگى با اين كيفيت براى زن ممكن نمىباشد و او هم كسى را ندارد كه هزينهى او و دخترانش را متحمل شود به قاضى مراجعه كرده و مطالبهى طلاق نموده است. آيا طلاق او شرعاً صحيح مىباشد؟
خوئى (قدس سرّه): در صورتى كه زن ناشزه نباشد و استحقاق نفقه و خرجى
زندگى را داشته باشد مىتواند از شوهرش مطالبهى نفقه كند. همچنين شوهر بايد مسكن مناسب زن را كه خطر و ضرر و يا حقارتى براى زن نداشته باشد، برايش تهيه نمايد و در صورتى كه مرد از آنچه كه گفته شد خوددارى كند، زن مىتواند از او مطالبهى طلاق نمايد و اگر از طلاق دادن زن خوددارى كرد، زن به وكيل مرجع تقليد در امور حسبيه مراجعه كرده و او زن را طلاق مىدهد. البته اين طلاق، بائن بوده و مرد نمىتواند در عدّهى آن به زن رجوع نمايد و در اين مسئله اگر وكيل بداند كه به شوهر جهت پرداخت نفقه اخطار داده شده و او از طلاق دادن و نفقه خوددارى كرده، مىتواند اقدام به طلاق زن نمايد، والله العالم.
سؤال (785) در صورتى كه حاكم شرع و يا وكيل او نتواند شوهر را مخير به پرداخت نفقه و يا طلاق نمايند، ولى عدّهاى از موثقين شهادت دادهاند كه مرد از هر دو امر يعنى نفقه و طلاق خوددارى مىكند. آيا در اين فرض وكيل مىتواند اقدام به طلاق دادن زن نمايد؟
خوئى (قدس سرّه): بله در صورتى كه به طريق شرعى ثابت شود كه مرد از انفاق و طلاق خوددارى مىنمايد وكيل مىتواند اقدام به طلاق دادن زن نمايد، والله العالم.
سؤال (786) در زمانى كه زن علاقهاى به شوهرش ندارد و مىخواهد از او جدا شود او براى تحقق اين امر اقدام به بخشيدن مهر و يا مبلغى بيشتر از مهر به شوهرش نموده است. ولى شوهر از طلاق دادن زن خوددارى كرده و اقدام به طلاق نمىكند. اكنون با توجه به اينكه اين زن هيچ علاقهاى به شوهرش نداشته و زندگى براى او كاملًا دشوار مىباشد. آيا راهى براى نجات اين زن مىباشد؟
خوئى (قدس سرّه): آنچه كه در سؤال ذكر شده، مجوز ترك حقوق واجبهى شوهر توسط زن نمىشود و زن بايد به وظايف شرعيهى خود در قبال شوهر اقدام كند يا آنكه شوهر را راضى به طلاق نمايد، والله العالم.
احكام زنى كه شوهرش گم شده است
سؤال (787) آيا مدتى كه براى فحص و جستجو از شوهرى كه گم شده و تعيين گرديده، از زمان رجوع زن به حاكم شرع محسوب مىگردد چنانچه در رسالهى عمليه ذكر شده است، يا آنكه گذشت اين مدت يا بيشتر از آن هرچند بدون مراجعه به حاكم شرع باشد كفايت مىكند. با توجه به اينكه گذشت اين مدت بعداً در نزد حاكم ثابت شده است؟
خوئى (قدس سرّه): طبق آنچه كه در منهاج ذكر كردهايم بعيد نيست كه گذشت چهار سال از گم شدن شوهر و جستجو از او كفايت نمايد هرچند گذشت اين مدت به دستور حاكم شرع نبوده باشد ولى در فرض مورد سؤال، حاكم شرع دستور مىدهد مقدارى از شوهر جستجوى مجدد به عمل آمده سپس بعد از آنكه از او خبرى نشد او و يا وكيلش اقدام به طلاق دادن زن مىنمايد، والله العالم.
سؤال (788) شخصى با زنى ازدواج نموده و بعد از مدتى زن را رها كرده و هيچگونه خبرى از او نبوده است اين كيفيت به مدت 7 سال سپرى شده و بعد از مدتى، آن زن اقدام به ازدواج با برادر شوهرش نموده است بعد از گذشت مدتى از ازدواج، شوهر اولش پيدا شده و به زن مراجعه كرده، اكنون وظيفهى زن چيست؟
خوئى (قدس سرّه): زن در صورتى كه شوهرش گم شده است و او نمىداند
شوهرش مرده و يا زنده است و نفقهاى هم براى زندگى نداشته باشد. ولى شرعى شوهر هم از مال شوهر يا مال خود نفقهى او را ندهد، بايد به حاكم شرع مراجعه كند در اين صورت حاكم زن را ملزم به جستجو از مرد به مدت چهار سال مىكند و بعد از اين مدت اگر جستجو نتيجهاى نداد حاكم ولى شرعى شوهر را مجبور مىكند كه زن را طلاق دهد اگر او از طلاق امتناع نمود. حاكم شرعى و يا وكيل او زن را طلاق مىدهد زن بعد از طلاق عدّه طلاق نگه داشته و بعد از اتمام عدّه، اگر شوهر اولش رجوع نمايد اثرى نخواهد داشت.
تبريزى (قدس سرّه): ولى در صورت ذكر شده در سؤال، بعد از مراجعهى شوهر اول چون زن به شوهر دوم بدون تحقق طلاق ازدواج كرده، عقد دوم باطل بوده و زن به برادر شوهرش حرام ابدى مىشود و زوجيت او نسبت به شوهر اول باقى مىباشد، والله العالم.
سؤال (789) الف: دختر عمهى من در عراق ازدواج كرده و داراى سه فرزند مىباشد، حكومت عراق او و سه فرزندنش را از عراق اخراج كرده و شوهرش را زندانى نموده است بعد از گذشت يك سال خبر زنده بودن شوهرش به او رسيده است ولى بعد از گذشت چهارده سال از آخرين خبر، هيچگونه خبرى از زنده بودن و يا مرده بودن شوهر ندارد. زن در جستجوى شوهر به عراق رفته و هيچگونه خبرى از شوهر به دست نياورده است او اكنون مىخواهد اقدام به ازدواج مجدد نمايد و شديداً به آن احتياج دارد. وظيفهى شرعى اين زن راجع به طلاق چيست؟
بسمه تعالى: بنابر احتياط واجب در صورتى كه زن كسى را دارد كه خرج زندگى او را بدهد بايد صبر كند تا مرگ شوهرش احراز شود، والله العالم.
ب: در صورتى كه اين زن مانند زنى باشد كه شوهرش مرده است، چگونه بايد عدّه نگه دارد و ابتداى شروع عدّهى او از چه زمانى محسوب مىگردد؟
بسمه تعالى: ازدواج اين زن با مرد ديگر بعد از گذشت عدّه محل اشكال است و بنابر احتياط اين زن بايد صبر كند تا آنكه اطمينان به مرگ شوهرش پيدا نموده و يا آنكه، كسى كه خبرش اعتبار شرعى دارد، خبر مرگ او را به زن بدهد، والله العالم.
سؤال (790) زنى در عراق ازدواج نموده و بعد از گذشت مدتى شوهرش گم شده و هيچگونه خبرى از او نبوده است. بعد از گذشت 10 سال، شوهرش را در يكى از كشورهاى اروپايى پيدا كرده و با تماس تلفنى به او گفته كه به زندگى خود برگشته و زن را از تنهايى نجات دهد. مرد از برگشت ممانعت كرده و از پرداخت نفقه هم امتناع مىكند. زن به همين جهت از مرد درخواست طلاق نموده و شوهر در جوابش گفته كه من مسيحى شدهام و در دين مسيح زن را طلاق نمىدهند مگر در صورتى كه اقدام به عمل منافى عفت كند. اكنون از اين مسئله 17 سال گذشته و اين مرد فقط براى دخترش ماهى 150 هزار تومان مىفرستد. آيا اين زن مىتواند خودش را طلاق داده يا آنكه بايد به حاكم شرع جامع الشرايط مراجعه نمايد؟
بسمه تعالى: بعد از آنكه ثابت شد كه مرد از پرداخت نفقه و يا طلاق دادن زن امتناع مىكند تنها حاكم شرع جامع الشرايط و يا وكيل او مىتواند اقدام به طلاق دادن زن نمايند و اگر در نزد حاكم شرع ثابت شود كه مرد خود را مسيحى خوانده است اين كلام امتناع از طلاق و نفقه محسوب گرديده
و در اين زمان حاكم شرع مىتواند زن را طلاق دهد، والله العالم.
سؤال (791) زنى كه شوهرش گم شده و او هرگز جستجويى از شوهرش ننموده و چهار سال هم صبر نكرده است. اين زن بدون مراجعه به حاكم شرعى و به خاطر جهل و نادانى به موضوع و حكم شرعى با مردى ازدواج نموده است با توجه به اينكه اين زن يقين دارد كه شوهرش در جنگ كشته شده است. حكم شرعى ازدواج اين زن را بيان فرمائيد؟
بسمه تعالى: ازدواج اين زن بعد از نگه داشتن عدّه محل اشكال است و بنابر احتياط اين زن بايد بقدرى صبر كند تا علم و يا اطمينان پيدا نموده و يا آنكه، كسى كه خبرش شرعاً معتبر است خبر مرگ شوهرش را به او بدهد، والله العالم.
سؤال (792) تكليف همسر شخصى كه به مدت 10 سال هيچگونه خبرى از او نمىباشد، در ازدواج مجدد چيست. آيا اين زن مانند زنى است كه شوهرش از دنيا رفته است با توجه به اينكه اين زن هيچگونه جستجوئى از شوهر گمشده خود نكرده است؟
خوئى (قدس سرّه): همسر اين مرد گم شده مانند زنى كه همسرش از دنيا رفته نمىباشد مگر آنكه بعد از گذشت 10 سال طلاق داده شود و در صورت وقوع طلاق عدّهى طلاق نگه داشته و از مرد گم شده جدا مىشود، والله العالم.
تبريزى (قدس سرّه): بله اين زن حكم زنى را دارد كه همسرش مرده باشد البته اين حكم در صورتى است كه همسر او به مسافرتى رفته باشد كه دريائى محسوب شود اگرچه احتياط آن است كه از حاكم شرعى درخواست طلاق كند.
سؤال (793) من خواهرى دارم كه شوهرش 3 سال است گم شده است و اين زن فقط مىداند كه شوهرش مسافرت كرده و هيچگونه خبرى از او نمىباشد. اين زن اكنون در مشكلات متعددى به سر مىبرد. لطفاً وظيفهى شرعى اين زن را در اين مشكل و اقدام به ازدواج بيان فرمائيد؟
بسمه تعالى: بايد از شخصى كه گم شده، چهار سال در اماكنى كه احتمال وجود او مىرود، جستجو كند و اگر در خلال اين مدت خبرى از او نشد و معلوم نشد كه او زنده است يا مرده و كسى نبود كه نفقهى زن را پرداخت كند. حاكم شرع اين زن را طلاق مىدهد و بعد از طلاق و گذشت عدّه (كه همان عدّهى وفات مىباشد) مىتواند با مرد ديگرى ازدواج كند و اگر سه سال جستجو نمود، اين مدت از چهار سال محسوب گشته و بايد يك سال ديگر جستجو كند، والله العالم.
سؤال (794) زنى كه شوهرش مفقود گرديده و او هيچگونه جستجوئى از شوهرش نكرده و چهار سال هم صبر نكرده و به حاكم شرع هم مراجعه نداشته است و بخاطر جهل به مسايل شرعى با مردى ازدواج كرده است و بعد از گذشت مدتى پى به مسئله شرعى برده است. اكنون وظيفه شرعى اين زن با توجه اينكه ادعا مىكند، هنگام ازدواج يقين به مرگ شوهرش در جنگ داشته است، چيست؟
بسمه تعالى: در صورتى كه يقين به مرگ شوهرش داشته و ازدواجش بعد از گذشت عدّهى وفات كه بعد از يقين به مرگ شوهرش شروع مىشود تحقق پيدا كرده، ازدواجش صحيح مىباشد و در غير اين صورت عقد ازدواج باطل بوده و زن به مردى كه با او ازدواج نموده، حرام ابدى مىشود، والله العالم.