احكام زنى كه شوهرش زندانى مىباشد
سؤال (795) زنى كه از جهت مالى بىنياز مىباشد و شوهرش مدتى طولانى محكوم به زندان گرديده است. اين زن جهت نفقه مشكلى ندارد ولى از جهت تنها و دور بودن از شوهر به مشكلات ديگرى مبتلا شده است و امكان دارد كه مرتكب معصيت خدا شود. وظيفهى شرعى اين زن چيست؟
خوئى (قدس سرّه): در فرض مذكور در سؤال، اين زن مىتواند از شوهرش درخواست طلاق نمايد و غير از طلاق گرفتن از شوهر راهى ندارد، والله العالم.
سؤال (796) زنانى كه شوهرانشان مدتى طولانى زندانى بوده و هيچ گونه خبرى دربارهى مرگ و يا زنده بودنشان در دست نمىباشد. آيا مانند زنانى هستند كه شوهرانشان در جنگ مفقود گرديده يا با آنان فرق دارند؟
بسمه تعالى: بله حكم اين گروه از زنان مانند زنانى است كه شوهرانشان گم شده باشد. اين گروه بايد بعد از مراجعه به حاكم شرع چهار سال از شوهر خود فحص و جستجو نمايند و اگر خبرى نسبت به مرگ و يا زندگى شوهر خود به دست نياوردند حاكم شرع و يا وكيل او در صورتى كه زن كسى را كه نفقهاش را بدهد نداشته باشد، او را طلاق مىدهد، والله العالم.
سؤال (797) آيا حاكم شرع و يا وكيل او مىتوانند زنى را كه شوهرش محكوم به حبس ابد بوده و قدرت پرداخت نفقه را نداشته و از طلاق دادن زن هم امتناع مىكند، طلاق دهند؟
خوئى (قدس سرّه): بله، در صورتى كه به طريق شرعى ثابت شود كه شوهر از طلاق دادن امتناع مىكند، مىتوانند زن را طلاق دهند، والله العالم.
طلاق توسط قاضى سنى
سؤال (798) اگر قاضى سنّى زنى را طلاق دهد بعد از آنكه زن با شوهرش اختلاف شديد داشته است. آيا اين طلاق صحيح است در صورتى كه مرد زن را رها كرده و از دادن نفقهى او هم امتناع مىكند و راضى به طلاق دادن زن هم نمىشود و اين زن ناچار است كه مدتى طولانى بدون شوهر و نفقه به سر برد و شوهر هم از طلاق دادن زن در نزد قاضى شيعه امتناع مىكند، اكنون وظيفهى شرعى اين زن چيست؟
خوئى (قدس سرّه): بايد طلاق را به شكل صحيح آن تكرار كرد و در صورتى كه شوهر از پرداخت نفقه و طلاق خوددارى مىكند، حاكم شرع او را ملزم به يكى از آن دو راه مىكند و در صورت امتناع شوهر، حاكم شرع و يا وكيل آن زن را طلاق مىدهند.
سؤال (799) زن شيعه مذهبى كه با عقد صحيح ازدواج كرده است، سپس بعد از مدتى با شوهرش اختلاف پيدا كرده و بعد از مراجعه به يك قاضى سنّى اقدام به طلاق كردهاند. قاضى سنّى هم طلاق را طبق مذهب خودش جارى ساخته است. اين زن بعد از طلاق با مرد شيعه مذهبى ازدواج كرده و مرد بعد از مدتى متوجه شده كه زن را قاضى سنّى طبق مذهبش طلاق داده است. اكنون مستدعى است با توجه به سؤال ذكر شده به موارد ذيل جواب عنايت فرمائيد؟
1- آيا طلاق در نزد قاضى سنّى صحيح مىباشد با توجه به اينكه طلاق فاقد شرايط شرعى در مذهب شيعه مىباشد؟
خوئى (قدس سرّه): طلاق ذكر شده باطل مىباشد و اثرى ندارد و هيچ مرد ديگرى نمىتواند با اين زن ازدواج كند.
2- آيا ازدواج دوم اين زن صحيح مىباشد با توجه به اينكه مرد شيعه هيچگونه التفات و توجهى به اين قضيه نداشته است؟
خوئى (قدس سرّه): هر زنى كه ادعا كند، شوهر ندارد و مرد هم او را نشناسد و علم به فساد ادعاى او نداشته باشد، مىتوان با او ازدواج كرد.
3- آيا واجب است كه شوهر دوم او را طلاق دهد يا آنكه بدون طلاق زن از مرد جدا مىشود؟
خوئى (قدس سرّه): مرد بايد از زن جدا شود و اين زن به مرد شيعه حرام ابدى مىشود و در جدايى از زن نيازى به طلاق نمىباشد، زيرا اصل عقد واقع بر زن، باطل و بى اثر بوده است.
4- آيا واجب است كه شوهر اول براى بار ديگر زن را طلاق دهد تا آنكه مرد دوم بتواند زن را دوباره به عقد خويش درآورد؟
خوئى (قدس سرّه): اين زن در زوجيت مرد اول باقى مىباشد و همسر او محسوب مىگردد و واجب نيست كه شوهر اول دوباره او را طلاق دهد و مرد دوم هم نمىتواند با اين زن هرچند شوهر اول او را طلاق دهد، ازدواج كند، زيرا بر مرد دوم حرام ابدى شده است البته آنچه كه گفته شد در صورتى است كه مرد اول شيعه باشد ولى در صورتى كه شوهر اول سنّى بوده، طلاق اول صحيح بوده و شوهر دوم نيازى به جدايى از زن ندارد، والله العالم.
سؤال (800) زن شيعهاى كه شوهر شيعهى او اقدام به طلاق او را در محاكم سنّى نموده است. اين زن بعد از طلاق، اقدام به ازدواج با مرد شيعهى ديگرى نموده است ولى به شوهر دوم نگفته است كه طلاقش در محاكم سنّى و در نزد قاضى سنّى انجام گرفته است. شوهر دوم بعد از مدتى متوجهى اين
مسئله شده و با مراجعه به شوهر اول، زن را در يكى از محاكم شيعى و طبق مذهب شيعه طلاق دادهاند. آيا ازدواج مرد دوم بعد از طلاق صحيح دوم با اين زن صحيح مىباشد؟
بسمه تعالى: اگر معلوم نشود طلاقى كه قاضى سنّى داده، واجد شرايط معتبر در طلاق در نزد شيعه مانند حضور دو شاهد عادل بوده است، اين زن به شوهر دوم بعد از دخول حرام ابدى مىشود. اما شوهر اول كه زن را براى بار دوم در نزد قاضى شيعه طلاق داده است، طلاقش صحيح مىباشد، والله العالم.
سؤال (801) آيا زنى كه شيعه بوده و در يك محكمهى شيعى با مرد شيعه مذهبى ازدواج نموده، مىتواند با مراجعه به يك محكمهى سنّى از شوهرش درخواست طلاق نمايد، البته اين زن هنگام مراجعه به محكمه سنّى ادعا كرده كه سنّى مذهب مىباشد؟
بسمه تعالى: زن حق مطالبهى طلاق از شوهرش را ندارد چه رسد به آنكه بخواهد اين درخواست را در يك محكمهى سنّى مطرح سازد و ادعاى سنّى بودن او هم اثرى ندارد، والله العالم.
سؤال (802) در مسئلهى گذشته اگر محكمهى سنّى زن را طلاق دهد. آيا طلاق او واقع مىشود؟
بسمه تعالى: اگر مرد شيعه به قاضى سنّى در طلاق وكالت داده باشد و قاضى سنّى هم طلاق را طبق مذهب شيعه و با شرايط آن مانند حضور دو شاهد عادل از شيعه منعقد ساخته باشد، طلاق واقع شده است و در كسى كه صيغهى طلاق را جارى مىسازد، در صورتى كه مراعات شرايط معتبر در نزد شيعه را نمايد، شيعه بودن شرط نمىباشد، والله العالم.
احكام رجوع
سؤال (803) مردى زنش را طلاق داده و در اثناء عدّه به او رجوع نموده است ولى زن اين رجوع را انكار مىكند. مرد دو شاهد عادل اقامه نموده كه به زن رجوع نموده است. آيا اين زن همسر اين مرد محسوب مىگردد؟
بسمه تعالى: طبق مفروض مسئله رجوع محقق مىشود، والله العالم.
سؤال (804) آيا مردى كه مىخواهد به همسرش رجوع نمايد، بايد تلفظ به لفظ خاصى بنمايد يا آنكه مجرد بعضى از اعمال كه دلالت بر رجوع مىكند، كافى است؟
خوئى (قدس سرّه): بله مىتواند مرد رجوع خود را با لفظ انشاء كند مثل اينكه بگويد رجعت بك وراجعتك وارجعتك الى نكاحى؛ و همچنين با بعضى از اعمال مثل بوسيدن زن با شهوت رجوع محقق مىگردد، البته در مورد دوم بايد مرد از انجام عمل قصد رجوع داشته باشد، والله العالم.
تبريزى (قدس سرّه): ولى در صورتى كه رجوع با عمل به دخول و نزديكى باشد نيازى به قصد انشاء رجوع نمىباشد.
سؤال (805) آيا بوسيدن و لمس كردن اعضايى از زن كه تنها شوهرش مىتواند به آن اعضاء نگاه كند در صورتى كه زن را طلاق رجعى داده باشند بدون آنكه شوهر قصد رجوع نمايد، رجوع محسوب مىشود. آيا قصد شهوت و يا عدم آن در مفروض مسئله اثرى در تحقق رجوع دارد؟
بسمه تعالى: بوسيدن و لمس زنى كه او را طلاق رجعى دادهاند براى شوهرش مانعى ندارد هرچند از اين عمل قصد شهوت داشته باشد، ولى اين عمل در صورتى كه شوهر قصد رجوع نكرده باشد، رجوع به مطلّقه محسوب نمىگردد. بله در صورتى كه شوهر با همسر مطلّقه عمل نزديكى و دخول
انجام دهد رجوع محقق شده و نيازى به قصد رجوع ندارد، والله العالم.
سؤال (806) آيا در تحقق رجوع مرد به زن مطلّقه، حضور شاهد مانند تحقق طلاق معتبر مىباشد؟
خوئى (قدس سرّه): در رجوع به زن مطلّقه نيازى به شاهد نمىباشد، والله العالم.
سؤال (807) آيا رجوع به زن مطلّقه قابل توكيل مىباشد چنانچه در طلاق اين مسئله قابل توكيل مىباشد. آيا مرد مىتواند كسى را وكيل كند كه او با لفظ، رجوع مرد را به زن انشاء كند؟
خوئى (قدس سرّه): بله مرد مىتواند كسى را وكيل كند كه با لفظ رجوع مرد را به زن انشاء نمايد مثلًا وكيل بگويد (ارجعتك الى نكاح موكلى) رجوع محقق شده است، والله العالم.
سؤال (808) طبق آنچه كه در شرع مقدّس مقرر گرديده، بايد رجوع مرد به زن مطلّقه قبل از اتمام ايام عدّه باشد. اگر مرد به همسر مطلّقه رجوع نموده، ولى زن ادعا مىكند كه ايام عدّهاش تمام شده است. آيا در اين فرض مرد مىتواند رجوع نمايد؟
خوئى (قدس سرّه): در فرض مسئله ادعاى زن تصديق مىشود، والله العالم.
سؤال (809) اگر مردى زنش را طلاق رجعى داده و زن هم باردار بوده است. مرد هنگام زايمان در حالى كه فقط نصف بدن بچه از رحم بيرون آمده به همسر مطلّقهاش رجوع نموده است. آيا رجوع در اين وقت صحيح مىباشد؟
خوئى (قدس سرّه): تا زمانى كه زايمان به شكل كامل محقق نشده باشد رجوع مرد صحيح مىباشد، والله العالم.
وكالت دادن در طلاق
سؤال (810) مدت 6 سال است كه بين من و همسرم اختلاف پديد آمده و تا به حال دو مرتبه او را طلاق داده، سپس به او رجوع نمودهام بعد از اين دو طلاق شخصى را وكيل نمودم تا آنكه بين من و همسرم و خانوادهى او رفع اختلاف نموده و صلح ايجاد كند ولى بعد از مدتى فهميدم كه وكيل، همسرم را از طرف من طلاق داده و هيچ گونه سعى و تلاش براى ايجاد صلح و سازش نكرده است. من به اين طلاق اعتراض نموده ولى خانوادهى اين زن با داشتن ورقهاى از قاضى محكمه موضوع طلاق را مسلم مىدانند. اكنون من از اين زن داراى فرزند بوده و هر دو خواهان شروع زندگى جديدى مىباشيم و اين طلاق به هيچ وجه به اختيار و خواستهى من نبوده وكيل از طرف خود اقدام به آن نموده است. لطفاً حكم شرعى اين طلاق واقع شده را بيان فرمائيد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه شما به شخص در طلاق زوجه و همسر خود وكالت دادهايد و او هم استناداً به وكالت شما زن را طلاق داده است، طلاق واقع شده و شما نمىتوانيد به زن رجوع نمائيد مگر آنكه شخصى با زن عقد دايم نموده و با او نزديكى كرده و او را طلاق دهد سپس بعد از گذشت عدّه، شما مىتوانيد دوباره او را به عقد خود درآوريد، والله العالم.
سؤال (811) برخى موارد زوجين به محكمه مراجعه نموده و شوهر داراى رفتار نادرست و زشت با همسرش بوده و او را مورد ضرب و شتم و اهانت قرار مىدهد. اين وضع زندگى را براى زن دشوار نموده است در اين بين زن در محكمه مرد را متعهد مىسازد كه بايد بعد از اين رفتارش با زن صحيح بوده و هيچ گونه اهانتى به او روا ندارد و همچنين مرد را ملزم
مىسازد كه با قاضى محكمه وكالت دهد كه هرگاه مرد به عهد خود عمل ننمود، قاضى حق داشته باشد كه زن را بدون مراجعه به شوهر طلاق دهد. آيا با توجه به آنچه كه ذكر شد در صورتى كه به عهد خود عمل نكند قاضى مىتواند اقدام به طلاق زن نمايد. آيا طريقى وجود دارد كه زن وكالت از شوهر گرفته به شكلى كه مرد نتواند وكالت را به هم بزند و به اين طريق زن بتواند در صورتى كه مرد به عهدش عمل نكرد، خود را مطلّقه سازد؟
خوئى (قدس سرّه): زن مىتواند هنگام عقد ازدواج حق طلاق را براى خود ثابت سازد به اين معنى كه از شوهر وكالت بگيرد كه هر وقت خواست، خود را مطلّقه سازد و اگر در هنگام ازدواج نتوانسته اين عمل را انجام دهد بعد از ازدواج مىتواند در ضمن عقد لازم ديگرى اين وكالت را براى خود شرط كند.
مسايل متفرقه در طلاق
سؤال (812) آيا زن مىتواند بعد از مرگ شوهرش به عكسهاى او نگاه كند و همچنين براى شوهر اين عمل در صورت مرگ همسرش جايز است. آيا در صورت طلاق هم نگاه زن و يا مرد به عكس همديگر جايز است؟
بسمه تعالى: نگاه به عكس بعد از طلاق جايز نمىباشد، اما نگاه به عكس بعد از مرگ مانعى ندارد، والله العالم.
سؤال (813) در كشور آمريكا عقد ازدواج در محاكم و دادگسترىهايى كه در هر شهرى وجود دارد ثبت مىشود و اين دادگسترىها براى خود قوانين و ضوابطى دارند كه طبق آن عمل مىكنند. يكى از اين قوانين به اين شكل