بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 328

سؤال (793) من خواهرى دارم كه شوهرش 3 سال است گم شده است و اين زن فقط مى‌داند كه شوهرش مسافرت كرده و هيچگونه خبرى از او نمى‌باشد. اين زن اكنون در مشكلات متعددى به سر مى‌برد. لطفاً وظيفه‌ى شرعى اين زن را در اين مشكل و اقدام به ازدواج بيان فرمائيد؟

بسمه تعالى: بايد از شخصى كه گم شده، چهار سال در اماكنى كه احتمال وجود او مى‌رود، جستجو كند و اگر در خلال اين مدت خبرى از او نشد و معلوم نشد كه او زنده است يا مرده و كسى نبود كه نفقه‌ى زن را پرداخت كند. حاكم شرع اين زن را طلاق مى‌دهد و بعد از طلاق و گذشت عدّه (كه همان عدّه‌ى وفات مى‌باشد) مى‌تواند با مرد ديگرى ازدواج كند و اگر سه سال جستجو نمود، اين مدت از چهار سال محسوب گشته و بايد يك سال ديگر جستجو كند، والله العالم.

سؤال (794) زنى كه شوهرش مفقود گرديده و او هيچگونه جستجوئى از شوهرش نكرده و چهار سال هم صبر نكرده و به حاكم شرع هم مراجعه نداشته است و بخاطر جهل به مسايل شرعى با مردى ازدواج كرده است و بعد از گذشت مدتى پى به مسئله شرعى برده است. اكنون وظيفه شرعى اين زن با توجه اينكه ادعا مى‌كند، هنگام ازدواج يقين به مرگ شوهرش در جنگ داشته است، چيست؟

بسمه تعالى: در صورتى كه يقين به مرگ شوهرش داشته و ازدواجش بعد از گذشت عدّه‌ى وفات كه بعد از يقين به مرگ شوهرش شروع مى‌شود تحقق پيدا كرده، ازدواجش صحيح مى‌باشد و در غير اين صورت عقد ازدواج باطل بوده و زن به مردى كه با او ازدواج نموده، حرام ابدى مى‌شود، والله العالم.


صفحه 329

احكام زنى كه شوهرش زندانى مى‌باشد

سؤال (795) زنى كه از جهت مالى بى‌نياز مى‌باشد و شوهرش مدتى طولانى محكوم به زندان گرديده است. اين زن جهت نفقه مشكلى ندارد ولى از جهت تنها و دور بودن از شوهر به مشكلات ديگرى مبتلا شده است و امكان دارد كه مرتكب معصيت خدا شود. وظيفه‌ى شرعى اين زن چيست؟

خوئى (قدس سرّه): در فرض مذكور در سؤال، اين زن مى‌تواند از شوهرش درخواست طلاق نمايد و غير از طلاق گرفتن از شوهر راهى ندارد، والله العالم.

سؤال (796) زنانى كه شوهرانشان مدتى طولانى زندانى بوده و هيچ گونه خبرى درباره‌ى مرگ و يا زنده بودنشان در دست نمى‌باشد. آيا مانند زنانى هستند كه شوهرانشان در جنگ مفقود گرديده يا با آنان فرق دارند؟

بسمه تعالى: بله حكم اين گروه از زنان مانند زنانى است كه شوهرانشان گم شده باشد. اين گروه بايد بعد از مراجعه به حاكم شرع چهار سال از شوهر خود فحص و جستجو نمايند و اگر خبرى نسبت به مرگ و يا زندگى شوهر خود به دست نياوردند حاكم شرع و يا وكيل او در صورتى كه زن كسى را كه نفقه‌اش را بدهد نداشته باشد، او را طلاق مى‌دهد، والله العالم.

سؤال (797) آيا حاكم شرع و يا وكيل او مى‌توانند زنى را كه شوهرش محكوم به حبس ابد بوده و قدرت پرداخت نفقه را نداشته و از طلاق دادن زن هم امتناع مى‌كند، طلاق دهند؟

خوئى (قدس سرّه): بله، در صورتى كه به طريق شرعى ثابت شود كه شوهر از طلاق دادن امتناع مى‌كند، مى‌توانند زن را طلاق دهند، والله العالم.


صفحه 330

طلاق توسط قاضى سنى‌

سؤال (798) اگر قاضى سنّى زنى را طلاق دهد بعد از آنكه زن با شوهرش اختلاف شديد داشته است. آيا اين طلاق صحيح است در صورتى كه مرد زن را رها كرده و از دادن نفقه‌ى او هم امتناع مى‌كند و راضى به طلاق دادن زن هم نمى‌شود و اين زن ناچار است كه مدتى طولانى بدون شوهر و نفقه به سر برد و شوهر هم از طلاق دادن زن در نزد قاضى شيعه امتناع مى‌كند، اكنون وظيفه‌ى شرعى اين زن چيست؟

خوئى (قدس سرّه): بايد طلاق را به شكل صحيح آن تكرار كرد و در صورتى كه شوهر از پرداخت نفقه و طلاق خوددارى مى‌كند، حاكم شرع او را ملزم به يكى از آن دو راه مى‌كند و در صورت امتناع شوهر، حاكم شرع و يا وكيل آن زن را طلاق مى‌دهند.

سؤال (799) زن شيعه مذهبى كه با عقد صحيح ازدواج كرده است، سپس بعد از مدتى با شوهرش اختلاف پيدا كرده و بعد از مراجعه به يك قاضى سنّى اقدام به طلاق كرده‌اند. قاضى سنّى هم طلاق را طبق مذهب خودش جارى ساخته است. اين زن بعد از طلاق با مرد شيعه مذهبى ازدواج كرده و مرد بعد از مدتى متوجه شده كه زن را قاضى سنّى طبق مذهبش طلاق داده است. اكنون مستدعى است با توجه به سؤال ذكر شده به موارد ذيل جواب عنايت فرمائيد؟

1- آيا طلاق در نزد قاضى سنّى صحيح مى‌باشد با توجه به اينكه طلاق فاقد شرايط شرعى در مذهب شيعه مى‌باشد؟

خوئى (قدس سرّه): طلاق ذكر شده باطل مى‌باشد و اثرى ندارد و هيچ مرد ديگرى نمى‌تواند با اين زن ازدواج كند.


صفحه 331

2- آيا ازدواج دوم اين زن صحيح مى‌باشد با توجه به اينكه مرد شيعه هيچگونه التفات و توجهى به اين قضيه نداشته است؟

خوئى (قدس سرّه): هر زنى كه ادعا كند، شوهر ندارد و مرد هم او را نشناسد و علم به فساد ادعاى او نداشته باشد، مى‌توان با او ازدواج كرد.

3- آيا واجب است كه شوهر دوم او را طلاق دهد يا آنكه بدون طلاق زن از مرد جدا مى‌شود؟

خوئى (قدس سرّه): مرد بايد از زن جدا شود و اين زن به مرد شيعه حرام ابدى مى‌شود و در جدايى از زن نيازى به طلاق نمى‌باشد، زيرا اصل عقد واقع بر زن، باطل و بى اثر بوده است.

4- آيا واجب است كه شوهر اول براى بار ديگر زن را طلاق دهد تا آنكه مرد دوم بتواند زن را دوباره به عقد خويش درآورد؟

خوئى (قدس سرّه): اين زن در زوجيت مرد اول باقى مى‌باشد و همسر او محسوب مى‌گردد و واجب نيست كه شوهر اول دوباره او را طلاق دهد و مرد دوم هم نمى‌تواند با اين زن هرچند شوهر اول او را طلاق دهد، ازدواج كند، زيرا بر مرد دوم حرام ابدى شده است البته آنچه كه گفته شد در صورتى است كه مرد اول شيعه باشد ولى در صورتى كه شوهر اول سنّى بوده، طلاق اول صحيح بوده و شوهر دوم نيازى به جدايى از زن ندارد، والله العالم.

سؤال (800) زن شيعه‌اى كه شوهر شيعه‌ى او اقدام به طلاق او را در محاكم سنّى نموده است. اين زن بعد از طلاق، اقدام به ازدواج با مرد شيعه‌ى ديگرى نموده است ولى به شوهر دوم نگفته است كه طلاقش در محاكم سنّى و در نزد قاضى سنّى انجام گرفته است. شوهر دوم بعد از مدتى متوجه‌ى اين‌


صفحه 332

مسئله شده و با مراجعه به شوهر اول، زن را در يكى از محاكم شيعى و طبق مذهب شيعه طلاق داده‌اند. آيا ازدواج مرد دوم بعد از طلاق صحيح دوم با اين زن صحيح مى‌باشد؟

بسمه تعالى: اگر معلوم نشود طلاقى كه قاضى سنّى داده، واجد شرايط معتبر در طلاق در نزد شيعه مانند حضور دو شاهد عادل بوده است، اين زن به شوهر دوم بعد از دخول حرام ابدى مى‌شود. اما شوهر اول كه زن را براى بار دوم در نزد قاضى شيعه طلاق داده است، طلاقش صحيح مى‌باشد، والله العالم.

سؤال (801) آيا زنى كه شيعه بوده و در يك محكمه‌ى شيعى با مرد شيعه مذهبى ازدواج نموده، مى‌تواند با مراجعه به يك محكمه‌ى سنّى از شوهرش درخواست طلاق نمايد، البته اين زن هنگام مراجعه به محكمه سنّى ادعا كرده كه سنّى مذهب مى‌باشد؟

بسمه تعالى: زن حق مطالبه‌ى طلاق از شوهرش را ندارد چه رسد به آنكه بخواهد اين درخواست را در يك محكمه‌ى سنّى مطرح سازد و ادعاى سنّى بودن او هم اثرى ندارد، والله العالم.

سؤال (802) در مسئله‌ى گذشته اگر محكمه‌ى سنّى زن را طلاق دهد. آيا طلاق او واقع مى‌شود؟

بسمه تعالى: اگر مرد شيعه به قاضى سنّى در طلاق وكالت داده باشد و قاضى سنّى هم طلاق را طبق مذهب شيعه و با شرايط آن مانند حضور دو شاهد عادل از شيعه منعقد ساخته باشد، طلاق واقع شده است و در كسى كه صيغه‌ى طلاق را جارى مى‌سازد، در صورتى كه مراعات شرايط معتبر در نزد شيعه را نمايد، شيعه بودن شرط نمى‌باشد، والله العالم.


صفحه 333

احكام رجوع‌

سؤال (803) مردى زنش را طلاق داده و در اثناء عدّه به او رجوع نموده است ولى زن اين رجوع را انكار مى‌كند. مرد دو شاهد عادل اقامه نموده كه به زن رجوع نموده است. آيا اين زن همسر اين مرد محسوب مى‌گردد؟

بسمه تعالى: طبق مفروض مسئله رجوع محقق مى‌شود، والله العالم.

سؤال (804) آيا مردى كه مى‌خواهد به همسرش رجوع نمايد، بايد تلفظ به لفظ خاصى بنمايد يا آنكه مجرد بعضى از اعمال كه دلالت بر رجوع مى‌كند، كافى است؟

خوئى (قدس سرّه): بله مى‌تواند مرد رجوع خود را با لفظ انشاء كند مثل اينكه بگويد رجعت بك وراجعتك وارجعتك الى نكاحى؛ و همچنين با بعضى از اعمال مثل بوسيدن زن با شهوت رجوع محقق مى‌گردد، البته در مورد دوم بايد مرد از انجام عمل قصد رجوع داشته باشد، والله العالم.

تبريزى (قدس سرّه): ولى در صورتى كه رجوع با عمل به دخول و نزديكى باشد نيازى به قصد انشاء رجوع نمى‌باشد.

سؤال (805) آيا بوسيدن و لمس كردن اعضايى از زن كه تنها شوهرش مى‌تواند به آن اعضاء نگاه كند در صورتى كه زن را طلاق رجعى داده باشند بدون آنكه شوهر قصد رجوع نمايد، رجوع محسوب مى‌شود. آيا قصد شهوت و يا عدم آن در مفروض مسئله اثرى در تحقق رجوع دارد؟

بسمه تعالى: بوسيدن و لمس زنى كه او را طلاق رجعى داده‌اند براى شوهرش مانعى ندارد هرچند از اين عمل قصد شهوت داشته باشد، ولى اين عمل در صورتى كه شوهر قصد رجوع نكرده باشد، رجوع به مطلّقه محسوب نمى‌گردد. بله در صورتى كه شوهر با همسر مطلّقه عمل نزديكى و دخول‌


صفحه 334

انجام دهد رجوع محقق شده و نيازى به قصد رجوع ندارد، والله العالم.

سؤال (806) آيا در تحقق رجوع مرد به زن مطلّقه، حضور شاهد مانند تحقق طلاق معتبر مى‌باشد؟

خوئى (قدس سرّه): در رجوع به زن مطلّقه نيازى به شاهد نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (807) آيا رجوع به زن مطلّقه قابل توكيل مى‌باشد چنانچه در طلاق اين مسئله قابل توكيل مى‌باشد. آيا مرد مى‌تواند كسى را وكيل كند كه او با لفظ، رجوع مرد را به زن انشاء كند؟

خوئى (قدس سرّه): بله مرد مى‌تواند كسى را وكيل كند كه با لفظ رجوع مرد را به زن انشاء نمايد مثلًا وكيل بگويد (ارجعتك الى نكاح موكلى) رجوع محقق شده است، والله العالم.

سؤال (808) طبق آنچه كه در شرع مقدّس مقرر گرديده، بايد رجوع مرد به زن مطلّقه قبل از اتمام ايام عدّه باشد. اگر مرد به همسر مطلّقه رجوع نموده، ولى زن ادعا مى‌كند كه ايام عدّه‌اش تمام شده است. آيا در اين فرض مرد مى‌تواند رجوع نمايد؟

خوئى (قدس سرّه): در فرض مسئله ادعاى زن تصديق مى‌شود، والله العالم.

سؤال (809) اگر مردى زنش را طلاق رجعى داده و زن هم باردار بوده است. مرد هنگام زايمان در حالى كه فقط نصف بدن بچه از رحم بيرون آمده به همسر مطلّقه‌اش رجوع نموده است. آيا رجوع در اين وقت صحيح مى‌باشد؟

خوئى (قدس سرّه): تا زمانى كه زايمان به شكل كامل محقق نشده باشد رجوع مرد صحيح مى‌باشد، والله العالم.


صفحه 335

وكالت دادن در طلاق‌

سؤال (810) مدت 6 سال است كه بين من و همسرم اختلاف پديد آمده و تا به حال دو مرتبه او را طلاق داده، سپس به او رجوع نموده‌ام بعد از اين دو طلاق شخصى را وكيل نمودم تا آنكه بين من و همسرم و خانواده‌ى او رفع اختلاف نموده و صلح ايجاد كند ولى بعد از مدتى فهميدم كه وكيل، همسرم را از طرف من طلاق داده و هيچ گونه سعى و تلاش براى ايجاد صلح و سازش نكرده است. من به اين طلاق اعتراض نموده ولى خانواده‌ى اين زن با داشتن ورقه‌اى از قاضى محكمه موضوع طلاق را مسلم مى‌دانند. اكنون من از اين زن داراى فرزند بوده و هر دو خواهان شروع زندگى جديدى مى‌باشيم و اين طلاق به هيچ وجه به اختيار و خواسته‌ى من نبوده وكيل از طرف خود اقدام به آن نموده است. لطفاً حكم شرعى اين طلاق واقع شده را بيان فرمائيد؟

بسمه تعالى: در صورتى كه شما به شخص در طلاق زوجه و همسر خود وكالت داده‌ايد و او هم استناداً به وكالت شما زن را طلاق داده است، طلاق واقع شده و شما نمى‌توانيد به زن رجوع نمائيد مگر آنكه شخصى با زن عقد دايم نموده و با او نزديكى كرده و او را طلاق دهد سپس بعد از گذشت عدّه، شما مى‌توانيد دوباره او را به عقد خود درآوريد، والله العالم.

سؤال (811) برخى موارد زوجين به محكمه مراجعه نموده و شوهر داراى رفتار نادرست و زشت با همسرش بوده و او را مورد ضرب و شتم و اهانت قرار مى‌دهد. اين وضع زندگى را براى زن دشوار نموده است در اين بين زن در محكمه مرد را متعهد مى‌سازد كه بايد بعد از اين رفتارش با زن صحيح بوده و هيچ گونه اهانتى به او روا ندارد و همچنين مرد را ملزم‌