بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 336

مى‌سازد كه با قاضى محكمه وكالت دهد كه هرگاه مرد به عهد خود عمل ننمود، قاضى حق داشته باشد كه زن را بدون مراجعه به شوهر طلاق دهد. آيا با توجه به آنچه كه ذكر شد در صورتى كه به عهد خود عمل نكند قاضى مى‌تواند اقدام به طلاق زن نمايد. آيا طريقى وجود دارد كه زن وكالت از شوهر گرفته به شكلى كه مرد نتواند وكالت را به هم بزند و به اين طريق زن بتواند در صورتى كه مرد به عهدش عمل نكرد، خود را مطلّقه سازد؟

خوئى (قدس سرّه): زن مى‌تواند هنگام عقد ازدواج حق طلاق را براى خود ثابت سازد به اين معنى كه از شوهر وكالت بگيرد كه هر وقت خواست، خود را مطلّقه سازد و اگر در هنگام ازدواج نتوانسته اين عمل را انجام دهد بعد از ازدواج مى‌تواند در ضمن عقد لازم ديگرى اين وكالت را براى خود شرط كند.

مسايل متفرقه در طلاق‌

سؤال (812) آيا زن مى‌تواند بعد از مرگ شوهرش به عكس‌هاى او نگاه كند و همچنين براى شوهر اين عمل در صورت مرگ همسرش جايز است. آيا در صورت طلاق هم نگاه زن و يا مرد به عكس همديگر جايز است؟

بسمه تعالى: نگاه به عكس بعد از طلاق جايز نمى‌باشد، اما نگاه به عكس بعد از مرگ مانعى ندارد، والله العالم.

سؤال (813) در كشور آمريكا عقد ازدواج در محاكم و دادگسترى‌هايى كه در هر شهرى وجود دارد ثبت مى‌شود و اين دادگسترى‌ها براى خود قوانين و ضوابطى دارند كه طبق آن عمل مى‌كنند. يكى از اين قوانين به اين شكل‌


صفحه 337

مى‌باشد، در صورتى كه زن ميلى به ادامه‌ى زندگى با شوهرش نداشته باشد به اين مراكز مراجعه نموده و اين مراكز مرد را وادار به طلاق همسرش مى‌كنند و در صورت امتناع شوهر از اين امر او را مجبور به پرداخت نصف اموال و دارائى خود به همسر مى‌كنند زنانى كه عقد ازدواجشان در اين مراكز ثبت شده است از اين قانون به عنوان حربه و وسيله‌ى مناسبى براى طلاق گرفتن از شوهران خود استفاده مى‌كنند حكم شرعى اين مسئله در صورتى كه زن خواهان زندگى با شوهرش نباشد، چيست. آيا اين قانون كه در آمريكا به آن عمل مى‌شود اعتبار شرعى دارد. آيا زن مى‌تواند با اتكا به اين قانون از حق خود در زندگى دفاع نمايد با توجه به اينكه بعضى از زنان قصدى براى بدست آوردن اين مال نداشته و تنها مى‌خواهند خود را از علقه‌ى زوجيت نجات دهند. آيا اين مال مى‌تواند به عنوان بذل در صورتى كه طلاق خلعى باشد محسوب گردد با توجه به آنچه كه ذكر گرديد زنان به مراجعه به اين مراكز درخواست طلاق نموده و اين مراكز هم شوهر را مجبور مى‌كنند كه به يكى از علماى دين اسلام مراجعه نموده و زن را طلاق دهد و براى مراجعه شوهر جهت طلاق وقت معينى را مشخص مى‌كنند و در صورت عدم حضور شوهر در وقت مقرر شده اين امر را به عنوان وكيل كردن آن عالم از طرف شوهر براى طلاق دادن همسرش محسوب مى‌كنند با توجه به اينكه اين عالمى كه متصدى طلاق زن مى‌باشد، سنّى مى‌باشد و در برخى موارد شوهران به خاطر علل متعددى از حضور در وقت ذكر شده امتناع مى‌ورزند. آيا طلاقى كه به اين شكل محقق مى‌شود اعتبار شرعى دارد؟

بسمه تعالى: ثبت ازدواج در اين مراكز مانعى ندارد ولى تهديد و اجبار شوهر به‌


صفحه 338

پرداخت نصف دارائى خود در صورت امتناع از طلاق، جايز نبوده و اين طلاق به خاطر اكراه و اجبار شوهر به آن باطل مى‌باشد چنانچه مراجعه به عالم دينى در صورتى كه مرد مجبور به آن باشد و طلاق در نزد آن عالم به جهت مجبور بودن شوهر به آن بى اثر مى‌باشد و عدم مراجعه به عالم در وقت تعيين شده به معناى وكالت دادن به آن عالم در اجراى طلاق محسوب نمى‌گردد در فرض ذكر شده در مسئله زن مى‌تواند هنگام خوانده شدن عقد ازدواج با رضايت طرفين شرط كند كه از طرف شوهر وكيل باشد كه هرگاه اراده كرد خود را طلاق دهد در اين صورت با تحقق اين شرط زن مى‌تواند با وكالتى كه از شوهرش گرفته در صورت ميل نداشتن به زندگى با شوهر، خود را طلاق دهد و اين وكالت بعد از تحقق عقد با عزل شوهر زايل نمى‌گردد، والله العالم.

سؤال (814) در صورتى كه شخصى زنى را به عقد خود در آورده و عقد با تمام شرايط شرعى آن منعقد گرديده است. آيا شخص ديگرى مى‌تواند براى اين زن و مرد ايجاد مزاحمت كرده و شوهر شرعى اين زن را وادار به طلاق همسرش نمايد؟

بسمه تعالى: اين عمل حرام است، والله العالم‌

سؤال (815) آيا زنى كه او را طلاق رجعى و يا بائن داده‌اند مى‌تواند از منى همسرش كه آن را در بانك منى حفظ كرده‌اند بدون اجازه‌ى او استفاده نمايد. در صورتى كه زن اين عمل را انجام داده و اكنون باردار مى‌باشد. تكليف شرعى او نسبت به اين فرزند چيست؟ آيا استفاده از منى در زمان عدّه طلاق رجعى و يا بعد از اتمام آن بدون اجازه‌ى شوهر جايز است؟

خوئى (قدس سرّه): زنى كه او را طلاق رجعى داده‌اند مى‌تواند در بين ايام عدّه‌


صفحه 339

طلاق رجعى از منى همسرش هرچند بدون اجازه‌ى او باشد، استفاده نمايد ولى در صورتى كه طلاق واقع شده بائن باشد حق اين عمل را ندارد زيرا نسبت به شوهرش نامحرم محسوب مى‌گردد و در فرض مسئله اگر اين عمل را هر چند حرام بوده انجام داده باشد تمام احكام شرعى فرزند بر بچه‌اى كه در شكم دارد مترتب مى‌گردد حتى اين فرزند بعد از او ارث مى‌برد؛ زيرا احكام ارث در فرضى مترتب نمى‌گردد كه فرزند از زنا متولد شده باشد و اين حمل، حمل از زنا محسوب نمى‌شود، والله العالم.

سؤال (816) يكى از تجار و بازرگانان با دخترى كه در دانشگاه مشغول تحصيل بوده آشنا شده و بين آن دو علاقه‌ى عاطفى محكمى برقرار گرديده است و اين علاقه باعث ازدواج اين مرد با آن دختر شد ولى بعد از مدتى مرد تاجر متوجه شده كه اين دانشجو، دختر او مى‌باشد اين مرد به بهانه آنكه كارى در كشورى ديگر دارد اين دختر را به نزد خانواده‌اش فرستاد و بعد از آنكه او به محل زندگيش رسيده با نوشتن نامه‌اى او را از واقع امر مطلع ساخته است دختر بعد از خواندن نامه اقدام به خودكشى نموده است. لطفاً تكليف شرعى مرد را در اين حادثه‌ى غم‌انگيز بيان فرمائيد؟

بسمه تعالى: در صورتى كه اين مرد كه پدر دختر است به حقيقت امر جاهل بوده است و بعد از آنكه متوجه شده، هم با دختر نزديكى نكرده گناهى ندارد و تكليفى متوجه‌ى او نيست اما دختر خونش هدر رفته و در آخرت محتاج به رحمت خدا است، والله العالم.


صفحه 340

شرطهاى طلاق‌

سؤال (817) آيا شوهر مى‌تواند هنگام طلاق دادن همسرش با او شرط كند كه با مرد ديگرى بعد از طلاق ازدواج نكند؟

خوئى (قدس سرّه): بله مرد مى‌تواند اقدام به اين شرط نمايد و زن واجب است به آنچه كه متعهد شده عمل نمايد ولى اگر به شرط ذكر شده وفا نكرد و اقدام به ازدواج نمود عقد و ازدواجش صحيح مى‌باشد، والله العالم.

طلاق زن غير مسلمان‌

سؤال (818) بعضى از زنان مسيحى در اروپا طبق قانون كليسا ازدواج مى‌كنند ولى براى طلاق گرفتن از شوهران خود به دادگسترى‌هائى كه در هر شهرى وجود دارد مراجعه مى‌كنند. آيا اين طلاق دادگسترى با توجه به اينكه كليسا طبق آئين مسيح اين طلاق را حرام دانسته و مشروع نمى‌داند صحيح مى‌باشد. آيا بعد از وقوع اين طلاق زن مطلّقه محسوب مى‌گردد يا شوهردار؟

خوئى (قدس سرّه): اگر اين طلاق در آئين و دين مسيح صحيح نباشد، اثرى ندارد.

سؤال (819) طبق آنچه كه معروف و شايع است اهل كتاب قانونى به عنوان طلاق ندارند با توجه به اين نكته، زنانى كه در دادگسترى‌ها اقدام به طلاق مى‌نمايند، چه حكمى دارند؟

خوئى (قدس سرّه): بله معروف و مشهور همان است كه در سؤال ذكر گرديده ولى در صورتى كه، شوهرى كه از اهل كتاب مى‌باشد اعتراف كند كه طلاقى كه در دادگسترى داده مشروع بوده و با التفات به مشروعيت آن همسرش را طلاق داده طلاقش نافذ است، همچين اگر مرد اهل كتاب به حكم‌


صفحه 341

اسلام مراجعه كرده و يكى از مسلمانان همسرش را طبق موازين اسلامى طلاق داده باشد اين طلاق صحيح مى‌باشد و يا آنكه خود مرد با توجه به شرايط معتبر در طلاق طبق آئين اسلام زنش را طلاق دهد در همه‌ى اين موارد طلاق واقع شده صحيح مى‌باشد و در اين موارد زن بايد طبق آئين اسلام عدّه‌ى طلاق نگه دارد يعنى اگر باردار است تا زمان وضع حمل صبر نمايد و اگر باردار نمى‌باشد به حسب ايام پاكى و يا گذشت ماه‌ها عدّه نگه دارد و بعد از آن ازدواج كند، والله العالم.

تبريزى (قدس سرّه): در صحت طلاق مرد كتابى لازم نيست كه اعتقاد به مشروعيت طلاقى كه مى‌دهد داشته باشد بلكه اگر زنش را بر اساس آئين اسلام و شرايط معتبر در فقه شيعه طلاق بدهد هرچند احتمال صحت آن را بدهد، طلاق نافذ و صحيح مى‌باشد.

طلاق صورى و غير واقعى در اروپا

سؤال (820) زنى كه وكالت در فروش شراب را از شركتى گرفته و شوهرش هم اقدام به اخذ وكالت در امر ديگرى نموده است و طبق قوانين اين شركت دو وكالت به زن و شوهر داده نمى‌شود اكنون شركت اقدام به پس گرفتن يكى از وكالت‌ها نموده و در صدد ابطال يكى از آن دو مى‌باشد ولى در صورتى كه زنى از شوهرش طلاق بگيرد وكالت مستقل او بلامانع مى‌باشد. آيا مرد مى‌تواند براى ابقاى وكالت زن اقدام به طلاق صورى و ظاهرى او نمايد و ظاهراً تنها ورقه‌اى را به عنوان طلاق امضاء كند؟

خوئى (قدس سرّه): دروغ حرام است و آنچه كه در سؤال ذكر شده مجوز كذب و دروغ نمى‌شود مضافاً به اينكه اقدام به آنچه كه در سؤال ذكر شده، باعث‌


صفحه 342

بروز مفاسد و ضررهاى ديگرى هم مى‌شود.

تبريزى (قدس سرّه): وكالت گرفتن در فروش خمر و شراب باطل و و دروغ هم حرام است.

افشاء كردن عيوب مرد بعد از ازدواج‌

سؤال (821) مردى با زنى ازدواج نموده و زن قبل از تحقق عمل نزديكى متوجه شده كه مرد داراى بيمارى ضعف اعصاب بوده و داروى آرامش بخش مصرف مى‌كند البته مشكل عصبى او به حدّ جنون و ديوانگى نمى‌رسد تا زن اختيار فسخ عقد را داشته باشد. زن بعد از آگاهى از اين بيمارى مرد اقدام به درخواست طلاق نموده و مرد هم او را طلاق خلعى داده است. آيا زن مى‌تواند اين عيب و بيمارى مرد را بين مردم بازگو نمايد با توجه به اينكه اگر اين عيب در بين مردم فاش شود مردم گمان مى‌كنند كه آن مرد ديوانه است و اين امر به جايگاه مرد مذكور در جامعه لطمه مى‌زند؟

بسمه تعالى: افشاء عيب در بين مردم و در جامعه جايز نمى‌باشد ولى اگر زنى با اين خانم راجع به ازدواج به آن مرد مشورت نمود او مى‌تواند به آن زن بگويد كه ازدواج با مرد ذكر شده در سؤال به خاطر مريضى ذكر شده، به صلاح او نمى‌باشد، والله العالم.

منزل و مسكن زنى كه طلاق داده شده است‌

سؤال (822) آيا بر شوهر واجب است كه بعد از اتمام عدّه‌ى طلاق رجعى براى زن مسكن و منزل تهيه نمايد با توجه به اينكه حضانت و نگهدارى فرزند با مادر بوده و فرزند نزد مادر زندگى مى‌كند. آيا مرد بايد وجهى در مقابل‌


صفحه 343

تهيه‌ى مسكن فرزند به زن در صورتى كه او با خانواده‌اش زندگى مى‌كند، پرداخت نمايد؟

بسمه تعالى: تهيه‌ى مسكن و منزل براى زن بعد از اتمام عدّه‌ى طلاق رجعى بر شوهر واجب نمى‌باشد، والله العالم.

طلاق خلع‌

شرط بودن صيغه در صحت طلاق خلع‌

سؤال (823) در رساله‌ى عمليه صيغه و لفظ خاصى براى تحقق طلاق خلع ذكر فرموده‌ايد، اگر مردى صيغه‌ى طلاق خلع را در مقابل بخشش مهريه از طرف زن جارى سازد. آيا اين صيغه ذكر شده صحيح و نافذ مى‌باشد و طلاق خلعى محقق مى‌گردد؟

خوئى (قدس سرّه): صيغه‌ى ذكر شده صحيح مى‌باشد و بعد از تحقق بخشش مهر از طرف زن مانعى ندارد چنانچه تفضيل آن در رساله‌ى عمليه ذكر شده است، والله العالم.

سؤال (824) در صورتى كه مرد همسرش را به صيغه‌ى «أنْتِ طالِقٌ» طلاق داده و بعد از آن معلوم شده كه طلاق از روى اكراه زن و بخشش او نسبت به مهرش بوده، آيا اين طلاق خُلعى محسوب مى‌گردد؟

خوئى (قدس سرّه): در فرض ذكر شده طلاق رجعى محسوب مى‌گردد.

سؤال (825) در صورتى كه مرد طلاق همسرش را با گفتن «أنْتِ طالِقٌ» ايجاد نموده ولى بعداً معلوم شده كه زن براى طلاق از مرد مهريه‌اش را بخشيده و كراهت تنها از طرف او بوده است، آيا اين طلاق رجعى محسوب مى‌شود يا خلعى، آيا اين طلاق كه بدون تصريح به خلع و بخشش زن بوده رجعى‌