احكام رجوع
سؤال (803) مردى زنش را طلاق داده و در اثناء عدّه به او رجوع نموده است ولى زن اين رجوع را انكار مىكند. مرد دو شاهد عادل اقامه نموده كه به زن رجوع نموده است. آيا اين زن همسر اين مرد محسوب مىگردد؟
بسمه تعالى: طبق مفروض مسئله رجوع محقق مىشود، والله العالم.
سؤال (804) آيا مردى كه مىخواهد به همسرش رجوع نمايد، بايد تلفظ به لفظ خاصى بنمايد يا آنكه مجرد بعضى از اعمال كه دلالت بر رجوع مىكند، كافى است؟
خوئى (قدس سرّه): بله مىتواند مرد رجوع خود را با لفظ انشاء كند مثل اينكه بگويد رجعت بك وراجعتك وارجعتك الى نكاحى؛ و همچنين با بعضى از اعمال مثل بوسيدن زن با شهوت رجوع محقق مىگردد، البته در مورد دوم بايد مرد از انجام عمل قصد رجوع داشته باشد، والله العالم.
تبريزى (قدس سرّه): ولى در صورتى كه رجوع با عمل به دخول و نزديكى باشد نيازى به قصد انشاء رجوع نمىباشد.
سؤال (805) آيا بوسيدن و لمس كردن اعضايى از زن كه تنها شوهرش مىتواند به آن اعضاء نگاه كند در صورتى كه زن را طلاق رجعى داده باشند بدون آنكه شوهر قصد رجوع نمايد، رجوع محسوب مىشود. آيا قصد شهوت و يا عدم آن در مفروض مسئله اثرى در تحقق رجوع دارد؟
بسمه تعالى: بوسيدن و لمس زنى كه او را طلاق رجعى دادهاند براى شوهرش مانعى ندارد هرچند از اين عمل قصد شهوت داشته باشد، ولى اين عمل در صورتى كه شوهر قصد رجوع نكرده باشد، رجوع به مطلّقه محسوب نمىگردد. بله در صورتى كه شوهر با همسر مطلّقه عمل نزديكى و دخول
انجام دهد رجوع محقق شده و نيازى به قصد رجوع ندارد، والله العالم.
سؤال (806) آيا در تحقق رجوع مرد به زن مطلّقه، حضور شاهد مانند تحقق طلاق معتبر مىباشد؟
خوئى (قدس سرّه): در رجوع به زن مطلّقه نيازى به شاهد نمىباشد، والله العالم.
سؤال (807) آيا رجوع به زن مطلّقه قابل توكيل مىباشد چنانچه در طلاق اين مسئله قابل توكيل مىباشد. آيا مرد مىتواند كسى را وكيل كند كه او با لفظ، رجوع مرد را به زن انشاء كند؟
خوئى (قدس سرّه): بله مرد مىتواند كسى را وكيل كند كه با لفظ رجوع مرد را به زن انشاء نمايد مثلًا وكيل بگويد (ارجعتك الى نكاح موكلى) رجوع محقق شده است، والله العالم.
سؤال (808) طبق آنچه كه در شرع مقدّس مقرر گرديده، بايد رجوع مرد به زن مطلّقه قبل از اتمام ايام عدّه باشد. اگر مرد به همسر مطلّقه رجوع نموده، ولى زن ادعا مىكند كه ايام عدّهاش تمام شده است. آيا در اين فرض مرد مىتواند رجوع نمايد؟
خوئى (قدس سرّه): در فرض مسئله ادعاى زن تصديق مىشود، والله العالم.
سؤال (809) اگر مردى زنش را طلاق رجعى داده و زن هم باردار بوده است. مرد هنگام زايمان در حالى كه فقط نصف بدن بچه از رحم بيرون آمده به همسر مطلّقهاش رجوع نموده است. آيا رجوع در اين وقت صحيح مىباشد؟
خوئى (قدس سرّه): تا زمانى كه زايمان به شكل كامل محقق نشده باشد رجوع مرد صحيح مىباشد، والله العالم.
وكالت دادن در طلاق
سؤال (810) مدت 6 سال است كه بين من و همسرم اختلاف پديد آمده و تا به حال دو مرتبه او را طلاق داده، سپس به او رجوع نمودهام بعد از اين دو طلاق شخصى را وكيل نمودم تا آنكه بين من و همسرم و خانوادهى او رفع اختلاف نموده و صلح ايجاد كند ولى بعد از مدتى فهميدم كه وكيل، همسرم را از طرف من طلاق داده و هيچ گونه سعى و تلاش براى ايجاد صلح و سازش نكرده است. من به اين طلاق اعتراض نموده ولى خانوادهى اين زن با داشتن ورقهاى از قاضى محكمه موضوع طلاق را مسلم مىدانند. اكنون من از اين زن داراى فرزند بوده و هر دو خواهان شروع زندگى جديدى مىباشيم و اين طلاق به هيچ وجه به اختيار و خواستهى من نبوده وكيل از طرف خود اقدام به آن نموده است. لطفاً حكم شرعى اين طلاق واقع شده را بيان فرمائيد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه شما به شخص در طلاق زوجه و همسر خود وكالت دادهايد و او هم استناداً به وكالت شما زن را طلاق داده است، طلاق واقع شده و شما نمىتوانيد به زن رجوع نمائيد مگر آنكه شخصى با زن عقد دايم نموده و با او نزديكى كرده و او را طلاق دهد سپس بعد از گذشت عدّه، شما مىتوانيد دوباره او را به عقد خود درآوريد، والله العالم.
سؤال (811) برخى موارد زوجين به محكمه مراجعه نموده و شوهر داراى رفتار نادرست و زشت با همسرش بوده و او را مورد ضرب و شتم و اهانت قرار مىدهد. اين وضع زندگى را براى زن دشوار نموده است در اين بين زن در محكمه مرد را متعهد مىسازد كه بايد بعد از اين رفتارش با زن صحيح بوده و هيچ گونه اهانتى به او روا ندارد و همچنين مرد را ملزم
مىسازد كه با قاضى محكمه وكالت دهد كه هرگاه مرد به عهد خود عمل ننمود، قاضى حق داشته باشد كه زن را بدون مراجعه به شوهر طلاق دهد. آيا با توجه به آنچه كه ذكر شد در صورتى كه به عهد خود عمل نكند قاضى مىتواند اقدام به طلاق زن نمايد. آيا طريقى وجود دارد كه زن وكالت از شوهر گرفته به شكلى كه مرد نتواند وكالت را به هم بزند و به اين طريق زن بتواند در صورتى كه مرد به عهدش عمل نكرد، خود را مطلّقه سازد؟
خوئى (قدس سرّه): زن مىتواند هنگام عقد ازدواج حق طلاق را براى خود ثابت سازد به اين معنى كه از شوهر وكالت بگيرد كه هر وقت خواست، خود را مطلّقه سازد و اگر در هنگام ازدواج نتوانسته اين عمل را انجام دهد بعد از ازدواج مىتواند در ضمن عقد لازم ديگرى اين وكالت را براى خود شرط كند.
مسايل متفرقه در طلاق
سؤال (812) آيا زن مىتواند بعد از مرگ شوهرش به عكسهاى او نگاه كند و همچنين براى شوهر اين عمل در صورت مرگ همسرش جايز است. آيا در صورت طلاق هم نگاه زن و يا مرد به عكس همديگر جايز است؟
بسمه تعالى: نگاه به عكس بعد از طلاق جايز نمىباشد، اما نگاه به عكس بعد از مرگ مانعى ندارد، والله العالم.
سؤال (813) در كشور آمريكا عقد ازدواج در محاكم و دادگسترىهايى كه در هر شهرى وجود دارد ثبت مىشود و اين دادگسترىها براى خود قوانين و ضوابطى دارند كه طبق آن عمل مىكنند. يكى از اين قوانين به اين شكل
مىباشد، در صورتى كه زن ميلى به ادامهى زندگى با شوهرش نداشته باشد به اين مراكز مراجعه نموده و اين مراكز مرد را وادار به طلاق همسرش مىكنند و در صورت امتناع شوهر از اين امر او را مجبور به پرداخت نصف اموال و دارائى خود به همسر مىكنند زنانى كه عقد ازدواجشان در اين مراكز ثبت شده است از اين قانون به عنوان حربه و وسيلهى مناسبى براى طلاق گرفتن از شوهران خود استفاده مىكنند حكم شرعى اين مسئله در صورتى كه زن خواهان زندگى با شوهرش نباشد، چيست. آيا اين قانون كه در آمريكا به آن عمل مىشود اعتبار شرعى دارد. آيا زن مىتواند با اتكا به اين قانون از حق خود در زندگى دفاع نمايد با توجه به اينكه بعضى از زنان قصدى براى بدست آوردن اين مال نداشته و تنها مىخواهند خود را از علقهى زوجيت نجات دهند. آيا اين مال مىتواند به عنوان بذل در صورتى كه طلاق خلعى باشد محسوب گردد با توجه به آنچه كه ذكر گرديد زنان به مراجعه به اين مراكز درخواست طلاق نموده و اين مراكز هم شوهر را مجبور مىكنند كه به يكى از علماى دين اسلام مراجعه نموده و زن را طلاق دهد و براى مراجعه شوهر جهت طلاق وقت معينى را مشخص مىكنند و در صورت عدم حضور شوهر در وقت مقرر شده اين امر را به عنوان وكيل كردن آن عالم از طرف شوهر براى طلاق دادن همسرش محسوب مىكنند با توجه به اينكه اين عالمى كه متصدى طلاق زن مىباشد، سنّى مىباشد و در برخى موارد شوهران به خاطر علل متعددى از حضور در وقت ذكر شده امتناع مىورزند. آيا طلاقى كه به اين شكل محقق مىشود اعتبار شرعى دارد؟
بسمه تعالى: ثبت ازدواج در اين مراكز مانعى ندارد ولى تهديد و اجبار شوهر به
پرداخت نصف دارائى خود در صورت امتناع از طلاق، جايز نبوده و اين طلاق به خاطر اكراه و اجبار شوهر به آن باطل مىباشد چنانچه مراجعه به عالم دينى در صورتى كه مرد مجبور به آن باشد و طلاق در نزد آن عالم به جهت مجبور بودن شوهر به آن بى اثر مىباشد و عدم مراجعه به عالم در وقت تعيين شده به معناى وكالت دادن به آن عالم در اجراى طلاق محسوب نمىگردد در فرض ذكر شده در مسئله زن مىتواند هنگام خوانده شدن عقد ازدواج با رضايت طرفين شرط كند كه از طرف شوهر وكيل باشد كه هرگاه اراده كرد خود را طلاق دهد در اين صورت با تحقق اين شرط زن مىتواند با وكالتى كه از شوهرش گرفته در صورت ميل نداشتن به زندگى با شوهر، خود را طلاق دهد و اين وكالت بعد از تحقق عقد با عزل شوهر زايل نمىگردد، والله العالم.
سؤال (814) در صورتى كه شخصى زنى را به عقد خود در آورده و عقد با تمام شرايط شرعى آن منعقد گرديده است. آيا شخص ديگرى مىتواند براى اين زن و مرد ايجاد مزاحمت كرده و شوهر شرعى اين زن را وادار به طلاق همسرش نمايد؟
بسمه تعالى: اين عمل حرام است، والله العالم
سؤال (815) آيا زنى كه او را طلاق رجعى و يا بائن دادهاند مىتواند از منى همسرش كه آن را در بانك منى حفظ كردهاند بدون اجازهى او استفاده نمايد. در صورتى كه زن اين عمل را انجام داده و اكنون باردار مىباشد. تكليف شرعى او نسبت به اين فرزند چيست؟ آيا استفاده از منى در زمان عدّه طلاق رجعى و يا بعد از اتمام آن بدون اجازهى شوهر جايز است؟
خوئى (قدس سرّه): زنى كه او را طلاق رجعى دادهاند مىتواند در بين ايام عدّه
طلاق رجعى از منى همسرش هرچند بدون اجازهى او باشد، استفاده نمايد ولى در صورتى كه طلاق واقع شده بائن باشد حق اين عمل را ندارد زيرا نسبت به شوهرش نامحرم محسوب مىگردد و در فرض مسئله اگر اين عمل را هر چند حرام بوده انجام داده باشد تمام احكام شرعى فرزند بر بچهاى كه در شكم دارد مترتب مىگردد حتى اين فرزند بعد از او ارث مىبرد؛ زيرا احكام ارث در فرضى مترتب نمىگردد كه فرزند از زنا متولد شده باشد و اين حمل، حمل از زنا محسوب نمىشود، والله العالم.
سؤال (816) يكى از تجار و بازرگانان با دخترى كه در دانشگاه مشغول تحصيل بوده آشنا شده و بين آن دو علاقهى عاطفى محكمى برقرار گرديده است و اين علاقه باعث ازدواج اين مرد با آن دختر شد ولى بعد از مدتى مرد تاجر متوجه شده كه اين دانشجو، دختر او مىباشد اين مرد به بهانه آنكه كارى در كشورى ديگر دارد اين دختر را به نزد خانوادهاش فرستاد و بعد از آنكه او به محل زندگيش رسيده با نوشتن نامهاى او را از واقع امر مطلع ساخته است دختر بعد از خواندن نامه اقدام به خودكشى نموده است. لطفاً تكليف شرعى مرد را در اين حادثهى غمانگيز بيان فرمائيد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه اين مرد كه پدر دختر است به حقيقت امر جاهل بوده است و بعد از آنكه متوجه شده، هم با دختر نزديكى نكرده گناهى ندارد و تكليفى متوجهى او نيست اما دختر خونش هدر رفته و در آخرت محتاج به رحمت خدا است، والله العالم.
شرطهاى طلاق
سؤال (817) آيا شوهر مىتواند هنگام طلاق دادن همسرش با او شرط كند كه با مرد ديگرى بعد از طلاق ازدواج نكند؟
خوئى (قدس سرّه): بله مرد مىتواند اقدام به اين شرط نمايد و زن واجب است به آنچه كه متعهد شده عمل نمايد ولى اگر به شرط ذكر شده وفا نكرد و اقدام به ازدواج نمود عقد و ازدواجش صحيح مىباشد، والله العالم.
طلاق زن غير مسلمان
سؤال (818) بعضى از زنان مسيحى در اروپا طبق قانون كليسا ازدواج مىكنند ولى براى طلاق گرفتن از شوهران خود به دادگسترىهائى كه در هر شهرى وجود دارد مراجعه مىكنند. آيا اين طلاق دادگسترى با توجه به اينكه كليسا طبق آئين مسيح اين طلاق را حرام دانسته و مشروع نمىداند صحيح مىباشد. آيا بعد از وقوع اين طلاق زن مطلّقه محسوب مىگردد يا شوهردار؟
خوئى (قدس سرّه): اگر اين طلاق در آئين و دين مسيح صحيح نباشد، اثرى ندارد.
سؤال (819) طبق آنچه كه معروف و شايع است اهل كتاب قانونى به عنوان طلاق ندارند با توجه به اين نكته، زنانى كه در دادگسترىها اقدام به طلاق مىنمايند، چه حكمى دارند؟
خوئى (قدس سرّه): بله معروف و مشهور همان است كه در سؤال ذكر گرديده ولى در صورتى كه، شوهرى كه از اهل كتاب مىباشد اعتراف كند كه طلاقى كه در دادگسترى داده مشروع بوده و با التفات به مشروعيت آن همسرش را طلاق داده طلاقش نافذ است، همچين اگر مرد اهل كتاب به حكم