ظهر و عصر يك وضو مىگرفته و براى نماز مغرب و عشا هم به يك وضو اكتفا مىكرده، تكليف اعمال سابقهى اين زن چيست؟
بسمه تعالى: بايد نماز عصر و عشا را در مدتى كه مىداند به اين كيفيت عمل نموده، قضا نمايد و در صورتى كه مقدار مدت را نمىداند، بايد به مقدار يقينى آن اكتفا نمايد، والله العالم.
سؤال (174) در صورتى كه خونى مردد باشد بين زخم و استحاضه، وظيفهى زن در اين حال چيست؟
بسمه تعالى: در صورتى كه قبل از ديدن اين خون حالت استحاضه نداشته است، حكم به استحاضه بودن او نمىشود، والله العالم.
سؤال (175) در صورتى كه زن مستحاضه غسلهاى واجبه را انجام نداده باشد، آيا مىتواند داخل مسجد شود؟
بسمه تعالى: بله مىتواند داخل مسجد گردد، والله العالم.
نفاس
شرايط نفاس
سؤال (176) زن باردار در صورتى كه قبل از ولادت در اثناء نماز خونى ببيند، اين خون چه حكمى دارد؟ آيا اين خون حيض است يا استحاضه يا نفاس؟
بسمه تعالى: خونى كه قبل از ولادت خارج مىشود، خون حيض و نفاس نمىباشد و بايد بدن را تطهير نموده و تا زمانى كه بچه متولد نشده، نماز را بخواند، والله العالم.
سؤال (177) در صورتى كه مادر بچه را سقط نموده و عمر سقط شده يك ماه يا دو ماه مىباشد، آيا خون بعد از سقط حكم نفاس را دارد؟
خوئى (قدس سرّه): بايد در ايام مقرر جمع نمايد بين تروك نفاس و احكام مستحاضه و كسى كه بچه را سقط كرده، بايد ديه بدهد.
تبريزى (قدس سرّه): ترك اين احتياط مانعى ندارد، اين خون نفاس نبوده و در صورتى كه خروج خون مصادف با ايام عادت او باشد و يا اينكه داراى شرايط و اوصاف حيض باشد، محكوم به حيض مىباشد و بايد كسى كه بچه را سقط كرده، ديه بدهد.
سؤال (178) خونى كه بعد از سقط جنين و قبل از آنكه روح به آن دميده شده باشد خارج مىشود، چيست؟ و همچنين اگر بعد از دميدن روح بوده و عمر آن به شش ماه رسيده باشد؟
خوئى (قدس سرّه): اگر آنچه كه سقط شده، مبدأ پيدايش انسان بوده، و به شكلى باشد كه صدق ولادت شود، خون محكوم به نفاس مىباشد.
تبريزى (قدس سرّه): در صورتى كه آنچه سقط شده، مبدأ پيدايش انسان باشد و صدق عرفى ولادت و وضع حمل هم موجود باشد، اين خون محكوم به نفاسمىباشد.
سؤال (179) در عروة الوثقى مسئلهاى اينگونه ذكر شده (خون نفاس خونى است كه همراه با خروج اولين جزء از بدن بچه و يا بعد از آن، قبل از تمام شدن ده روز از ولادت، از زن خارج مىشود و فرقى بين فرزند تام الخلقه و غير آن مثل فرزند سقط شده نمىباشد، هرچند روح هم در آن دميده نشده باشد و هر چند مضغه و علقه باشد به شرط اينكه آنچه سقط شده، مبدأ پيدايش انسان باشد و اگر شك در ولادت شود و يا اينكه شك كند آنچه كه سقط شده، مبدأ پيدايش انسان محسوب مىشود يا نه، حكم به نفاس نمىشود و فحص هم لازم نمىباشد).
اكنون اين سؤال مطرح است كه مقصود از اينكه فرموده، مبدأ پيدايش انسان باشد؛ يعنى چه با توجه به اينكه مضغه و علقه، بلكه حتى نطفه هم مبدأ پيدايش انسان مىباشد، پس مراد از صدق ولادت چيست؟ چه وقتى صدق ولادت مىشود و چه وقتى نمىشود؟
بسمه تعالى: مراد آن است كه نطفه بعد از آنكه منعقد شد به شكلى باشد كه اگر در رحم باقى بماند، رشد نموده و به تدريج انسان مىگردد و در مواردى كه آنچه خارج شده، قطعههاى كوچكى باشد، صدق ولادت نمىشود، والله العالم.
سؤال (180) در استفتائات سابقه فرمودهايد كه اگر فرزند از مجراى طبيعى خارج نشود، خونى كه از زن خارج مىشود، نفاس نمىباشد. آيا فتواى مرحوم آقاى خوئى (قدس سرّه) هم همين است؟
بسمه تعالى: در فرض مذكور در مسئله اگر خون خارج شده، در ايام حيض بوده و يا اينكه واجد صفات حيض باشد، محكوم به حيض مىباشد و فتواى مرحوم خوئى (قدس سرّه) هم همين است، والله العالم.
سؤال (181) در صورتى كه فقط خون داراى يكى از صفات حيض مانند غلظت باشد يا اينكه داراى دو صفت باشد، آيا مجرد دارا بودن يك يا دو صفت در حيض بودن آن كافى است؟
بسمه تعالى: اگر خون ديده شده قرمز بوده و بين آن و حيض قبلى لا اقل ده روز فاصله شده باشد و سه روز به شكل مستمر خارج شود، محكوم به حيض مىگردد، والله العالم.
احكام زن نفساء
سؤال (182) زنى كه نفساء بوده و خونريزى او به مدت ده روز بوده و قطع شده، او به مقدار عادتش را نفاس و بقيه را استحاضه قرار داده است، ولى بعد از گذشت يك هفته خونى ديده، كه داراى صفات حيض مىباشد، آيا اين زن حكم حايض را پيدا مىكند؟
بسمه تعالى: چونكه مدتى كه فاصله شده، بين خون قبلى و اين خونى كه بعد از يك هفته ديده، كمتر از اقل ايام طهر و پاكى مىباشد. بايد اين زن در خونى كه ايام عادت ديده، يا در خونى كه واجد صفات حيض مىباشد، احتياط كرده و بين تروك حايض و اعمال مستحاضه جمع كند، والله العالم.
سؤال (183) در صورتى كه عادت ماهيانه 8 روز بوده و نفاس از 8 روز بيشتر شده است، حكم خون زايد از مقدار عادت را بيان فرمائيد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه خون از ده روز بيشتر باشد، مقدار عادت خود را نفاس و بقيه را استحاضه قرار مىدهد، ولى اگر قبل از گذشت ده روز قطع شود، همهى خونى را كه در ده روز ديده، نفاس قرار دهد.
سؤال (184) بعضى از زنان معتقدند كه زمان نفاس گاهى اوقات تا ده روز يا بيشتر از آن امتداد دارد و بايد نماز را ترك نموده، لطفاً حكم شرعى اين مسئله را بيان فرمائيد؟
بسمه تعالى: نفاس از ده روز بيشتر نمىشود و در صورتى كه خون بيشتر از ده روز باشد، نفاس زن به مقدار ايام عادت ماهيانهاش مىباشد و در صورتى كه از ده روز بيشتر نباشد، همهى خون حكم نفاس را دارد، والله العالم.
سؤال (185) زنى كه بعد از زايمان و پايان يافتن ايام نفاس كه به مقدار عادت
ماهيانهاش بوده، آيا مىتواند براى نماز ظهر و عصر يك وضو بگيرد و بايد بين دو نماز فاصله نيندازد يا اينكه بايد براى هر كدام يك وضوى مستقل بگيرد؟
بسمه تعالى: زن نفساء اگر خونى كه مىبيند از ده روز بيشتر نباشد، همه آن خون نفاس محسوب مىگردد و در صورتى كه از ده روز بيشتر باشد، نفاس او به مقدار ايام عادت او مىباشد و مازاد بر آن استحاضه مىباشد و در استحاضهى كثيره بايد سه غسل به ترتيبى كه در رسالهى عمليه آمده، انجام دهد و در استحاضهى متوسطه بايد براى نماز صبح غسل گرفته و براى هر نماز هم وضو بگيرد و در صورتى كه قليله باشد بايد براى هر نماز واجب و يا مستحبى وضو بگيرد، والله العالم.
جمع بين اعمال مستحاضه و تروك نفساء
سؤال (186) در صورتى كه زن جهت مراعات احتياط واجب بين تروك نفساء و افعال مستحاضه جمع نموده، آيا لازم است بعد از پاك شدن روزهاى را كه گرفته، قضا نمايد يا اينكه روزهاى را كه گرفته، كافى است؟
خوئى (قدس سرّه): بايد بنابر احتياط روزه را قضا كند.
حكم استمرار خروج خون نفاس
سؤال (187) زن مبتلا به نفاس بعد از ده روز از خون نفاس، اگر خونريزى او به مدت دو ماه يا سه ماه يا چهل روز ادامه داشته باشد، آيا خونى كه داراى صفات حيض مىباشد هم، حكم حيض را دارد يا فقط خصوص خونى كه در ايام عادت مىبيند، حكم حيض را دارد؟
بسمه تعالى: در فرض سؤال خصوص خونى كه در ايام عادت مىبيند، حكم حيض را دارد، والله العالم.
احكام ميت
سؤال (188) زنى از دنيا رفته، آيا مىتوان بدون حضور محارم وى جنازهى او را از لبنان به نجف انتقال داد با توجه به اينكه همراهان او از محارم نمىباشند، ولى انسانهاى امين و متدينى مىباشند؟
خوئى (قدس سرّه): در فرض سؤال مانعى ندارد.
سؤال (189) در صورتى كه زوج قاتل زوجهاش باشد، آيا ولايت او نسبت به تجهيز زن متوفى، ساقط مىشود و به شكل كلى اگر ولى قاتل باشد، ولايت او با قتل ساقط مىشود؟
بسمه تعالى: بنابر احتياط در صورتى كه اجازه از او مستلزم حرجى نباشد، بايد از او اجازه بگيرند، والله العالم.
سؤال (190) آيا اگر زن هنگام وضع حمل بميرد، شهيده محسوب مىشود و آيا اگر انسان در آتش سوزى يا غرق شدن در آب و يا حوادث مانند آن بميرد، شهيد محسوب مىشود و آيا حكم مذكور مختص به شخص مسلمان مىباشد؟
خوئى (قدس سرّه): اين موارد ثواب شهيد را دارند، ولى احكام شرعيه شهيد در حق آنان جارى نمىشود و حكم ذكر شده، اختصاص به مسلمان دارد، والله العالم.
سؤال (191) در موارد اسقاط جنين، گاهى موارد جنين را داخل يك ظرف شيشهاى قرار مىدهند، در اين مورد مسايلى مطرح مىشود.
الف- اين جنين از جهت طهارت و نجاست چه حكمى دارد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه ميت باشد، نجس مىباشد. ولى در صورتى كه علقه و يا مضغه باشد بنابر احتياط واجب بايد از آن اجتناب نمود، و دفن او
هم واجب است، والله العالم.
ب- حكم اين جنين از جهت لزوم غسل در هنگام مسح آن چه مىباشد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه جنين بميرد، در صورت مسح آن، غسل واجب مىشود، بلكه بنابر احتياط واجب در صورتى كه حتى چهار ماه آن هم تمام نشده باشد، شخص مسح كننده بايد غسل نمايد، والله العالم.
ج- آيا دفن آن واجب مىباشد و چه كسى مسئوليت دفن او را دارد، آيا پزشك وظيفهاى دارد؟
بسمه تعالى: دفن آن واجب كفائى مىباشد، والله العالم.
احكام دفن
سؤال (192) آيا دفن زن با جواهرات او جايز مىباشد؟
خوئى (قدس سرّه): دفن با جواهرات جايز نمىباشد و اين كار مستلزم اتلاف مال است و در صورتى كه اين عمل صورت گرفته، در صورتى كه نبش جايز باشد، بايد آن را از قبر او خارج كنند.
سؤال (193) واجب است كه جنازهى ميت مسلمان را رو به قبله دفن كنند، مگر در صورتى كه ميت زن كافرهاى باشد كه فرزند مسلمانى در شكم دارد، در اين صورت پشت به قبله او را دفن مىكنند تا صورت بچه در شكم رو به قبله باشد، با توجه به اين مسئله جواب مسئلهى ذيل را بيان فرمائيد؟
در صورتى كه در شكم زن مسلمانى بچهاى وجود داشته، و زن از دنيا برود و نتوان بچه را از شكم او خارج نمود و اين بچه گاهى اوقات روح در آن دميده شده و يا اينكه سن آن از شش ماه بيشتر مىباشد، آيا واجب است كه اين بچه را از شكم مادر خارج نموده و او را غسل داده، كفن
نموده و دفن كنند؟
بسمه تعالى: در صورتى كه بچه هم با مرگ مادر مرده باشد، اخراج آن از شكم مادر لازم نمىباشد. بله در صورتى كه احتمال بدهند بچه زنده باشد، واجب است كه آن را خارج سازند، والله العالم.