صفحات 1 الی 12 در مأخذ اصلی خالی است
پيشگفتار
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد للَّهربّ العالمين، وصلّى اللَّه على سيّد المرسلين المصطفى محمّد وآله الهداة الميامين.
وامّا بعد:
آنچه در پيش روى شما قرار دارد نوشتهاى نو از مجموعه (الوجيز في الفقه الإسلامى) «مختصرى در فقه اسلامى» مىباشد، كه اصول عمومى احكام شريعت و سخنان دين در زمينه امنيّت و آرامش، رزق و روزى و فرزندان و خويشاوندان را مورد بحث قرار مىدهد.
مطالبى كه از هريك از آنها، مطلب ديگرى مىتراود كه اهداف بلند انسان و حكمت احكام شريعت الهى، و علّتهاى وضع قوانين بشرى را بيان مىكنند.
اين مطالب در اصل، موضوع بحث رساله مفصّلى در مبانى تشريع اسلامى مىباشند، كه نگارنده سالها پيش توفيق نگارش آن را داشته است. سالها پس از نگارش آن، نگارنده برآن شد تا چكيدهاى از آن رساله مفصّل را سامان بخشد و به عنوان بخشى از مجموعه «مختصرى در فقه اسلامى» ارائه كند تا اهداف زير به دست آيد:
1- آشنايى هرچه بيشتر با پايههاى «حيات طيّبه»[1]، كه در قرآن كريم و روايات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و اهلبيت عليهم السلام تبيين شدهاند. چرا كه شناخت مبانى اساسى «حيات طيّبه» امكان به كار بستن بيشاز پيش آموزههاى آن را در عرصه جهان واقع براى ما فراهم مىسازد تا هرچه بيشتر از نعمتهاى دين الهى بهرهمند گرديم.
2- كاوش در قواعد اساسى كه وضع احكام اسلامى بر پايه آنها سامان مىيابد. از اين رهگذر بيشازپيش به آموزههاى فرعى شريعت آگاهى يافته و بيشازپيش آنها را بكار خواهيم بست، چون كه آشنايى با حكمت احكام، انسان را بر به كاربستن احكام مشتاقتر مىسازد.
3- معرفت مؤمنان به حكمت احكام، جهتگيرى عمومى حركت ايشان را در زندگى و خواستههاى شرع مقدّس، روشن مىسازد.
چهبسا تأكيد بر حكمت شرايع در كتاب خدا و سنّت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و احاديث اهلبيت عليهم السلام نيز از همين جهت باشد. به عنوان نمونه اگر انسان دريابد كه مراد از تشريع احكام، برقرارى امنيّت و آرامش مىباشد، احساس خوشى نموده، و در هر كوى و برزنى، وسايل آرامش و امنيّت خود و مردم را جستجو مىكند.
و اگر انسان به ارزش عدل و انصاف معرفت يابد، وجدانش بيدار گشته و در هر تصميم و حركتى او را به عدل و انصاف، دعوت خواهد
[1]- اين عبارت به معنى «زندگى پاك» برگرفته شده از آيه 97 سوره نحل مىباشد. در آنجا كه خداوندمىفرمايد:
(... فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً...)
«... او را به حياتى پاك زنده مىداريم...»- مترجم.
كرد تا كمترين ستمى به مردم روا ندارد و تا مىتواند راه عدل و انصاف پيش گيرد.
و اگر با هدف فراهم آمدن رزق و روزى و با فلسفه خوردن وآشاميدن، و ارزش مسكن، سلامتى و آموزش، آشنايى يابد، تلاش مىكند تا فعاليّتهاى خود را همسو با آن ارزشهاى والا سامان بخشد.
همين گونه است اگر با روح آموزههاى دينى در زمينه فرزندان و ارزش صله رحم و خواست احكام دينى در زمينه روابط مؤمنين با يكديگر، آشنا شود.
ازاين رو شايسته است كه خوانندگان گرامى، فصل فصلِ كتاب را به ديده تأمّل بنگرند و در آيات ذكر شده در هر فصل تدبّر كنند، و معانى احاديث آمده در هر فصل را درك نمايند، و از روشنگريهاى موجود در آيات و روايات و احكام برگرفته شده از آنها، بهره لازم را ببرند، و اگر توفيق حفظ آيات و روايات و يا دستكم يك آيه و يك روايت در هر باب را يافتند بىگمان نيكو خواهد بود.
همچنين اميدواريم همگى بهرهاى كافى از اين كتاب برده، آموزههاى آن را بكار بنديم، و اميدواريم خداوند متعال عمل بدان را مجزى گرداند، و از كسانى كه در سامان بخشى به اين كتاب سهمى داشتهاند بپذيرد و اين تلاش را ذخيره روز رستاخيز قرار دهد، انّه المستعان، وهو نِعْم المجيب.
محمّدتقى مدرّسى
15/ جمادى الثّانى/ 1421 ه
تهران
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل اوّل: امنيّت و آرامش از ديدگاه فقه
امنيّت در زندگى اسلامى
درآمد:
امنيّت[1]، نخستين و ضروريترين نيازى است كه هر موجود زندهاى آن را در وجود خود احساس مىكند و هدف آن، حفظ و نگهدارى موجود زنده و دستاوردهايش مىباشد. اين نياز در سطوح متفاوتى پديدار مىشود كه عبارتند از:
1- نياز روانى، كه در بالاترين شكل خود به صورت آرامش (سكينه) و پاكى قلب از افتادن در تنگناها و ترس و اندوه و همچنين پاكى قلب از گونههاى مختلف شرارت و ستم و دشمنى، نمايان مىشود.
2- از ويژگيها و خُلقيات پسنديدهاى است كه بر پايه اعتدال و دورى از گناه و فحشا، قوام مىيابد.
[1]- بايد بدانيم كه معنى واژه امنيّت و يا صلح در اصطلاح امروزى خود بويژه در زبان حقوق دانان وكارشناسان مسائل سياسى، با معنى مراد شده از آن در سخنان وحى و زبان فقها متفاوت است. امروزه امنيّت آن چيزى است كه سيستمهاى قانونى و سياسى از رهگذر تضمين اجراى قانون و جلوگيرى از تجاوز به حقوق مردم فراهم مىآورند، ولى در متون دينى از اين واژه به «نبود ترس و اندوه» تعبير شده است. پر واضح است كه تنها با فراهم آمدن تمام عوامل صلح و آرامش مىتوان به وضعيّتى كه درآن ترس وجود نداشته باشد، دست يافت.