بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 158

برابر دست از كار افتاده و فلج قطع كرد. همچنين اگر جانى بيمارى‌اى داشته باشد كه قصاص موجبات مرگ او را فراهم آورد، (به عنوان نمونه مبتلا به مرض قند باشد) نمى‌توان او را بواسطه جرح و يا قطع اعضاء قصاص كرد.

3- قصاص در حرمت شكنيها

قرآن كريم:

(الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى‌ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى‌ عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ)[1]. «ماه حرام، در برابر ماه حرام (اگر دشمنان، احترام آن را شكستند، و در آن با شما جنگيدند، شما نيز حق داريد مقابله به مثل كنيد.) و تمام حرمت (شكنى) ها، (قابل) قصاص است. و (بطور كلّى) هركس به شما تجاوز كرد، همانند آن بر او تعدّى كنيد. و از خدا بپرهيزيد (و زياده‌روى ننماييد) و بدانيد خدا با پرهيزگاران است.»

حديث شريف:

علاء بن فضيل مى‌گويد: از آن‌جناب (امام معصوم) درباره آغازگرى جنگ مسلمانان با مشركان در ماه حرام پرسش كردم؟ پس آن‌حضرت فرمودند:

[1]- سوره بقرة، آيه 194.


صفحه 159

«إذا كان المشركون يبتدؤنهم باستحلاله، ثمّ رأى المسلمون أنّهم يظهرون عليهم فيه، وذلك قول اللَّه عزّوجلّ:

(الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ)

والروم في هذا بمنزلة المشركين، لأنّهم لم يعرفوا للشهر الحرام حرمة ولا حقّاً، فهم يبدؤون بالقتال فيه، وكان المشركون يرون له حقّاً وحرمة

، فاستحلّوه، فاستحلّ منهم، وأهل البغي يبتدؤن بالقتال»[1].

«وقتى مشركين در آغاز رعايت حرمت شهر حرام را نكنند، مسلمين هم مى‌توانند از اين بابت آزاد باشند، اگر ديدند قتالشان در شهر حرام باعث پيروزى است، مى‌توانند در شهر حرام آغاز كنند، اين همان است كه آيه شريفه: (ماه حرام، در برابر ماه حرام (اگر دشمنان، احترام آن را شكستند، و در آن با شما جنگيدند، شما نيز حق داريد مقابله به مثل كنيد.) و تمام حرامها، (قابل) قصاص است.) بيانش مى‌كند، و روم نيز از مشركين هستند، چراكه براى ماه حرام حرمت و حقّى قايل نيستند، پس ايشان جنگ را در ماه حرام آغاز مى‌كنند، حال آنكه مشركان براى ماه حرام حقّ و حرمتى قايل بودند، پس حرمت ماه حرام را نگاه نداشتند، در نتيجه حرمت ايشان نيز نگاه داشته نشد، و ستمگرانند كه جنگ را آغاز مى‌كنند.»

رهيافت وحى:

هركس حقوقى دارد كه تجاوز به آنها بر ديگران حرام مى‌باشد. حال اگر كسى بدين حقوق تعدّى كرد صاحب حقّ مى‌تواند قصاص كند، چراكه براى حرمتها (يا حقوق محترم مردم) قصاص پيش‌بينى شده است.

[1]- وسائل الشّيعه، ج 11، كتاب الجهاد، ابواب جهاد العدوّ، باب 22، ص 70، ح 1، (20 جلدى).


صفحه 160

احكام:

1- هر امرى كه با سلامت و امنيّت فردى مردم مرتبط باشد، حرمتى براى ايشان محسوب مى‌شود، كه ديگران بايد آنرا محترم بدارند. از اين رو نمى‌توان بدن، دارايى يا وجاهت و اعتبار كسى را مورد تجاوز قرار داد.

- دراين صورت اگر كسى، از سوى فرد ديگرى مورد جرح قرار گيرد، نفر اوّل حقّ دارد جانى را به تفصيلى كه در «كتاب القصاص» آمده با زخم زدن قصاص كند.

- همچنين اگر دارائيهاى كسى، از سوى ديگرى به ناحق مورد دست اندازى قرار گيرد، زيان ديده مى‌تواند حقّ خود را از نفر دوّم باز پس گيرد.

- از سويى اگر شخصيّت و آبرو و اعتبار كسى، توسّط ديگرى مورد تعرّض قرارگيرد و نفر دوّم با اين كار حرمت نفر اوّل را هتك كند، بر نفر اوّل جايز است تا همانند او عمل كند، البتّه در صورتى كه مقابله به مثل فرد آبرو از كف داده به فعل حرام ديگرى همچون اشاعه فحشا و يا زيان رساندن به ديگران منجرّ نشود.

2- اگر قصاص در حرمت شكنيها به زيان ديگران و يا به فعل حرام ديگرى منجرّ شود، آن قصاص جايز نمى‌باشد. به عنوان نمونه: اگر كسى پنهانى به درون خانه ديگرى نگاه كند و به همسر و يا دختر وى نظر افكند، نمى‌توان در برابر اين عمل وى مقابله به مثل كرد، چراكه نگاه كردن به زن نامحرم چه بدواً و چه از روى قصاص، جايز نمى‌باشد.


صفحه 161

3- در برخورد با حقوق و حرمتهاى جوامع نيز همچون حقوق افراد عمل مى‌شود. لذا نمى‌توان به جامعه‌اى هتك حرمت كرد؛ حرمت ماه حرام در نزد عرب پيش‌از اسلام و همچنين حرمت بيت اللَّه الحرام از اين دست حرمتهاى اجتماعى مى‌باشند. البتّه اگر خود جوامع بدواً اين حرمتها را مورد هتك قرار دهند، مى‌توان در برابر ايشان به مقابله به مثل پرداخت و ايشان را قصاص كرد.

4- از آيه كريمه برمى‌آيد كه هتك حرمتهايى كه در نظر مردم قصاص و مقابله به مثل تلقّى مى‌شود، جايز مى‌باشند. به عنوان نمونه:

- اگر دولتى احترام به سفارت و كارگزاران سفارت دولت ديگرى را كه يكى از گزاره‌هاى عرف سياسى مى‌باشد، نقض كند، دولت دوّم مى‌تواند مقابله به مثل كند.

- يا اگر هواپيماهاى جنگى كشورى به حريم هوايى كشور ديگرى وارد شوند، يا ناوهاى ايشان از مرزهاى قانونى كشور دوّم عبور كنند، كشور دوّم مى‌تواند به همين گونه عمل كند.

- اگر دولتى بر كالاهاى تجارى كشور ديگرى عوارض و ماليّات گمركى وضع كند، دولت دوّم مى‌تواند مقابله به مثل كند.

- همچنين است در صورت جعل آرمها و علايم تجارى كشورى توسّط كشورى ديگر، كه كشور دوّم مى‌تواند به آنچه به مثابه قصاص تلقّى مى‌شود عمل كند. در پايان بايد گفت كه اينها همه به اين خاطر است كه «براى حرمتها (و حقوق مورد احترام) قصاصى است».


صفحه 162

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 163

حرمت نفس‌

درآمد:

حق حيات يكى از بنيادى‌ترين حقوق انسانها تلقى مى‌شود. در واقع اين حق، ارزشى ايمانى است كه از گزاره‌هايى چون احترام به ديگران و به رسميّت شناختن تمام حقوق مردم سرچشمه مى‌گيرد. از اين رهگذر است كه قرآن كريم حرمت نفس (انسان) را از بزرگترين حرمتها دانسته است.

در واقع ارتكاب قتل جنايتى معمولى نيست، چرا كه اولًا مخالف با فطرت بشرى است ثانياً از مصاديق ستم تلّقى مى‌شود. زيرا كه، فرد قاتل حقّ حيات را از يك انسان سلب مى‌كند.

از اين رو خداوند متعال براى حفاظت از جان مردم و بزرگداشت ارزش حيات، براى اولياى مقتولى كه به ستم كشته شده است اختياراتى قرار داده و حرمت قتل نفس را به عنوان پيمانى ميان خود و جامعه قلمداد كرده، همچنانكه قصاص را نيز تضمين كننده حيات اجتماعى دانسته است.


صفحه 164

1- ارزش حيات‌

قرآن كريم:

1-(وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَاناً فَتُقُبِّلَ مِن أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ* لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَا بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لَأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ* إِنِّي أُرِيدُ أَن تَبُوأَ بِإِثْمِي وَإِثْمِكَ فَتَكُونَ مِن أَصْحَابِ النَّارِ وَذلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ* فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِينَ* فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَاباً يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَارِي‌غ سَوْءَةَ أَخِيهِ قَالَ يَاوَيْلَتَى‌ أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِيَ سَوْءَةَ أَخِي فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ* مِن أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنَا عَلَى‌ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيراً مِنْهُم بَعْدَ ذلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ)[1].

«و داستان دو فرزند آدم را بحق بر آنها بخوان: هنگامى كه هر كدام، كارى براى تقرّب (به پروردگار) انجام دادند، امّا از يكى پذيرفته شد، و از ديگرى پذيرفته نشد، (برادرى كه عملش مردود شده بود، به برادر ديگر) گفت:" به خدا سوگند تو را خواهم كشت!" (برادر ديگر) گفت: (من چه گناهى دارم؟

زيرا) خدا، تنها از پرهيزگاران مى‌پذيرد* اگر تو براى كشتن من، دست دراز كنى، من هرگز به قتل تو دست نمى گشايم، چون از پروردگار جهانيان مى‌ترسم* من مى‌خواهم كه بار گناه من و گناه خودت را بر دوش كشى، و از

[1]- سوره مائده، آيات 27- 32.


صفحه 165

دوزخيان گردى. و همين است سزاى ستمكاران"* نفس سركش؛ كم‌كم او را به كشتن برادرش ترغيب كرد؛ (سرانجام) اورا كشت؛ و از زيانكاران شد.* سپس خداوند زاغى را فرستاد كه در زمين، جستجو (و كند و كاو) مى‌كرد، تا به او نشان دهد چگونه جسد برادر خود را دفن كند. او گفت:" واى بر من! آيا من نتوانستم مثل اين زاغ باشم و جسد برادرم را دفن كنم!؟" و سرانجام (از ترس رسوايى، و بر اثر فشار وجدان، از كار خود) پشيمان شد.* به همين جهت، بر بنى‌اسرائيل مقرّر داشتيم كه هركس، انسانى را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روى زمين بكشد، چنان است كه گويى همه انسانها را كشته، و هركس، انسانى را از مرگ رهايى بخشد، چنان است كه گويى همه مردم را زنده كرده است. و رسولان ما، دلايل روشن براى بنى‌اسرائيل آوردند، امّا بسيارى از آنها، پس‌از آن در روى زمين، تعدّى و اسراف كردند.»

حديث شريف:

1- از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه آن‌حضرت خطاب به محمّد بن مسلمة فرمودند:

«ألق كمّك على وجهك، وكن عبد اللَّه المقتول، ولا تكن عبد اللَّه القاتل»[1].

«آستين خود را روى صورت خود بگير، و بنده خداى كشته شده باش، نه بنده خداى قاتل.»

2- از امام باقر عليه السلام روايت شده كه فرمودند:

«مَن قتل مؤمناً متعمّداً، أثبت اللَّه عزّوجلّ على قاتله جميع الذنوب وبرئ‌

[1]- تفسير كبير، فخر رازى، ج 11، ص 216، چاپ قم.