شدهاند، حرام كرده، و به جز آنها، تمام خوراكيها حلال و پاكيزه مىباشند. در واقع اگر در احاديث و سنّت خوردن برخى چيزها حرام دانسته شده، اين حرمت، حرمتى تنزيهى مىباشد، نه تشريعى، بديگر سخن از حرمت در اينجا كراهت استفاده مىشود نه حرمت، البتّه علما دراين نكته با يكديگر اختلاف دارند، اكنون به تشريح اين بينشهاى سهگانه مىپردازيم:
الف: بهرهبردارى از آنچه در زمين قرار دارد
قرآن كريم:
1-(الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَسَلَكَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا وَأَنزَلَ مِنَ السَّماءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجاً مِن نَبَاتٍ شَتَّى)[1].
«همان خداوندى كه زمين را براى شما محل آسايش قرار داد؛ و راههايى در آن ايجاد كرد؛ و از آسمان، آبى فرستاد كه با آن، انواع گوناگون گياهان را (از خاك تيره) برآورديم.»
2-(الَّذِي جَعَلَ لَكُم مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَاراً فَإِذَا أَنتُم مِنْهُ تُوقِدُونَ)[2].
«همان كسى كه براى شما از درخت سبز، آتش آفريد و شما بوسيله آن، آتش مىافروزيد.»
3-(هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِها وَكُلُوا مِن رِزْقِهِ وَإِلَيْهِ
[1]- سوره طه، آيه 53.
[2]- سوره يس، آيه 80.
النُّشُورُ)[1].
«او كسى است كه زمين را براى شما رام كرد، بر شانههاى آن راه برويد و از روزيهاى خداوند بخوريد؛ و بازگشت و اجتماع همه به سوى اوست.»
4-(وَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّباً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ)[2].
«و از نعمتهاى حلال و پاكيزهاى كه خداوند به شما روزى داده است، بخوريد. و از (مخالفت) خداوندى كه به او ايمان داريد، بپرهيزيد.»
حديث شريف:
1- محمّد بن سنان از حضرت ابوالحسن عليه السلام درباره آب رودخانه پرسش كرد. پس امام فرمودند:
«إنّ المسلمين شركاء في الماء والنّار والكلأ»[3].
«همانا مسلمانان در آب و آتش و رستنىها شريكند.»
2- از اميرمؤمنان حضرت على عليه السلام روايت شده كه فرمودند:
«لا يحلّ منع الملح والماء و النار»[4].
«منع ديگران از نمك و آب و آتش حلال نمىباشد.»
[1]- سوره ملك، آيه 15.
[2]- سوره مائده، آيه 88.
[3]- وسائل الشّيعه، ج 17، كتاب إحياء الموات، ص 331، باب 5، ح 1، (20 جلدى)، و همان، ج 25، ص 417، (29 جلدى) و من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 239.
[4]- قرب الاسناد، جزءاوّل، ص 64، تهران، انتشارات نينوى.
رهيافت وحى:
هركسى حقّ دارد از نعمتهاى زمينى كه خداوند متعال براى انسان فراهم آورده، بهرهبردارى كند، و به هر راهى كه خداوند بدون تفاوت گذاشتن ميان افراد بشر، براى انسانها قرار داده، برود، و آزادانه از آنچه در دل زمين ويا روى آن قرار دارد، و از آنچه خداوند در زمين به بندگان روزى داده، استفاده كند، همچنانكه انرژى بدست آمده از آتش نيز متعلّق به تمام انسانها مىباشد.
احكام:
1- جايز نيست دولت، جامعه، گروه، دسته و يا شخصى از افراد بشر مانع بهره مندى مردم از نعمتهاى زمين، شامل زمينهاى كشاورزى، آبهاى روان، چراگاهها و يا معادن آشكار و پنهان زمين، شود.
2- مردم مىتوانند هر قدر كه مىخواهند از منافع زمين بهرهمند شوند، بدان شرط كه ديگران را از اين منافع محروم نسازند، چون، منافع خدادادى زمين متعلّق به گروه خاصّى نيست، بلكه متعلّق به همه است.
3- جامعه مىتواند براى سامان بخشى به امر بهره مندى از طبيعت، قوانينى وضع كند، به شرطى كه در اين قوانين به دلايلى ديگر حقّى از كسى ضايع نشود. در واقع بايد در وضع چنين قوانينى به مقدار ضرورت بسنده كرد، چراكه ايجاد اخلال در آزاديهاى بنيادين انسان تنها به اندازه ضرورت، جايز مىباشد.
4- نمىتوان راههاى حركت انسانها در زمين را چه به قصد اقتصادى
(چون تجارت و يا سرمايهگذارى كشاورزى و يا صنعتى) صورت گيرد، چه به قصد سياحت، آموزش و يا هدايت شدن، بر روى ايشان بست، مگر در مواقعى كه ضرورتى بسيار مهمّ دربين باشد.
ب: روزى حلال و پاكيزه
قرآن كريم:
1-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُوا للَّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ)[1].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از نعمتهاى پاكيزهاى كه به شما روزى دادهايم، بخوريد و شكر خدا را بجا آوريد؛ اگر او را پرستش مىكنيد.»
2-(الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِندَهُمْ فِي التَّورَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُوْلئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)[2].
«همانها كه از فرستاده (خدا)، پيامبرِ" امّى" پيروى مىكنند؛ پيامبرى كه صفاتش را، در تورات و انجيلى كه نزدشان است، مىيابند؛ آنها را به معروف دستور مىدهد، و از منكر بازمىدارد؛ اشياء پاكيزه را براى آنها
[1]- سوره بقره، آيه 172.
[2]- سوره اعراف، آيه 157.
حلال مىشمرد، و ناپاكيها را تحريم مىكند؛ و بارهاى سنگين، و زنجيرهايى را كه بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) برمىدارد؛ پس كسانى كه به او ايمان آوردند، و حمايت و ياريش كردند، و از نورى كه با او نازل شده پيروى نمودند، آنان رستگارانند.»
3-(يَسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُم مِنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ)[1].
«از تو سؤال مىكنند: چه چيزهايى براى آنها حلال شده است؟ بگو:
" آنچه پاكيزه است، براى شما حلال گرديده؛ و (نيز) صيد حيوانات شكارى و سگهاى آموخته (و تربيت يافته) كه از آنچه خداوند به شما تعليم داده به آنها ياد دادهايد، (بر شما حلال است؛) پس، از آنچه اين حيوانات براى شما (صيد مىكنند و) نگاه مىدارند، بخوريد؛ و نام خدا را (به هنگام فرستادن حيوان براى شكار،) بر آن ببريد؛ و از (معصيت) خدا بپرهيزيد كه خداوند سريع الحساب است.»
رهيافت وحى:
آيات كريمه قرآن به ما دستور مىدهند تا از روزى حلال و پاكيزه خداوند بخوريم، و از پليديها دورى گزينيم.
[1]- سوره مائده، آيه 4.
احكام:
1- خداوند متعال تنها روزىهاى پاكيزه را حلال كرده، و خوردنيهاى پليد را حلال نكرده است. اكنون پرسش اين است كه چه چيز معيار تمييز ميان خوردنيهاى پاكيزه و خوردنيهاى ناپاك و پليد مىباشد؟
2- پارهاى از خوردنيهاى پاكيزه و برخى از خوردنيهاى ناپاك و پليد را وحى براى ما مشخّص كرده است، پارهاى ديگر نيز بدون هيچ اختلافى نزد انسانها شناخته شدهاند (مانند پليد بودن فضولات انسانى) در پارهاى ديگر نيز انسانها ديدگاههاى متفاوتى با يكديگر دارند، پس:
الف- در مورد آن خوردنيهايى كه شرع، پاكى و ناپاكيشان را معيّن كرده، بايد به وحى مراجعه كرد.
ب- در مورد آنهايى هم كه عرف عمومى بشرى معيارى در پاكى و ناپاكيشان بدست مىدهد، بايد به همان عرف عامّى كه همگى برآن متّفقالقول مىباشند رجوع كرد.
ج- در موارد اختلافى، نيز صاحبان عرفهاى گوناگون، هريك به عرف خود بازگشته، هر آنچه را در عرف خود پاك يافتند، بخورند و از هر آنچه ناپاك و پليد يافتند دورى گزينند.
ج: آداب غذا خوردن
در احاديث و روايات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و اهلبيت عليهم السلام توصيههاى
فراوانى درباره غذا خوردن آمده، كه اكثراً به جهات زير باز مىگردند:
1- نيّت در غذا خوردن و آنچه با پرهيزكارى و تزكيه نفس پيوند خورده.
2- هدف از غذا خوردن و آنچه با سلامت و توان انسان مرتبط است.
3- بُعد اجتماعى تغذيه.
4- بُعد اقتصادى تغذيه.
در آنچه كه خواهد آمد به گوشهاى از اين جهات، و نصوصى كه درباره آنها وارد شده است اشارهاى خواهد شد:
نخست- تغذيه، پرهيزگارى و نيكوكارى
1- هر خواست و نيّتى عمل انسان را به رنگى درمىآورد، رنگ و لعاب عمل مؤمنان نيز نيّت و خواست نيكو است. از اين جهت نيّت و خواست مؤمنان از غذا خوردن نيز چيزى جز نيرو گرفتن براى اطاعت اوامر الهى نمىباشد:
(قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي للَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ)[1].
«بگو:" نماز و تمام عبادات من، و زندگى و مرگ من، همه براى خداوند پروردگار جهانيان است.»
2- كتاب الهى پرهيز از غذا خوردن را نفى مىكند، چون نمىتوان بر غذا خوردنى كه جهت نيرو گرفتن براى پرستش خدا صورت مىگيرد،
[1]- سوره انعام، آيه 162.
خرده گرفت:
(لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُوا إِذَا مَا اتَّقَوْا وَآمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَآمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَأَحْسَنُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ)[1].
«بر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند، گناهى در آنچه خوردهاند نيست؛ (و نسبت به نوشيدن شراب، قبلاز نزول حكم تحريم، مجازات نمىشوند؛) اگر تقوا پيشه كنند، و ايمان بياورند، و اعمال صالح انجام دهند؛ سپس تقوا پيشه كنند و ايمان آورند؛ سپس تقوا پيشه كنند و نيكى نمايند. و خداوند، نيكوكاران را دوست مىدارد.»
3- مؤمنان خوردن غذا را با نام خدا شروع مىكنند وبا حمد و سپاس الهى به پايان مىبرند، امام صادق عليه السلام دراين باره مىفرمايند:
«إذا وضع الطعام فسمّوا، فإنّ الشيطان يقول لأصحابه اخرجوا فليس لكم فيه نصيب، ومن لم يسمّ على طعامه، كان للشيطان معه فيه نصيب»[2]
. «هرگاه غذا آورده شد به نام خدا شروع كنيد، چون، [دراين هنگام] شيطان به ياران خود مىگويد: بيرون رويد، شما را در آن [غذا] سهمى نيست، و هركس بر سر غذا نام خدا را ياد نكند، شيطان با وى در غذا خوردن سهيم خواهد شد.»
[1]- سوره مائده، آيه 93.
[2]- مستدرك وسائل الشّيعه، ج 19، كتاب الأطعمة والأشربة، أبواب آداب المائدة، ص 274، باب 49، ح 4.